امام زمان (عليه السلام)، شناخت
امام زمان (عليه السلام)، شناخت
«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم»
: «اللهم کن لوليک الحجة بن الحسن صلواتک عليه و علي آبائه في
هذه الساعة و في کل ساعة ولياً و حافظا و قاعداً و ناصرا و دليلاً و عينا
حتي تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فيها طويلا».
معرفت، محبّت و اطاعت از امام زمان (ع)
بحث امامت که حالا شامل همه امامها ميشود سه شاخه دارد. رابطه علمي،
عاطفي، عملي. پس بحث را شروع کنيم. موضوع: امامت رابطه ما با امام: 1-رابطه
علمي و شناخت و معرفت. 2-رابطه عاطفي و مودت عشق. 3-رابطه عملي و رفتاري.
کمي توضيح بدهم رابطه معرفت همهاش داريم: «من مات و لم يعرف امام زمانه»
اگر کسي بميرد و امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف)اش را نشناسد يا
در روايت داريم: «عارف بحقه» اين معرفت خيلي مهم است، اصلاً اگر امام را
آدم نشناسد دين ندارد يک دعايي هست باز اين دعا را خيلي از ايرانيها حفظ
هستند، آنهايي هم که حفظ نيستند الان حفظ ميکنند. انشاء الله ميگويد:
«الهم عرفن نفسک» خدايا خودت را به من بشناسان.
شناخت حجّت، عامل دوري از گمراهي
بعد ميگويد: «فانک» بدرستي که تو: «ان لم تعرفني نفسک» اگر خودت را به من
نشناساني «لم عرف نبيک» «لم عرف نبيک». نميتوانم پيغمبرت را بشناسم بعد
ميگويد: «اللهم عرفني نبيک» خدايا پيغمبرت را به من بشناسان بعد ميگويد:
«فانّک ان لَم تعرفني نبيک لم اعرف حجتک» بعد ميگويد: «اللهم عرفني حجتک
فانک ان لم تعرفني حجتک و لم تعني» ميگويد خدايا خودت را به من بشناسان،
تو را نشناسم پيغمبرت را هم نميشناسم، پيغمبرت را نشناسم امام هم
نميشناسم. بعد ميگويد که اگر امام را نشناسم «فانک» بدرستي که تو «ان لم
تعرفني» اگر من را امامشناس نکني «ان لم تعرفني حجتک ضللت ان ديني» خدايا
خودت را به من بشناسان «نفسک» يعني خودت خدايا خودت را به من بشناسان. حالا
آقايان که سوادشان کمرنگ است دعاشان اينطور باشد. خدايا خودت را به من
بشناسان، پيغمبرت را به من بشناسان، امام را به من بشناسان، اگر نشناسي کج
ميروم، فارسياش است ببينيد خودت را به من بشناسان، پيغمبرت را به من
بشناسان حجت، امام بشناسان. بعد ميگويد اگر حجتت را نشناسم «ضللت عن ديني»
انحراف وقتي است که انسان امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف)اش را
نشناسد. شناخت نه شناخت در حدي که امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف)
پسر امام حسن عسکري (عليه السلام) است خوب اين که شناس...، شناخت
شناسنامهاي است يک شناختي که حالا يک نمونهاش را برايتان ميگويم، خوابت
برده، چرتت گرفته شما وقتي چرتت گرفت نميتواني ابروت را نگ.... يعني
نميتواني ببخشيد چي اسمش است؟ پلکت را نميتواني نگه داري هر چه ميخواهي
خودت را نگه داري ميبيني ميافتد پائين يعني من و شما به قدري عاجزيم که
همينکه يک خورده چرت آمد توان نگهداري پلک نداريم.
زيارت جامعه، براي شناخت امام
امام کيست؟ امام کسيست که در زيارت جامعه ميگوئيم «بکم» يعني بواسطه شما
«يمسک السماء ان تقع علي الارض» شما پلکت را نميتواني نگه داري، ولي با
امام آسمانها و کرات آسماني در مدار خودشان... مستقرند. گرفتي چي شد مثل
آدمي که نميتواند يک قرقره بخرد. يک آدم ديگر يک کشور را معامله ميکند با
چکاش ببينيد اين چقدر گداست آن چقدر پولدار است ما.. يک بار ديگر تکرار
ميکنم توان ما جوري است که وقتي خوابمان گرفت توان حفظ پلک نداريم.
امام را خداوند به او عنايتي کرده است خداوند به امام قدرتي داده که
ميفرمايد: «بکم» يعني اي امامها توسط شما «يمسک السماء» آسمانها ما سکه
دارد يعني ميتواند خودش را نگه دارد يک وقت آدم به قدري عاجز است که
بچهاش گوش به حرفش نميدهد. يک وقت ميشود مثل حضرت امام (رحمة الله عليه)
بنيانگذار جمهوري اسلامي که وقتي ميگويد جبهه نياز به نيرو دارد دهها
هزار جوان ميروند جان ميدهند و حال آنکه جوان هم هست باباش در خانه را
ميزنند ميگويد تو برو باز کن ميگويد ديروز من در را باز کردم تو امروز
برو باز کن يعني پسر داريم در خانه را به روي باباش باز نميکند، جوان
داريم، صد هزار تاش به عشق امام (رحمة الله عليه) شهيد ميشود اين شناخت
امام است. براي امامشناسي بنده بهترين راه را زيارت جامعه ميدانم. جمله
جمله آدم ببيند چي چي ميگويد اين. علم امام، لطف امام، عبادت امام، آقا يک
چيزي را برايتان بگويم ببينيد فرق بين ما و امام چيه. کل عمر ما يک رکعت
نماز با حال نميخوانيم که خاطرمان جمع باشد از بسم الله تا کفواً احد
حواسمان جمع است. يک رکعت نماز در عمر 80 سال ما شايد نباشد. آن وقت حضرت
امير (عليه السلام) هزار رکعت نماز شب ميخواند. شبانه روز که هزار رکعتش
حواسش جمع بود، حالا ما حساب ميکنيم 63 سال عمرش است، حالا از 10 سالگي 53
سال، 10 سالگي بچه، کوچک که بچه بود از 10 سالگي مسلمان شد ضربدر 365 حالا
ماشين حساب باشد بهتر است ببينيد حضرت امير (عليه السلام) چند روزش گذشت.
حالا اگر همه ايامش هم نباشد بخشي از ايامش بگو يک شبش اصلاً کار به عمر
حضرت علي (عليه السلام) نداريم. بابا يک شب اگر هزار رکعت نماز خوانده
باشد. هزار رکعت نماز با توجه خوانده ما 80 سال يک رکعت نماز با توجه
نميخوانيم يعني اينطور بگويم 80 سال ما يک هزارم يک شب حضرت علي (عليه
السلام) نيست. اينه (اين است). قدرت آسمانها را نگه ميدارد. عبادت ما يک
هزارم يک شبش نميشود اين معرفت است. رابطه علمي و شناختي، علم غيب چيه؟
بعضي از آدمهاي بيمعرفت ممکن است دو ليتر هم گريه کنند اما دم بزنگاه راجع
به رهبر الهي کوتاه ميآيند، آدمهاي خوبي هستند، نماز شب ممکن است بخوانند
و، ولي آنجا که مثلاً آقا يک چيزي ميگويد ميگويند حالا تا ببينيم يکي از
اينها زمان امام صادق (عليه السلام) ظاهراً بود اين راجع به امام صادق
(عليه السلام) آخر بعضيها هم هستند که واقفيه هستند ما يک گروهي داريم توي
دين بنام واقفيه، واقفيه يعني واقف، توقف کرد يعني آقاياني که متوقف شدند.
در انقلاب از واقفيه نباشيم
امام کاظم (عليه السلام) توي شهرها نماينده داشت که خمس و سهم امام را جمع
کند، جمع که شد بياورد خدمت امام کاظم (عليه السلام) تحويل بدهد. امام کاظم
(عليه السلام) که از... شهيد شد. ايشان گفت آقا اصلاً بعد از امام کاظم
(عليه السلام) ديگر امامي وجود ندارد تا پولها را خودش بخورد مثل يک کسي
پيرمردي را ميبينيم ميگوئيم اصلاً ايشان وارثي ندارد، پسري ندارد. حالا
ممکن است بچه داشته باشد، خارج از ايران باشد براي اينکه يکي از اين
اطرافيها مالش را بخورد ميگويد ايشان اصلاً خدا بهش (به او) بچه نداده.
اصلاً بچهاي ندارد تا بتواند ارث را بخورد. به او ميگويند واقفيه يعني
چه؟ گفت امامت در امام هفتم متوقف شد. بعضيها هم تا امام (رحمة الله عليه)
بنيانگذار جمهوري اسلامي ممکن است بيايند بعد از امام (رحمة الله عليه)
واقفيه ميشوند يعني آنجا وا ميايستند يک جا ميايستند مثل اينکه در عبادت
قرآن ميگويد بعضيها «يؤمن ببعض و يکفر ببعض» يک جاي دين را قبول دارند،
يک جاي ديگرش را قبول ندارند، دين پزشکي نيست، پزشکي آدم ميتواند بگويد من
متخصص قلب هستم کاري به کليه ندارم. من متخصص حلق و بيني هستم کاري به
اعصاب ندارم. من متخصص شکستهبنديام، ارتوپديام، کار به... پزشکي ميشود
تخصص باشد. اما مسلماني تخصص نيست که آقا من متخصص در يکي هستم، باقي کارها
را آمادگي ندارم پس شناخت، رابطه علمي امام را بشناسيم. (يکي از اينها
زمان امام صادق (عليه السلام) حالا من نميدانم شک کردم امام صادق (عليه
السلام) بود يا امام کاظم (عليه السلام) يک دو تا برادر بودند يکي شان آمد
خدمت امام، امام فرمود که داداشت کو؟ گفت ايشان احتياطاً خانه شما نميآيد،
کارش از اين مسائل، حرفها حوصلهاش نميرسد، احتياط ميکند توي خانه
نشسته، مشغول قرآن خواندن و مثلاً احتياط ميکند، امام فرمود که بهش بگو
پشت در يادت هست که دختري آمد. يک کنيزي ظاهراً بود تو در را باز کردي تا
نگاه کردي ديدي کنيز خوشگلي است، دست انداختي توي سينهاش، سينهاش را فشار
بدهي، اگر خيلي دين داري پشت در بايد تقوا داشته باشي، ديدن امام تقوا
لازم ندارد که حالا احتياطاً توي خانه نشستهاي تو اگر خيلي دين داري آنجا
دين داشته باش. از اين معلوم ميشود امام کارهاي ريز افراد را ميداند.
معرفت امام، عبادتش 80 سال ما يک هزارم يک شبش بود، قدرتش، خدا در ايشان
قدرتي قرار داده که چنين بشود آيا ميشود؟ بسمه تعالي بله ميشود منتهي
مَثل زشت است بزنم حالا از امام، امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف)
از همه امامها معذرت ميخواهم الان چيز ديگري توي ذهنم نيست و معلم وقتي
ميخواهد چيزي را ياد بدهد با ضرب المثل ممکن است مسئله خيلي هم قشنگ نباشد
برجهاي بلندي که الان ميسازند روي قلهاش يک خورده الماس ميگذارند.
الماس است که شيشه را ميبرد؟ها؟ يک ذره الماس ميگذارند و ميگويند اين يک
ذره الماس فلان خطر را از اين برج دور ميکند يا کاميونهايي... مَثل
کاميون بزنم راحتتر است کاميونها يک زنجير آويزان ميکنند که ميگويند اين
زنجيري که به.... آويزان است نميدانم فلان خطر را از کاميون... چطور خدا
در زنجير يک اثر ميگذارد که خطر را از کاميون و در «بگوئيد» الماس اثري
ميگذارد که خطر... همين انگشتر عقيق که ميگويند اين انگشتر عقيق، فيروزه
فلان خطر را از انسان دور ميکند. اول آدم نميفهميد آدم حالا ميفهمد)
وقتي ميگويند امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) صحبت ميکند همه شرق
و غرب او را ميبينند و صدايش را ميشنوند تا قبل از اختراع تلويزيون آدم
نميف.... نه امامها اينطور باشند همه انبياء اينطور باشند ببينيد
آقا الان تلفن همراه آمده شما دکمهاش را ميزني با آن طرف دنيا حرف ميزني
نه فقط با ايران، با آن طرف دنيا حرف ميزني. بالاتر ميرود، تکنولوژي
اصلاً ممکن است شما دکمهاش را بزني غير از اينکه حرف ميزني عکساش را
ببيني (حالا از اين بالاتر ميشود ما دکمهاش را بزنيم خودش از کانادا
بيايد بغل ما؟ ديگر اين نميشود اين نميشود يکي از بزرگان 80 ساله حالا
اسمش را ببرم همهتان ميشناسيد. 80 سالش است تقريباً خيلي مهم است، خيلي
خيلي مهم است. ايشان مشکلي پيدا کرده بود و بيمارستانها و پزشکهاي ايران
گفتند برود خارج چون خيلي وجودش عزيز بود. بنده خدا را بردند خارج و يک عمل
جراحي روي بدنش کردند و روزي که ميخواستند بياورندش يک چيز کليشهاي هست.
دکتر آمد بهش بخواند.
گفت 1-شما تا (حالا خيلي مهم است از بزرگان است، خيلي بزرگ است، خيلي بزرگ
است شايد توي ايران مثلاً 20 تاش (تاي آن) نباشد) گفت 1-شما حق خوردن شراب
تا 6 ماه نداريد. حالا يک دستوري است مال باقي مريضها منتهي اين
نميفهميد که اين با باقي مريضها فرق دارد. برنامههاي کليشهاي اين
پيرمرد هم گفت بابا اينکه نميشود ما 6 ماه شراب نخوريم، مسخرهاش کرد گفت
نه نميشود ندارد حتماً گفت تا سه ماه هم حق نداري برقصي. گفت اين ديگر
حتماً نميشود. اين ديگر حتماً نميشود. آخرش گفتند آقا حاليته (ميفهمي)
بابا اين غير از آن است، آخر آدم بايد بداند به کي چي چي مينويسد. يک کسي
يک مشکل مملکتي داشت نوشته بود به رئيس جمهور بعد هم نوشته بود رونوشت
معاون اول رونوشت رئيس مجلس رونوشت رونوشت پانزدهمين رونوشت علامه محمد تقي
جعفري جهت پيگيري گفتند بابا علامه جعفري يک فقيه است، يک ملا است
فيلسوفي، آخر اين که مسئول پيگيري... پياز گران شده به علامه جعفري چه؟
متأسفانه الان همه چيز به هم بند شده يعني دوا (دارو) نيست ميگويند تقصير
فلاني است. همه را به هم بند ميکنند يعني تقوا به قدري ضعيف شده که با
ديدن يک مسئله همه را زير سؤال ميبريم بابا خدا لعنت کند هر که مقصر است و
بناي بر مقصري خودش هم دارد چون گاهي مقصر است توجه ندارد يا در فکر
جبرانند. بعضيها هم مقصرند، هم از اين تقصير و از اين بدکاري لذت ميبرند،
اصلاً کيف ميکنند که مردم زجر بکشند همان خواست آمريکا خدا آنها را لعنت
کند ولي حالا اگر يک مشکلي پيش آمد بايد مثلاً گفت مثلاً چنين و چنان است.
حالا... غرضم حالا به مناسبت اين که نميشود يک خورده رفتم توي خاکي برگردم
سرجايم) تکنولوژي جوري است که با تکان دستت با آن طرف دنيا حرف ميزني
بالاتر غير از اينکه حرف ميزني، خودش را ميبيني. بالاتر وجودش حاضر
ميشود، قرآن ميگويد بله ما يک همچين تکنولوژي داريم اِه!! اِه!! ندارد.
انتقال تخت بلقيس در کمتر از يک چشم به هم زدن
«و قال عفريت من الجن» يکي از دست اندرکاران حضرت سليمان (عليه السلام)
گفت: «انا آتيک» من ميتوانم کاخ بلقيس را از يک کشوري بياورم اينجا. «قبل
اين يرتد اليک طرفک» قبل از آنکه مژه چشمت... البته يکي گفت: «قبل أن تقوم
من مقامک» يعني تا اينجا نشستهاي ميآورم يک ربع، بيست دقيقهاي که
نشستهاي ميآورم. آيه جمله اولش اين است ميگويد: من کاخ را ميآورم «قبل
أن تقوم من مقامک» قبل از آني که «قبل أن» اين آيه قرآن است «تقوم» قيام
کني «من مقامک» از جاي خودت تا نشستهاي ميآورم. يکي ديگر گفت نه خير «قبل
أن يرتد اليک طرفک» يعني تا چشمت به هم ميخورد من آوردم. الله اکبر آن
وقت اين آدمي که ميگويد من نه فقط تلفن همراه صدايش را ميشنوي عکساش را
ميبيني، خودش را ميبيني. قرآن اشاره کرده که در زمان حضرت سليمان (عليه
السلام) بعضي از علومي مطلع بودند که کاخ را در يک ثانيه از کشوري... اين
گراهاي قرآني است توي قرآن يک همچين گراهايي داريم که اولياء خدا يک همچين
قدرتي دارند. يک روز امام جواد (عليه السلام) بود ظاهراً، به نظرم امام
جواد (عليه السلام) بود يا امام رضا (عليه السلام) خدا... سلام و صلوات خدا
بر ائمه ما. از امام پرسيدند آقا گاهي ميخواهم يک حديث نقل کنم نميدانم
امام صادق (عليه السلام) گفته، امام کاظم (عليه السلام) گفته. گفت همه ما
يکي هستيم هر چه از ما صادر بشود همه ما يکي هستيم، يک حديث داريم که امام
فرمود هر چه از ما صادر ميشود از پيغمبر (صلي الله عليه و آله) صادر شده و
هر چه از پيغمبر (صلي الله عليه و آله) صادر شده از خدا صادر شده «و ما
ينطق عن الهوي» نطقاش بر اساس هوي و هوس نيست اگر اين نبود خيلي ما مشکل
داشتيم. (خدا رحمت کند حاج احمد آقا فرزند امام (رحمة الله عليه) را ميگفت
مجلس يک قانوني تصويب کرد که اين قانون خوب نبود گفتيم چي؟ گفت قانون وضع
کرد که هر کسي کلمات امام (رحمة الله عليه) را نقل ميکند بايد عين آن
کلمات را نقل کند و گرنه زندان است، خيليها ميدانند امام (رحمة الله
عليه) گفته ولي ميترسند پس و پيش بگويند بروند زندان. آن وقت حرفهاي امام
(رحمة الله عليه) همينطور فراموش ميشود. حرف امام (رحمة الله عليه) که هست
که حالا يا گفته پلوعدس يا گفته عدسپلو اينها ميگفتند نه اگر کلمه جابجا
بشود، جرم قانوني دارد. البته مجلس هم به خاطر اينکه ميخواستند حرفهاي
امام (رحمة الله عليه) تغيير پيدا نک... يعني آنها از حفاظت مکتب فکر امام
(رحمة الله عليه) اين قانون را وضع کردند. اما حاج احمد آقا نظرش اين بود
که اين قانون باعث ميشود که مردم از ترس حرفهاي امام (رحمة الله عليه) را
نقل نکنند حالا اگر جوري ميشد که قال الصادق (عليه السلام) را کسي قال
الباقر (عليه السلام) بگويد ظلم است. آدم همهاش را ميايستاد نميتوانست
چه بگويد حالا... البته به شرطي که امام گفته باشد. آخر بعضيها از پاي پيش
خودشان ميگويند امام گفته ما سراغ داريم يک کسي ميگفت امام خميني (رحمة
الله عليه) گفته. گفتيم ولله به حضرت عباس امام نگفته. گفت ببين حرف حسابي
هست يا نه خوب بعد امام (رحمة الله عليه) خواهد گفت گفتيم بابا اين ديگر
ولايت فقيه نيست. اين ولايت بر فقيه است، خوب بعضيها ميگويند ولايت فقيه،
ولايت فقيه يعني هر چه فقيه گفته ما انجام ميدهيم. ولايت بر فقيه يعني يک
چيزي را بر فقيه تحميل ميکنيم. ما الان داريم مثلاً پشت سر اين آقا نماز
نميخواند ميگوئيم چرا؟ ميگويد اين آقا توي خط من نيست، بابا تو اگر حمد و
سورهاش درست است گناهي هم از او نديدي، برو به او اقتدا کن، ممکن است
سليقه سياسياش به تو نخورد، مگر هر کسي ميخواهي پشت سرش نماز بخواني بايد
فکر سياسياش هم مثل تو باشد؟ اين قدر تنگنظر نباش که نه ما بايد برويم
مسجدي که آقاش هم به ما بخورد پس او نماز را براي جماعت نميخواني آقايي
ميخواهي که نوکر تو باشد، پيش نماز بايد عادل باشد، عادل هم نه به اين
معنا که در عمرش گناه نکند ممکن است خود آقا از خودش گناه سراغ داشته باشد.
شما از او گناه سراغ نداشته باشي، شما از او گناه نديدي، برو افتدا کن ولو
از خود آقا بپرسي، حضرت آقا ببخشيد در عمرت گناه نکردي؟ خوب چرا در عمرش
ممکن است از خودش ممکن است هر کسي در خودش گناه سراغ داشته باشد. خوب احاطه
علمي امام کيست؟ پيغمبر کيست؟ تازه آن کسي که تخت را در يک چشم به هم زدن
آورد اين يکي از دست اندرکاران... يکي از اطرافيان حضرت سليمان (عليه
السلام) بود.خود سليمان (عليه السلام)... رابطه عاطفي، يک صلوات بفرستيد
برويم سراغ رابطه عاطفي. «اللهم صل علي محمّد و آل محمّد»
رابطه عاطفي يعني ما پيغمبر را دوست داشته باشيم البته دوستي هم بار دارد
اينجا اگر مفاتيح باشد... يک مفاتيح سريع به من برسانيد. عرض کنم که اينکه
ميگويند مودّت، ولايت، محبتّت اصلاً کلمه ولايت را برايتان معنا کنم. يک
بار هم مقام معظم رهبري اين را معنا فرمودند. ولايت از وَلَي هست ولي يعني
پشت سر آمدن ولايت يعني به قدري من تو را دوست دارم که هر چه بگويي من
عقبات ميآيم اين معناي ولايت است (تشکر از کسي که مفاتيح را آورد)ولايت
معنايش اين است ما در دعاي ندبه داريم که... يک صلوات بفرستيد برايتان پيدا
کنم: «اللهم صل علي محمد و آل محمد» ببينيد آقا يک استادي بگذاريد يک مثل
بزنيم که خوب همچين باز شود قصه قدرت مثل خيلي عجيب است، خيلي گرههاي کور
را ميشود با يک مثل باز کرد. خيلي گرههاي کور را با يک مثل ميشود حل
کرد. معلم سر کلاس درس ميدهد به بچهها ميگويد بچهها من از شما مزدي
نميخواهم جز يک چيزي مزد من اين است، حقوق از مدرسه هم نميگيرم پول از
دولت هم نميگيرم من براي خدا براي شما درس ميدهم فقط يک مزد ميخواهم
مزدم اين است که درس من را خوب ياد بگيريد مزد ميخواهد ولي مزدش چه چيزي
است، به سود شاگرد است يا استاد؟ شاگرد تقريباً اينطور ميگويد ميگويد که
«فقل» بله «ثم جعلت اجر محمد صلواتک عليه و آله»
محبّت اهل بيت، اجر رسالت پيامبر
در دعاي ندبه داريم ميگويد خدايا اجر محمد (صلي الله عليه و آله) را
«المودة في القربي» اجر پيغمبر (صلي الله عليه و آله) را مودّت، علاقه به
اهل بيت گذاشتيم. خوب حالا پس چطور باقي انبياء گفتند ما پول نميخواهيم
چرا پيغمبر (صلي الله عليه و آله) ميگويد ما مزد ميخواهيم، باقي انبياء
گفتند: «لا اسئلکم عليک اجرا» در سوره شعرا پنج تا از پيغمبرها را نقل کرده
که همه پيغمبرها نوح (عليه السلام) و چي و چي همه پيغمبرها ميگفتند مردم
ما از شما اجر نميخواهيم. فقط پيغمبر ما تنها پيغمبري است که گفت من اجر
ميخواهم منتهي اجرم چيه؟ علاقه به اهل بيت بعد ميگويد آيه قرآن، آيه بعد
ميگويد: «ما سئلتکم من اجرٍ» آن سؤالي که کردم گفتم مزد ميخواهم «هو لکم»
آن اجري هم که ميخواهم سودش مال خودتان است مثل معلمي که ميگويد مزد
نميخواهم من يک مزد ميخواهم. مزد اين است که خوب درس بخوانيد «هو لکم»
حالا به نفع شما چطور؟ ميگويد: «ما سئلکم عليه من اجر الا من شاء أن يتخذ
الي ربه سبيلا» من مزد نميخواهم يک مزد من اگر ميخواهيد بدهيد بچهها اهل
بيت من را دوست داشته باشيد. دو- اهل بيت چيه؟ «شاء ان يتخذ الي ربه
سبيلا» اهل بيت اين است که در راه خدا برويد. پس ببينيد رابطه عاطفي ما که
ميگويند دوست داشته باشيد اين دوست داشتن رمز کشش است. پيغمبر و امام يعني
ه... الان امام سجاد (عليه السلام) بحث را ميشنويد. امام سجاد (عليه
السلام)... تولد امام سجاد (عليه السلام) بحث را ميشنويد، روز قبلش هم
تولد امام حسين (عليه السلام) بوده، تولد ابوالفضل (عليه السلام) بوده.
تولد امام حسين (عليه السلام) بود در آينده هم تولد ام.. اصلاً امامها پدر
ما هستند «انا و علي ابوها هذه الامة» من پدر... اصلاً قرآن ميگويد
ابراهيم (عليه السلام) پدر شماست «ملة ابيکم ابراهيم» پس انبياء پدر ما
هستند رابطه امام و ما رابطه پدر و پسري است خوب... يک آيه داريم توي قرآن
که ميفرمايد: «و رحمتي وسعت کل شيء» آيه قرآن است يعني رحمت خدا گسترده
است همه چيز را ميگيرد. امام اين آيه را که خواند فرمود آن رحمتي که بر
همه چيز گسترده است ما اهل بيت هستيم يعني ما اهل بيت محبتمان به همه
چيز... خيلي خدا عجيبيه، محبت اهل بيت.
دعاي امام، حتّي درباره دشمن خود
صحيفه سجاديه مال کيه؟ امام سجاد (عليه السلام) چند تا دعا توي آن هست، يک
دعا مال مرزدارها اينجايي که لب مرزند، حکومت دست کيه؟ يزيد و بنياميه
ارتش دست کيه؟ ارتش هم دست يزيد و بنياميه، اين ارتش بنياميه کيها
بودند؟ همانها بودند که آمدند کربلا. امام حسين (عليه السلام) را کشتند
ياران يزيد، حزب يزيد آمد کربلا امام حسين (عليه السلام را کشت بعد که
ميرود لب مرز ميايستد همين امام سجاد (عليه السلام) به مرزدارها دعا
ميکند، اينها شيعه که نشدند که؟ ميدانيد ميخواهد بگويد چه؟ ميخواهد
بگويد محبت ما جوري است که حتي به دشمن هم محبت داريم. امام حسين (عليه
السلام) فرمود اين هم جزء لشکر يزيد است آخر حر قبلاً جزو لشکر يزيد بود
اين... اين هزار نفرها آب خوردند اين يکي دير آمد اين را هم آب بدهيد. يکي
از ياران امام حسين (عليه السلام) خيلي حال نداشت، آخر آدم به دشمناش آب
بدهد. گفت خيلي خوب دهانت را باز کن، اين هم دهانش را باز کرد اين هم مشک
همينطور.... امام حسين (عليه السلام) فرمود بابا اين که نميتواند درست
بخورد. بده من مشک را خود امام حسين (عليه السلام) گرفت. مشک را لبهاش را
گرفت قطره، قطره که اين بتواند قورتش بدهد حر از آن دور زيرچشمي امام حسين
(عليه السلام) را ديد الله اکبر بعضيها ميگويند دليل بر اينکه حر توبه
کرد، اين محبتي بود که امام حسين (عليه السلام) داشت که با دست خودش به
دشمناش آب ميدهد. امام سجاد (عليه السلام) به مرزبانهايي که چند هفته پيش
کربلا بودند دعا ميکند، اين... ببينيد چقدر روح بزرگ است پدر امت است.
اينکه ميگويند امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) با شمشير ميآيد،
شمشير امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) مال کساني است که جز منطق
زور چيز ديگري حاليشان نيست مثل اسرائيليهاي امروز اين صهيونيسم امروز
مثلاً قابل نصيحت است؟ سازمان ملل ميتواند کنترلش کند؟ آمريکا ميتواند
کنترلش کند؟ اصلاً چه قدرتي ميتواند اسرائيل را سرجايش بنشاند؟ خوب
اسرائيل جز منطق زور چيزي نيست ولي... امام زمان (عجل الله تعالي فرجه
الشريف) سر تا پا مهر است. يک جمله داريم دقيقه آخر است بگويم: «و لا ناسين
لذکرکم» امام مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرمود ما لحظهاي شما را
فراموش نميکنيم. حديث ديدم که امام فرمود روزي صد بار من به شما دعا
ميکنم. محبت و مودت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) «و لا ناسين
لذکرکم» شمشير او مال کساني است که زبانشان فقط زبان شمشير است وقتي شب
ميروند افطار کنند در را ميزنند يتيم، مسکين، اسير سه شب اهل بيت غذايشان
را ميدهند مسکين و يتيمي که غذايشان را ميدهند چه نژادي بودند؟ گزينش
نبود در محبت بايد عمومي برخورد کرد. ابراهيم (عليه السلام) مکه را ساخت
گفت خدايا به مؤمنين بده بخورند. فرمود اين چه دعايي است؟ من به کافرها هم
ميدهم بخورند چقدر تنگ نظري تو. آيهاش اين است: «وارزق اهله من الثمرات
من آمن» «من آمن» يعني هر که ايمان دارد «وارزق اهله من الثمرات» هر که
ايمان دارد از ثمرات مکه بخورد، خدا فرمود چرا همچين دعا ميکني؟ «و من کفر
فامتعه» من کافر هم باشد کاميابش ميکنم، حساب قيامت جداست.اما در دنيا
همه بايد آب و برق و گاز و جاده داشته باشند. اينکه حالا چون کافر است به
او ندهيد بخورد اينطور نيست. توجه امام به همه مردم توجه پدر است نسبت به
پسر. محبت، رابطه علمي، رابطه عاطفي، رابطه عملياش ماند.
خدايا! روز به روز معرفت ما را يک بعدش؟ محبت ما را دو، سوم رفتار ما را آن طوري که اهل بيت دوست دارند قرار بده.
عيدي ما را تعجيل ظهور آقا امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) استجابت دعاها رفع مشکلات قرار بده.
کساني که در طول تاريخ واسطه بودند که ما پيغمبر و اهل بيتاش را بشناسيم،
قرآن و دين را بشناسيم و الان نيستند همين الساعه همه شان را با محمّد و آل
محمّد محشور بفرما
الان که اسلام در دست ما است ما را نسبت به اسلام و نسبت به خون شهدا و نسبت به نسل آينده خائن قرار نده.
توفيق بده درست بشناسيم، درست عمل کنيم به نسل آينده منتقل کنيم
«والسلام عليکم و رحمة اللَّه و برکاته»
بسم الله الرحمن الرحیم