امام زمان (عليه السلام)، شناخت



«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم»

: «اللهم کن لوليک الحجة بن الحسن صلواتک عليه و علي آبائه في هذه الساعة و في کل ساعة ولياً و حافظا و قاعداً و ناصرا و دليلاً و عينا حتي تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فيها طويلا».
معرفت، محبّت و اطاعت از امام زمان (ع)
بحث امامت که حالا شامل همه امام‏ها مي‏شود سه شاخه دارد. رابطه علمي، عاطفي، عملي. پس بحث را شروع کنيم. موضوع: امامت رابطه ما با امام: 1-رابطه علمي و شناخت و معرفت. 2-رابطه عاطفي و مودت عشق. 3-رابطه عملي و رفتاري. کمي توضيح بدهم رابطه معرفت همه‏اش داريم: «من مات و لم يعرف امام زمانه» اگر کسي بميرد و امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف)اش را نشناسد يا در روايت داريم: «عارف بحقه» اين معرفت خيلي مهم است، اصلاً اگر امام را آدم نشناسد دين ندارد يک دعايي هست باز اين دعا را خيلي از ايرانيها حفظ هستند، آنهايي هم که حفظ نيستند الان حفظ مي‏کنند. انشاء الله مي‏گويد: «الهم عرفن نفسک» خدايا خودت را به من بشناسان.
شناخت حجّت، عامل دوري از گمراهي‏
بعد مي‏گويد: «فانک» بدرستي که تو: «ان لم تعرفني نفسک» اگر خودت را به من نشناساني «لم عرف نبيک» «لم عرف نبيک». نمي‏توانم پيغمبرت را بشناسم بعد مي‏گويد: «اللهم عرفني نبيک» خدايا پيغمبرت را به من بشناسان بعد مي‏گويد: «فانّک ان لَم تعرفني نبيک لم اعرف حجتک» بعد مي‏گويد: «اللهم عرفني حجتک فانک ان لم تعرفني حجتک و لم تعني» مي‏گويد خدايا خودت را به من بشناسان، تو را نشناسم پيغمبرت را هم نمي‏شناسم، پيغمبرت را نشناسم امام هم نمي‏شناسم. بعد مي‏گويد که اگر امام را نشناسم «فانک» بدرستي که تو «ان لم تعرفني» اگر من را امام‏شناس نکني «ان لم تعرفني حجتک ضللت ان ديني» خدايا خودت را به من بشناسان «نفسک» يعني خودت خدايا خودت را به من بشناسان. حالا آقايان که سوادشان کم‏رنگ است دعاشان اينطور باشد. خدايا خودت را به من بشناسان، پيغمبرت را به من بشناسان، امام را به من بشناسان، اگر نشناسي کج مي‏روم، فارسي‏اش است ببينيد خودت را به من بشناسان، پيغمبرت را به من بشناسان حجت، امام بشناسان. بعد مي‏گويد اگر حجتت را نشناسم «ضللت عن ديني» انحراف وقتي است که انسان امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف)اش را نشناسد. شناخت نه شناخت در حدي که امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) پسر امام حسن عسکري (عليه السلام) است خوب اين که شناس...، شناخت شناسنامه‏اي است يک شناختي که حالا يک نمونه‏اش را برايتان مي‏گويم، خوابت برده، چرتت گرفته شما وقتي چرتت گرفت نمي‏تواني ابروت را نگ.... يعني نمي‏تواني ببخشيد چي اسمش است؟ پلکت را نمي‏تواني نگه داري هر چه مي‏خواهي خودت را نگه داري مي‏بيني مي‏افتد پائين يعني من و شما به قدري عاجزيم که همينکه يک خورده چرت آمد توان نگهداري پلک نداريم.
زيارت جامعه، براي شناخت امام
امام کيست؟ امام کسيست که در زيارت جامعه مي‏گوئيم «بکم» يعني بواسطه شما «يمسک السماء ان تقع علي الارض» شما پلکت را نمي‏تواني نگه داري، ولي با امام آسمانها و کرات آسماني در مدار خودشان... مستقرند. گرفتي چي شد مثل آدمي که نمي‏تواند يک قرقره بخرد. يک آدم ديگر يک کشور را معامله مي‏کند با چک‏اش ببينيد اين چقدر گداست آن چقدر پولدار است ما.. يک بار ديگر تکرار مي‏کنم توان ما جوري است که وقتي خوابمان گرفت توان حفظ پلک نداريم.
امام را خداوند به او عنايتي کرده است خداوند به امام قدرتي داده که مي‏فرمايد: «بکم» يعني اي امام‏ها توسط شما «يمسک السماء» آسمانها ما سکه دارد يعني مي‏تواند خودش را نگه دارد يک وقت آدم به قدري عاجز است که بچه‏اش گوش به حرفش نمي‏دهد. يک وقت مي‏شود مثل حضرت امام (رحمة الله عليه) بنيانگذار جمهوري اسلامي که وقتي مي‏گويد جبهه نياز به نيرو دارد ده‏ها هزار جوان مي‏روند جان مي‏دهند و حال آنکه جوان هم هست باباش در خانه را مي‏زنند مي‏گويد تو برو باز کن مي‏گويد ديروز من در را باز کردم تو امروز برو باز کن يعني پسر داريم در خانه را به روي باباش باز نمي‏کند، جوان داريم، صد هزار تاش به عشق امام (رحمة الله عليه) شهيد مي‏شود اين شناخت امام است. براي امام‏شناسي بنده بهترين راه را زيارت جامعه مي‏دانم. جمله جمله آدم ببيند چي چي مي‏گويد اين. علم امام، لطف امام، عبادت امام، آقا يک چيزي را برايتان بگويم ببينيد فرق بين ما و امام چيه. کل عمر ما يک رکعت نماز با حال نمي‏خوانيم که خاطرمان جمع باشد از بسم الله تا کفواً احد حواسمان جمع است. يک رکعت نماز در عمر 80 سال ما شايد نباشد. آن وقت حضرت امير (عليه السلام) هزار رکعت نماز شب مي‏خواند. شبانه روز که هزار رکعتش حواسش جمع بود، حالا ما حساب مي‏کنيم 63 سال عمرش است، حالا از 10 سالگي 53 سال، 10 سالگي بچه، کوچک که بچه بود از 10 سالگي مسلمان شد ضربدر 365 حالا ماشين حساب باشد بهتر است ببينيد حضرت امير (عليه السلام) چند روزش گذشت. حالا اگر همه ايامش هم نباشد بخشي از ايامش بگو يک شبش اصلاً کار به عمر حضرت علي (عليه السلام) نداريم. بابا يک شب اگر هزار رکعت نماز خوانده باشد. هزار رکعت نماز با توجه خوانده ما 80 سال يک رکعت نماز با توجه نمي‏خوانيم يعني اينطور بگويم 80 سال ما يک هزارم يک شب حضرت علي (عليه السلام) نيست. اينه (اين است). قدرت آسمانها را نگه مي‏دارد. عبادت ما يک هزارم يک شبش نمي‏شود اين معرفت است. رابطه علمي و شناختي، علم غيب چيه؟ بعضي از آدمهاي بي‏معرفت ممکن است دو ليتر هم گريه کنند اما دم بزنگاه راجع به رهبر الهي کوتاه مي‏آيند، آدمهاي خوبي هستند، نماز شب ممکن است بخوانند و، ولي آنجا که مثلاً آقا يک چيزي مي‏گويد مي‏گويند حالا تا ببينيم يکي از اينها زمان امام صادق (عليه السلام) ظاهراً بود اين راجع به امام صادق (عليه السلام) آخر بعضي‏ها هم هستند که واقفيه هستند ما يک گروهي داريم توي دين بنام واقفيه، واقفيه يعني واقف، توقف کرد يعني آقاياني که متوقف شدند.
در انقلاب از واقفيه نباشيم‏
امام کاظم (عليه السلام) توي شهرها نماينده داشت که خمس و سهم امام را جمع کند، جمع که شد بياورد خدمت امام کاظم (عليه السلام) تحويل بدهد. امام کاظم (عليه السلام) که از... شهيد شد. ايشان گفت آقا اصلاً بعد از امام کاظم (عليه السلام) ديگر امامي وجود ندارد تا پولها را خودش بخورد مثل يک کسي پيرمردي را مي‏بينيم مي‏گوئيم اصلاً ايشان وارثي ندارد، پسري ندارد. حالا ممکن است بچه داشته باشد، خارج از ايران باشد براي اينکه يکي از اين اطرافيها مالش را بخورد مي‏گويد ايشان اصلاً خدا بهش (به او) بچه نداده. اصلاً بچه‏اي ندارد تا بتواند ارث را بخورد. به او مي‏گويند واقفيه يعني چه؟ گفت امامت در امام هفتم متوقف شد. بعضي‏ها هم تا امام (رحمة الله عليه) بنيانگذار جمهوري اسلامي ممکن است بيايند بعد از امام (رحمة الله عليه) واقفيه مي‏شوند يعني آنجا وا مي‏ايستند يک جا مي‏ايستند مثل اينکه در عبادت قرآن مي‏گويد بعضي‏ها «يؤمن ببعض و يکفر ببعض» يک جاي دين را قبول دارند، يک جاي ديگرش را قبول ندارند، دين پزشکي نيست، پزشکي آدم مي‏تواند بگويد من متخصص قلب هستم کاري به کليه ندارم. من متخصص حلق و بيني هستم کاري به اعصاب ندارم. من متخصص شکسته‏بندي‏ام، ارتوپدي‏ام، کار به... پزشکي مي‏شود تخصص باشد. اما مسلماني تخصص نيست که آقا من متخصص در يکي هستم، باقي کارها را آمادگي ندارم پس شناخت، رابطه علمي امام را بشناسيم. (يکي از اينها زمان امام صادق (عليه السلام) حالا من نمي‏دانم شک کردم امام صادق (عليه السلام) بود يا امام کاظم (عليه السلام) يک دو تا برادر بودند يکي شان آمد خدمت امام، امام فرمود که داداشت کو؟ گفت ايشان احتياطاً خانه شما نمي‏آيد، کارش از اين مسائل، حرفها حوصله‏اش نمي‏رسد، احتياط مي‏کند توي خانه نشسته، مشغول قرآن خواندن و مثلاً احتياط مي‏کند، امام فرمود که بهش بگو پشت در يادت هست که دختري آمد. يک کنيزي ظاهراً بود تو در را باز کردي تا نگاه کردي ديدي کنيز خوشگلي است، دست انداختي توي سينه‏اش، سينه‏اش را فشار بدهي، اگر خيلي دين داري پشت در بايد تقوا داشته باشي، ديدن امام تقوا لازم ندارد که حالا احتياطاً توي خانه نشسته‏اي تو اگر خيلي دين داري آنجا دين داشته باش. از اين معلوم مي‏شود امام کارهاي ريز افراد را مي‏داند. معرفت امام، عبادتش 80 سال ما يک هزارم يک شبش بود، قدرتش، خدا در ايشان قدرتي قرار داده که چنين بشود آيا مي‏شود؟ بسمه تعالي بله مي‏شود منتهي مَثل زشت است بزنم حالا از امام، امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) از همه امام‏ها معذرت مي‏خواهم الان چيز ديگري توي ذهنم نيست و معلم وقتي مي‏خواهد چيزي را ياد بدهد با ضرب المثل ممکن است مسئله خيلي هم قشنگ نباشد برجهاي بلندي که الان مي‏سازند روي قله‏اش يک خورده الماس مي‏گذارند. الماس است که شيشه را مي‏برد؟ها؟ يک ذره الماس مي‏گذارند و مي‏گويند اين يک ذره الماس فلان خطر را از اين برج دور مي‏کند يا کاميونهايي... مَثل کاميون بزنم راحتتر است کاميونها يک زنجير آويزان مي‏کنند که مي‏گويند اين زنجيري که به.... آويزان است نمي‏دانم فلان خطر را از کاميون... چطور خدا در زنجير يک اثر مي‏گذارد که خطر را از کاميون و در «بگوئيد» الماس اثري مي‏گذارد که خطر... همين انگشتر عقيق که مي‏گويند اين انگشتر عقيق، فيروزه فلان خطر را از انسان دور مي‏کند. اول آدم نمي‏فهميد آدم حالا مي‏فهمد) وقتي مي‏گويند امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) صحبت مي‏کند همه شرق و غرب او را مي‏بينند و صدايش را مي‏شنوند تا قبل از اختراع تلويزيون آدم نمي‏ف.... نه امام‏ها اينطور باشند همه انبياء اينطور باشند ببينيد
آقا الان تلفن همراه آمده شما دکمه‏اش را مي‏زني با آن طرف دنيا حرف مي‏زني نه فقط با ايران، با آن طرف دنيا حرف مي‏زني. بالاتر مي‏رود، تکنولوژي اصلاً ممکن است شما دکمه‏اش را بزني غير از اينکه حرف مي‏زني عکس‏اش را ببيني (حالا از اين بالاتر مي‏شود ما دکمه‏اش را بزنيم خودش از کانادا بيايد بغل ما؟ ديگر اين نمي‏شود اين نمي‏شود يکي از بزرگان 80 ساله حالا اسمش را ببرم همه‏تان مي‏شناسيد. 80 سالش است تقريباً خيلي مهم است، خيلي خيلي مهم است. ايشان مشکلي پيدا کرده بود و بيمارستانها و پزشکهاي ايران گفتند برود خارج چون خيلي وجودش عزيز بود. بنده خدا را بردند خارج و يک عمل جراحي روي بدنش کردند و روزي که مي‏خواستند بياورندش يک چيز کليشه‏اي هست. دکتر آمد بهش بخواند.
گفت 1-شما تا (حالا خيلي مهم است از بزرگان است، خيلي بزرگ است، خيلي بزرگ است شايد توي ايران مثلاً 20 تاش (تاي آن) نباشد) گفت 1-شما حق خوردن شراب تا 6 ماه نداريد. حالا يک دستوري است مال باقي مريض‏ها منتهي اين نمي‏فهميد که اين با باقي مريض‏ها فرق دارد. برنامه‏هاي کليشه‏اي اين پيرمرد هم گفت بابا اينکه نمي‏شود ما 6 ماه شراب نخوريم، مسخره‏اش کرد گفت نه نمي‏شود ندارد حتماً گفت تا سه ماه هم حق نداري برقصي. گفت اين ديگر حتماً نمي‏شود. اين ديگر حتماً نمي‏شود. آخرش گفتند آقا حاليته (مي‏فهمي) بابا اين غير از آن است، آخر آدم بايد بداند به کي چي چي مي‏نويسد. يک کسي يک مشکل مملکتي داشت نوشته بود به رئيس جمهور بعد هم نوشته بود رونوشت معاون اول رونوشت رئيس مجلس رونوشت رونوشت پانزدهمين رونوشت علامه محمد تقي جعفري جهت پيگيري گفتند بابا علامه جعفري يک فقيه است، يک ملا است فيلسوفي، آخر اين که مسئول پيگيري... پياز گران شده به علامه جعفري چه؟ متأسفانه الان همه چيز به هم بند شده يعني دوا (دارو) نيست مي‏گويند تقصير فلاني است. همه را به هم بند مي‏کنند يعني تقوا به قدري ضعيف شده که با ديدن يک مسئله همه را زير سؤال مي‏بريم بابا خدا لعنت کند هر که مقصر است و بناي بر مقصري خودش هم دارد چون گاهي مقصر است توجه ندارد يا در فکر جبرانند. بعضي‏ها هم مقصرند، هم از اين تقصير و از اين بدکاري لذت مي‏برند، اصلاً کيف مي‏کنند که مردم زجر بکشند همان خواست آمريکا خدا آنها را لعنت کند ولي حالا اگر يک مشکلي پيش آمد بايد مثلاً گفت مثلاً چنين و چنان است. حالا... غرضم حالا به مناسبت اين که نمي‏شود يک خورده رفتم توي خاکي برگردم سرجايم) تکنولوژي جوري است که با تکان دستت با آن طرف دنيا حرف مي‏زني بالاتر غير از اينکه حرف مي‏زني، خودش را مي‏بيني. بالاتر وجودش حاضر مي‏شود، قرآن مي‏گويد بله ما يک همچين تکنولوژي داريم اِه!! اِه!! ندارد.
انتقال تخت بلقيس در کمتر از يک چشم به هم زدن‏
«و قال عفريت من الجن» يکي از دست اندرکاران حضرت سليمان (عليه السلام) گفت: «انا آتيک» من مي‏توانم کاخ بلقيس را از يک کشوري بياورم اينجا. «قبل اين يرتد اليک طرفک» قبل از آنکه مژه چشمت... البته يکي گفت: «قبل أن تقوم من مقامک» يعني تا اينجا نشسته‏اي مي‏آورم يک ربع، بيست دقيقه‏اي که نشسته‏اي مي‏آورم. آيه جمله اولش اين است مي‏گويد: من کاخ را مي‏آورم «قبل أن تقوم من مقامک» قبل از آني که «قبل أن» اين آيه قرآن است «تقوم» قيام کني «من مقامک» از جاي خودت تا نشسته‏اي مي‏آورم. يکي ديگر گفت نه خير «قبل أن يرتد اليک طرفک» يعني تا چشمت به هم مي‏خورد من آوردم. الله اکبر آن وقت اين آدمي که مي‏گويد من نه فقط تلفن همراه صدايش را مي‏شنوي عکس‏اش را مي‏بيني، خودش را مي‏بيني. قرآن اشاره کرده که در زمان حضرت سليمان (عليه السلام) بعضي از علومي مطلع بودند که کاخ را در يک ثانيه از کشوري... اين گراهاي قرآني است توي قرآن يک همچين گراهايي داريم که اولياء خدا يک همچين قدرتي دارند. يک روز امام جواد (عليه السلام) بود ظاهراً، به نظرم امام جواد (عليه السلام) بود يا امام رضا (عليه السلام) خدا... سلام و صلوات خدا بر ائمه ما. از امام پرسيدند آقا گاهي مي‏خواهم يک حديث نقل کنم نمي‏دانم امام صادق (عليه السلام) گفته، امام کاظم (عليه السلام) گفته. گفت همه ما يکي هستيم هر چه از ما صادر بشود همه ما يکي هستيم، يک حديث داريم که امام فرمود هر چه از ما صادر مي‏شود از پيغمبر (صلي الله عليه و آله) صادر شده و هر چه از پيغمبر (صلي الله عليه و آله) صادر شده از خدا صادر شده «و ما ينطق عن الهوي» نطق‏اش بر اساس هوي و هوس نيست اگر اين نبود خيلي ما مشکل داشتيم. (خدا رحمت کند حاج احمد آقا فرزند امام (رحمة الله عليه) را مي‏گفت مجلس يک قانوني تصويب کرد که اين قانون خوب نبود گفتيم چي؟ گفت قانون وضع کرد که هر کسي کلمات امام (رحمة الله عليه) را نقل مي‏کند بايد عين آن کلمات را نقل کند و گرنه زندان است، خيلي‏ها مي‏دانند امام (رحمة الله عليه) گفته ولي مي‏ترسند پس و پيش بگويند بروند زندان. آن وقت حرفهاي امام (رحمة الله عليه) همينطور فراموش مي‏شود. حرف امام (رحمة الله عليه) که هست که حالا يا گفته پلوعدس يا گفته عدس‏پلو اينها مي‏گفتند نه اگر کلمه جابجا بشود، جرم قانوني دارد. البته مجلس هم به خاطر اينکه مي‏خواستند حرفهاي امام (رحمة الله عليه) تغيير پيدا نک... يعني آنها از حفاظت مکتب فکر امام (رحمة الله عليه) اين قانون را وضع کردند. اما حاج احمد آقا نظرش اين بود که اين قانون باعث مي‏شود که مردم از ترس حرفهاي امام (رحمة الله عليه) را نقل نکنند حالا اگر جوري مي‏شد که قال الصادق (عليه السلام) را کسي قال الباقر (عليه السلام) بگويد ظلم است. آدم همه‏اش را مي‏ايستاد نمي‏توانست چه بگويد حالا... البته به شرطي که امام گفته باشد. آخر بعضي‏ها از پاي پيش خودشان مي‏گويند امام گفته ما سراغ داريم يک کسي مي‏گفت امام خميني (رحمة الله عليه) گفته. گفتيم ولله به حضرت عباس امام نگفته. گفت ببين حرف حسابي هست يا نه خوب بعد امام (رحمة الله عليه) خواهد گفت گفتيم بابا اين ديگر ولايت فقيه نيست. اين ولايت بر فقيه است، خوب بعضي‏ها مي‏گويند ولايت فقيه، ولايت فقيه يعني هر چه فقيه گفته ما انجام مي‏دهيم. ولايت بر فقيه يعني يک چيزي را بر فقيه تحميل مي‏کنيم. ما الان داريم مثلاً پشت سر اين آقا نماز نمي‏خواند مي‏گوئيم چرا؟ مي‏گويد اين آقا توي خط من نيست، بابا تو اگر حمد و سوره‏اش درست است گناهي هم از او نديدي، برو به او اقتدا کن، ممکن است سليقه سياسي‏اش به تو نخورد، مگر هر کسي مي‏خواهي پشت سرش نماز بخواني بايد فکر سياسي‏اش هم مثل تو باشد؟ اين قدر تنگ‏نظر نباش که نه ما بايد برويم مسجدي که آقاش هم به ما بخورد پس او نماز را براي جماعت نمي‏خواني آقايي مي‏خواهي که نوکر تو باشد، پيش نماز بايد عادل باشد، عادل هم نه به اين معنا که در عمرش گناه نکند ممکن است خود آقا از خودش گناه سراغ داشته باشد. شما از او گناه سراغ نداشته باشي، شما از او گناه نديدي، برو افتدا کن ولو از خود آقا بپرسي، حضرت آقا ببخشيد در عمرت گناه نکردي؟ خوب چرا در عمرش ممکن است از خودش ممکن است هر کسي در خودش گناه سراغ داشته باشد. خوب احاطه علمي امام کيست؟ پيغمبر کيست؟ تازه آن کسي که تخت را در يک چشم به هم زدن آورد اين يکي از دست اندرکاران... يکي از اطرافيان حضرت سليمان (عليه السلام) بود.خود سليمان (عليه السلام)... رابطه عاطفي، يک صلوات بفرستيد برويم سراغ رابطه عاطفي. «اللهم صل علي محمّد و آل محمّد»
رابطه عاطفي يعني ما پيغمبر را دوست داشته باشيم البته دوستي هم بار دارد اينجا اگر مفاتيح باشد... يک مفاتيح سريع به من برسانيد. عرض کنم که اينکه مي‏گويند مودّت، ولايت، محبتّت اصلاً کلمه ولايت را برايتان معنا کنم. يک بار هم مقام معظم رهبري اين را معنا فرمودند. ولايت از وَلَي هست ولي يعني پشت سر آمدن ولايت يعني به قدري من تو را دوست دارم که هر چه بگويي من عقب‏ات مي‏آيم اين معناي ولايت است (تشکر از کسي که مفاتيح را آورد)ولايت معنايش اين است ما در دعاي ندبه داريم که... يک صلوات بفرستيد برايتان پيدا کنم: «اللهم صل علي محمد و آل محمد» ببينيد آقا يک استادي بگذاريد يک مثل بزنيم که خوب همچين باز شود قصه قدرت مثل خيلي عجيب است، خيلي گره‏هاي کور را مي‏شود با يک مثل باز کرد. خيلي گره‏هاي کور را با يک مثل مي‏شود حل کرد. معلم سر کلاس درس مي‏دهد به بچه‏ها مي‏گويد بچه‏ها من از شما مزدي نمي‏خواهم جز يک چيزي مزد من اين است، حقوق از مدرسه هم نمي‏گيرم پول از دولت هم نمي‏گيرم من براي خدا براي شما درس مي‏دهم فقط يک مزد مي‏خواهم مزدم اين است که درس من را خوب ياد بگيريد مزد مي‏خواهد ولي مزدش چه چيزي است، به سود شاگرد است يا استاد؟ شاگرد تقريباً اينطور مي‏گويد مي‏گويد که «فقل» بله «ثم جعلت اجر محمد صلواتک عليه و آله»
محبّت اهل بيت، اجر رسالت پيامبر
در دعاي ندبه داريم مي‏گويد خدايا اجر محمد (صلي الله عليه و آله) را «المودة في القربي» اجر پيغمبر (صلي الله عليه و آله) را مودّت، علاقه به اهل بيت گذاشتيم. خوب حالا پس چطور باقي انبياء گفتند ما پول نمي‏خواهيم چرا پيغمبر (صلي الله عليه و آله) مي‏گويد ما مزد مي‏خواهيم، باقي انبياء گفتند: «لا اسئلکم عليک اجرا» در سوره شعرا پنج تا از پيغمبرها را نقل کرده که همه پيغمبرها نوح (عليه السلام) و چي و چي همه پيغمبرها مي‏گفتند مردم ما از شما اجر نمي‏خواهيم. فقط پيغمبر ما تنها پيغمبري است که گفت من اجر مي‏خواهم منتهي اجرم چيه؟ علاقه به اهل بيت بعد مي‏گويد آيه قرآن، آيه بعد مي‏گويد: «ما سئلتکم من اجرٍ» آن سؤالي که کردم گفتم مزد مي‏خواهم «هو لکم» آن اجري هم که مي‏خواهم سودش مال خودتان است مثل معلمي که مي‏گويد مزد نمي‏خواهم من يک مزد مي‏خواهم. مزد اين است که خوب درس بخوانيد «هو لکم» حالا به نفع شما چطور؟ مي‏گويد: «ما سئلکم عليه من اجر الا من شاء أن يتخذ الي ربه سبيلا» من مزد نمي‏خواهم يک مزد من اگر مي‏خواهيد بدهيد بچه‏ها اهل بيت من را دوست داشته باشيد. دو- اهل بيت چيه؟ «شاء ان يتخذ الي ربه سبيلا» اهل بيت اين است که در راه خدا برويد. پس ببينيد رابطه عاطفي ما که مي‏گويند دوست داشته باشيد اين دوست داشتن رمز کشش است. پيغمبر و امام يعني ه... الان امام سجاد (عليه السلام) بحث را مي‏شنويد. امام سجاد (عليه السلام)... تولد امام سجاد (عليه السلام) بحث را مي‏شنويد، روز قبلش هم تولد امام حسين (عليه السلام) بوده، تولد ابوالفضل (عليه السلام) بوده. تولد امام حسين (عليه السلام) بود در آينده هم تولد ام.. اصلاً امام‏ها پدر ما هستند «انا و علي ابوها هذه الامة» من پدر... اصلاً قرآن مي‏گويد ابراهيم (عليه السلام) پدر شماست «ملة ابيکم ابراهيم» پس انبياء پدر ما هستند رابطه امام و ما رابطه پدر و پسري است خوب... يک آيه داريم توي قرآن که مي‏فرمايد: «و رحمتي وسعت کل شي‏ء» آيه قرآن است يعني رحمت خدا گسترده است همه چيز را مي‏گيرد. امام اين آيه را که خواند فرمود آن رحمتي که بر همه چيز گسترده است ما اهل بيت هستيم يعني ما اهل بيت محبت‏مان به همه چيز... خيلي خدا عجيبيه، محبت اهل بيت.
دعاي امام، حتّي درباره دشمن خود
صحيفه سجاديه مال کيه؟ امام سجاد (عليه السلام) چند تا دعا توي آن هست، يک دعا مال مرزدارها اينجايي که لب مرزند، حکومت دست کيه؟ يزيد و بني‏اميه ارتش دست کيه؟ ارتش هم دست يزيد و بني‏اميه، اين ارتش بني‏اميه کي‏ها بودند؟ همانها بودند که آمدند کربلا. امام حسين (عليه السلام) را کشتند ياران يزيد، حزب يزيد آمد کربلا امام حسين (عليه السلام را کشت بعد که مي‏رود لب مرز مي‏ايستد همين امام سجاد (عليه السلام) به مرزدارها دعا مي‏کند، اينها شيعه که نشدند که؟ مي‏دانيد مي‏خواهد بگويد چه؟ مي‏خواهد بگويد محبت ما جوري است که حتي به دشمن هم محبت داريم. امام حسين (عليه السلام) فرمود اين هم جزء لشکر يزيد است آخر حر قبلاً جزو لشکر يزيد بود اين... اين هزار نفرها آب خوردند اين يکي دير آمد اين را هم آب بدهيد. يکي از ياران امام حسين (عليه السلام) خيلي حال نداشت، آخر آدم به دشمن‏اش آب بدهد. گفت خيلي خوب دهانت را باز کن، اين هم دهانش را باز کرد اين هم مشک همينطور.... امام حسين (عليه السلام) فرمود بابا اين که نمي‏تواند درست بخورد. بده من مشک را خود امام حسين (عليه السلام) گرفت. مشک را لبه‏اش را گرفت قطره، قطره که اين بتواند قورتش بدهد حر از آن دور زيرچشمي امام حسين (عليه السلام) را ديد الله اکبر بعضي‏ها مي‏گويند دليل بر اينکه حر توبه کرد، اين محبتي بود که امام حسين (عليه السلام) داشت که با دست خودش به دشمن‏اش آب مي‏دهد. امام سجاد (عليه السلام) به مرزبانهايي که چند هفته پيش کربلا بودند دعا مي‏کند، اين... ببينيد چقدر روح بزرگ است پدر امت است. اينکه مي‏گويند امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) با شمشير مي‏آيد، شمشير امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) مال کساني است که جز منطق زور چيز ديگري حاليشان نيست مثل اسرائيلي‏هاي امروز اين صهيونيسم امروز مثلاً قابل نصيحت است؟ سازمان ملل مي‏تواند کنترلش کند؟ آمريکا مي‏تواند کنترلش کند؟ اصلاً چه قدرتي مي‏تواند اسرائيل را سرجايش بنشاند؟ خوب اسرائيل جز منطق زور چيزي نيست ولي... امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) سر تا پا مهر است. يک جمله داريم دقيقه آخر است بگويم: «و لا ناسين لذکرکم» امام مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرمود ما لحظه‏اي شما را فراموش نمي‏کنيم. حديث ديدم که امام فرمود روزي صد بار من به شما دعا مي‏کنم. محبت و مودت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) «و لا ناسين لذکرکم» شمشير او مال کساني است که زبانشان فقط زبان شمشير است وقتي شب مي‏روند افطار کنند در را مي‏زنند يتيم، مسکين، اسير سه شب اهل بيت غذايشان را مي‏دهند مسکين و يتيمي که غذايشان را مي‏دهند چه نژادي بودند؟ گزينش نبود در محبت بايد عمومي برخورد کرد. ابراهيم (عليه السلام) مکه را ساخت گفت خدايا به مؤمنين بده بخورند. فرمود اين چه دعايي است؟ من به کافرها هم مي‏دهم بخورند چقدر تنگ نظري تو. آيه‏اش اين است: «وارزق اهله من الثمرات من آمن» «من آمن» يعني هر که ايمان دارد «وارزق اهله من الثمرات» هر که ايمان دارد از ثمرات مکه بخورد، خدا فرمود چرا همچين دعا مي‏کني؟ «و من کفر فامتعه» من کافر هم باشد کاميابش مي‏کنم، حساب قيامت جداست.اما در دنيا همه بايد آب و برق و گاز و جاده داشته باشند. اينکه حالا چون کافر است به او ندهيد بخورد اينطور نيست. توجه امام به همه مردم توجه پدر است نسبت به پسر. محبت، رابطه علمي، رابطه عاطفي، رابطه عملي‏اش ماند.
خدايا! روز به روز معرفت ما را يک بعدش؟ محبت ما را دو، سوم رفتار ما را آن طوري که اهل بيت دوست دارند قرار بده.
عيدي ما را تعجيل ظهور آقا امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) استجابت دعاها رفع مشکلات قرار بده.
کساني که در طول تاريخ واسطه بودند که ما پيغمبر و اهل بيت‏اش را بشناسيم، قرآن و دين را بشناسيم و الان نيستند همين الساعه همه شان را با محمّد و آل محمّد محشور بفرما
الان که اسلام در دست ما است ما را نسبت به اسلام و نسبت به خون شهدا و نسبت به نسل آينده خائن قرار نده.
توفيق بده درست بشناسيم، درست عمل کنيم به نسل آينده منتقل کنيم
«والسلام عليکم و رحمة اللَّه و برکاته»