نماهنگ زیبا

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام به همه دوستان عزیز و بزرگوارم ..........

با توکل بخدای بزرگ جهت  استفاده دوستان عزیز مطالب قرار داده میشود ..باشد که انشاالله موجب رضای حق تعالی قرار گیرد



بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و رحمت الله و برکاته

از رهگذر خاک سر کوی شما بود

هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و احشرنا معهم

----------------------------

برای سهولت در پیدا کردن مطالب از فهرست موضوعی مطالب استفاده کنید:

فهرست موضوعی

سخنرانی های موضوعی (اعتکاف)   معاد شناسی   شهادت امام هادی ع حکایتهای زیبا برای منبر جوانان و هئیت فاطمیه س مجلس ختم ماه محرم شهادت امام صادق ع مبعث شهادت امام جواد ع حضرت امیرالمومنین علی ع ماه مبارک رمضان گالری کلیپ های تصویری کلیپ صوتی دانلود ماه صفر روضه اربعین


-----------------------------------

السلام علیکِ یا مولاتتا یا فاطمة الزهرا صل الله علیکِ

و رحمت الله و برکاته

صلوات بر آن حضرت:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدّيقَةِ فاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ حَبيبَةِ حَبيبِكَ وَنَبِيِّكَ وَاُمِّ

خدايا درود فرست بر صديقه (طاهره ) فاطمه آن بانوى پاكيزه محبوب دوست و پيامبرت و مادر

اَحِبّآئِكَ وَاَصْفِيآئِكَ الَّتِى انْتَجَبْتَها وَفَضَّلْتَها وَاخْتَرْتَها عَلى نِسآءِ

دوستان و برگزيدگانت آن بانويى كه او را برگزيدى و فضيلت و برتريش دادى بر زنان

الْعالَمينَ اَللّهُمَّ كُنِ الطّالِبَ لَها مِمَّنْ ظَلَمَها وَاسْتَخَفَّ بِحَقِّها وَكُنِ

جهانيان خدايا تو انتقامش را بگير از كسانى كه به او ستم كردند و حرمتش را سبك

الثّائِرَ اَللّهُمَّ بِدَمِ اَوْلادِها اَللّهُمَّ وَكَما جَعَلْتَها اُمَّ اَئِمَّةِ الْهُدى

شمردند و تو اى خدا خونخواهى فرزندانش را بكن خدايا همچنانكه او را بدين مقام رساندى كه مادر امامان راهنما

وَحَليلَةَ صاحِبِ اللِّوآءِ وَالْكَريمَةَ عِنْدَ الْمَلاَءِ الاَْعْلى فَصَلِّ عَلَيْها

و همسر پرچمدار محشر و گرامى در عالم بالا قرارش دادى پس درود فرست بر او

وَعَلى اُمِّها صَلوةً تُكْرِمُ بِها وَجْهَ اَبيها مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَتُقِرُّ

و بر مادرش (خديجه ) درودى كه گرامى دارى بدان آبروى پدرش محمد صلى الله عليه و آلهرا و روشن گردانى

بِها اَعْيُنَ ذُرِّيَّتِها وَاَبْلِغْهُمْ عَنّى فى هذِهِ السّاعَةِ اَفْضَلَ التَّحِيَّةِ وَالسَّلامِ

بدان ديده فرزندانش را و برسان بديشان از من در اين ساعت بهترين تحيت و سلام را

------------------------------



آیت الله فاطمی نیا:


اگر یقین نداشتم نمیگفتم،هر کس با رهبر انقلاب مخالفت کند خدا از او نمیگذرد/این مرد بزرگ عز اسلام

است

 روزه در روايات


  روزه در روايات



بسم الله الرحمن الرحيم


آيه اي را که مربوط به ماه مبارک رمضان بود اين آيه: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ» بقره/185 در آيه قبل فرمود: روزه بر شما واجب شد همانطور که بر امتهاي قبل از شما واجب شده بود. فلسفه روزه هم اين بود: «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» بقره/183 که در اين جلسه آثار و برکات و فلسفه آنرا خواهيم گفت. من در اين جلسه راجع به «شَهْرُ رَمَضانَ» مطالبي را براي شما مي گويم.
ماه رمضان ماه گناه سوزي است. «رَمَضَ» يعني سوزاند. راجع به ماه مبارک رمضان، پيغمبر اکرم صلي الله عليه واله وسلم خطبه اي دارند. (بحارج 93) که من اين خطبه را برايتان مي خوانم. فرمود: «قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَيَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَيَّامِ وَ لَيَالِيهِ أَفْضَلُ اللَّيَالِي وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِيهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ أَنْفَاسُكُمْ فِيهِ تَسْبِيحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِيهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُكُمْ فِيهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُكُمْ فِيهِ مُسْتَجَابٌ»(بحارالأنوار، ج‏93، ص‏356) ماه رمضان مي آيد اي مردم و با خودش برکت و رحمت و مغفرت مي آورد. بهترين ماههاست. ايامش بهترين ايام است. شبهايش بهترين شبهاست. ساعاتش بهترين ساعات است. ماهي است که در اين ماه به ميهماني خدا دعوت شده ايد. «دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّهِ». راجع به ميهماني خدا نکاتي را خدمتتان عرض مي کنم: ميزبان کيست؟ خدا. خودش شخصا دعوت کرده است. گاهي اوقات آدم به پسرش مي گويد: برو به فلاني بگو بيايد. به خانمي مي گويد: به فلاني خبر بده. در اين ميهماني خدا ميزبان است و شخصا هم دعوت کرده است از ميهمانها. ما که دعوت مي کنيم چند حالت دارد: يا مجرميم، چون خورده ايم بايد پس بدهيم. يا محتاجيم و دعوت مي کنيم تا فردا يک امضاء از او بگيريم. يا اينکه مشکلي داريم، يا رقابت است، يا چشم و همچشمي است، گاهي هم ميهماني مي- کنيم تا به ديگران افتخار کنيم: مي داني! ديشب فلاني خانه ما بود! شخص مشهوري را دعوت مي کنيم تا پز بدهيم. خدا نه به ما پز مي دهد و نه. . . ما که چيزي نيستيم که به ما فخر بفروشد. خدا خودش دعوت نموده است. اساس دعوت نه افتخار است، نه احتياج است و نه چشم و همچشمي؛ وسيله پذيرايي چه است؟ شب قدر، قرآن، فرشته «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» قدر/4، «إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ» قدر/1 چي به ما مي دهيد تا بخوريم؟ ! نه تنها غذاي يک روز بلکه غذاي يک سال را به ما مي دهد. در ميهمانيهاي ما همانجا بايد خورد. فوقش هم در ساک دو تا پرتقال يا سيب مي شود گذاشت.(به اندازه يکي دو ساعت خوراک) اما شب قدر خوراک يک سال را مي دهند. بعد هم همه را يک جور دعوت کرده. ميهماني هاي ما سلسله مراتب دارند. خداوند بدون نياز دعوت کرده است. به معنويت دعوت کرده است. خب غذاي اين ماه چي است؟ گرسنگي و تشنگي. چون انسان با گرسنگي و تشنگي روحش لطيف مي شود. افراد زيادي به من مراجعه کرده‌اند که ما نمي- توانيم گريه کنيم! چشمه اشکمان خشک شده است! يکي در مکه به من رسيد و گفت: همه گريه مي کنند اما من مثل آجر به آنها نگاه مي- کنم! گفتم: بگويم مشکلت چه است؟ ! گفت: بگو. گفتم: يا زياد گوشت مي خوري، يا پرخوري مي کني، يا از همه اينها مهم‌تر خمس نمي- دهي! راستش را بگو خمس مي دهي؟ گفت: نه. گفتم: چرا نمي دهي؟ ! اگر کسي هب من يا شما يک باغ انگور بدهد همراه سندش و بگويد: همه اينها مال تو، فقط موقع چيدن انگور دو جعبه بده به من. اگر ما باغ را بگيريم و موقع چيدن انگورها آن دو جعبه را ندهيم در و ديوار مي گويند: اي نامرد! خدا يکجا يک ميليون به تو مي دهد و مي گويد: 200 هزارتومانش را به فقراء بده. مي گويي: نه خير نمي- دهم! خيلي نامرد هستند اينهايي که خمس نمي دهند. همه چيز ما از اوست. خدا ما را آفريده. عمر ما در دست اوست. مي توانست ما را ناقص بيافريند. مي توانست ما را بيمار کند. مي توانست ما را کودن کند و. . . ولذا قرآن مي فرمايد: لحظه مردن آنهايي که زکوة نمي دهند مي گويند: «رَبِّ ارْجِعُونِ» مومنون/99 خدايا ما را برگردان تا زکوة بدهيم. و جواب مي رسد که ديگر نمي شود برگرديد قصه جدي است. خيلي خوشحال نباشيد که مصرف گوشت بالاسست. همه زورها هم در گوشت نيست. يک ليوان شير زورش بيش از کباب است. آثار و برکات سبزي بيش از گوشت است. از غذاي طبيعي استفاده کنيم. اصلا ماه رمضان به خاطر اين است که ما يک مقدار گرسنگي را بچشيم. ما موقع سحر بقدري مي خوريم که ديگر گرسنه نشويم. بعد هم کلي افطاري مي خوريم. اصلا فلسفه روزه اين است که مزه گرسنگي را بچشيم. خيلي خوشم آمد از افطاريهاي حجاز. ما بعضي چيزها را بايد ياد بگيريم. آرزويم اين است که اين نوع افطاريها سنت گردد. افطاريهايشان را درست مي کنند و در زنبيل به مسجد مي آورند. خيلي ساده درست مي- کنند. مثل شيربرنج. يا لبنيات يا شير يا خرما. با يک سفره نايلوني مي آورند داخل مسجد الحرام. هرکسي هم آنجاسست به او مي گويند: تفضل. تا اذان گفتند افطار مي کنند و بعد نماز مي- خوانند. من ديدم عجب! او با يک زنبيل به ده نفر افطاري داد در خانه خدا روبروي کعبه! ما وقتي افطاري مي دهيم مثل اين است که شهرداري مي خواهد يک پروژه سازد. از يک ماه قبل برنامه ريزي مي کنيم. اينقدر ميهماني را مشکل گرفته ايم که واقعا جر پولدارها نمي توانند افطاري بدهند. افطاري را ساده بگيريم. پلو و عدس بدهيم. تعداد دعوت شده‌ها را بيشتر کنيم و غذاي ساده تري بدهيم. ميهمانها را هم گزينش نکنيم. براي خدا دعوت کنيم. اما يک گرسنه گمنام در اين افطاريها سير نمي شوند؛ در اين ماه ما به ميهماني خدا دعوت شده ايم. ميهمان هم بايد مطابق ميل ميزبان رفتار کند. ديديد وقتي بعضي از ميهمانهاي خارجي ما که مسلمان هم نيستند وقتي وارد ايران مي شوند روسري سر مي کنند. ما هم وقتي مي رويم همينطور است. من هم وقتي خواستم وارد بتکده شوم گفتند: کشفهايت را بکن. کفشم را کندم. رفت و برگشت گفت: خدا خواب است! به او گفتم: تا کي مي خوابد؟ ساعتش را نگاه کرد و گفت: تا 6 بعدازظهر. مترجم خواست بخندد، گفتم: نخند آبروي ما را مي ريزد. گفتم: مي شود خداي خواب شما را ببينم؟ گفت: چيزي نگوها! گفتم: باشد. و رفتيم. مرا برد بالاي سر يک مجسمه. گفت: اين خداست و الان خوابيده واقعا در اينجا آدم مي فهمد که پيغمبر اسلام(ص) چقدر به گردن ما حق دارد. همين الان صدها ميليون بت پرست وجود دارد. من در دانشگاه يکي از کشورها ديدم که اساتيد دانشگاه آنجا مي آمدند در مقابل بت احترام مي گذاشتند و مي رفتند! خدا را شکر که ما را هدايت کرد.
ما در اين ميهماني بايد خودمان را تطبيق دهيم. «أَنْفَاسُكُمْ فِيهِ تَسْبِيحٌ»: در اين ماه نفس که مي کشيد مثل اين است که سبحان الله مي گوييد. «وَ نَوْمُكُمْ فِيهِ عِبَادَةٌ» خوابتان در اين ماه عبادت است. وقتي خوابتان عبادت است پس بيداري خيلي ارزش دارد. «وَ عَمَلُكُمْ فِيهِ مَقْبُولٌ» اعمالتان مقبول مي شود. کارهاي ما اوقات ديگر کل دارد. مثلا نماز قبول نمي شود مگر آنکه حضور قلب داشته باشيم. سه تا کليد براي قبول نماز وجود دارد: يکي اينکه سر نماز حواست جمع باشد. اگر حواست پرت است لااقل نافله بخواني. اگر هم حواست پرت است و هم نافله نمي خواني لااقل مهرت مهر کربلا باشد. اوقات ديگر مقبولي رمز دارد اما در ماه رمضان خدا در هم مي خرد. مي گويند: مشتري خوب کسي است که در هم مي خرد. ماه رمضان مقدس است. روز نحس هم داريم؟ بله «في‏ يَوْمِ نَحْسٍ» قمر/19، «في‏ أَيَّامٍ نَحِساتٍ» فصلت/16 پس زمان هم مقدس است هم نامقدس.
يکي از اين غيرآخوندها رفته بود براي دانشجويان سخنراني کند. گفته بود؟ « که مي گويد هرچه آخوندها مي گويند مقدس است؟ ! اين آخوندها فهم خودش را مي گويد. مي گويد: من از اسلام اين را مي فهمم. از کجا تو درست فهميده‌‌اي؟ ! شايد اسلام چيز ديگري مي گويد. تو فهم خودت را مي گويي، نه اسلام واقعي را! بنابراين فکر علماء مقدس نيست. « دانشجوها هم گوش مي دادند. چون از خودش بي‌ سوادتر است. جواب او اين است:
ما مي گوييم چيزي که رنگ الهي داشته باشد مقدس است. چه به هدف برسد و چه به هدف نرسد. شما دلت مي سوزد خيال مي کني فقير است و به او پول مي دهي، اگر هم او واقعا فقير نباشد و فقط لباس فقراء را به تن کرده باشد تو چون به خاطر خدا کمک کرده اي اجرت را مي بري گرچه او فقير نباشد. اين چه حرفي است؟ ! به چه دليل؟ به دليل اين آيه قرآن؛ در مقابل حرف کساني که مي خواهند ولايت فقيه را بکوبند. مي خواهند بگويند: ولايت فقيه با مردم عادي يک جور است! منتهي فقيه مي گويد: خدا اين را گفته. ما هم به او مي گوييم: از کجا اين را گفته؟ ! تو اينطور خيال مي کني! اين فهم تو است.
ما هم مي خواهيم بگوييم: فقيه چون مراجعه کرده به قرآن، چه واقع بفهمد و چه اشتباه کند چون گاهي که برداشته مقدس است کارش مقدس است. آقاجان، هرکس در دنيا مريض مي شود مي رود پيش دکتر، همه مردم دنيا مي دانند که دکترها گاهي نسخه اشتباه مي دهند. اما چون گاهي دکتر نسخه‌اش نابجاست نمي گويند: دکتر با عمه من يکي است. دکتر هم مثل بقيه مردم است. اين حرف از بي توجهي است. بابا اين شخص تحصيل کرده است، زحمت کشيده، آزمايش کرده، معاينه کرده و نسخه داده است. فرق مي کند با آدمهاي ديگر. اگر هم در صد نسخه پنج نفر را اشتباه داد باز هم رجوع به دکتر لازم است. اما قرآن چه مي فرمايد: زياد دقت کنيد. مي خواهم بگويم فکر فقيه مقدس است. قرآن مي فرمايد: «وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ» نساء/100 کسي که خارج مي شود از خانه‌اش و نيتش اين باشد که هجرت کند به سوي اهداف الهي و اهداف رسول الله، اما وسط راه بميرد، اگر کسي براي کار خوبي حرکت کرد و وسط راه جان داد، نبايد گفت: او که به مقصد نرسيده است. مي فرمايد: شک نکن که اجرش با خدا است. اين آيه مي گويد: فقيهي که براي خدا دارد فکر مي کند گرچه وسط درس بميرد، (اگر يک دانشجو در زمان دانشجويي بميرد ثواب شهيد به او مي دهند چون مي خواست تخصص پيدا کند و به مردم خدمت کند ولو موفق نشد.) اجرش با خداست يعني کار مقدس است، گرچه به هدف نرسد. اين از نظر قرآن، اگر دين دارد. بعضي مي گويند: ما دين نداريم. اگر هم دين نداريد عقل که داريد: تمام عقلاي دنيا به پزشک مراجعه مي کنند با اينکه مي دانند گاهي نسخه دکتر درست نيست.
ما قداست داريم، فکر مقدس داريم، آدم مقدس هم داريم، روز مقدس هم داريم: « شهر رمضان» نفس کشيدن در اين ماه مقدس است. خوابيدن در اين ماه مقدس است. مقام دانشجوها خودشان را بيمه کنند با اين آيه.
همه مي دانند که نخ خالي چيزي نمي دوزد، بايد بند به سوزن باشد. و اين را هم ولايت فقيه مي دوزد. مرجعيت چيزي نمي دوزد. ما بزرگترين مرجعيت را در ايران ديديم، مرجعيت حضرت آية الله العظمي بروجردي. بزرگترين مرجعيت را هم در نجف ديديم: مرجعيت حضرت آية الله العظمي خويي. نه آقاي بروجردي ايران را نجات داد و نه آقاي خويي عراق را نجات داد. ولي امام(ره) به دليل طرح مسئله فقهي مملکت را نجات داد. وگرنه حالا تيمم و غسل و غساله و. . . اينها از زمان ناصرالدين شاه هم بود. آب کر 5/3 وجب در 5/3 وجب است. ولايت فقيه است که مي تواند سران کشورهاي اسلامي را جمع کند و گفتني‌ها را به آنها بگويد. ولايت فقيه است که مي تواند شاه را بيرون کند. آب کر 5/3 وجب در 5/3 وجب که نمي تواند شاه را از مملکت بيرون کند. مرجعيت، قدرت کارساز است حمايت امت. سوزن نخ مي دوزد. امت و امام بايد با هم باشند تا کاري انجام شود.
زمان مقدس است. ليلة القدر مقدس است. سحر مقدس است. خداوند به سحر سه بار قسم خورده است. تمام ساعات را يکي يک بار قسم خورده است. ولي چون سحر مقدس است سه بار به آن قسم خورده است. و از برکات رمضان سحرخيزي است. به فجر يکبار قسم خورده: «وَ الْفَجْرِ» فجر/1، به صبح يکبار قسم خورده: «وَ الصُّبْحِ» مدثر/34، «وَ الضُّحى‏» ضحى/1 يکبار قسم خورده قسم به چاشت. «وَ النَّهارِ» شمس/3 يکبار قسم خورده، «وَ اللَّيْلِ» مدثر/33 يکبار قسم خورده، اما به سحر سه بار قسم خورده است: «وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ» فجر/4 قسم به شب وقتي که دارد آخرش مي شود. «وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ» تكوير/17 قسم به شب وقتي که آخرش مي شود. «وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ» مدثر/33 قسم به شب وقتي آخرش مي شود. «وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» ذاريات/18، «وَ الْمُسْتَغْفِرينَ بِالْأَسْحارِ» آل عمران/17 سحر مهم است.
مکان مقدس است: «إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً» طه/12 اي موسي کفشهايت را در بياور اينجا کوه طور است. پس مکان هم مقدس است. پس فکر فقيه هم مقدس است. فکر پزشک هم مقدس است. هر کاري که براي خدا انجام دهي مقدس است چه به هدف برسد و چه نرسد.
«والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته»

 روزه در قرآن


  روزه در قرآن



بسم الله الرحمن الرحيم


. در قرآن چند آيه در مورد وجوب روزه هست. يكي از اين آيه‌ها، آيه‌ي 183 سوره بقره است. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»(بقره/183) «يا أَيُّهَا النَّاس» يعني‌اي مردم «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا» يعني‌اي مؤمنين! ‌اي مردم وقتي است که مردم هنوز ساخته نشده‌اند. مثل اينکه آدم به بچه مي‌گويد: بچه! بزرگ مي‌شود، لقب پيدا مي‌کند. «يا أَيُّهَا النَّاس» وقتي است که مردم لقبي ندارند. تربيت و کمالي ندارند. آنجايي که مردم مطلق هستند «يا أَيُّهَا النَّاس» مي‌گويد. يعني وقتي مردم رشد پيدا کردند. ايمان آوردند و گامي در جهت رشد تحصيلي، فکري و اعتقادي برداشته‌اند «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا» مي‌گويد. «يا أَيُّهَا النَّاسُ» براي سيزده سال اول است که پيغمبر در مکه بوده است. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا» براي وقتي است که مردم در مدينه به پيغمبر گرويدند و ايمان آوردند. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا»‌اي کساني که ايمان آورديد. لحن عاطفه انگيز است. مثل اينکه آدم بگويد که استاد عزيز! پسر عزيز! مردم محترم! لقب خوب طرف را وادار مي‌کند که گوش بدهد. اينكه شما براي نماز خواندن بچه‌ي خود را با احترام صدا كني يا بي احترام صدا كني، تاثير دارد. و لذا حديث داريم «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا» خدا اين چنين با ما صحبت کرده است. ما را تحويل گرفته است. کارت دعوت فرستاده است. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا»‌اي کساني که با من رابطه داريد. ايمان داريد. «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ»، «كُتِبَ» يعني بر شما واجب شد. به مستحباتي که خيلي در مرز وجوب است، «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الوصيه» مي‌گويند. وصيت واجب شد. مي‌گويند: وصيت خود را بنويس. يعني ثبتش کن. چون يك چيزي که مي‌نويسند، تقريباً قطعي مي‌شود. حرف بنيان دارد و بي ريشه نيست. «كُتِبَ» يعني حتمي شده است. «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ» برشما حتمي شده که روزه بگيريد. بعد مي‌فرمايد: «كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ» اديان ديگر هم روزه دارند. روزه مخصوص اسلام نيست. نماز هم مخصوص اسلام نيست. «وَ أَوْصاني‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا»(مريم/31) يحيي گفت: «يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا»(هود/87) نماز از آدم تا خاتم بوده است. جهاد هم بوده است. امر به معروف هم بوده است. لقمان به پسرش مي‌گويد: «يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ»(لقمان/17) زکات در اديان قبل هم بوده است. حضرت عيسي مي‌گويد: «وَ أَوْصاني‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ» يعني ايمان به مبدأ، قيامت، نبوت، نماز، روزه، حج، زکات، امر به معروف، نهي از منكر و. . . در اديان ديگر هم بوده است. اين که مي‌گويد: «كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ» قصه را آسان مي‌کند. وقتي مي‌گوييم: امشب در دو سه شهر برق نيست، ناراحت مي‌شود. اما به محض اينكه مي‌گوييم: در تهران هم برق نيست. خيالش راحت مي‌شود. وقتي مي‌گوييم: امشب شما نبايد بخوابي. امشب بايد نگهباني باشي. مي‌گويد: فلاني برود. مي‌گوييم: فلاني ديشب پست بوده است. تا اين را مي‌گوييم خيالش راحت مي‌شود و قبول مي‌كند. مثلاً ماه رمضان چون همه روزه مي‌گيرند، روزه گرفتن آسان است. اما غير ماه رمضان وقتي همه مي‌خورند و او نمي‌خورد، برايش سخت مي‌گذرد. اينکه مي‌گويد: «كَما كُتِبَ» مي‌خواهد دو چيز را بگويد. هم مي‌خواهد تاريخ روزه را بگويد و هم مي‌خواهد ماه رمضان را از نظر رواني باز كند و بگويد: روزه آسان است و كار دشواري نيست. وقتي همه روزه بگيرند، روزه گرفتن سخت نيست. وقتي من بي پول باشم، سخت است. اما وقتي بفهمم كه ديگري هم بي پول است ديگر براي من سخت نيست. «کما کتب» هم تاريخ را مي‌گويد و هم سنت الهي را مي‌گويد. سنت الهي براي اين است كه خدا مي‌خواهد مردم را تربيت کند. اينطور نيست که خدا يکي را تربيت کند و يکي را تربيت نکند. هستي را تربيت مي‌کند. اگر روزه براي تربيت من خوب است، چرا امت‌هاي قبل تحت تربيت الهي قرارنگيرند؟ پس سنت الهي اين است. «کَما» سه درس داشته است. 1- سنت الهي 2- آسان کردن مشکلات 3- اشاره به تاريخ «كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ» فلسفه روزه چيست؟ «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» راجع به فلسفه‌ي روزه بعد بحث مي‌كنيم. حديث داريم هرکس ماه رمضان را براي خدا روزه بگيرد. خدا تمام گناهانش را مي‌بخشد. حديث داريم. امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أَجْزِي عَلَيْهِ»(كافي، ج‏4، ص 63) روزه براي من است و خودم جزاي آن هستم. روزه به قدري ثواب دارد که وقتي مي‌خواهند بگويند: فلان کار ثواب دارد، مي‌گويند: انگار روزه گرفتي. يعني اين نسخه اصلي روزه است. باقي نسخه‌ها فتوکپي است. «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»تقوا چيست؟ تقوا يعني آدم خودش را نگه دارد. اگر هم مي‌گويند: «اتَّقُوا اللَّه» لازم نيست كه آدم از چيزي بترسد. «اتَّقُوا اللَّه» نه اينکه از خدا بترس. يعني نسبت به خدا حريم قائل شو. يعني پرواکن. شما وقتي يك استاد دانشگاه را مي‌بيني، برايش حريم قائل هستي. به او اعتنا مي‌کني. تقوي به معني پروا است. معني تقوا ترس نيست. «اتَّقُوا اللَّه» از خدا بترس. «اتَّقُوا اللَّه» خوب است كه آدم از آتش بترسد. ولي «اتَّقُوا اللَّه» يعني از خدا پرواکن. يعني برايش حريم قائل شو. حالا چه وقتي روزه بگيريم؟ «أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ»(بقره/184) براي روانشناسي کلاسداري، روانشناسي تبليغات است. چيزي نيست. خيلي آسان است. طوري حرف بزنيم که کار آسان شود. آسان نشان دادن مهم است. شخصي آمد و گفت: يا رسول الله تعداد افراد دشمن خيلي زياد است. فرمود: يک نفر را بکش. گفت: تعداد خيلي زياد است. گفت: يک نفر را بکش. گفت: اگر من يک نفر را بكشم، اتفاقي نمي‌افتد. فرمود: اگر جان داشتي يک نفر ديگر را هم بکش. يعني قصه را آسان کنيد. «أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَريضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَ عَلَى الَّذينَ يُطيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَ أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»(بقره/184) «أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ» سي روز، نهار خود را در هنگام غروب بخور. مگر تو اسير شکم هستي. «أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ» «فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَريضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ» حالا اگر کسي مريض بود، مي‌تواند روزه نگيرد. يعني اسلام بن بست ندارد. ايستاده نماز بخوان. اگر نمي‌تواني، بنشين. اگر نمي‌تواني بخواب. نماز را بايد خواند. حتي در حال مريضي هم بايد نماز بخواني. «فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَريضاً» حتي اگر مادر احساس کند كه اگر روزه بگيرد، شيرش کم مي‌شود، نبايد روزه بگيرد. باز حق بچه بر حق خدا مقدم است. اما اينكه بگويي: رنگ بچه‌ام زرد مي‌شود. لاغر مي‌شود. اين ديگر مريضي نيست. لاغرشدن کمال است. چاق بودن ارزش نيست. قرآن مي‌گويد: «وَ عَلى‏ كُلِّ ضامِرٍ»(حج/27) اسب‌ها و شترهاي چابک مي‌توانند به مكه بروند. اگر چربي داشته باشند كه خوب نيست. اگر ماهيچه باشد خوب است. گاهي وقت‌ها مي‌گويد: اگر فرزندت روزه مي‌گيرد، کارهاي او را کم کن. اگر مي‌تواني غذايش را بهترکن. بچه بايد يك مقدار زجربکشد. اين که مي‌گويند: هرچه بچه مي‌خواهد به او بدهيد، اشتباه است. عقده‌اي مي‌شود. اگر هرچه بخواهد به او بدهيد، بچه‌ي خود را مصداق اين شعر كرده‌ايد. تنور شکم دم به دم تافتن، مصيبت بود روزنايافتن. حديث داريم واي بر پدر و مادراني که بچه‌ي خود را لوس بار مي‌آ ورند. بچه بايد زجر بکشد. وقتي پول مي‌خواهد، بگوييد: امروز از پول خبري نيست. دو ليتر هم گريه کني، پول نيست. تمام شد و رفت. يعني بايد طوري باشد که بچه رشد کند. پارسال در يك خانه‌اي مهمان بودم. ديدم كه در يك خانه‌اي پرده‌ي سياه زدند. گفتم: اينجا چه کسي مرحوم شده است؟ گفتند: يك خانم جواني فوت كرده است. گفتم: چه مشکلي داشته است؟ گفتند: به او گفتند كه در دانشگاه قبول شدي. از خوشحالي سکته کرد. اين ضعف خيلي بزرگي است. حالا مگر دانشگاه چيست که آدم از خوشي سکته کند؟ بعضي از افراد هم هستند كه اگر در درسهاي دانشگاه موفق نشوند، سکته مي‌کنند. اين طور نيست كه اگر كسي به دانشگاه نرود، بدبخت است. همه عزت‌ها در دانشگاه نيست. البته دانشگاه عزت است اما همه عزت‌ها در دانشگاه نيست. همه ذلت‌ها هم در بيرون دانشگاه نيست. ما فارغ التحصيل ذليل هم داريم. كساني را داريم كه بيرون دانشگاه خيلي عزيز هستند. اينقدر خودباختگي يعني چه؟ فكر نكنيم كه اگر گل بزنيم همه چيز داريم. نه اين طور نيست. ممکن است گل بزني اما نان و آبي نداشته باشي. شغل نداشته باشي. ممکن است گل بزني، اما هزار مشکل داشته باشي. ممکن هست گل بخوري. اما صد کمال ديگر داشته باشي. همه چيز را به يك چيز وصل نکنيد. نگوييد: که همه سعادت‌ها در کنکور است. همه سعادت‌ها در گل كردن است. همه سعادت‌ها اين است که مثلاً شوهر من چه طور باشد؟ همه سعادت‌ها اين است که خانه‌ي من در کدام محل باشد؟ همه چيز را مشكل نكنيد. به اندازه‌ي توان خود کار کنيد. براي باقي آن هم توکل کنيد. اگر کسي مريض بود، روزه‌ي خود را بخورد. اگر کسي مسافر باشد، نمي‌تواند روزه بگيرد. «فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ» چند روز ديگر قضايش را بگيرد. يعني روزه برکاتي است که نبايد آن را از دست داد. يك نفر مي‌گفت: من سالي دوبار مريض مي‌شوم. بعد گفت: هربار هم شش ماه طول مي‌کشد. آيه‌اي براي كساني كه هميشه مريض هستند، وجود دارد. «وَ عَلَى الَّذينَ يُطيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكينٍ»، «يُطيقُونَهُ» يعني طاقتش را از دست داده است. «وَ عَلَى الَّذينَ يُطيقُونَهُ» کساني که طاقت خود را از دست مي‌دهند. يعني به افرادي كه در طول سال يا مريض هستند. يا پير هستند. يا شير مي‌دهند. يا دائماً مشکل دارند، مي‌گويد: «فديه» فديه چيست؟ طعام مسکين است. به عدد هر يك روزي که روزه مي‌خوري، به يك فقير غذا بده. چون من پير هستم و سي روز، روزه خوردم. بايد به سي فقير غذا بدهم. اين قيمت تعاوني بود. در بازار آزاد كمي گرانتر است. «فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ» يعني اگر وضع مالي‌ات خوب است، بيشتر بده. به عدد هر يك روزي که خوردي، به صدنفر غذا بده. «فمن تطوع» هرچه بيشتر باشد، بهتر است. «وَ أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» مي‌گويد: اگر روزه بگيريد، بهتر است. يك وقت جوان نگويد: ‌اي کاش من هم پير بودم و سي روز را مي‌خوردم و سي کيلو خرما مي‌دادم. مي‌گويد: نه! اين براي مضطر است. «وَ أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» اگر اهل صوم باشيد. اگر اهل صيام و روزه باشيد، روزه مي‌گيريد. «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَنْ كانَ مَريضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُريدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُريدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»(بقره/185)، «شَهْرُ رَمَضانَ» کلمه شهر به معني ماه است. سال دوازده ماه دارد. فقط اسم رمضان در قرآن آمده است. اسم هيچ ماهي در قرآن نيامده است. تنها ماهي که اسمش در قرآن آمده است، رمضان است. «شَهْرُ رَمَضانَ» شهر به معني ماه است. يك لطيفه بگويم. يك سال دوازده ماه دارد. در قرآن هم کلمه‌ي شهر دوازده بار آمده است. سال سيصد و شصت و پنج روز است. سيصد و شصت و پنج کلمه‌ي يوم در قرآن آمده است. يعني از اول قرآن تا آخر قرآن سيصد و شصت و پنج بار کلمه‌ي يوم آمده است. اين از ليطفه‌هاي قرآن است. رمضان يعني چه؟ رمضان به معني سوزان است. دو نوع سوختن داريم. يك نوع سوختني است که دود دارد و خاکستر ايجاد مي‌كند. اينجا مي‌گويند: حريق رخ دده است. يك نوع هم سوختني است که با اشعه مي‌سوزانند. نه دود دارد و نه خاکستر برجا مي‌گذارد. اينجا مي‌گويند: رمضان است. بين حرق و رمض تفاوت وجود دارد. هر دو به معني سوختن است. «شَهْرُ رَمَضانَ» يعني ماه گناه سوزي است. گناه طوري مي‌سوزد که ديگر دود و خاکستري هم از آن باقي نمي‌ماند. يعني ماه بخشش است. عزت ماه رمضان در چيست؟ «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ» عزت ماه رمضان در اين است. نمي‌گويد: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ» مي‌گويد: ماه رمضاني که قرآن در آن نازل شد. عظمت رمضان به قرآن است. چون قرآن در شب قدر نازل شد و شب قدر در ماه رمضان است. «إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ»(قدر/1) قرآن چه کتابي است؟ من اخيراً به يک آيه‌اي برخورد كردم. خواهشم مي‌کنم كه اين آيه را تمام طلبه‌ها و روحانيوني که پاي تلويزيون هستند، گوش بدهند. مي‌گويد: اگر حوزه و دانشگاه ما به قرآن محوريت ندهد. يعني قرآن مطرح نباشد. همه پوچ هستيد. فوق ليسانس، آيت الله، حجت الاسلام، ليسانس، همه پوچ هستند. اين آيه‌ي پوچ بودن است. قرآن مي‌گويد: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ حَتَّى تُقيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لَيَزيدَنَّ كَثيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ»(مائده/68) «يا أَهْلَ الْكِتابِ» من اين آيه را چندبار خواندم. اما توجه نداشتم. اهل کتاب به معني يهودي‌ها و مسيحي‌ها است. «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ»، «لَسْتُمْ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ» يعني همه‌ي شما پوچ هشتيد. يهودي‌ها و مسيحي‌ها شما پوچ هستيد. «حَتَّى تُقيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ» مگر اينکه تورات و انجيل را مطرح کنيد. تورات و انجيل را اقامه کنيد. مي‌داني چه مي‌خواهم بگويم؟ مي‌خواهم بگويم پس به ما هم مي‌شود، گفت: «يا أَيُّهَا الْمُسْلِمُون لَسْتُمْ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ» شما پوچ هستيد. مقداري را من مي‌گويم. مقداري هم شما بگوييد. «حَتَّى تُقيمُوا القرآنَ» مسلمان‌ها شما پوچ هستيد. مگر اينکه قرآن مطرح شود. ماه رمضان بايد قرآن مطرح شود. در دانشگاه درسي به نام متون است. من از بعضي اساتيد متون خيلي خوشم آمد. دستشان درد نکند. کتاب متون را پرت کردند و گفتند: لازم نيست كه ما شعرهاي شاعران را بررسي كنيم. ما متني به نام قرآن و نهج البلاغه داريم. اگر قرار است از كوه بالا بروم. چرا از كوه حرا بالا نروم؟ اگر قرار است شيرجه بروم، قصد غسل جمعه هم مي‌کنم. اگر قرار است آبي به صورتم بزنم، قصد وضو هم مي‌کنم. اگر قرار است کاري بکنم، به كارم رنگ خدايي مي‌زنم. چرا ما در دانشگاه درسي به نام متون داريم و شعرهاي شعراي عرب را مطرح مي‌کنيم؟ چرا دانشجوي ما نمي‌داند كه نهج البلاغه چند خطبه دارد؟ حوزه هم نمي‌داند كه نهج البلاغه چند خطبه دارد. يعني اميرالمؤمنين در حوزه هم غريب است. قرآن در حوزه هم غريب است. حرف هايم تمام نشد. در قرآن دو آيه داريم كه مي‌گويد: گل روي تو! يعني فقط به خاطر گل روي تو اين کار را کردم. يك بار مي‌گويد: پيغمبر من قبله را عوض کردم که تو راضي باشي. چون پيغمبر ما اول به سمت بيت المقدس نماز مي‌خواند. يهودي‌ها سر به سر ايشان مي‌ گذاشتند و مي‌گفتند: بيت المقدس قبله ما است. علوم مي‌شود كه تو هم مثل ما هستي. معلوم مي‌شود كه از ما تقليد مي‌کني. پيغمبر ناراحت بود. سحرها مي‌آمد به اطراف آسمان نگاه مي‌کرد. خدا فرمود: چه شده است؟ به تو نيش مي‌زنند. «فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها»(بقره/144) به تو قبله‌اي مي‌دهم که تو راضي باشي. يعني براي گل روي تو، من قبله را عوض کردم. اين براي گل روي تو در اين دنيا است. در قيامت هم مي‌گويد: ‌اي پيغمبر به قدري به تو مقام مي‌دهيم که شفاعت کني و راضي باشي. «وَ لَسَوْفَ يُعْطيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى‏»(ضحى/5) پس در قرآن يك «تَرْضى‏» و يك «تَرْضاها» داريم. يکي براي دنيا است که قبله را عوض کرديم. يکي هم براي قيامت است. اينقدر به تو مي‌گوييم: از امت شفاعت کن تا راضي شوي. مي‌خواهم نکته‌ي مهمي بگويم. پيغمبري را که خدا نازش را مي‌کشد و مي‌گويد: مي‌خواهم تو راضي باشي. اين پيغمبر از دست ما ناراحت است. و لذا آيه داريم كه در روز قيامت مي‌گويد: «وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً»(فرقان/30) قرآن مهجور است. در زمان شاه با قرآن پنج کار انجام مي‌شد. قران را داخل کيف عروس مي‌گذاشتند. قرآن را بالاي سر مسافر مي‌گذاشتند. براي اينکه عقرب نيش نزند، وان يكاد را بالاي سر قرار مي‌دادند. آيت الکرسي را به شاخ گاو مي‌بستند تا شيرش زياد شود. با قرآن استخاره مي‌كردند. سر قبر مرده قرآن مي‌خواندند. در جمهوري اسلامي هم قرآن را در حد ترتيل، تجويد، تواشيح و حفظ مي‌خوانند. نه در زمان شاه و نه در جمهوري اسلامي جلسه تفسير نبود. قرآن زنده نشد. در راديو، در تلويزيون، در سخنراني يك آيه مي‌خوانند كه مردم جمع شوند. قرآني که مي‌خوانيم براي اين است که مردم جمع شوند. مثل اينكه طبل مي‌زنيم كه مردم جمع شوند. اصل قرآن خاصيت است. «تُقيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ»‌اي اهل کتاب پوچ هستيد. جز اين که قرآن را اقامه کنيد. ما بايد قرآن را اقامه کنيم. يعني قرآن واقعاً درس رسمي و جدي باشد. پيغمبر روز قيامت مي‌گويد: خدايا امت من قرآن را کنار زدند. براي اينكه: 1- عده‌اي نمي‌توانستند قرآن بخوانند. 2- عده‌اي معنايش را نمي‌فهميدند. 3- عده‌اي معنايش را مي‌فهميدند. اما عمل نمي‌کردند. 4- عده‌اي در حد تجويد و تواشيح و ترتيل آن را مي‌خواندند و در آن تدبر نمي‌کردند. ماه رمضان است. تمام تحصيل کرده‌ها و غيرتحصيل کرده‌ها جمع بشوند و قرآن را ياد بگيرند. کلاس‌هاي قرآن زياد شود. عارمان نشود. در هر شهر يك جلسه‌ي تفسير باشد. امسال حرکت‌هاي خوبي براي تفسير شده است. در هر شهر يك جلسه‌ي تفسير و برنامه ريزي ايجاد شده است. انشاالله از اين تفسيرها استفاده کنيد. تا چه زماني مي‌خواهيم به پوست قرآن نگاه كنيم. بياييم ببينيم باطن قرآن چه مي‌گويد «يا أَهْلَ الْكِتابِ»‌اي يهودي‌ها، مسيحي‌ها شما پوچ هستيد. مگر اينکه کتاب آسماني محور باشد. معنايش اين است که دانشگاهي‌ها و حوزوي‌ها شما هم پوچ هستيد. جز اين که قرآن را مطرح کنيد. نه اينكه هروقت گيرکرديد بکَ يا الله بگوييد. تربيت بچه‌ها براساس قرآن باشد. انتخاب شما بر اساس قرآن باشد. انتخاب همسر براساس قرآن باشد. آيه‌هاي زيادي براي انتخاب همسر، براي انتخاب شغل، براي انتخاب دوست وجود دارد. با چه کسي جنگ کنيم؟ با چه کسي صلح کنيم؟ اينها همه در قرآن هست. ما قرآن را کنار گذاشتيم. چسبيدن به اين قوانين کذا و کذا هيچ فايده‌اي ندارد. خدايا پيغمبر را خيلي دوست داري. هم او را در اين دنيا راضي كرده‌اي و هم در آخرت راضي مي‌كني. «وَ لَسَوْفَ يُعْطيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى‏» خدايا توفيق بده كه ما دل پيغمبر را نرنجانيم و قرآن را از مهجوريت بيرون بياوريم. تمام خيرات و برکات ماه رمضان را نصيب ما بفرما. مقداري از بحث اين جلسه‌ي ما باقي ماند كه ادامه‌ي آن را در جلسه‌ي آينده مي‌گوييم.
«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»

امام علي (ع)، دوران زندگي  

  امام علي (ع)، دوران زندگي 



بسم الله الرحمن الرحيم
  بحث را در آستانه تولد آقا اميرالمؤمنين حضرت علي عليه السلام نگاه مي‌کنند. امير المؤمنين لقب خاص حضرت علي عليه السلام است. کلمه « امير» به عنوان فعل نيز استعمال مي‌شود. در قرآن هم آمده: نمير، يعني غذا مي‌دهيم. اميرالمؤمنين معناي واقعي‌اش يعني رهبر مؤمنين، از نظر لغوي يعني کسي که به مؤمنين غذا مي‌دهد- غذاي فکري و روحي- اميرالمؤمنين علي عليه السلام هفتاد کمال دارد که کسي در کره زمين اين کمالها را ندارد. اميرالمؤمنين تنها مردي است که هم خودش معصوم است و هم همسرش معصوم است. اين امتياز را حتي پيغمبر(ص) هم ندارد. پيغمبر(ص) معصوم است اما حضرت خديجه سلام الله عليها معصوم نيست. ائمه ما معصومند اما همسرانشان معصوم نيستند.
اميرالمؤمنين تنها کسي است که در کعبه متولد شده است. در جلد شش الغدير مي‌خوانيم: «تواترت الاخبار ان فاطمة بنت اسد ولدت اميرالمؤمنين علي ابن ابيطالب. . . »، « تواتر» يعني آنقدر گفته‌اند که ديگر جاي شک نيست. فلان حديث متواتر است يعني اين حديث خيلي گفته شده است. سني و شيعه نقل کرده‌اند که تولد اميرالمؤمنين در کعبه بود. پنج زن در اسلام جزء اولين زناني هستند که در اسلام هجرت کرده‌اند، يکي از آنها که از مکه به مدينه هجرت نمود براي ياري اسلام، مادر اميرالمؤمنين(ع) بود. او وقتي غذا مي‌پخت هم پيغمبر مي‌خورد و هم اميرالمؤمنين، ببينيد يک زن به کجا مي‌رسد! گاهي انسان غبطه مي‌خورد که چه انسانهايي به چه جاهايي مي‌رسند؟ ! البته زحمت کشيده‌اند که به چنين مقاماتي رسيده‌اند. اين لطف خدا است. بعضي‌ها با پول اتاقشان را روشن مي‌کنند، و بعضي اتاقشان به طرف نور است و هميشه روشن است. مثلا حليمه سعديه خانمي بود که در يک قبيله‌اي زندگي مي‌کرد. شخصي گمنام بود. وقتي پيغمبر(ص) به دنيا آمد هيچ پستاني را به دهان نگرفت اما وقتي بغل اين خانم رفت شير را مکيد. اين خانم قبلا شير نداشت، وقتي لب مقدس پيغمبر به سينه او برخورد کرد پر از شير شد. حالا اين خانم چه مقامي داشت که بايد شير او استخوانهاي بدن رسول الله(ص) را بسازد؟ ! فاطمه بنت اسد- مادر اميرالمؤمنين- چه مقامي دارد؟ ! طراحي خدا را ببينيد! الله اکبر! مادر مي‌آيد در مسجد الحرام، دعا مي‌کند که خدايا من حامله هستم و در آستانه وضع حمل هستمر. . . يکمرتبه ديوار کعبه شکافته مي‌شود. چگونه؟ ! چگونه ندارد. چون مي‌فرمايد: همانطور که عصا اشاره شد به سنگ، در سنگ شکاف ايجاد شد و آب از آن جاري شد، همان خدايي که سنگ را براي موسي عليه السلام شکافت، سنگ را براي اين خانم مي‌شکافد. از اين پيداست که دعاي مادر چه زود مستجاب مي‌شود. و مقام انساني زن معلوم مي‌شود. هرکه مقام دارد تاريخش را بايد بخوانيم. قرآن مي‌فرمايد: «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ» مريم/16 يا «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى‏» مريم/51، همانطور که مي‌فرمايد: «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهيمَ» مريم/41 همانگونه هم مي‌فرمايد: «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ»، يعني در رشد مردم، هم تاريخ زنان نمونه در تاريخ باشد و هم تاريخ مردان مؤمن. يکي از اشکالات کتابهاي تاريخ ما در آموزش و پرورش اين است که تاريخ مردها هست اما تاريخ زنها نيست. اين اشکال تاريخ است. نمي‌دانم پاي تلويزيون تاريخ نويس هست يا نه؟ ما که چهل کشور اسلامي هستيم، در نه تا از اين کشورها، زن‌ها اسلام را به آنجا صادر کرده‌اند. آغاز اسلام در آن کشورها از طريق زن بود. امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف که 313 نفر افسر دارند 50 نفرشان از بين خانمها هستند. يار خيلي دارد اما 313 نفر دانه درشت هستند. زن چه مقامي دارد؟ ! يکوقت دعا مي‌کند و ديوار کعبه شکاف بر مي‌دارد. بر احدي اين ديوار شکافته نشده بود. مادر اميرالمؤمنين(ع) وارد آنجا مي‌شود ديوار هم بسته مي‌شود. موج مي‌افتد، ولوله مي‌شود. بعد از مدتي از آن خارج مي‌شود در حالي که امام علي(ع) را در آغوش داشت. از اينجا مي‌فهميم که: ما که شيعه علي ابن ابيطالب(ع) هستيم، اگر بچه هايمان در مسجد متولد نمي‌شوند بياييم در مسجد مراسمي بگيريم. اولين دفعه‌اي که نوزاد را از خانه بيرون مي‌آورند او را به مسجد ببرند. و روحاني مسجد در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه بگويد. و مراسم چشم روشني نوزادها را در مسجد برگزار کنيم. چه اشکالي دارد؟ ! مگر مسجد فقط جاي جنازه بردن است؟ ! ما هر کس که مي‌ميرد ختمش را در مسجد مي‌گيريم اما. . . ! مرگ و مير را به مسجد کشيده‌ايم اما زاد و ولد را به مسجد نکشيده‌ايم! از تولد علي ابن ابيطالب(ع) در کعبه معلوم مي‌شود که نوزادها هم بايد سر و کارشان با مسجد باشد. و در اجلاس نماز يک سرهنگ از نيروي هوايي مقاله‌اي خواندند درباره نماز(از دويست و چند مقاله) نوشته بود: براي رونق مسجد چه کنيم؟ چند تا طرح داده بود. يکي اين بود: که بياييم کاري کنيم که نوزاد را بعد از تولد به مسجد ببريم. اذان و اقامه براي او بخوانيم، بعد عقدش هم داخل مسجد باشد. افطاري‌ها را هم داخل مسجد بدهيم. بايد مساجد حداقل امکانات را داشته باشند. ظروف غذا را داشته باشند. در مسجد تابوت هست، بايد يک ظرف هم براي زنده‌ها باشد. منتهي خادم مسجد حق دخالت ندارد که بگويد: مسجد کثيف شد و. . . ! هر کاري که باعث شود در مسجد بسته بماند بزرگترين ظلم است. قرآن مي‌فرمايد: کساني که در مسجد را مي‌بندند. . . براي زن حامله کعبه باز شد، آنوقت آن آقا در مسجد را مي‌بندد، چرا؟ آقا ختم است! وقتي کسي مي‌خواهد نماز بخواند مانعش مي‌شود و مي‌گويد: اينجا جاي نماز نيست! ختم نبايد مزاحم مسجد باشد. به فرض در انتخابات، صندوق‌ها را داخل مسجد مي‌آورند و نماز برنامه‌اش تق و لق مي‌شود! آيه‌اش را مي‌خوانم: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ وَ سَعى‏ في‏ خَرابِها» بقره/114 کيست ظالمتر از کسي که باز مي‌دارد مساجد را از مردم؟ ! ظالمترين مردم کسي است که کاري کند که مردم به مسجد نيايند. باز مي‌فهميم که مقام اميرالمؤمنين چه مقامي داشته است. باز مي‌فهميم که کسي که بايد پرچمدار توحيد شود، بايد آغاز کارش هم از توحيد باشد. يکي از علماء براي 13 رجب شعري سروده‌اند که مضمونش اين است: اين کعبه عجب کعبه‌اي است! حضرت آدم(ع) آن را بنايي کرده است. يک پيغمبر ديگر آن را معماري کرده است. يک پيغمبر هم گچ کاري کرده است. دهـها قرن از آن نگهداري کرده‌اند و براي آن کليـد کار انتخاب کرده‌اند و آن را روي دست نـگه داشته‌اند تا رسيده به اين که: چه خبر است! خداوند ميهمان دارد. علي بن ابيطالب 13 رجب در کعبه به دنيا مي‌آيد. خيلي شعر قشنگي است.
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ»
اين خانه را بايد خدا در اصل معماري کند آدم بنايش بر نهد جبريل هم ياري کند
آيد اولوالعزمي دگر يک چند حجاري کند آن را اولوالامري دگر منقوش و گچکاري کند
اينسان خدا از خانه‌اش چندي نگهداري کند تا ساعتي از دوستي يک ميهمانداري کند
علي(ع) در کعبه متولد شد. کعبه چيست؟ «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمينَ» آل عمران/96 اولين جايي که خداوند بنا کرد. زمين زير آب بود. اولين نقطه‌اي که از زير آب بيرون آمد کعبه بود. از اين آيه معلوم مي‌شود آقاياني که در وزارت مسکن هستند مهندسين مؤمني که اطراف شهرها شهرک مي‌سازند بايد اول مسجد بسازند. مي‌گويند: مسجد، آخر! ما در اطراف تهران جاهايي زيادي داريم که شهرک دارند که آتش نشاني دارند، آموزش و پرورش دارند، درمانگاه دارند، تلفن دارند، آب دارند، جاده و پارک دارند، فقط مسجد ندارد. اين شهرکها ضد قرآن هستند. «أَوَّلَ بَيْتٍ» يعني اول مسجد را بسازيد و سپس بر طبق مسجد خيابان کشي کنيد. مثل مشهد امام رضا(ع) بر اساس درهاي حرم خيابان کشي کرده‌اند. از اينکه علي(ع) در مسجد متولد شد مي‌فهميم که شيعيان علي(ع) بايد اهل مسجد باشند. اين هرکدام پيام دارند. اينکه امام علي(ع) در شب 13 رجب متولد شد مي‌فهميم يعني مقدس بايد در ظرف مقدس باشد. قرآن که مقدس است بايد در شب قدر نازل شود. «إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ» قدر/1 شما هيچگاه جلد قرآن را از گوني نمي‌کنيد. بلکه مخمل مي‌کنيد. هيچگاه پوست خوک را جلد قرآن نمي‌کنيم. حضرت امام(ره) بايد روزي به دنيا بيايد که روز تولد حضرت زهرا(س) باشد. امام صادق(ع) روز تولد پيغمبر(ص) به دنيا مي‌آيد. اميرالمؤمنين روز 13 رجب به دنيا آمدند. 13 رجب يوم البيض است. بهترين ماه است براي اعتکاف، بهترين ماه است براي عمره، تنها ماه است براي عمل‌ام داوود، يکي از کارهاي خوبي که در سايه نظام مقدس جمهوري اسلامي شد مسئله اعتکاف بود. اعتکاف چيه؟ در قرآن آيه داريم: «وَ الْعاكِفينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ» بقره/125 معتکف يعني کسي که مي‌رود در مسجد سه روز مي‌ماند. آقا بيکار هستيد؟ ! نه خير، بي کار نيستند بلکه بنزين گيري مي‌کنند. آدم بايد انرژي بگيرد. اين تلفن‌هاي همراه يک مقدار که صحبت کردي شارژش تمام مي‌شود. قرآن مي‌فرمايد: ‌اي پيغمبر! من دو تا منبع انرژي به تو مي‌دهم. کارت سنگين است. «إِنَّا سَنُلْقي‏ عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقيلاً» مزمل/5 من يک بار سنگيني مي‌خواهم روي دوشت بگذارم. يک مسئووليت مهمي مي‌خواهم به تو بدهم. طاقت داري؟ ! طاقتم کو. مي‌فرمايد: دو تا انرژي به تو مي‌دهم. از اين دو انرژي استفاده کن. 1- «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً» مزمل/4، آرام آرام قرآن بخوان و از قرآن مايه بگير. 2- «إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قيلاً» مزمل/6، نماز شب بخوان. اگر سحرها مقداري با خدا گره خوردي. اگر اين کار را کردي فشارت سبک مي‌شود. بايد از قبل آماده شود. اگر نماز بخواني روحيه‌ات قوي مي‌شود. پايت هم محکم مي‌شود. تلاوت قرآن و نماز شب، براي اولياي خدا منشأ انرژي است. آخر بعضي‌ها مي‌گويند: يک چايي بخوريم حال کنيم، يک عده مي‌گويند: يک سيخ کباب بخوريم حال کنيم. هر کسي انرژي‌اش از جايي تأمين مي‌شود. آن کسي که مي‌خواهد بار معنوي را تحمل کند انرژي‌اش هم وحي است. يا خدا با او حرف بزند يا او با خدا حرف بزند. در قرآن خدا با ما صحبت مي‌کند و در نماز ما با خدا صحبت مي‌کنيم. اين رابطه را قوي کن بارت سبک مي‌شود. الحمدلله مسجد‌ها خيلي استقبال مي‌شوند. خواهران و برادران عزيز! در قرآن سه تا آيه درباره نذر داريم: يوفون بالنذر، نذرت لک و يک آيه ديگر که در ذهنم نيست. سه جاي قرآن آيه نذر است. فقط در يکي از سه آيه مي‌فرمايد: اگر نذر کردي چه نذر کن: نذر کن که مسجد را تميز کني: «إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما في‏ بَطْني‏ مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّميعُ الْعَليمُ» آل عمران/35 نذر کرد که: خدايا اگر من صاحب اولاد شدم نذر مي‌کنم که فرزندم مسجدالاقصي را تميز کند. (خادم مسجد باشد.) يکي از کارهاي تربيتي همين است که جاروبرقي بياوريم و مساجد را تميز کنيم. و بگوييم: نظافت اين مسجد به عهده دبيرستان فلان. افتخار کنيم و براي آن نذر کنيم. بعد هم بگوييم: خدايا ما خانه تورا تميز کرديم تو هم اين حرم را تميز کن(دل ما را) حديث داريم: قَالَ الصَّادِقُ ع: «الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّهِ»(جامع‏الأخبار، ص‏185) دل حرم خداست نگذاريد در حرم خدا، غير خدا وارد شود. حضرت علي(ع) خيلي مقام دارد. بنده وقتي مي‌خواهم از حضرت علي(ع) صحبت کنم مثل اين است که يک استکان دستم بگيرم و از آب دريا به اندازه يک استکان بردارم و بگويم: اين آب از درياست. هرکسي از علي(ع) صحبت مي‌کند علي(ع) را نمي‌گويد، بلکه علم خودش را مي‌گويد. بنده که از علي(ع) صحبت مي‌کنم، از علي(ع) صحبت نمي‌کنم بلکه اطلاعات خودم را مي‌گويم. پس ما علي(ع) را معرفي نمي‌کنم بلکه خودمان را معرفي مي‌کنيم(علم خودمان را) وگرنه مگر مي‌شود علي(ع) را معرفي کرد! برويم سراغ آياتي که درباره علي(ع) است. ايمان، شجاعت، انفاق، کار و. . . روايت داريم که اميرالمؤمنين هر روز 1000 رکعت نماز مي‌خواندند. سال 365 روز است. يعني در سال سيصد و شصت و پنج هزار رکعت نماز! ! آن نمازهايي هم که او مي‌خواند ما يک رکعتش را هم نمي‌خوانيم. چه کسي مي‌تواند بگويد: من در عمرم يک رکعت نماز خواندم که حواسم جمع بود؟ ! آنوقت ما يک رکعت نماز اگر بخوانيم که حواسمان جمع باشد در يک رکعت نماز يك ميليون و سيصد و شصت و پنج هزار يک سال حضرت امير(ع) هستيم، آن هم فقط در يکي از کارهايش. مگر مي‌شود بگوييم شيعه حضرت علي(ع) هستيم؟ ! و لذا افرادي مي‌آمدند در خانه ائمه(ع) را مي‌زدند، حضرت مي‌فرمودند: کيست؟ مي‌گفت: يکي از شيعيان شما هستم! امام مي‌فرمود: نگو شيعه، بگو من از علاقه مندان شما هستم؟ ! ما در کل عمرمان حتي يک شب هم نمي‌توانيم مثل او باشيم. آنها حسابشان جاي ديگري است. اصلا شهداي ما با شهداي کربلا زمين تا آسمان فرق مي‌کنند. مي‌گفتيم کربلاي ايران ولي فرق دارند با شهداي کربلا. براي شهداي کربلا، ابالفضل(ع) با مشک نتوانست آب ببرد، اينجا با تانکر برايشان آب مي‌بردند. شهداي کربلا را خيمه‌شان را آتش زدند، اينجا بنياد شهيد به خانواده شهدا سرکشي مي‌کند. خانواده شهيد را که اسير نمي‌کنند. نمي‌شود ادعا کرد که ما مثل آنها هستيم.
يکي از آيات راجع به ايمان امام علي عليه السلام است: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ» بقره/207 بعضي از مردم کسي است که خودش را مي‌فروشد براي رضاي خدا. اين آيه را شيعه و سني گفته‌اند مربوط به حضرت علي عليه السلام است. شبي که از هر قبيله‌اي يک تروريست جمع شدند تا از در و ديوار بريزند و موقع سحر پيغمبر(ص) را بکشند، پيغمبر ما صلي الله عليه و آله و سلم حضرت علي(ع) را جاي خودش خواباند و رفت به مدينه. آمدند و پارچه را کنار زدند ديدند حضرت علي(ع) است! ! گفتند: پيغمبر کجاست؟ فرمود: مگر او را به من سپرده‌ايد؟ ! کيست که اين کار را انجام دهد؟ ! جانش را قربان پيغمبر کرد. از افتخارات اميرالمؤمنين(ع) است. از افتخارات ديگر امير المؤمنين شجاعت است، انفاقش است: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» مائده/55، «إِنَّما» يعني فقط، فقط رهبر شما کسي است که، سرپرست شما خداست و رسول خداست و کساني هستند که اهل ايمانند و اقامه نماز مي‌کنند و زکات مي‌دهند در حالي که در رکوع هستند. اين هم داستاني دارد که از اين قرار است:
فقيري وارد مسجد شد. مردم مشغول عبادت بودند و کسي به او کمک نکرد! اميرالمؤمنين در رکوع بود دست را بلند کرد و انگشترش را داد! البته نگين نگين پادشاهي نبود. چون حضرت علي(ع) نگين پادشاهي در دستش نبود. بعد از آن خيلي‌ها سر نماز انگشتر دادند ولي ديگر آيه نازل نشد. گفتند: همان اولي درست بود. کسي که اول اين کار را انجام دهد کارش مهم است. در جبهه کار خط شکنها خيلي مهم است. علي ابن ابيطالب(ع) از افتخاراتش اين است که اولين مردي بود که به پيغمبر(ص) ايمان آورد. همانطور که خديجه(س) اولين زني بود که به پيغمبر(ص) ايمان آورد. علامه اميني صدتا حديث آورده که اولين مردي که به پيغمبر(ص) ايمان آورد علي(ع) بود. علي ابن ابيطالب(ع) حرکت مي‌کرد ديد دو نفر در مکه پز مي‌دهند! او مي‌گويد: من کليد دار کعبه هستم. او مي‌گويد: من مسئوول آبرساني به حاجيها هستم. اميرالمؤمنين(ع) يک نگاه به آنها کرد و گفت: والله ما نه کليد داريم نه مسئول آبرساني. ولي خدا توفيق داده که اولين کسي باشم که به پيغمبر ايمان بياورم. آن زماني که شما بت پرست بوديد من اول مؤمن بودم. رفتند پيش پيغمبر(ص) و گفتند: کدام امتياز بالاتري دارند. آيه نازل شد: «أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ» توبه/19 آيا سقايي حاجيها و تعمير مسجد الحرام مثل ايمان است؟ ! جايگاه ايمان جداست. شما خودتان را با علي(ع) مقايسه نکنيد. علي ابن ابيطالب(ع) رحمت خداست. در سوره يونس آيه 58 داريم: «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ» يونس/58 به فضل و رحمت خدا دل خوش کنيد. امام باقر(ع) فرمودند: فضل خدا رسول خداست، رحمت خدا علي(ع) است. يعني مصداقش است. به فضل و رحمت خدا دل خوش کنيد يعني به نبوت و امامت دل خوش کنيد.
در مورد حضرت يونس(ع) داريم: حضرت يونس(ع) با مردم قهر کرد! هرکه با مردم قهر کند خوراک نهنگ مي‌شود ولو پيغمبر(ص) باشد. با مردم قهر کرد و فرمود: اصلا شما آدم نيستيد. رفت کنار دريا و سوار يک کشتي شد تا برود. . . و از مردم فاصله گرفت. سوار کشتي شد. کشتي سنگين شد. گفتند: خيلي خب، بارها سنگين است. يکي دو تا از شما را بايد داخل دريا بيندازيم! قرعه کشيدند و قرعه به نام حضرت يونس افتاد.
يونس پيغمبر را گرفتند و در دريا انداختند. تا انداختند دريا يک نهنگ او را درسته بلعيد! «. . . الحوت» رفت در معده نهنگ. قرآن مي‌فرمايد: «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى‏ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ» انبياء/87 در آن تاريکيهاي شکم نهنگ گفت: خدا من اشتباه کرده‌ام. من را ببخش. آنوقت نهنگ آمد کنار رودخانه و او را پرتاب کرد. بدنش همه زخمي، بدنش هم تحت مداوا بود، خداوند فرمود: گوشمالي شدي؟ ديگر از مردم قهر نکني. «وَ أَرْسَلْناهُ إِلى‏ مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزيدُونَ» صافات/147 دومرتبه فرمود: باز هم پيغمبري. از اين معلوم مي‌شود که اگر کسي يک دستگلي آب داد براي هميشه پستش را از او نگيريد.
علي ابن ابيطالب(ع) اهل کار بود. وقتي يک شتر صد هزار دانه خرما حمل مي‌کرد مي‌فرمود: اين شتر صدهزار درخت خرما حمل مي‌کند. يعني آينده را مي‌ديد. يعني از يک هسته خرما يک درخت خرما را مي‌ديد. حديث داريم: به بچه‌ها به چشم بچه نگاه نکنيد چون اين بچه‌ها مردان فردا هستند. بچه‌ها را سبک نشماريد. بگذاريد بچه‌ها اذان بگويند. علي ابن ابيطالب در ده سالگي ايمان آورد و خداوند به او افتخار مي‌کند.
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته

 امام علي(ع) در قرآن

  امام علي(ع) در قرآن



بسم الله الرّحمن الرّحيم

. شب عجيبي است امشب، شب نوزدهم شبي است که سي سال قبل پيغمبر به حال امشب گريه کرد، وقتي ستايش ماه رمضان را مي‌کرد که رمضان چه ماهي است چنين و چنان است، رمضان يک بار ديگر هم گفتم، مي‌گويند کيميا را به مس بزني طلا مي‌شود. رمضان کيميا است، به هرچي بخورد نرخش بالا مي‌رود و لذا نفس کشيدن در ماه رمضان ثواب سبحان الله دارد، يعني رمضان به نفس مي‌خورد ثواب سبحان الله دارد، خوابيدن در ماه رمضان عبادت است، يعني رمضان به خواب مي‌خورد عبادت مي‌شود، رمضان به يک آيه قرآن مي‌خورد، انگار همه قرآن را خواندي. رمضان کيمياست. درباره رمضان صحبت مي‌کرد پيامبر، يعني سي سال قبل از شهادت مولا، اميرالمؤمنين پاشد گفت بهترين کار در ماه رمضان چيست؟ فرمود ورع، تقوا، پيغمبر گريه کرد پرسيدند چرا گريه مي‌کني؟ فرمود در همين ماه رمضان تو را شهيد مي‌کنند. يعني سي سال قبل از شهادت، رسول اکرم براي امشب گريست.
1- رابطه امام علي(ع) و امام مهدي(ع)
اميرالمؤمنين اول مظلوم تاريخ است، اول مظلوم تاريخ است. يک نکته‌اي بگويم خيلي قشنگ است. من اين را از يک نفر از طلاب يمني در قم ياد گرفتم. از حدود صد تا کشور طلبه در قم هست، دوازده هزار طلبه غير ايراني، ما با جمع اينها ماه رمضان بحثي داشتيم، يک خورده من صحبت مي‌کردم يک خورده آنها صحبت مي‌کردند، يکي از اين طلبه‌هاي يمني يک چيزي گفت برايم نو بود، توي هيچ کتابي نديده بودم. گفت من درباره اميرالمؤمنين بحثي کردم، چون اهل سنت به لطف خدا، الحمدلله رب العالمين، حضرت مهدي را قبول دارند، حتي بن باز و وهابي‌ها حضرت مهدي را قبول دارند که در آينده حکومت جهان به دست حضرت مهدي خواهد افتاد. مي‌گوييم اين حضرت مهدي کي است؟ مي‌گوييم خوب شما مگر نمي‌گوييد مردم بايد جمع بشوند امام را تعيين کنند؟ شما خليفه اول ابوبکر را گفتيد مردم جمع شدند تعيين کردند، بسيار خوب، اگر واقعا امامت را بايد مردم جمع شوند يک نفر را بگويند رهبر، جمع شويد يک مهدي درست کنيد، مگر امام آخر مهدي نيست؟ امام آخر حضرت مهدي را جمع شويد، رأي بدهيد، حضرت مهدي را انتخاب کنيد. اينها مي‌گويند نه مهدي را ما نمي‌توانيم تعيين کنيم بايد خدا تعيين کند، آنوقت آن يمني مي‌گفت من گفتم چطور امام آخري را خدا بايد تعيين کند، امام اولي را مردم تعيين کنند. اگر بناست خدا تعيين کند هم اولش را هم آخرش را. اينکه امام اول را مي‌گوييد مردم جمع شدند رأي دادند امام آخر را مي‌گوييد نه، ما بايد صبر کنيم تا خود خدا تعيين کند. اگر امام را بايد خدا تعيين کند. بگذاريد من از قرآن بگويم که از خود حرف بزنم.
«بِاِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَانِ الرَّحِيمِ»، موضوع به مناسبت شب نوزدهم رمضان، امام اميرالمؤمنين(عليه السلام) در قرآن. در اينکه امام را کي بايد تعيين کند، بوعلي سينا يک حرف دارد، حرف بوعلي سينا را بزنم. بوعلي سينا مي‌گويد امام بايد معصوم باشد و چون عصمت کيلويي و متري نيست، يک حالت دروني است، جز خدا کسي خبر ندارد، امام بايد معصوم باشد و عصمت را جز خدا خبر ندارد پس امام را بايد خدا تعيين کند. اين حرف بوعلي سينا. قرآن مي‌فرمايد «إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» البقرة/124، به حضرت ابراهيم گفت من تو را براي مردم امام تعيين کردم، کلمه انّي يعني من، خدا مي‌گويد من، من قرار مي‌دهم تو را براي مردم امام.
اميرالمؤمنين در قرآن آيات زيادي دارد، يک مقدارش را بگويم.
2- اعلام جانشيني امام علي در اولين دعوت پيامبر
1- آيه نازل شد «أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» الشعراء/214، فرم دعوت را برايتان بگويم. پيغمبر اول مأمور شد خودش را اصلاح کند، اساتيد دانشگاه، طلبه‌ها، مربيان، پدر و مادرها توجه داشته باشيد. اگر کسي خواست مربي باشد اول بايد خودش را اصلاح کند و لذا اول به پيغمبر گفت خودت را بعد گفت خانم و بچه هايت را، بعد گفت فاميل هايت را، بعد گفت مردم مکه را، بعد گفت همه مردم را. يعني همين طور اين رقمي است. اول فرمود(ثيابک فطهر)، لباس‌هاي خودت را تطهير کن، (الزجر فاجهر)، عيب هايت را برطرف کن، آلودگي را کنار کن، اول از خودت، بعد(قل لنسائک و بناتک)، به خانمت بگو، به دخترهات بگو، بعد(عشيرتک)، به عشيره، به فاميلت بگو، بعد «لِتُنذِرَ‌ام الْقُرَى» الأنعام/92، به «أُمَّ الْقُرَى»، به مکه بگو، بعد(للناس کافه)، براي همه مردم بگو. خودت، خانمت، دخترت، فاميلت، مردم منطقه، کل کره زمين.
وقتي آيه نازل شد «أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ»، فاميل هات را دعوت کن، پيغمبر صلي الله عليه و اله وسلم، به اميرالمؤمنين فرمود يک غذا درست کن، غذا تهيه کرد از همين هم يک نکته مي‌فهميم که تبليغ، بي مايه فتير است. گاهي انساني وقتي مي‌خواهد دست به يک کاري بزند بايد يک سوري هم بدهد. اجازه بدهيد قرآن بخوانم، قرآن مي‌فرمايد: «كُلُوا مِنْ الطَّيِّبَاتِ» المؤمنون/51، بعد مي‌فرمايد «وَاعْمَلُوا صَالِحًا»، يعني يک چيز خوبي بخوريد، يک عمل صالحي انجام بدهيد، اول مي‌گويد «كُلُوا» بعد مي‌گويد «وَاعْمَلُوا». آيه نازل شد پيغمبر، فاميل هايت را هشدار بده، حضرت به اميرالمؤمنين فرمود غذا درست کن. غذايي درست کرد، در همان جلسه اول فرمود اولين کسي که به من ايمان بياورد او جانشين من است و اول کسي که ايمان آورد اميرالمؤمنين بود. اين يک.
3- نقش امام علي عليه السلام در حفظ جان پيامبر اسلام
3- شبي که تصميم گرفتند پيغمبر را ترور کنند، گفتند فاميل مهمي دارد، هرکه پيغمبر را ترور کند فاميل قوي دارد، نابود مي‌ شود. گفتند از هر فاميلي يک تروريست، از هر فاميلي يک تروريست تعيين شدند، گروهي پيغمبر را بکشيم، فاميل پيغمبر هم مي‌بينند با همه فاميل‌هاي مکه درافتادند حريف نمي‌شوند، حضرت امير جاي پيغمبر خوابيد، آيه نازل شد «وَمِنْ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاةِ اللَّهِ» البقرة/207، بعضي مردم با خدا معامله مي‌کنند. اينجا براي اينکه اين فضيلت را بشکنند گفتند حضرت علي بخوابد کاريش ندارند ولذا مهم نيست، گفت جاي من بخواب کاريت ندارند، مثل اينکه مي‌گويند اينجا زلزله نمي‌شود خوب مي‌خوابيم، اين هنر نبوده، اميرالمؤمنين خودش مي‌گويد، مي‌گويد خوابيدم جاي پيغمبر(ولست ادري)، يعني نمي‌دانستم زنده مي‌مانم يا زنده. . . ، خود اميرالمؤمنين به صراحت مي‌گويد من نمي‌ دانم، حالا منتهي بعضي‌ها که بغض علي را دارند مي‌گويند نخير. اين عمل جوري بود که خداوند به عمل اميرالمؤمنين مباهات کرد، خدا.
4- تولد امام علي عليه السلام در خانه كعبه
براي اميرالمؤمنين خيلي جاي پا گذاشته. اصلاً تولد حضرت علي در کعبه شب سيزده رجب روز سيزده رجب، شب و روز سيزده رجب، تولد علي براي اين است که مردم که رو به کعبه نماز مي‌خوانند، هر که در نماز رو به کعبه نماز مي‌خواند ياد علي هم بيفتد. خدا علي را گذاشت توي کعبه که مردم که وقت نماز رو به کعبه نماز مي‌خوانند ياد علي هم باشند. اين جاسازي‌ها خيلي درس، اصلا بايد گفت سياست گذاري است اينها، اين را مي‌گويند سياست. در طول تاريخ مردم رو به کعبه نماز مي‌خوانند، خدا علي را مي‌گذار توي کعبه تا توجه به کعبه، توجه به علي هم باشد. هرکي تشنه‌اش مي‌شود آب مي‌خورد مي‌گويند بگو سلام بر حسين، تا به عدد هر عطشي حسين و کربلا مطرح شود. بعد از نماز مي‌گويند تسبيح بگوييد، اين تسبيح تربت، سه چيز باعث مي‌شود که نماز قبول شود؛ يا حضور قلب که آدم سر نماز حواسش پرت نباشد، يا اگر حواسش پرت باشد نماز مستحبي بخواند نافله بخواند، يا اگر هم حواسش پرت مي‌شود هم حال نافله ندارد، لا اقل مهر کربلا. در هر نمازي مهر کربلا بلندترين نقطه بدن ما پيشاني است، هفده رکعت، هر رکعتي دو دفعه، دو هفده تا سي و چهار بار، روزي سي و چهار بار بلندترين نقطه بدن با خاک کربلا تماس مي‌گيرد. اينها جاسازي‌هاي عجيب و غريبي است. مي‌گويند امام سجاد تسبيح تربتي داشت در مجلس ابن زياد يا يزيد مي‌گرداند، گفتند اين چي است؟ گفت فکر کرديد تمام شد؟ ما مي‌گوييم خاک کربلا را تسبيح کنند بگردانند، يعني اين خاک ديگر از بين نمي‌رود و کربلا زنده است. حرکتي که جاي پيغمبر خوابيد معروف است. «وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنْ الْمُهَاجِرِينَ» التوبة/100، اولين گروه مهاجرين حضرت امير بود با سه تا فاطمه. فاطمه بت اسد مادر اميرالمؤمنين، يکي هم فاطمه زهرا، فاطمه بنت زبير.
5- حضور پايدار امام علي در جنگ احد
خوب، در جنگ احد هفتاد قسمت يا شصت قسمت، قسمت‌هاي زيادي از بدن اميرالمؤمنين آسيب ديده بود، قسمت‌هايي بريده شده بود خون مي‌آيد، کفار هم مطمئن شدند که ما هفتاد و دو نفر را در احد کشتيم، راز هفتاد و دو تا نفهميدم، رازي داره يا تصادف بوده، سه تا هفتاد و دو تا در تاريخ داريم، هفتاد و دو نفر در احد کشته شدند در ياري پيغمبر، هفتاد و دو نفر در کربلا شهيد شدند، هفتاد و دو نفر در حزب جمهوري. چطور اين سه تا هفتاد و دو تا درآمده، تصادف است يا يک رمزي توش است نفهميدم. در احد هفتاد و دو نفر شهيد شدند. عده‌اي هم فرار کردند و بالاخره کفار گفتند ديگه بريم بس است، وقتي رفتند دومرتبه به سرشان افتاد که برگردند. حالا ما يک عده‌اي را کشتيم اين باقي‌ها را هم لت و پار کنيم، تار و مار کنيم، يعني کلک اسلام را يکجا بکنيم، به هر صورت حضرت فرمود زخمي‌ها دومرتبه لباس رزم بپوشند، از کساني که قبل از هرکس روي زخم هايش لباس پوشيد آمد جبهه اميرالمؤمنين است. آيه نازل شد. «الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمْ الْقَرْحُ» آل عمران/172، بعد از آن که «أَصَابَهُمْ الْقَرْحُ»، يعني با اينکه بدنشان خوني بود، تا پيغمبر گفت بيايد آمدند. تازه يک چيز مهم، قرآن مي‌گويد «لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ» آل عمران/172، اين انقلابي‌ها هم اگر اهل تقوا باشند اجر دارند، يعني ممکن است کسي بدنش تکه تکه هم شده باشد ولي بعد تقوايش را از دست بدهد اجرش را از بين ببرد. يک بار ديگر هم مي‌گويم يک چيز مهمي به ذهنم آمد. زيادي گوش بدهيد. در جنگ احد حضرت علي(ع) مواردي از بدنش آسيب ديده بود، خون از بدن مقدس مي‌آمد، حضرت فرمود کفار دارند برمي گردند باز همان زخمي‌ها برويد جبهه. اميرالمؤمنين با بدن زخمي حرکت کرد خدا نمي‌گويد براي اميرالمؤمنين اجر است، مي‌گويد للذين اتقوا، للذين احسنوا منهم واتقوا اجر عظيم. يعني سابقه انقلابي به تنهايي کافي نيست، جبهه و ترکش به تنهايي کافي نيست. اميرالمؤمنين بدنش خون مي‌آمد در عين حال مي‌گويد اگر احسنوا و اگر اتقوا، اجر عظيم. چون افرادي هستند در يک مرحله، دو ماه، سه ماه، چند سال از انقلابي‌هاي درجه يک هستند در جبهه هم بودند بر که مي‌گردند مي‌بيني اين اون نيست، فکرش اصلا يک جور ديگه دارد مي‌شود. اين خيلي مهم است. شب نوزدهم بيننده‌ها بحث را مي‌بينند. به اميرالمؤمنين گفتند چقدر مي‌گويي اهدنا الصراط المستقيم، گفت من تا حالا راهم مستقيم است خبر از بعد ندارم بنابراين همه بايد بگوييم اهدنا الصراط المستقيم، نمي‌دانيم فردا چه مي‌شود. قصه طعام دادنِ يطعمون الطعام، قصه‌اش را همه شنيديد، از آياتي است که اميرالمؤمنين محور است. در رکوع انگشتر دادن در قرآن آمده همه‌تان مي‌دانيد من توضيح نمي‌دهم، محور اميرالمؤمنين است. تنها کسي که در رکوع انگشترش را داد. از اين يک نکته استفاده مي‌شود که کمک به فقرا توي نماز است نه بعد از نماز. حضرت علي اشاره نکرد بنشين نمازم تمام شود، رسيدگي به گرسنه‌ها توي نماز است نه بعد از نماز، به همين خاطر مي‌گويند نمازِ بي زکات، قبول نيست.
6- امام علي، جان پيامبر در قرآن
اميرالمؤمني جان پيغمبر است وقتي بنا شد نفرين کنند، گفتند چند نفر را بخواهيد، «نَدْعُ أَبْنَاءَنَا»، بچه هايمان را مي‌گوييم بيايند، «نِسَاءَنَا»، زنانمان را مي‌گوييم بيايند، «أَنْفُسَنَا»، جانمان را مي‌گوييم بيايند، «نِسَاءَ» زهرا بود، »أَبْنَاء» حسن و حسين بود، «أَنْفُسَنَا»، جانمان را مي‌گوييم بيايند، آنوقت پيغمبر علي ابن ابيطالب را آورد. يعني علي ابن ابيطالب جانِ پيغمبر است. قرآن مي‌گويد در ماجرايي که، اينها را چون مي‌دانيد من ديگر توضيح نمي‌دهم.
براي بچه‌ها بگويم که ممکن است کم شنيده باشند. مسيحي‌ها و مسلمان‌ها تصميم گرفتند نفرين کنند، هر نفريني گيرا شد معلوم مي‌شود آن کسي که نفرين کرده راهش حق است، گفتند چه کسي را دعوت کنيم؟ گفتند خانم‌ها را، بچه‌ها را، جانمان را، آنوقت از خانم‌ها زهرا را آورد، از بچه‌ها حسن و حسين را آورد کوچولو بودند، و از انفسنا، اميرالمؤمنين جانِ پيغمبر است.
7- آيه‌اي كه تنها امام علي به آن عمل كرد
در قرآن يک آيه داريم فقط حضرت علي به آن عمل کرد، نه قبلش کسي عمل کرد نه بعدش. مي‌آمدند تنگِ گوش پيغمبر مي‌گفتند عرض خصوصي، وقت ملاقات خصوصي، هي درِ گوش پيغمبر حرف مي‌زدند. آيه نازل شد پيغمبر مفت پيدا کرديد؟ هرکه مي‌خواهد با پيغمبر نجوا کند، خصوصي، درِگوشي صحبت کند برود يک صدقه بدهد. بليطي‌اش کردند به قول امروزي‌ها. هرکه مي‌خواهد، پول بدهد به فقير بيايد صحبت کند. تا ديدند پولي شد گفتند نه آقا غرض عرض سلام بود هيچ کاري نداريم. يک نفر صحبت نکرد با پيغمبر. اميرالمؤمنين درهمي داد آمد يک صحبتي کرد باز مي‌خواست يک صحبتي ديگر کند آمد يک درهم داد، بعد آيه نازل شد نمي‌خواهد، مفت برويد صحبت کنيد، فقط مي‌خواستم به شما بگويم خيلي مردِ عمل، نيستيد. تا ديديد پولي شد خلاص. اين تنها آيه‌اي است در قرآن که مي‌فرمايد «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمْ الرَّسُولَ» المجادلة/12‌اي مؤمنين وقتي مي‌خواهيد نجوا کنيد با پيغمبر درِگوشي صحبت کنيد، «فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً» المجادلة/12، قبل از اينکه درِگوشي بگوييد يک صدقه بدهيد. از دَم تا دُم در رفتند.
آيه‌اي ديگر. جابر مي‌گويد در فتح مکه همه بت‌ها را شکستند رسيدند به بت هبل، روي پشت بام کعبه بود، کعبه هم کوچک بود مثل الان نبود، حضرت علي عليه السلام بر دوش پيغمبر بالا رفت و بت‌ها را، آن بت هُبَل را شکست واين آيه تلاوت شد: «جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا» الإسراء/81. آيه‌اي ديگر.
8- بشارت به شيعيان امام علي عليه السلام
قرآن مي‌فرمايد روز قيامت هرکسي را با رهبرش احضار مي‌کنيم، يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ» الإسراء/71، هر گروهي را با رهبرش مي‌گوييم پاي پرچم کي سينه زدي؟ با همان رهبرت با هم بياييد. «فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ»، افرادي که نامه‌شان دست راستشان مي‌شود، خوشبختند. بعد امام باقر فرمود روز قيامت ندا مي‌دهند ليقم فلان و شيعته، و فلان و شيعته، و فلان و شيعته، و علي و شيعته، مي‌گويند علي ابن ابيطالب با شيعه هايش. در دعاي ندبه مي‌خوانيم(و شيعتک علي منابر من نور مبيضه وجوهه حولي في الجنه). پيغمبر گفت يا علي شيعيان تو همسايه من هستند با صورت‌هاي نوراني. خدايا بحث را بيننده‌ها شب نوزدهم مي‌بينند. تو را به جان پيغمبر که اميرالمؤمنين است ما را از بهترين شيعيان اميرالمؤمنين قرار بده(الهي آمين) خوب حالا زياد آيه نخوانم يک خورده هم صحبت کنيم.
بعضي‌ها فکر مي‌کنند مسئله اميرالمؤمنين يک مسئله تاريخي است. الان از مشکلاتي که جوانهاي ما را تهديد مي‌کند، مسئله فشار شهوت است. ازدواج مشکل، شرائط ازدواج سخت، اسلام يعني اميرالمؤمنين و شيعه يک راه ميانبري زده گفته ازدواج موقت ولي غير از علي ابن ابيطالب حرام کرده. فاطمه زهرا فرمود يا بعضي از ائمه ديگر فرمودند اگر فلاني ازدواج موقت را حرام نکرده بود، احدي زنا نمي‌کرد. بخاطر اينکه حرام کرد در تمام زناهاي تاريخ شريکند. مسئله علي اميرالمؤمنين، فقط عدالت اميرالمؤمنين، زهد اميرالمؤمنين، حکومت اميرالمؤمنين، گردنبند عاريه را از زينب گرفت و توبيخ کرد. الان بعد از 1400 سال بايد رئيس جمهور از همکارانش قول بگيرد که شما فاميل هايتان را سرکار چي نياوريد. اين کار 1400 سال پيش شد. 1400 سال عقب افتاديم. اميرالمؤمنين فرمود من اطلاعاتم به آسمان‌ها بيش از اطلاعاتم به زمين است. از علم اميرالمؤمنين محروم شديم. بسياري از چيزهايي که بايد بعد از قرنها کشف بشود اگر اهلش بود از اميرالمؤمنين مي‌پرسيد و چند قرن ما عقب نمي‌افتاديم. از نظر علمي عقب افتاديم. از نظر شهوت به زنا افتادند بعضي. از نظر عدالت قرنها کلاهمان پسِ معرکه شد. در ادبيات عقب افتاديم، در مناجات عقب افتاديم. يک ماه رمضان من سامرا بودم. طلبه نجف بودم، گفتند صد تا طلبه بروند سي روز ماه رمضان را بخوابند، شب‌ها سي شب را احياء بگيرند، روزها مقداري بيشتر بخوابند که سي شب احيا بگيرند که حرم حضرت هادي و حضرت عسگري، اين دو تا امام عزيز، لااقل ماه رمضان درِ حرم باز باشد. ما هم جزء آن صد تا طلبه رفتيم. در سامرا شيعه پنجاه شصت تا بودند همه غير شيعه بودند دو تا هم اذان آنجا مي‌گويند. شيعه‌ها مناجات‌هاي اميرالمؤمنين را مي‌خواندند و باقي‌ها چيزي نداشتند بخوانند.
9- اوج عرفان در كلام امام علي عليه السلام
من معتقدم که اگر دعاهاي حضرت امير را مطرح کنيم، همين دعاي کميل را، اگر بخوانيم چون ندارند مثل اميرالمؤمنين کسي نمي‌تواند صحبت کند، مثل بچه‌هاي اميرالمؤمنين کسي نمي‌تواند صحبت کند. کي مي‌تواند اينطور به خدا بگويد: (لئن ادخلتني النار اعلمت اهلها انّي احبّک)، خدايا اگر جهنمم ببري، توي جهنم شعار مي‌دهم خدايا دوسِت دارم منو بسوزان ولي دوسِت دارم. کي مي‌تواند اينطور حرف بزند، (صبرتُ علي عذابک فکيف اصبر علي فراقک)، من اين را نمي‌فهميدم چطور اميرالمؤمنين مي‌گويد من بر عذاب صبر مي‌کنم، فراق تو را چه کنم؟ نمي‌فهميدم، نفهميدم و نفهميدم تا ديدم يک عده از بندرعباس و بوشهر از راههاي دور آمده بودند تهران، جماران، امام را ببينند. خوب ده بيست ساعت در ماشين بودند، خود منطقه جماران کوهستاني است اين سربالايي را رفته بودند به هِنّ و هِن افتاده بودند، پولش چيزي نيست، اما وقتش، جونش، خستگي سفر، آخرش گفتند امروز امام ملاقات ندارد، اين بيچاره‌ها مي‌گفتند ما سختي سفر را تحمل مي‌کنيم، به نفس افتادن را تحمل مي‌کنيم، اما چطور آمديم و امام را نديديم. من اينجا فهميدم صبرت علي عذابک فکيف اصبر علي فراقک. سختي را تحمل مي‌کنم، چطور شد تو را نديدم. شما بچه‌تان در فلان پادگان سرباز است. پولي مي‌دهيد ماشين به ماشين با دردِسر مي‌رويد دمِ پادگان، مي‌گويند بچه‌تان رفته مرخصي. حسابي حالت گرفته مي‌شود اصلا يادت نيست چقدر پولِ، مي‌گويي بچه‌ام را نديدم. صبرت علي عذابک، کي مي‌تواند اينطوري بگويد؟ اميرالمؤمنين هزار رکعت نماز مي‌خواند که کل عمر ما يک رکعت از آن نمازها امکان ندارد بخوانيم. گفتند شما مي‌گويي تير از پاي علي مي‌کشيدند حاليش نبود، راست مي‌گوييد؟ گفتم بله، در بازي فوتبال استخوان مي‌شکند طرفِ فوتباليست حاليش نيست، چنان عشقِ گل زدن دارد که استخوانش هم بشکند متوجه نمي‌شود. کسي که عاشق شد متوجه نمي‌شود. مگر زنهاي مصر دستشان را نبريدند و نفهميدند؟ آقا اميرالمؤمنين از نماز خسته نمي‌شد؟ نخير، ماهي از شنا خسته نمي‌شود. فرزند اميرالمؤمنين امام سجاد مي‌گويد خدايا من را مي‌بخشي يا نمي‌بخشي؟ اگر ببخشي پيغمبرت خوشحال است، که بالاخره امت پيغمبر، امت پغمبر که هستم که، حالا امت گنهکار، اگر مرا ببخشي پيغمبر خوشحال است که امتش بخشيده شد، اگر مرا نبخشي شيطان خوشحال مي‌شود که يک نفر را جهنمي کرد. بعد مي‌گويد اختيار با خودت، شيطان را مي‌خواهي خوشحال کني يا پيغمبر را؟ کي مي‌تواند اينطوري حرف بزند؟ کي مي‌تواند سخنراني کند که در کل سخنراني‌اش حرف الف و نقطه نداشته باشد. آن نمازش، آن اشکش، آن تربيت اولادش، آن زينبش، آن حسنش، آن حسينش، ولي بايد ضربت بخورد. بهترين فردِ کره زمين بعد از پيغمبر در بهترين ماه، رمضان، بهترين وقت، سحر، بهترين مکان، مسجد، بهترين حالت، نماز، بهترين حالتِ نماز، سجده. هرچي بهترين است، براي اميرالمؤمنين است. السلام عليک يا ابالحسن. يا اميرالمؤمنين. تو را به حق محمد و آل محمد، خدايا به آبروي اميرالمؤمنين و اشکهايش و آهش و سوزش و نسلش و مناجاتش، آنچه شبِ قدر براي خوبان تاريخ مقدر کردي و مي‌کني و خواهي کرد، همه آنها را براي همه ما مقدر بفرما(الهي آمين).
والسلام عليكم ورحمة الله و بركاته

 عزاداري، آداب و آفات -2

  عزاداري، آداب و آفات -2



بسم الله الرحمن الرحيم


«السلام عليک يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائک عليک مني سلام الله ابدا ما بقيت و بقي اليل و النهار و لاجعله الله الاخر العهد مني لزيارتک السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين و رحمة الله و برکاته»
درباره عزاي امام حسين (عليه السلام) مطالبي را خدمتتان بگوئيم گفتيم که همينطور که انسان عقل دارد عاطفه هم دارد بيان نشانگر عقل است اشک نشان دهنده عاطفه و چشمي که اشک ندارد عاطفه‏اش کم است معلوم مي‏شود سنگدل است و سنگدلي را حديث داريم از لقمه حلال... حرام و از گناه است و گفتيم که اشک ريختن براي امام حسين (عليه السلام) در طول تاريخ قبل از امام حسين (عليه السلام) بوده انبياء چه گريه هايي کرده‏اند وقتي تاريخ امام حسين (عليه السلام) را قبل از تولد امام حسين (عليه السلام) نقل شده پيغمبر (صلي الله عليه و آله)، امير المومنين و چقدر ثواب دارد شعر گفتن و امام صادق (عليه السلام) فرموده کسي بتواند شعري بگويد مردم را بگرياند 50 نفر 30 نفر 10 نفر 1 نفر و حتي خودش حتي گريه نکند تباکي کند يعني در قيافه آدم محزون باشد چقدر اين اشک ارزش دارد و چقدر عزاداري ارزش دارد اينها را در جلسه قبل مفصل صحبت کرديم در اين جلسه مي‏خواهيم آفاتي را بگوئيم که شيرني خوب چه آفاتي دارد.
غلو و زياده گويي، از آفات عزاداري‏
بعضي از آفاتش را مثل غلو، غلو يعني بلند پروازي گفتيم گاهي در شعرهاي مي‏خواهيم امام حسين (عليه السلام) را بالا ببريم باقي امام‏ها را کوچک مي‏کنيم مي‏خواهيم زهرا (عليها السلام)را بالا ببريم مريم (عليها السلام) را کوچک مي‏کنيم اين کارها از آفات است بايد مستند حرف بزنيم يک چيزي برايتان بگويم امام رضا (عليه السلام) فرمود اگر از من يک کلمه‏اي شنيديد بگوئيد دليل حرف تو چيه تا من بگويم اين حرف من از کدام آيه قرآن است امام رضا (عليه السلام) از مردم مي‏خواست که دليل را از او بپرسند ما گاهي وقتها يک چيزي مي‏شنويم مي‏گوئيم آقا دليلش چيه به چه دليل؟ اينرا کي گفته؟ حرفها بايد مستند باشد پرمحتوا باشد يک شعرهاي قشنگي باشد ببينيد «هيهات من الذلة» اين هميشه زنده است امام حسين (عليه السلام) فرمود مي‏روم زير سم اسب اما زير بار زور نمي‏روم «هيهات من الذلة» اين هميشه تاريخ اش نو است زير بار زور نمي‏روم يک چيز است اصلا مثل دو دو تا چهارتا. بعضي شعرها مثل ظرف بستني مي‏ماند يکبار مصرف است بعضي شعرها 10 سال مصرف است 20 سال مصرف است اما بعضي شعرها تاريخ مصرفش...
سعديا مرد نکونام نميرد هرگز، اين هميشه تازه است، مرده آنست که نامش به نيکويي نبرند. شعر بايد يک شعري باشد که جان داشته باشد. بني آدم اعضاي يکديگرند. اين حديث است شاعر شعرش گفته شعرش کرده اصلا به حافظ مي‏گويند حافظ چون حافظ قرآن بوده سعدي بسياري از حرفهايش از قرآن و حديث است مثنوي بسياري از حرفهايش از قرآن و حديث است چه اشکالي دارد ما بيائيم تاريخ کربلا را به شعر در بياوريم کلمات امام حسين (عليه السلام) را به شعر دربياوريم وگرنه حالا... اين شعرهايي که حالا يک خورده عرض کنم به حضور جنابعالي که چشمت قشنگ است قدت بلند است دورت بگردم ابرويت کمان است آخر اين! يک عروس و داماد هم مي‏توانند به هم بگويند اين در شان ابوالفضل (عليه السلام) نيست مثل اينکه مثلا آدم به ابوالفضل (عليه السلام) بگويد جان جاني! جون جوني يعني چه؟ جيرجيرکتم!! اي بابا در شان ابوالفضل (عليه السلام) نيست اين حرفها بعضي شعرها بسيار... مقام امامت آخر امام است معصوم است در جلسات عزاداري حديث داريم که فرشته‏ها حاضر مي‏شوند در برابر فرشته اين درست نيست در هر حال آفاتش را بايد دقت که نباش يکي از آفات که گفتيم عرض کنم که (يک صلوات بفرستيد من باقي آفات را هم بگويم).
وظيفه عالمان ديني در حفظ تاريخ کربلا
در عزاداري‏ها يک وظيفه دارند علما که عرض کردم بعنوان يک طلبه تقاضا مي‏کنيم که آنها هم همينطور که درسهاي علمي را مي‏گويند تاريخ کربلا را هم بگويند اصلا از کجا روز قيامت همين روضه‏ها ما را نجات ندهد پدران ما مادران ما چه جوري ما را تربيت کردند قدر اين روضه‏ها را داشته باشيم من يک چيزي را سال قبل گفتم يک چيزي را هم امسال شنيدم از يک پزشکي سال قبل چيزي که گفتم اين بود يکي از کشورهاي آفريقا رفتيم يک زن و شوهر شيعه بيشتر نبودند مسلمان هم زياد بودند اما شيعه فقط اين زن و شوهر بودند رفتيم پيدا کرديم گفتيم شما چه مي‏کنيد گفتند ما تاريخ کربلا را نوشته‏ايم شب عاشورا شام که خورديم يا قبل از شام من بلند مي‏شوم روي صندلي مي‏نشينم اين تاريخ را مي‏خوانم خانمم گريه مي‏کند بعد خانمم مي‏خواند من گريه مي‏کنم يک روضه يک نفري داريم من براي خانمم مي‏خوانم خانمم هم براي من مي‏خواند خوشابحال شما که قدم به قدم روضه امام حسين (عليه السلام) را داريد اين يکي يک خاطره از آيت الله العظمي خونساري داريم که ايشان زمان رضا شاه که روضه تعطيل شده بود هرکه مي‏خواست خانه روضه بخواند توي خانه‏اش روضه مي‏خواند بعد خانه‏ها را به هم سوراخ مي‏کرد به يک کوچه ديگر هر کس مي‏خواست بيايد بايد از توي آن سوراخ‏ها مي‏آمد آيت الله خونساري در قم مي‏خواهد برود روضه مي‏رود خانه همسايه از خانه همسايه از يک سوراخي مي‏رود تو به اندازه اينکه يک آدم بتواند رد بشود مثل جوي آب، مي‏رود توي آشپزخانه توي آشپز خانه مي‏افتد غش مي‏کند يک مرجع تقليد مي‏گويد چرا رضا شاه بايد کاري بکند که روضه جدم را من بايد اين رقمي بروم روضه.
و اما امسال يک دندانپزشکي در يکي از کشورهاي شوروي که الان به هم ريخته مي‏گفت من 9 سال آنجا بودم ايام عاشورا دلتنگ روضه شدم مي‏گفت مي‏دانم که هر جا روضه باشد توجه حضرت زهرا (عليها السلام) هست ولي من روضه خوان نداشتم گفتم بالاخره من مي‏گفت در خانه‏ام را هم مي‏ترسيدم باز کنم مي‏گفت روضه خوان هم وجود نداشت مي‏گفت يک مقداري درخانه را باز مي‏کردم شروع مي‏کردم يا حسين يا حسين کردن يک چاي هم دم مي‏کردم که يک روضه خودم براي خودم بخوانم گفتم يک يا حسين مي‏گويم توجه امام حسين (عليه السلام) را به اينجا جلب مي‏کنم اين رقمي بودند بزرگان ما خيلي به روضه عشق مي‏ورزيدند.) ما بايد قدر پدرهايمان را داشته باشيم خود پدر بنده خدا همه اموات را رحمت کند استکان نعلبکي را شب اول محرم مي‏خريد مي‏برد مسجد چاي که خوردند بعد مي‏آورد توي خانه وقف مسجد نمي‏کرد مي‏گفت مي‏خواهم اولين چاي که خورده مي‏شود چاي امام حسين (عليه السلام) باشد.
يکي از بستگان ما، پدر خانم مان ايشان رئيس هيئت بود در کاشان آمد تهران يک قوري خريد برگشت از درخانه ما هم رد شد به او گفتم حاج آقا شما از در خانه ما رد شدي چرا نيامدي احوال ما را بپرسي گفت آمده بودم براي امام حسين (عليه السلام) قوري بخرم گفتم يعني قوري امام حسين (عليه السلام) لازم بود از کاشان بيايي قوري سماور بخري اما من که توي راه بودم... گفت قوري امام حسين (عليه السلام) ارزشش از تو بيشتر است درست هم مي‏گفت درست مي‏گفت) امام حسين (عليه السلام) خط ويژه مي‏رود لب به هر خاکي بزني حرام است جز خاک حسين (عليه السلام) هر کجا نماز بخوانيم بدون حضور قلب قبول نيست جز حرم امام حسين (عليه السلام) به ما گفته‏اند توي حرم امام حسين (عليه السلام) نمازت را 4 رکعتي بخوان نگو من مسافرم توي حرم نمازت را 4 رکعتي بخوان يعني آنجا خانه خودت است حرم امام حسين (عليه السلام) خانه خودمان است دو روز هم مي‏روي کربلا توي حرم نمازت را 4 رکعتي بخوان نماز توي حرم قبول است سجده بر تربت باعث قبولي نماز است امام حسين (عليه السلام) حسابش جداست عزيزان منبريها طلبه‏ها، منبريها، مداح‏ها، رؤساي هيئت، هيئت امناء، پيش نمازها دستتان را مي‏بوسم اين عزاداري به اين قشنگي را نگذاريد با گناه قاطي بشود اين شيريني عسل را نگذاريد که مگس روي آن بنشيند.
اقامه نماز جماعت در ظهر عاشورا
يکي از آفات اين است که ترافيک راه مي‏اندازيم حتي ظهر عاشورا که مقام معظم رهبري تجليل کرد و ستايش کرد از نماز ظهر عاشورا که بسيار کار خوبي است يک خبر خوشحالي هم به شما بدهم که بعضي کشورها هم ظهر عاشورا وسط خيابان نماز مي‏خوانند گفتند از ايران ياد گرفتيم خيلي کار قشنگي است در عين حال جوري نماز بخوانيد که ترافيک نشود از کنار خيابان از کنار پياده رو استفاده کنيد که هم اقامه نماز بشود. هم اينهايي که توي ماشين هستند يکوقت يک مريضي است کاري است عجله‏اي سفري است خطري است از آنطرف هم پشت فرمان نشسته رويش نمي‏شود عزاي امام حسين (عليه السلام) است هم دلش جوش مي‏زند هم زبانش بسته است يک کاري نکنيم که مردم را در فشار اخلاقي... 1-ترافيک بوجود نيايد يک سري قدگريهايي است مثلا پدران ما از اين کوچه و خيابان و حسينيه مي‏رفتند ما هم... بابا حديث بخوانم حديث مي‏گويد هر کس مي‏رود نماز جمعه رفتن از يک طرف باشد و از مسير ديگري برگرديد که هم شهر ول وله بيفتد (يک خيابان توي بورس نباشد مغازه هايش 20 ميليون سرقفلي، يک خيابان فراموش شده کوچه هايش يک ميليون سرقفلي همه شهر ولوله بيفتد) از يک راهي برويد از يک راه ديگري برگرديد تا همه شهر ول وله نماز بيفتد همه جا. ما گاهي وقتها يک حسينيه همه روضه‏ها مي‏آيند توي اينجا بورس است يک جاي ديگر هم روضه است سوت و کور است. عزاداريها در همه منطقه پخش بشود اين يکي صداي بلندگوها اذيت نکند يکبار ديگر گفته‏ام دوبار ديگر گفته‏ام 10 بار ديگر گفته‏ام نمي‏دانم چند بار ديگر گفته‏ام خدا مي‏داند تکرار کرده‏ام اين را باز هم تکرار مي‏کنم جز براي اذان ما حق نداريم کسي را از خواب بيدار کنيم چه بوق عروس چه عزاي امام حسين (عليه السلام) چه طبل و دهل صداي عزاداري بلندگوي مسجد بايد مزاحم همسايه‏ها نباشد بنده روحاني خواسته باشم خانه بخرم بغل مسجد نمي‏خرم چون توي مسجد مردم آزاري مي‏شود چون هر کس مرد براي خودش و پدربزرگش و مادربزرگش و عمه‏اش و فاميل هايش يکبار فاتحه يکبار هفته يکبار چهلم يکبار سالگرد يعني هر مرگ و ميري 4 بار همسايه‏ها زجر مي‏کشند صداي بلندگو براي هيچ چيز نبايد بلند باشد. عزاداري بي وقت، بابا نصف شب است قربانت بروم.
بي وقت عزاداري نکنيم عزاداري با غفلت از نماز، بابا ظهر عاشورا خود امام حسين (عليه السلام) سرنماز است اصلا ظهر عاشورا امام حسين (عليه السلام) مي‏توانست نمازش را توي خيمه بخواند چند بار آمد توي خيمه احوال امام زين العابدين (عليه السلام) را پرسيد مي‏توانست يکبار هم که مي‏آمد احوالپرسي کند همان توي خيمه نماز بخواند مخصوصا آمد بيرون از خيمه نماز را بايد توي خيابان خواند فوتباليست‏هاي ما بايد توي زمين چمن نماز بخوانند فردا به ما نگويند کشورهاي عربي نماز جماعتشان توي چمن است کشور شيعه نمازهايشان را مي‏روند پشت پايه مي‏خوانند علني نماز بخوانيم اصلا علني عزاداري کنيد. يعني بياييد توي خيابان حسين حسين بکنيد. ظهر عاشورا امام حسين (عليه السلام) ظهر عاشورا مستحباتش را هم رها نکرد يعني اذان را گفت اذان مستحب است ولي اذان گفت اقامه هم گفت با جماعت هم خواند اول وقت هم خواند يعني نماز را از مستحباتش نگذشت با اينکه 30 تا تير به او رها کردند نماز امام حسين (عليه السلام) دو رکعتي بود چون نماز مسافر چهار رکعتي دو رکعتي است در نماز دو رکعتي 30 تا تير تقريبا در هر کلمه‏اي يک تير ولي توجه... بابا امام زمان (عجل الله تعالي فرج الشريف) سرنماز است امام حسين (عليه السلام) سرنماز است ما چرا در عزاداري نماز نخوانيم حرکت خوبي شد. در جمهوري اسلامي خدا انشاءالله عزاداريتان را قبول کند اين حرکت را ادامه بدهيد يک روحاني با خودتان ببريد و قبلا هم وضو داشته باشيم ما که عزاداري مي‏کنيم با وضو عزاداري کنيم.
پول گرفتن يکي از عيب‏هاي روضه خواني است البته همه جا نيست توي بعضي جاها هست که آقا براي هيئت چقدر پول مي‏دهي براي امام حسين (عليه السلام) پول ندهي امام حسين (عليه السلام) کمرت را مي‏شکند اصلا مي‏ترسانند بابا اين رقمي که نشد بعد هم پولهاي کلان من خوشم آمد در اصفهان يک جايي رفتم عاشورا بود من ديدم يک جا گذاشته‏اند گفته‏اند هر کس کمک جزيي هم دارد بياورد يک کسي نيم کيلو برنج دارد حالا نمي‏تواند خرج بدهد نيم کيلو برنج مي‏آورد همه نيم کيلوها را روي هم مي‏گذارند مي‏شود 200 کيلو شام مي‏دهند يک بشکه بزرگي بگذاريد نيم کيلو نيم کيلوها يک کاري نکنيد اگر کسي پول ندارد نتواند کمک کند يکي خرج دارد چند ميليون خرج مي‏دهد يکي ندارد يک برگ زرد هم کشتي 50 تا مورچه مي‏شود اگر توي حوض افتاد با زور از مردم پول نگيريد با رودربايستي پول نگيريد آهنگ‏ها و ابزار موسيقي را توي عزاداري نياوريد آقا اگر من مي‏خواهم يک چاي به شما بدهم اين چاي را بکنم توي ظرف حنا توي يک ظرف سدر شما مي‏خوريد؟ اصلا اگر چاي را بکنم توي کوزه توي ملاقه بابا يک چيزي که ابزار موسيقي است.
حفظ حرمت‏ها در عزاداري امام حسين (عليه السلام)
ابزار موسيقي را توي عزاداري‌ها استفاده نکنيم آخر امام حسين (عليه السلام) حريم دارد تو که عاشقي آخر چرا عشق ات را به هم مي‏زني تو که خوبي چرا اين خوبي ات را خراب مي‏کني يک بعدي نباشد بعضي عزاداريها فقط عواطف را تحريک مي‏کند ما بايد عاطفه و عقل مان با هم رشد کند شعرها حماسي باشد قرآني باشد حديثي باشد فقط احساسات را تحريک نکنيم ولي عقل در جا بماند انسان بايد وقتي آمد توي جلسه امام حسين (عليه السلام) وقتي مي‏رود بيرون يک مساله ياد بگيرد يک تيکه تاريخ ياد بگيرد يک حديث ياد بگيرد يک خورده هم تاريخ کربلا ياد بگيرد ولي ما مي‏آييم توي مسجد حديث ياد نمي‏گيريم بعضي مسجدها اينطوري است بعضي روضه‏ها هم همينطوره حديث توي... نماز جماعتش خلوت است ترافيک روضه، گاهي توي يک خيابان 10 تا روضه است بابا يکي تان دهه اول يکي تان دهه دوم يکي تان دهه سوم. رقابت روي چه چيزهايي، ما چند تا ديگ چند تا گوسفند اين کار را نکنيم يک شتر کشتند آبگوشتش را فرستادند براي رئيس قبيله‏اي رئيس قبيله لگد زد آبگوشت رفت روي هوا گفت شما براي من قابلمه آبگوشت فرستاده‏ايد من خودم رئيس قبيله‏ام به قبيله‏اش گفت شما دو تا شتر بکشيد او گفت ما به کوري چشمش 3 تا شتر آنوقت 4 تا شتر صدتا شتر اميرالمومنين (عليه السلام) فرمود هيچکس گوشت اينها را نخورد يعني گوشتي که بر اساس چشم و همچشمي اينهاآفات است.
رعايت بهداشت در عزاداري ها
يکي از آفات عزادار‌ي‌ها کارهاي ضدبهداشتي است سفره مي‏دهند با جوراب توي سفره راه مي‏رود بابا جورابت بوي کفش مي‏دهد با جوراب توي سفره راه مي‏روي بعد هم نان را مي‏اندازند زير جاي پايش بعد نان مي‏رود توي حلق ما استکان نعلبکي‏ها را همه توي يک کاسه بزرگ مي‏شورند اينها همه ضد بهداشت است نذر کرده که شترش را يا گوسفندش را جلوي هيئت بکشد بابا توي خيابان گوسفند مي‏کشي ضد بهداشت است مگس مي‏نشيند خونش ترشح مي‏شود يکوقت شتر يا گاو يا گوساله رم مي‏کند اين چه کاريه؟ آقا نذر کرده نذرت باطل است بسم الله الرحمن الرحيم هر نذري که توي آن ارزش اخلاقي و عقلي و علمي و قرآن و حديثي نداشته باشد شما اين شتر را آنطرف بکش به چه دليل جلوي راه مردم مي‏کشي نذر شما غلط است کارهاي ضد بهداشتي مي‏کنيم در شستن... سيگارکشيدن توي جلسه هواي مسجد و حسينيه مال همه است به چه دليل 16 نفر سيگاري مي‏آيند حق هواي عمومي را مي‏گيرند اينها آفات است. اين اشک مقدس، اشک خيلي مقدس است الله اکبر آيت الله العظمي گلپايگاني چشمش مشکلي داشت دکتر آمد يک قطره بريزد توي چشمش گفت آقا نيم ساعت صبر کن بعد گفت چرا؟ گفت الان بناست يک روضه خوان بيايد روضه بخواند من مي‏خواهم اشکم خالص باشد اشک من با داروي تو قاطي نشود مراجع ما مي‏گفتند اشکمان خالص باشد شما چرا عزاداري خالص را با آهنگ ناجور با ابزار آهنگ ناجور با لخت شدن روبروي زنها با قاطي شدن زن و مردها با نگاه زنها به سينه زنهاي مرد مي‏کند چرا اينها را قاطي کنيم آخر چرا (باز هم مي‏گويم بعضي‏ها فکر مي‏کنند اولا در مسائل بايد مرجع زنده را ديد شما نگو مراجع قبل گفته‏اند قمه زدن جايز است من الان يک دليلي براي شما مي‏آورم که هر کس 5 کلاس... اصلا هر کس سواد هم ندارد به راحتي حرف من را مي‏فهمد تحصيلکرده‏ها که ديگر حرف را توي هوا مي‏قاپند)
سوءاستفاده دشمن از قمه زني عزاداران‏
يک قصه برايتان بگويم راجع به قمه زدن، پيغمبر (صلي الله عليه و آله) سخنراني مي‏کرد توي سخنراني اش يک نفر گفت «راعنا» اين مثل کوکو است که هم مي‏شود از سيب زميني درست کرد و هم از سبزي «راعنا» هم مي‏شود ريشه‏اش «رعن» باشد «رعونت» هم مي‏شود ريشه‏اش «رعي» باشد مراعات «راعنا» يعني مراعات کن ما را. اگر از «رعي» باشد اما اگر از «رعن» باشد «رعن» يعني خر کردن احمق کردن يک مسلمان پاي منبر گفت يا رسول الله! «راعنا» مرادش يعني مراعات ما را بکن يعني شمرده‏تر صحبت کن تا ما حرفها را دانه دانه بشنويم يا در سخنراني رويت را اينطرف و آنطرف هم بکن که اينطرف و آنطرفي‏ها هم شما را ببينند منتهي راعنا چون دوپهلو است هم مي‏شود از واژه «رعي» باشد هم مي‏شود از ريشه اين... يهوديها مسخره کردند گفتند خبر داريد پيغمبر اسلام سخنراني مي‏کرد پاي منبرش گفتند «راعنا، راعنا»، (خرمان کن خرمان کن) فوري آيه نازل شد «يا ايهاالذين آمنوا» اي کساني که ايمان آورده‏ايد «لاتقولوا راعنا» راعنا نگوييد دشمن سوء استفاده مي‏کند «وقولوا انظرنا» به پيغمبر اين رقمي حرف بزنيد بگوييد «انظرنا» نظر کن به ما اين آيه قرآن است چون «راعنا» کلمه‏اي است که شما نيت ات خوب است اما دشمن سوء استفاده مي‏کند شد؟ حالا شما که قمه مي‏زنيد قمه زدن مثل «راعنا» است شما که قمه مي‏زني قمه زدن شما روي عشق مي‏زني اما راديو اروپا تلويزيون اروپا اسمش توي ذهنم است نمي‏گويم چون صلاح نيست يکي از کشورهاي مهم اروپايي 12 بار فيلم قمه زدن ايرانيها را نشان داده و گفته ايرانيها شيعه هستند و شيعه‏ها يک مرضي دارند رواني خودآزاري يعني خودشان را آزار مي‏دهند اين نشان داده هي دکتر روانشناس گفته اينها خلاند شما عاشق ايد او استفاده بد مي‏کند چون او استفاده بد مي‏کند شما اين کلمه را بکار نبر شما مي‏گوييد: «راعنا» ولي يهوديها مي‏گويند: «راعنا» از «رعن» است فوري آيه نازل شد کلماتي که دشمن سوء استفاده مي‏کند بکار نبريد (حالا شما مي‏گوييد آقا فلان آيت الله سوادش بيشتر است يا فلان آيت الله مي‏گوييم آقا تمام مراجع تقليد اگر بگويند قمه جايز است)
الان به دليل ماهواره و اينترنت بدليل وضع موجود و بدليل تحليل‏هاي نابجا ما بايد جلوي سوءاستفاده دشمن را بگيريم حالا مي‏خواهيد بزنيد بزنيد ولي شما نگوئيد من راه خدا را مي‏روم چون راه خدا يکي بيشتر نيست «الا المودة» راه خدا راه اهل بيت است و اهل بيت قمه نمي‏زدند سليقه‏اي است بگو بسم الله الرحمن الرحيم دوست دارم قمه بزنم کاري هم به خدا و پيغمبر ندارم مثل وسواسي‏ها به وسواسي مي‏گوئيم امام صادق (عليه السلام) گفت پاک شد مراجع تقليد مي‏گويند پاک شد مي‏گويد به دلم نمي‏چسبيد خوب پس دلت است چون 124 هزار پيغمبر و همه اولياء و انبياء مي‏گويند پاک شد اين آقا و خانم مي‏گويد پاک نشد يعني در مقابل همه انبياء ايستاده خودش هم فکر مي‏کند حاج خانم خوبي است حاج آقاي خوبي است بسيار آدم با تقوايي است امام مي‏فرمايد دور ريختن نصف ليوان آب اسراف است 1، توي تحرير است و اسراف گناه کبيره است 2 و گناه کبيره آدم را فاسق مي‏کند نصف ليوان آب را دور بريزي فاسق مي‏شوي ما همينطور راحت عمرمان برنجمان، روغن مان همينطور دور مي‏ريزيم حيف. شيطان قسم خورد همه را گمراه خواهد کرد هر کسي را يک جوري يکي را با وسواسي يکي را با... يکي از عيب‏هاي، آفات عزاداري اينست که تعصب‏هاي محلي آقاجان گوشت مي‏داني کيلويي چند هزار تومان است دقيقه‏هاي عمر مي‏دانيد چقدر ارزش دارد شنيدي حديثي که خواندم سلماني آمد آرايشگاهي آمد ريش امير المومنين (عليه السلام) را درست کند لب‏هاي حضرت تکان مي‏خورد گفت يا علي! لب را نگه دار موي لبت را قيچي کنم فرمود لبم را نگه دارم يک سبحان الله عقب مي‏افتم يعني من بايد از ثانيه‏هاي عمرم استفاده کنم.
دوري از تعصبات قومي، محلي و هيئتي‏
آنوقت شما چند ساعت مي‏خواهي بروي روضه يک جايي برو چيزي ياد بگيري نه آقا ما کار به آقايش نداريم محله خودمان است روضه پدري است بابا روضه پدري چي چيه روضه مادري چي چيه؟ قبيله‏اي چي چيه ول کنيد بابا کسي که منتظر امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) امام جهان است تو هم يک خورده فکرت بايد جهاني باشد مگر مي‏شود آدمي که محلي فکر مي‏کند منتظر امام جهاني باشد کسي که منتظر امام جهاني است بايد فکرش هم جهاني باشد هنوز هم مي‏گويد محله پائين محله بالا هيئت ابوالفضل (عليه السلام) گاهي وقتها مي‏گويد که گاهي وقتها يک چيزهايي را آبرو مي‏دانند من ديدم بعضي هيئت‏ها مثلا زنگ مي‏زنند رئيس اين هيئت به رئيس هيئت که آقا فردا روز بازار ما است يا روز خيابان ما است شما يک عده بيائيد کمکي آبرويمان نريزد! مگر آبروي شما به متر است که اگر هزار تا بوديد آبرو داريد 100 تا بوديد آبرو... مگر امام حسين (عليه السلام) مي‏آيد طناب مي‏گيرد هر هيئتي درازتر است ثوابش بيشتر است اينطور نيست ولله «ان اکرمکم عندالله اتقکم» بر اساس تقواست اين تعصبات محله‏اي، قبيله‏اي، هيئتي نباشد اينها مسائلي است که ما بايد دقت کنيم. طولاني شد عزاداري‏ها. عزاداريها طولاني شده خود منبرها طولاني شده گاهي مداح‏ها طولاني شده ما در نماز جماعت که خيلي مهمتر از عزاداري است مي‏گويند مراعات افراد ضعيف را بکنيد فردا مدرسه‏ها باز است دانشگاه باز است اين دانشجو فردا مي‏خواهد برود سرکلاس نمي‏تواند تا دو بعد از نصف شب بنشيند فردا هم سر درس خوابش مي‏گيرد مختصر کنيد فشرده باشد ولي پرمحتوا آبکي نباشد بعضي عزاداريها 4 ساعت طول مي‏کشد اما خيلي اش آب است خدا رحمت کند يکي از دوستان نواب صفوي را مي‏گفت ما دو تا آبگوشت داريم بعضي از آبگوشتها همه‏اش آب است آبگوشت همه‏اش آب است بعضي آبگوشتها اينطوري است آبگوشت همه‏اش گوشت است شما عزاداري‌ها را مغزش را زياد کنيد زمانش را کم کنيد لازم نيست سه ساعت طول بکشد بله مي‏شود عزاداريها محله‏اي بشود اين محله 8 تا 9 تمام آن محله 9 تا 10 آن محله 11 تا 12 اگر کسي علاقه زيادتري دارد از اين جلسه برود جلسه ديگر يک جوري بکنيد که طولاني نشود تبعيض در پذيرائيها خيلي خطرناک است.
برخورد مناسب با زنان و کودکان در عزاداري‏ها
بسياري از شهرهاي ما مردها را توي سالن مي‏نشانند زنها را مي‏ريزند توي کوچه اصلا توي مسجدهاي ما سهم زنها آقا جمعيت زنها بيش از مردهاست توي مسجد هم بايد بر اساس جمعيت پرده بکشيم هر مسجدي که تا حالا من رفته‏ام سهم مردها بيشتر بوده اينجا که ارث نيست بگوئيم مردها دو برابر زنها ارث مي‏برند ما فکر مي‏کنيم مسجد هم ارث است اگر واقعا تعداد زنها بيشتر است جاي بهتر را بدهند به زنها من رفتم يک جايي سخنراني کنم نماز جمعه رفتم بلندي وقتي رفتم بالا ديدم هر چه قالي است زير پاي مردها است زنها روي موکت نشسته‏اند گفتم بسم الله الرحمن الرحيم مردها همه بلند شوند بلندشان کردم گفتم 10 تا از اين قالي‏ها را بفرستيد سمت خانم‏ها آخر امام حسين (عليه السلام) براي عدالت کشته شد ما توي روضه هايمان عدالت داشته باشيم جا بهتر مي‏دهيم به مردها يا جا بهتر را مي‏دهيم به مسئولين کشوري و لشکري يا حسين که کشوري و لشکري ندارد همه بايد پا برهنه بشوند. من در هندوستان عاشورا بودم يک کسي را نشان من دادند گفتند مي‏بيني پابرهنه است گفتم آري ديدم گفتند مي‏شناسي گفتم چه مي‏دانم نمي‏دانم اين کيه گفت ايشان 70 تا کشتي تجارتي دارد بزرگترين تاجر هندوستان است ولي عاشورا پابرهنه مي‏شود ما يک کسي حالا ليسانس گرفته يا ماشينش قشنگ است فکر مي‏کنيم توي روضه هم بايد چاي پررنگ بخورد روضه هر که آمد... حسين حسين است هيچ تبعيضي بين بچه و بزرگ بين زن و مرد جا خواستي براي... نخواستي نباشد. اعتدال در نذر کردن‏ها ما پارسال يک جايي بوديم يک هيئتي را 40، 50 تا گوسفند جلويش کشتند گوشت زياد آمد فکر مي‏کردند که چه کنند آمديم حدود 150 متريش يک مسجد بود ديديم افغانيها آنجا جمع شده‏اند دارند سينه مي‏زنند گفتيم يک خورده هم برويم جلسه افغانيها رفتيم و گفتيم شام گفتند ما پول نداريم ولي يک شب همه يک خورده پول روي هم گذاشتيم يک شام داديم يعني 150 متري يک هيئت است 50 تا گوسفند کشتند 150 متريش 20 شب 1 گوسفند نداشتند بکشند بابا آخرنذر کرده اين نذرها غلطه حالا اگر نذر کرديد عمل کنيد ولي تو را به حضرت عباس! از اين به بعد ديگر...
بنده خودم هرچه خواسته‏ام توي وصيتنامه‏ام بنويسم کجا دفنم کنيد رويم نشده گفتم يکوقت مي‏بيني توي برف مردم من پيرم آنهايي که... من را ببريد مشهد بابا اذيت مي‏شوند هرجا آسان است دفنم کنيد توي نذرها توي وصيت‏ها يک خورده مراعات مردم را بکنيد تبعيض... به هرحال برخورد با کودکان خيلي بايد مهم باشد برخورد با کودکان يک بچه نوشته بود ديگر تا آخر عمر مسجد نمي‏روم براي اينکه توي مسجد رفتم شام مي‏دادند عزاداري بود به بزرگها و همه دادند به بچه‏ها گفتند برويد خانه شام تمام شد تا آخر عمر ديگر مسجد نمي‏روم خوب چرا اينطور مي‏کنيد چرا... بعضي جاها اگر شخصيت قابلمه بياورد به او مي‏دهند مي‏گويند ايشان حاجي فلان است رئيس فلان است اما اگر يک فقيري قابلمه آورد گفت آقا من فقيرم يک ظرف بدهيد مي‏گويند برو چطور قابلمه آقا را پر کرديد به فقير که رسيديد بابا امام حسين (عليه السلام) است سرش تبعيض نکنيم ديگ امام حسين (عليه السلام) بايد همه جور تقسيم بشود ذره‏اي فرق قائل نشويد بين زن و مرد بين مشهور و گمنام بين پولدار و...
آقا باني است باني است تا مادامي که پول توي جيبش بود باني است وقتي گوسفند را نذر امام حسين (عليه السلام) کرد ديگر باني نيست وقتي مسجد وقف شد ديگر خانه خودش نيست نبايد بگوئيم آقا اين چون مسجد را وقف کرده بيايد صف اول وقتي انسان يک چيزي را به امام حسين (عليه السلام) بخشيد ديگر حق طلب ندارد که من چون امشب اينجا باني هستم پس مثلا... بعضي‏ها مثلا مي‏گويند آقا اسم فلاني را هم ببر من بوده‏ام روي منبر و اسم داده‏اند که آقا بگو امشب فلاني باني است آقا بگذار نفهمد کسي بگذاريد نفهمند امام حسين (عليه السلام) مي‏فهمد مي‏روي که مردم بفهمند امام حسين (عليه السلام) پاک مي‏کند بگذاريد نفهمند هرچه مردم بيشتر متوجه نشوند اخلاصش بيشتر است تا مي‏روي بنويسي ما ديده‏ايم بعضي جاها يک پنکه آويزان مي‏کنند زيرش مي‏نويسد باني اين پنکه محسي قرائتي نمي‏دانم بر پدر و مادر کسي که... (بعضي‏ها قرآن وقف مي‏کنند مي‏گويند اين قرآن را من نذر کردم لطفا همه‏اش را بخوانيد ثوابش را هديه به پدر من بکنيد مگر من قرآن خوان پدرت هستم؟! چقدر هم لوس است اين آقاي واقف نوشته قرآن را وقف کردم بخوان ثوابش هم مال پدرم ببينيد اينها لوس بازي است آب دماغ است ما فکر مي‏کنيم حالا که رئيس هيئت است بايد جلوي هيئت برود آقا رئيس هيئت‏ها برود قاطي مردم نگو چون من رئيسم جلوي همه بروم برو قاطي... پيدا نباشيد.
آيت الله ميرزا جواد آقا تهراني وصيت کرد آنوقت نمازها، عزاداريها مزاحم نماز نشود ايشان وصيت کرده بود ختم من را توي مسجد نگيريد گفتند چرا؟ آيت الله العظمي بود راضي نيستم توي مسجد ختم من را بگيريد چون نگرانم يکبار يک مسلمان خواسته باشد نماز بخواند بيايد ببيند مسجد فاتحه است دنبال جا بگردد يک نفر را معطل کنم که کجا نماز بخواند نمي‏ارزد توي مسجد فاتحه من را نگيريد قبر من هم محو کنيد توي قبرها بگذاريد ما مخلوط بشويم بابا اينهمه ما شهيد گمنام داريم حالا شما يک پلويي مي‏خواهي بدهي ريش سفيدي چرا جلو مي‏روي که معلوم باشد ريش سفيدي برو قاطي بچه‏ها چه مي‏دانيم شايد عزاداري بچه ارزش دارد ما که نمي‏دانيم خدا عزاي کي را قبول کرد ما نمي‏دانيم گاهي وقتها آن علماتي که 20 تا تيغ دارد قبول نمي‏شود آن کسي که يک پرچم سياه زده... اين عزاداريها خيلي مهم است.) هندوستان داشتم مي‏رفتم خوب آدم حساس مي‏شود عاشورا هم بود ديدم يک خانواده کنار کوچه نشسته‏اند گفتم يک مصاحبه کنيم به مترجم گفتم بپرس چرا اينجا نشسته‏ايد گفتند چرا اينجا نشسته‏ايد گفت خانه من عزاخانه است احترام گرفتم توي کوچه مي‏خوابم گفتم يعني چه؟ گفت چون پرچم امام حسين (عليه السلام) را زده‏ام خجالت مي‏کشم خانه‏ اي که پرچم امام حسين (عليه السلام) است پايم را دراز کنم شبها توي کوچه مي‏خوابيد که پايش را به پرچم امام حسين (عليه السلام) دراز نکند اصلا ماندم چقدر اينها عاشق امام حسين (عليه السلام) هستند از روي قبر امام رضا (عليه السلام) خاکي را آوردند به يک درد پايي گفتند بمال به پايت گفت من حاضرم درد پا بکشم امام خاک قبر را به پايم نمالم بله اگر چشمم درد مي‏کرد به چشمم ماليده بودم اما به زانويم نمي‏مالم)
احترام کنيد يا حسين بگوئيد نه بچه نه بزرگ نه پولدار نه غير پولدار همه هم روضه بخوانيد و من از ناراحتي هايم اينست که چرا نمي‏توانم روضه بخوانم. آدم ميهمان را مي‏کشد؟ در تاريخ ميهمان سراغ داريد که 12 هزار نامه براي او بيايد؟ آدم کسي را روبروي زن و بچه‏اش مي‏کشد؟ اين عزيزاني که در بم کمک مي‏کردند ما همه گريه کرديم براي بمي‏ها و حقش بود کمک کردند دولت و ملت کمک کرد آنوقت آنها وقتي کشتند خيمه را آتش مي‏زنند؟ آنوقت توي خيمه‏هاي نيم سوخته گوشواره را مي‏کنند آنوقت زن و بچه را اسير مي‏کنند آنوقت در شام کف مي‏زنند سوت مي‏زنند حسين (عليه السلام) سوخت که ما متدين باشيم خدايا تو را به حق محمد و آل محمد خوشا به حالتان مداح‏ها مداح‏ها خوشابحالتان يکي از علماي بزرگ نقل شد صاحب جواهر گفته بود حاضرم تمام زحمت‏هاي عمر علمايي و مرجعيتام را بدهم ثواب يک شعر مداح مخلص را بگيرم مداح‏ها قدر خودتان را داشته باشيد رئيس هيئت‏ها قدر خودتان را داشته باشيد شما که براي امام حسين (عليه السلام) سياه پوش کرده‏ايد براي امام حسين (عليه السلام) کنار خيابان خانه درست کرده‏ايد امام حسين (عليه السلام) شما را بي خانه نمي‏گذارد شما براي امام امام حسين (عليه السلام) تکيه بسته‏ايد آنوقت روز قيامت امام حسين (عليه السلام) شما را بي خانه بگذارد شما براي امام حسين (عليه السلام) گريه کرده‏ايد خيلي قدر خودتان را داشته باشيد فقط مواظب باشيد مسائل عبادي نماز اول وقت شما که گريه مي‏کني که چرا حق فدک را دزديدند و ندادند شما هم سهم امام بده نماز اول وقت احترام به مسافرين که ترافيک نکنيم مراعات بهداشت که حيوان توي کوچه نکشيم صداي بلند گو مردم آزاري نکند شعرها پرمايه و پرمحتوا خيلي عزاداري مهم است ما هرچه داريم از حسين حسين داريم اين عزاداري مقدس را قداست اش را حفظ کنيم و هميشه حفظ ارزشش بيشتر است.
خدايا! تو را به حق محمد و آل محمد (صلي الله عليه و آله) ما را از عزاداران واقعي امام حسين (عليه السلام) قرار بده کساني که در طول تاريخ عزادار بودند و الان از دنيا رفته‏اند عزيزان بم و همه پدران و مادران و نياکان ما که نسبت به اهل بيت و عزاي امام حسين (عليه السلام) حساسيت داشتند و الان نيستند الساعه همه را ميهمان امام حسين (عليه السلام) قرار بده.
نسل ما را تا آخر تاريخ بهترين عارف عاشق و مطيع امام حسين (عليه السلام) و عزادار امام حسين (عليه السلام) قرار بده.
به ما توفيق بده اين کمالات انقلاب را داشته باشيم آفاتش را کمالات عبادت آفاتش را کمالات عزت آفاتش را دور کنيم کمالات عزاداري را داشته باشيم آفاتش را... ما را از همه آفات همه خوبيها دور بدار
خدايا عزادار واقعي امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است ما را به آن عزادار واقعي که واقعا او گريه مي‏کند خدايا ما را به آن عزادار ببخش و تمام مشکلات ما را در سايه حضرت مهدي (عجة الله تعالي فرجه الشريف) برطرف بفرما.
«والسلام عليکم و رحمة الله»

 عزاداري، آداب و آفات -1


  عزاداري، آداب و آفات -1



بسم اللّه الرّحمن الرّحيم


  بحث ما راجع به عزاداري و مسائل مهمي که بايد گفته بشود. حرف اول ما اين است که اصولاً عزاداري ريشه‏اش در فطرت چيست؟ در قرآن چيست؟ در تاريخ چيست؟ اما در درون انسان، در درون ما... پس بحث ما ريشه عزاداري در درون، در قرآن، در تاريخ، در حديث خيلي هم فشرده مي‏گوئيم. در درون انسان 2 تا مسئله هست يکي عقل است و يکي عاطفه هر يک از اينها چراغي دارد، چراغ عقل بيان است تا مرد سخن نگفته باشد، عيب و هنرش نهفته باشد. يعني آدم وقتي حرف مي‏زند، از حرف زدنش مي‏فهميم اين عقلش چقدر کار مي‏کند، يعني سخنراني و بيان، چراغ عقل است. اگر عقل قوي بود حرفها هم منطقي است، اگر عقل کم بود، حرفها هم آبکي است، يعني سخنراني و بيان چراغ عقل است، تابلو عقل است، عاطفه چراغش چشم است، چشمي که گريه دارد، پيداست عاطفه‏اش پررنگ است، چشمي که خشک است پيداست عاطفه‏اش کم رنگ است، اين مال درون.
بزرگداشت ياد شهداي تاريخ در قرآن
از نظر قرآن عزاداري ريشه‏هايي دارد اول روضه‏خوان خود خداست، سوره‏اي در قرآن است به نام سوره بروج که مي‏فرمايد: «قتل اصحاب الاُخدود و هم علي ما يفعلون بالمؤمنين شهود و ما نفقوا منهم الا أن يؤمنوا بالله العزيز الحميد» سوره بروج مي‏گويد مرگ بر اصحاب اُخدود، اصحاب اُخدود چه کساني هستند؟ يک گودالي کندند، مؤمنين را ريختند توي گودال سوزاندند و اينها بالاي گودال به تماشا نشستند و قرآن مي‏گويد: اينها فقط به جرم اينکه مؤمن بودند سوخته شدند و قرآن روضه سوخته شدن اين مظلومين مؤمن را مي‏خواند پس اولين روضه خوان خود قرآن است. روضه‏اش، روضه اصحاب اُخدود است يا مثلاً قرآن تجليل مي‏کند از... آخر ممکن است بگويد آقا اين روضه‏خواني ريشه قرآني هم دارد يا نه مي‏گوئيم بله قرآن مي‏فرمايد: «کأين من نبي قاتل معه ربيون کثير» چه پيغمبراني بودند که چه ياران مخلصي داشتند که اين ياران مخلص تلاش و جهاد مي‏کردند، خسته نمي‏شدند، سست نمي‏شدند، اينها تا آخرين نفس، تا آخرين نفر، تا آخرين فشنگ قيام کردند، يعني قرآن دارد از ايثار آنها تعريف مي‏کند ما بايد عاشورا را زنده بداريم به چه دليل قرآني، بدليل اينکه قرآن مي‏گويد: «واذکر في الکتاب ابراهيم» ابراهيم (عليه السلام) فداکاري کرد، پيغمبر (صلّي الله عليه و آله) تو مأموري ياد ابراهيم (عليه السلام) را زنده نگه بداري. خانم‏ها چطور؟ «واذکر في الکتاب مريم» پيغمبر (صلّي الله عليه و آله) مأموري تو که نام مريم (عليها السلام) و سختي‏هايي که به او چشيده شد، سختي‏ها را هم بيان کني يعني پيامبر (صلي الله عليه و آله) هم مأمور است. تاريخ ابراهيم (عليه السلام) را بيان کند و هم تاريخ مريم (عليها السلام) را بيان کند. يعني زن و مرد ندارد. پس تجليل از بزرگان در قرآن آمده. «واذکر في الکتاب ابراهيم» ياد ابراهيم (عليه السلام) را گرامي بدار. ياد مريم (عليها السلام) را.
ذکر مصيبت مظلومان تاريخ در قرآن
در قرآن روضه مي‏خواند، مي‏گويد: «اذا الشمس کوّرت و اذا النجوم انکدرت» تا مي‏رسد به آنجايي که «و اذا البحار سجّرت و اذا العشار عطلت» روز قيامت که نور خورشيد گرفته مي‏شود، درياها به جوش مي‏آيد، سرمايه‏ها رها مي‏شود و مردم پا به فرار مي‏گذارند، آن روز «و اذا المؤدة سئلت بأي ذنب قتلت» سؤال مي‏شود از مظلومه‏هاي تاريخ به چه گناهي اين مظلوم را کشتيد. پس در سوره «اذا الشمس کورّت» روضه خوانده شده، در سوره بروج روضه خوانده شده. پس ما تجليل داريم، تمام حاجي‌هايي که مي‏روند مکه خيابان 400 متري سعي و صفا و مروه 40 متر هروله مي‏کنند، مي‏گويند اينجا يک زني سوخت، تمام مراجع و پولدارهاي تاريخ بايد جا پاي اين زن کنيز کار آن زن را بکنند که يک روضه عملي باشد، يعني خاطره هاجر (عليها السلام) فراموش نشود. اين مال عزاداري در عقل و قرآن. مسئله ديگر عزاداري يک رقم مودّت است (من خواهش مي‏کنم، خواهش مي‏کنم بحث امشب را با تمام وجود گوش بدهيد حرف تازه دارم براي زدن. هر کسي الان يک جوري عزاداري مي‏کند بمناسبت غدير، يک بحثي حتماً شنيده‏ايد و اگر هم نشنيده‏ايد من يک دقيقه مي‏گويم.) يک گل به ما بدهند بايد تشکر کنيم، پيغمبر (صلي الله عليه و آله) ما را از آتش‏پرستي و بت‏پرستي و خرافات‏پرستي نجات داد، شديم مسلمان. مزد پيغمبر (صلي الله عليه و آله) چيست؟ پيغمبر (صلي الله عليه و آله) فرمود من دو تا مزد مي‏خواهم مزد من اين است که... هيچ مزدي نمي‏خواهم «الا من شاء» مگر هر که مي‏خواهد «أن يتخذ الي ربّه سبيلا» من يک مزدي مي‏خواهم و آن اين است که برويد راه خدا را برود مثل معلمي که مي‏گويد پسر جان من هيچ مزدي نمي‏خواهم فقط درس را خوب ياد بگير. من مزدي نمي‏خواهم «الا» مگر هر که دوست دارد «اتخذ... الا من شاء أن يتخذ الي ربّه... اتخذ الي ربّه سبيلاً» به سوي پروردگارش راه خدا را برود. راه ربّ را برود. پس مزد پيغمبر (صلي الله عليه و آله) اين است که ما راه خدا را برويم، راه خدا چيست؟ هر کسي فکر مي‏کند راه خدا يک چيزي است، يکي قمه مي‏زند، يکي زنجير مي‏زند، يکي لخت مي‏شود، نمي‏دانم مي‏رود توي آتش، يکي نمي‏دانم خانقاه مي‏رود، يکي پاي موسيقي مي‏نشيند، يکي سراغ عرفان مي‏رود مي‏گويد من بين خودم و خدا اين راه را انتخاب کرده‏ام.
درست است هر کسي يک راه را برود. بگوئيم قرائت‏هاي مختلف هر کسي هر جوري دوست دارد بين خودش و خدا حال کند، مي‏گويد نه يک جا مي‏گويد: «الا» يعني فقط، فقط «الي ربّه سبيلاً» مزد من فقط راه خداست، يک جاي ديگر مي‏گويد مزد من «الا المودة في القربي‏» فقط مزد من اين است که اهل بيت را دوست داشته باشيد. مزد من فقط راه خداست، مزد من فقط مودّت اهل بيت است، يعني راه خدا جز راه اهل بيت (بگوئيد) نيست. (دو تا فقط که نمي‏توانيم داشته باشيم کسي بگويد من فقط تابستان درس مي‏خوانم، من فقط زمستان درس مي‏خوانم، خوب اينکه دروغ است. فقط آب مي‏خورم، فقط نان مي‏خورم، دو تا فقط که نمي‏شود، وقتي مي‏گويد فقط «الا» يعني فقط، فقط يعني عشق به اهل بيت، فقط رفتن راه خدا. وقتي مي‏گويد دو تا فقط، ضد هم نيست. دو تا فقط بايد يکي باشد مثل اينکه شما مي‏گوئيد فقط مايعات مي‏خورم، بعد مي‏گويي فقط شير مي‏خورم، اين فقط درست است، چون شير هم جزو مايعات است، فقط راه خدا، فقط عشق اهل بيت پيداست راه خدا همان راه اهل بيت است. ببينيم اهل بيت چگونه عزاداري مي‏کنند، خلاص خلاص، خيلي عزاداري‏هاي ما... اين عزاداري که اينقدر ثواب دارد شما نمي‏دانيد عزاداري چقدر ثواب دارد.)
ارزش اشک در فرهنگ اسلام
اجازه بدهيد من يک خورده راجع به عزاداري بگويم گريه خيلي ثواب دارد، گريه براي گناهان، گريه براي مظلومين، بخصوص گريه براي امام حسين (عليه السلام) که فرمود: «جمود العين من الشقاء» اگر کسي اشک ندارد معلوم مي‏شود شقاوت دارد، يا مي‏فرمايد: چشم...«ما جفت الدموع الا لقسوة القلوب و ما قسوة القلوب الالکثرة للذنوب» گناه باعث مي‏شود که انسان سنگدل بشود، سنگدل که شد ديگر اشکش در نمي‏آيد. حديث داريم: «اعوذ بک من عين لا تدمع» پناه مي‏برم از چشمي که اشک ندارد «اشکوا من عين جامدة» خدايا به تو شکايت مي‏کنم چرا چشمم اشک ندارد. بخصوص اشک براي امام حسين (عليه السلام) اين اصل اشک درست است و اشک نداشتن دليل بر سنگدلي است و لقمه حرام و گناه است. بخصوص راجع به اشک براي امام حسين (عليه السلام) در بحار، جلد 44، چهل و شش حديث داريم که اينجا فقط اشاره مي‏کنم بحار ج 44، 46 تا حديث داريم گريه براي امام حسين (عليه السلام) چقدر ثواب دارد تمام... تقريباً تمام... تقريباً بسياري از انبياء روضه امام حسين (عليه السلام) را از خدا شنيدند که حسيني خواهد آمد با لب تشنه کنار نهر آب، خود خدا روضه امام حسين (عليه السلام) را براي انبياء خوانده، پيغمبر (صلي الله عليه و آله) هم خوانده.
اشک پيامبر بر مظلوميت علي (ع)
حتي براي مظلوم قبل از شهادتش هم مي‏شود گريه کرد. يک روز پيغمبر (صلي الله عليه و آله) داشت مي‏گفت ماه رمضان چه ماه مهمي است. حضرت علي (عليه السلام) بلند شد و گفت بهترين کار چيست؟ گفت تقوا، گريه کرد، گفت يا رسول الله من ديدم شما از ماه رمضان تعريف مي‏کنيد، گفتم بهترين ماه چيست؟ گفتي... بهترين کار چيست؟ شما گفتي تقوا، گريه ندارد. گفت همين ماه رمضاني که من تعريفش را مي‏کنم توي همين ماه رمضان تو شهيد مي‏شوي. 30 سال قبل، 30 سال قبل از شهادت، پيغمبر (صلي الله عليه و آله) گريه کرد براي حضرت علي (عليه السلام) و ما داشته‏ايم اين حرفها را.. و خيلي عزاداري امام حسين (عليه السلام) حساب شده است. پرسيدند چرا همه امام‏ها شهيد شدند، چرا مسئله امام حسين (عليه السلام)... فرمود چون امام حسين (عليه السلام) پنجمين، يعني آخرين اصحاب کساء است، اصحاب کساء که زير عباي پيغمبر (صلي الله عليه و آله) جمع شدند و پيغمبر (صلي الله عليه و آله) فرمود اينها اهل بيت من هستند. افراد ديگري مي‏خواستند بيايند پيغمبر (صلي الله عليه و آله) فرمود نه شما نياييد اهل بيت همين 5 تا هستند. پيغمبر (صلي الله عليه و آله) رفت، گفتند خوب علي (عليه السلام) را داريم. زهرا (عليها السلام)، حسن (عليه السلام)، اين آخرين است علاوه بر اينکه شهادت امام حسين (عليه السلام) با همه شهادت‌ها فرق مي‏کند.
ببينيد آدم يک وقت کار بدي را مي‏کند اما يک کسي کار بد، را بد انجام مي‏دهد. ببينيد يک وقت کسي گوشت فاسد را مي‏پزد، يک وقت کسي گوشت فاسد را بد مي‏پزد، يعني هم گوشت خراب است و هم پختش خراب است و لذا قرآن مي‏گويد: «اساؤا السؤي» نمي‏گويد «يعملون السيئات» عمل سيئه داريم ولي اينجا مي‏گويد: «اساؤا السؤي» يک معنايش اين است که کار بد را «اساء» کار سوء بود هم در اين سوء اساء يعني بد را بد انجام دادند.
ببينيد کتک زدن به بچه بد است، اما يک کسي اين بچه را کتک هم که مي‏زند روبروي ميهمان‌ها مي‏زند، روبروي همشاگردي‌هايش مي‏زند. در زدن حرف زشت هم به بچه‏اش مي‏زند يعني بدِ در بدِ در بدِ در بد. اصل امام کشتن بد است، کنار آب، 12 هزار تا نامه دعوت، روبروي زن و بچه زير سم اسب، کندن جبه، سر زير نيزه کردن، آتش زدن خيمه، يعني اين بدي را ديگر از اين بدتر... اگر پيغمبر (صلي الله عليه و آله) فرموده همه‏تان جمع شويد به بدترين نوع بچه‏هاي من را بکشيد از اين بدتر نمي‏شد، خدايا عذابشان را زياد کن. حالا کساني که به عشق امام حسين (عليه السلام) خرج مي‏دهند، اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود خداوند روي کره زمين ما را انتخاب کرد و براي ما شيعه را انتخاب کرد و علامت شيعه يکي‏اش اين است که «تنصروننا» ما را نصرت و ياري مي‏دهند. «يفروحون لفرحنا» براي ما جشن مي‏گيرند. «يحزنون لنا» براي غم ما غمناکند. «يبذلون اموالهم» روز عاشورا خرج مي‏دهند. عيد غدير خرج مي‏دهند، بذل مي‏کنند، مال خرج مي‏کنند. «انفسهم، اموالهم و انفسهم اولئک منا و الينا» اينهايي که به عشق اهل بيت شادند و به عزاي اهل بيت غمناکند خرج مي‏دهند «اولئک منا». اميرالمؤمنين (عليه السلام) مي‏فرمايد: اينها از ما هستند «و الينا» اينها به سوي ما مي‏آيند.
سفارش پيامبر به عزاداري براي حضرت حمزه
عزاداري خيلي مهم است در جنگ احد حضرت برگشت ديد همه خانه‏ها عزاداري مي‏کنند، فرمود چرا براي عمويم روضه نگذاشته‏ايد «و ما الحمزة فلا بواکي له» چرا براي عمويم حمزه کسي روضه نمي‏خواند يعني پيامبر (صلي الله عليه و آله) انتقاد کرد پس چرا روضه نمي‏خوانيد «فلبيک الباکون» گريه، بايد گريه کنيم. چطور ما دستمان از امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) دور شده. پيامبر (صلي الله عليه و آله) يک پسر داشت به نام ابراهيم از دنيا رفت کلي گريه کرد، گريه براي مظلوم، گريه براي شهيد، عزاداري اينها مورد توجه است.
بنابراين اين مسأله عزاداري خيلي مهم است، سيره ائمه ما چي بوده در مورد عزاداري. من سيره ائمه را هم امروز يادداشت کرده‏ام برايتان بگويم. امام صادق (عليه السلام) مي‏گويد که يا عمار، يا ابا عمار، شخصي وارد شد به نام ابا... گفت که شنيده‏ام تو براي امام حسين (عليه السلام) شعر مي‏گويي و شعرهاي خوبي هم مي‏گويي. گفت بله، خواند امام صادق (عليه السلام) گريه کرد (هي او گريه کرد و هي امام زمان (عليه السلام) اشکش را اضافه کرد) تا فرياد امام صادق (عليه السلام) بلند شد که صداي امام صادق (عليه السلام) به کوچه رسيد «حتي سمعت البکاء من الدّار» از بيرون خانه هم صداي گريه مي‏آمد. پس امام فرمود هر که با شعرش... مداح‏ها با خبر خوشحالي، چون من مي‏خواهم از بعضي منبرها و مداح‏ها انتقاد بکنم. اول خوبي‏هايشان را بگويم که ناراحت نشوند. فرمود تو که با شعرت يک نفر را... هر که با شعرش 50 نفر را بگرياند اهل بهشت است. فرمود هر که 30 نفر را... اهل بهشت است. «عشرين فله الجنة» اهل بهشت است، «عشرة» اهل بهشت است، حتي يکي اهل بهشت است، تنها روضه بخواند و خودش گريه بکند اهل بهشت است، گريه نکند «تباکي» کند باز هم اهل بهشت است. حديث از بحار، ج 44، ص 282 به نقل از امالي صدوق مجلس بيست و پنج... بيست و نه.
پاداش گريه کردن بر مصائب امام حسين (ع)
گريه کردن و گرياندن علامت اين است که عواطف حساس است خيلي مهم است احترام به شعرا و مداح‏ها جعفر بن غمام يک شاعري بود خدمت امام صادق (عليه السلام) رسيد حضرت فرمود بيا جلو، بيا جلو، بيا، بيا، بيا همينطور آوردش تا بغل خودش نشاند، فرمود که شنيده‏ام شعر مي‏گويي براي امام حسين (عليه السلام) گفت بله. گفت بخوان، خواند بقدري امام صادق (عليه السلام) گريه کرد که از نوک ريش‏هاي امام صادق (عليه السلام) قطره قطره اشک مي‏چکيد و حتي حديث داريم اگر کسي مژه‏اش‏تر بشود چه ثوابي دارد اگر نه بيش از مژه اشک آمد روي صورت چه اجري دارد اگر از ريش‏اش چکيد چه اجري دارد، خيلي اهميت دارد. بعد امام صادق (عليه السلام) مدتي گريه کرد، فرمود يا جعفر به شاعر گفت فرمود: «لقد شهدت ملائکة الله المقربين ههنا» الان که شعر مي‏خواندي فرشته‏ها اينجا حاضر بودند. «يسمعون قولک في الحسين» حرفهاي تو را راجع به امام حسين (عليه السلام) شنيدند «و لقد بکوا کما ابکينا» فرشته‏ها گريه کردند همينطور که ما گريه مي‏کنيم «و اکثر» بيش از ما گريه کردند. «و لقد اوجب الله تعالي يا جعفر الساعة الجنة بأصلوها و غفر الله لک» همين الساعه خدا براي بهشت تو براي تو تقدير کرد و خوشا بحالت. عزاداري خيلي مهم است.
حالا اين گريه بوده عزاداريهاي ما واقعاً گريه توي آن هست يا چيزهاي ديگر توي آنها هست من حالا اينجا يک مسائلي را مي‏خواهم خدمتتان بگويم عرض کنم به حضور جنابعالي که عزاداري آفاتي دارد و من آفاتش را خدمتتان مي‏گويم اول که گاهي وقتها ممکن است کسي گريه هم بکند اما قلبش تقوا نداشته باشد حديث داريم «لا يغرنک بکائهم» اگر کسي خيلي گريه مي‏کند فکر نکنيد آدم خوبي است «فان التقوي في القلب» ببينيد قلبش هم تقوا دارد يا نه. ممکن است زني بيايد توي جلسه عروسي... عزا يا مردي، جيغ بزند، شيون بزند اما همين زني که توي عزا شيون مي‏کند و جيغ مي‏زند توي خانه زندگي پسر و عروس‏اش را به هم مي‏زند يعني دو ليتر گريه مي‏کند اما توي خانه کودتاچي است زندگي‏ها را به هم مي‏زند حاج خانم است‏ها! عمره رفته، مکه رفته، سجاده‏اش هم قد بقچه حمامي است 2 کيلو، اما کودتاچي است. يا مثلاً مرد لخت مي‏شود حسابي سينه مي‏زند مي‏گوئيم چيه؟ مي‏گويد فدک را غصب کردند. مي‏گوئيم ببخشيد شما خودت سهم امام را داده‏اي. مي‏گويد نه. مي‏گوئيم چه فرقي دارد شما هم سهم امام را قطع کرده‏ايد آن کسي که گريه مي‏کند که چرا حق زهرا (عليها السلام) را ندادند خودش هم حق امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف)... مي‏گويد خيلي به قيافه‏ها نگاه نکنيد، نگاه نکنيد زلفش چقدر است، ممکن است زلف‏هايش خيلي قشنگ است کله‏اش کار نکند. سؤال مي‏کني چرت و پرت جواب مي‏دهد مغز را با زلف تشخيص ندهيد.
اشک چشم همراه با معرفت دل
اشک خيلي ارزش دارد اما به شرطي که اشک بر اساس معرفت باشد. قرآن يک آيه دارد مي‏گويد: «تفيض من الدمع»، «دمع» يعني اشک «مما عرفوا» اين آيه قرآن است و اشک از معرفت يعني اشکي که برخاسته باشد از معرفت. حديث داريم حضرت فرمود: «لا يغرنک بکائهم» اگر کسي هم خيلي... ببينيد تقوايش چه جور است به مردم چک مي‏دهد، پول مردم را نمي‏دهد، همسايه‏آزاري مي‏کند. هزار رقم خلاف مي‏کند اما مثلاً يک... اين اشکي که اينقدر ارزش دارد روضه‏اي که اينقدر ارزش دارد عزيزان حيف است اين عزاداري مقدس را با يک سري کارها خراب کنيم، حيف است حالا اينجا...
دوري از دروغ در ذکر مصيبت‌ها
بعضي از روضه‏ها و شعرها دروغ است اُه، اُه، اُه!!! همينطور مي‏گويند امام حسين (عليه السلام) گفت ابوالفضل (عليه السلام) گفت، والله بالله نگفت. يکي از علما، ديروز مي‏گفت من توي کوچه مي‏ايستم. گفتم چرا؟ گفت از بس که دروغ مي‏گويد و شک مي‏کنم رفتن پاي مجلس دروغ نشستن حرام است توي قرآن چند تا «ويل» داريم «ويل للمطففين» واي بر کم‏فروشها «ويل للمکذبين» واي بر اينهايي که تکذيب مي‏کنند آيات الهي را، يک آيه داريم که سه تا «ويل» توي آن هست اين آيه خيلي آيه مهمي است که سه تا «ويل» توي آن هست مي‏فرمايد: «فويل للذين يکتبون الکتاب بأيديهم» واي به حال کساني که يک چيزي مي‏نويسند مي‏گويند اين حرف خداست، دو مرتبه مي‏گويد: «فويل لهم مما کتب ايديهم» واي بر اينها با اين قلم خطرناکي که روي کاغذ آوردند دو مرتبه مي‏گويد: «فويل لهم مما...» در تمام اين قرآن يک آيه داريم که سه مرتبه گفته واي، واي، واي به کم‏فروشها. يکبار گفته به دزدها، يکبار مي‏گويد واي، واي به کسي که دروغ ببندد، سه بار مي‏گويد واي دليل نيست که ما با هر قيمتي که هست بگريانيم. روضه مي‏خوانيم گريه کردند، کردند، نکردند که نکردند.
ما فکر مي‏کنيم که بايد بگريانيم ولو به هر قيمتي باشد نه خير قرآن يک آيه دارد مي‏گويد مي‏داني کي دروغ مي‏بندد «انّما يفتري» فقط کساني به خدا و پيامبر دروغ مي‏بندند که «لا يؤمنون، انما يفتري الکذب الّذين لا يؤمنون» کسي که ايمان ندارد دروغ مي‏بندد. حرف اول اين است که بايد توي منبرها حرف سست زده نشود. خدا رحمت کند شهيد مطهري بحثي دارد آفت‏هاي عزاداري، تحريفهاي عاشورا، اسمش تحريفهاي عاشورا است که مي‏گويد هيچ تاريخي مثل کربلا روشن نيست و هيچ تاريخي هم مثل کربلا اينقدر دروغ به آن نبسته‏اند. ديروز يکي از شعرا تقريباً رئيس شعراي تهران مي‏گفت گاهي وقتها يک کسي دروغ مي‏گويد اين دروغ را مي‏نويسد ياد مي‏گيرد وقتي توي جلسه‏اي مي‏رود و مي‏گويد دروغ او را مي‏گويد يک چيزي هم از خودش روي آن مي‏گذارد، همينطور يک وقت مي‏بيني اُه! هر کسي يک شاخ و برگي... چي چي در آمد از کار.
«لعنة الله علي‏ الکاذبين» توي قرآن داريم خدا لعنت کند دروغگو را «ان الله لا يهدي من هو مسرف کذاب» دروغگو قابل هدايت نيست. حضرت علي (عليه السلام) به اينهايي که غلو مي‏کنند نفرين کرد، فرمود اينقدر من را بالا نبريد چرا... گاهي وقتها ما مي‏خواهيم حضرت زهرا (عليها السلام) را بالا بياوريم حضرت مريم (عليها السلام) را... هزار تا مريم (عليها السلام) کنيز زهرا (عليها السلام) هستند! کي گفته کي گفته؟ مريم (عليها السلام) خودش يک خانمي است معصوم حالا شما مي‏خواهيد زهرا (عليها السلام) را بالا ببريد، ببر اما مريم (عليها السلام) را کوچک... تمام 124 هزار پيامبر غلام حلقه گوش... نوکر امام حسين (عليه السلام) هستند. دروغ است والله به 124 هزار پيامبر دروغ است، امام حسين (عليه السلام) را تجليل کن، اما باقي پيامبران را... شما اگر خواسته باشي پشت سر يک پيش نماز، نماز بخواني بايد به همه اينهايي که توي صف هستند لگد بزني؟
عزاداري به شيوه اهل بيت (ع)
ما گاهي وقتها فکر مي‏کنيم هر چه بيشتر غلو بکنيم مبالغه بکنيم امام حسين (عليه السلام) راضي‏تر است. اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود: «اللّهم اني بري من الغلات» خدايا شاهد باش من از اينهايي که چاپلوسند ناراحتم از دستشان. غلو نکنيم، بيخودي کسي را بالا نبريم، هر چيزي اندازه دارد. بابا امام حسين (عليه السلام) امام سوم است امام دوازدهم که نيست بعد از امام حسين (عليه السلام) 9 تا امام داريم ببينيم آنها چطور عزاداري کردند، هر جوري اهل بيت (عليهم السلام) عزاداري کردند، ما هم اين رقمي عزاداري کنيم، عزاداري‌هاي ما بعضي‏هايشان گناه است، خيلي بايد مواظب باشيم. کلمات کفرآميز مي‏گوئيم، واقعاً اگر جلوي اين دروغها را نگيريم مي‏گويند آقاي قرائتي شما حديثت را بخوان چکار داري با عزادارها. بگذار هر که هر چه مي‏خواهد انجام بدهد مي‏دانيد چيه؟ حديث داريم اگر بدعتي پيش آمد و کسي که اطلاع دارد داد نزند لعنت خدا بر آن عالم ساکت. لعنت خدا بر عالمي که بدعت خدا را مي‏بيند ولي ساکت است بايد آدم داد بزند، اگر هر ده سالي يک دروغ به روضه ببندند 1400 سال مي‏شود 140 تا 10 سال، 140 تا دروغ اگر هر 10 سال يک دروغ به روضه کربلا ببندند 140 دروغ به کربلا بسته مي‏شود بايد انسان داد بزند، بابا اينطور نيست.
چرا مجالس عزاي ما نبايد عالم توي آن باشد من تقاضا مي‏کنم بعنوان يک بچه، بعنوان يک شاگرد شما دست شما را... مراجع ما، علماي ما بروند روضه بخوانند قبلاً مي‏خواندند الان هم بعضي‏هايشان مي‏خوانند صرف اينکه فکر مي‏کنيم ايشان ملاست، ديگر نبايد بخواند، روضه را داده‏ايم به آدم‌هايي که سوادشان متوسط است يا ضعيف است هر که باسوادتر است فکر مي‏کند روضه خواندن عيب است. آيت الله العظمي يثربي استاد امام خميني (رحمة الله عليه) بود ايشان خودش روضه مي‏خواند در کاشان، من بچه بودم مي‏رفتم پاي منبرش عمامه را برمي‏داشت حسابي روضه مي‏خواند. بعضي از علماي نجف حسابي روضه مي‏خواندند. شهداي محراب ما روضه مي‏خواندند. آيت الله دستغيب روضه مي‏خواند. آيت الله مدني روضه مي‏خواند حالا اين روضه‏هايي که ديده‏ام چه اشکال دارد. آدمهاي باسواد روضه بخوانند. (1-خواهش مي‏کنم عزايزان را رها نکنيد توي انتخابات مي‏گوئيم يا الله رأي بدهيد، توي بم مي‏گوئيم يا الله کمک کنيد، توي جبهه مي‏گوئيم بسيجي بفرستيد، توي عزاداري رهايشان مي‏کنيم برويد در خانه آيت الله محل بگوئيد آقا خواهش مي‏کنم تو هم عقب ما بيا عالم از روضه جدا نشود اگر عالم جدا بشود روضه مي‏شود بعلاوه نماز جماعت، بعلاوه علم، بعلاوه تقوا.)
من مي‏خواهم يک چيز خطرناک براي شما بگويم زيادي گوش بدهيد حرف خطرناکي است يکي از عضوهاي مهم سيا، اخيراً بيرونش کردند کتابي نوشته که نقشه ما راجع به ايران و شيعه چيه. خيلي خواسته ايران و شيعه را بشکند ديده نمي‏شود. عاشورا داغ است آخرين نقشه اين بود که گفتيم بيائيد اين داغي را نگه داريم اما توي آن را پوک بکنيم، يعني پوست گردو را نگه داريم مغزش را... يعني عزاداري ولي نماز کم‏رنگ، نوار باشد عالم نباشد، مداح باشد، دانشمند نباشد، البته مداح‏ها هم بعضي‏هايشان دانشمندند. حتماً گره بخورد، اگر نخ از سوزن جدا بشود همان مي‏شود که آن مرد مي‏گفت اي خدا کجايي که سرت را شانه کنم، چهارقد سرت کنم ديد موسي (عليه السلام) آن شباني را به راه بعد هم به موسي (عليه السلام) مي‏گويند موسي! هر چه مي‏خواهد بگويد بگويد. اصلاً حضرت موسي (عليه السلام) مبعوث شده که جلوي غلط را بگيرد، اگر يک شاعري... يک عوامي مي‏گويد موسي‏ کجايي سرت را شانه کنم، خدا کجايي سرت را شانه کنم چه کنم، چه کنم، موسي (عليه السلام) مي‏گويد اين حرفها را نزن، خدا مي‏گويد هيچي نگو يعني چه؟ يعني بعثت تو لغو، يعني تو پيامبر هستي هر که هر چه مي‏خواهد بگويد، معنايش اين است که پس وجود تو بي‏خاصيت است.
ما بايد جلوي انحرافات را بگيريم. يکي از راههايش اين است که عزاداري‌ها همينطور که قديم بوده الان هم در خيلي از شهرها هست، خيلي از علما هس... من الان عالمي را سراغ دارم که حسابي توي هيئتها مي‏رود سينه مي‏زند مؤسس حوزه علميه قم آيت الله حاج شيخ عبدالکريم حائري استاد امام (رحمة الله عليه) بود استاد مراجع تقليد بود ايشان خودش با عزادارها سينه مي‏زد پا برهنه هم مي‏شد سينه مي‏زد به چه دليل حالا که من استاد دانشگاه هستم ديگر نروم توي عزادارها من که آيت الله هستم ديگر نروم خواهش مي‏کنم بزرگها بروند آنها هم روضه بخوانند از باقي مراجع هم که حالا... آنهايي که دست مراجع را مي‏بوسم و تقاضا مي‏کنم علماي درجه يک بروند حالا مراجع يک عده پير هستند يا پيرند يا مريض‏اند، آنها حسابشان جداست، واقعاً نمي‏شود اما افراد ملايي هم داريم که خيلي هم پير نيستند تقاضا کنيد که آنها هم در دسته‏جات باشند.
دوم: افرادي هم وقتي در آن حد نيستند) وقتي مي‏خواهند روضه بخوانند از مقام معظم رهبري ياد بگيرند ايشان با بيانش فرمود آقايان از روي لهوف روضه بخوانيد (از روي جلا العيون مثلاً بخوانيد ايشان اسم لهوف آورد) خود ايشان هم لهوف را باز کرد توي نماز جمعه تهران که به عاشورا برخورد مي‏کرد خودش... بابا ما روضه را از رو بخوانيم اصلاً کي گفته که ما از حفظ بخوانيم بعد هم آن وقت بعضي شهرها چقدر آبکي است ابرويت کمان است، قدت بلند است نمي‏دانم شکل‏ات خوشکل است، زشت است. مي‏دانيد شعرها نه سواد مي‏خواهد هر کسي مي‏تواند بگويد چقدر تو خوشکلي، قربانت بروم، دورت بگردم، خوب اين نه علم مي‏خواهد نه هنر شعراي قديم کمپاني... شعراي قديم يک شعرهايي مي‏گفتند که ما خيلي باسواد مي‏خواهيم که شعر بگويند ولي ابرويت قشنگ است، قدت قشنگ است خوب اينها نه سواد... اين شعرها زشت است. يک کسي توي مناجات مي‏گفت خدايا تو کجايي ما حال کنيم با تو اين چه مناجاتي است آخر ما اين همه دعا و مناجات داريم. اين کارهاي لوس‏بازي يعني چه. آدم زشت است آخر شعر بايد در شأن امام حسين (عليه السلام) باشد خدا براي اهل بيت آيه دارد. پيامبر (صلي الله عليه و آله) حديث دارد اميرالمؤمنين (عليه السلام) حديث دارد. تمام ائمه ما براي امام حسين (عليه السلام) حرف زده‏اند. خود امام حسين (عليه السلام) حرف زده، شعرها بايد محتوا داشته باشد به هر حال ما... (عرض کنم به حضور جنابعالي که خيلي کار مقدسي داريم تمام انبياء... حالا تمام نگوئيم بسياري از انبياء براي امام حسين (عليه السلام) گريه کردند تمام امامان ما براي امام حسين (عليه السلام) گريه کردند، يک قطره اشک براي امام حسين (عليه السلام) بهشت را بر انسان واجب مي‏کند البته به شرطي که باقي کارها درست باشد.
من مي‏گويم يک سوئيچ يک ماشين را راه مي‏اندازد، براي اينکه... به شرط اينکه ماشين موتورش خراب نباشد اگر ماشين سالم بود با يک سوئيچ راه مي‏افتد انساني که کارهايش درست است با يک قطره اشک پرواز مي‏کند، هواپيمايي که درست است با يک خلبان مي‏رود توي آسمان. اما اگر هواپيما خراب باشد 30 تا خلبان هم سوار بشوند نمي‏پرد. اشک انسان را به بهشت مي‏برد به شرطي که باقي... من مي‏گويم يک ذره گوگرد شهري را آتش مي‏زند به شرطي که شهر بنزيني باشد، شهر خيس را 2 کيلو گوگرد بزني روشن نمي‏شود. اگر ما تقوا داشته باشيم که خيلي‏ها دارند انصافاً هر چه هم داريم از يا حسين، يا حسين داريم نمي‏خواهم بگويم جلوي عزداريها را بگيريد همينطوري که هست بگذاريد باشد فقط اين عزاداري مقدس را اين شيريني گو را مگس روي آن ننشيند و ما مگس روي آن مي‏نشانيم و بخشي از خرافات را انشاء الله در جلسه بعد خواهم گفت.
«والسلام عليکم و رحمة اللَّه و برکاته»

 فضايل حضرت علي (ع) و شب قدر


  فضايل حضرت علي (ع) و شب قدر



«بسم الله الرحمن الرحيم»
«السلام عليک يا اباالحسن يا اميرالمومنين (عليه السلام)»


نزول قرآن در ماه مبارک و شب مبارک‏
سوره‏اي در قرآن هست بنام سوره دخان مي‏فرمايد: «بسم الله الرحمن الرحيم حم و الکتاب المبين انا انزلناه في ليلة مبارکه انا کنا منذرين فيها يفرق کل امر حکيم» خوب خداوند مبارک است چون مي‏گوييم «تبارک الذي» يعني خدا مبارک است قرآن مبارک است چون مي‏گوييم «کتاب انزلناه مبارکا» مبارک کلمه مبارک براي قرآن هم آمده مرکزي که وحي نازل شد مبارک است چون قرآن مي‏فرمايد که محل نزول قرآن مبارک است چون قرآن مي‏فرمايد «ببکة مبارکا» بکه يعني مکه مبارک است زمان هم مبارک است زماني هم که قرآن نازل شد زمان نزول هم مبارک است چون مي‏فرمايد که «انا انزلناه في ليلة مبارکة» شب قد ر شب مبارکي است سوره «انا انزلناه» هم اين را دارد «انا انزلناه في ليلة القدر» ما قرآن را در شب قدر نازل کرديم.
البته قرآن دو مرحله نزول دارد يک مرتبه نزول دفعي که همه قرآن بر قلب پيغمبر (صلي الله عليه و آله) نازل شد يک مرتبه نزول تدريجي مثل اينکه انسان گاهي يک چمدان لباس مي‏دهد به يک نفر مي‏گويد اين چمدان لباس مال شما مي‏گويد دست شما درد نکند بعد مي‏نشيند يکي يکي اجناس را از چمدان در مي‏آورد تحويل مي‏دهد يعني يک مرتبه بطور کلي يک مرتبه بطور جزء جزء زمانها يکسان نيستند ما زمان مبارک داريم مثل اينکه مي‏گويد«ليلة مبارکه» شب مبارک يک زمان نحس هم داريم که قرآن مي‏گويد «ايام نحسات» بعضي روزها نحس است «في يوم نحس مستمر» پس يوم نحس توي قرآن داريم ايام نحسات داريم روزها بعضي اش نحس است شبها... حالا نحوست که نحس است يا مبارک است شايد بخاطر حوادثي است که در آن شبها... وقتي قرآن يک جايي آمد مي‏شود مبارک. (در فرانسه اگر يک شخصيتي حتي يک شب يک جايي بخوابد يا يک مدتي حالا يک شب را نمي‏دانم يک مدتي يک جايي بخوابد آنجا با سنگ مرمر مي‏نويسند اين اتاق مبارک است يعني اينجا مثلا فلان شخصيت يک مدتي مانده بعضي چيزها مبارک است).
ميهمان آمد براي امام صادق (عليه السلام) امام صادق (عليه السلام) به ميهمان‌ها گفت مي‏خواهيد پيراهني را که اميرالمومنين (عليه السلام) پوشيده بود در محراب ضربت خورد و خونهاي مغز حضرت رسيد به پيراهن مي‏خواهيد آن پيراهن را برايت نشان بدهم پيداست اين پيراهن خوني را همينطور امام حسن امام حسين امام سجاد امام باقر تا امام صادق (عليهم السلام) اين پيراهن را دست به دست حفظ کرده‏اند بعضي چيزها را ما بايد حفظ کنيم شب، شب قدر شب مبارکي است «انا کنا... حم» ما چند تا از سوره‏هاي قرآن را با حروف مقطعه شروع مي‏شود «الم، حم، کهيعص» چه مي‏خواهد بگويد اين چه مي‏خواهد بگويد
قرآن، اعجاز الهي از حروف ساده عربي‏
قرآن از همين حروف الفبا است مثلا در سوره شوري داريم (کهيعص) کاف هاء ياء عين صاد پشت سرش مي‏گويد «کذلک يوحي» يعني اين رقمي ما وحي مي‏کنيم يعني وحي آسماني از همين حروف الفباست ببين من از الفبا قرآن آوردم که هر حرفش يک کلمه دارد نامه‏اي ديشب نوشتم به اساتيد دانشگاه نوشتم استاد دانشگاه شما در هر رشته‏اي متخصص هستي علمي‏ترين مقاله‏اي که بنويسي مي‏تواني در هر صفحه‏اش يک نکته بگويي اگر خيلي به خودت فشار بياوري و جمعي متخصص بشويد مي‏توانيد کاري کنيد در هر سطري يک نکته باشد ديگر تقريبا شبيه محال مي‏شود که بتوانيد مقاله‏اي بنويسيد که هر کلمه‏اش يک نکته باشد ولي قرآن کتابي است که نه در هر کلمه‏اش حتي در هر حرفش يک نکته هست هر حرفش يک نکته هست مثلا، حالا يک نمونه بگويم قرآن مي‏فرمايد، چون شب قدر شب نزول قرآن است يک کلمه بگويم راجع به... «و امسحوا برؤسکم» آيه قرآن است يعني وقتي وضو مي‏گيريد «و امسحوا» يعني مسح کنيد (رووس، راس) هم يعني سر، سرتان را مسح کنيد امام صادق (عليه السلام) وقتي مسح مي‏کشد اين رقمي مسح مي‏کشد. برادران اهل سنت وقتي مسح مي‏کشند دستشان را به همه سر مي‏کشند به امام صادق (عليه السلام) گفتند شما چرا فقط اينجا را مسح مي‏کشيد آنها همه سر را مسح مي‏کشند امام صادق (عليه السلام) فرمود قرآن نفرموده «و امسحوا روسکم» اگر مي‏گفت «و امسحوا روسکم» يعني مسح بکشيد سرهايتان را همه سر، وقتي مي‏گويد «و امسحوا بروسکم» اين (ب) يعني يک گوشه (لمکان الباء) گاهي وقتها قرآن مي‏گويد «اذ قال...» يکوقت... بعضي آيات مي‏گويد «و اذ قال» کلي معنا دارد همين حرف (واو) تنها کتابي که هر حرفش نه هر کلمه‏اش يک معنا دارد قرآن است «شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن» شب قدر شب مبارکي است چرا؟ «انا انزلناه» قرآن نازل کرديم «في ليلة القدر مبارکه» در انا انزلنا مي‏گويد «انا انزلنا في ليلة القدر» در سوره حم مي‏گويد «انا انزلناه في ليلة مبارکة» پيداست شب قدر شب مبارکي است.
شب قدر، شب تقدير امور بندگان
«انا کنا منذرين» ما هميشه هشدار مي‏دهيم يعني قرآن کتاب هشدار است به خطرها اعلام مي‏کند بعد مي‏فرمايد که «فيها» در شب قدر «يفرق» تفکيک مي‏شود «کل امر حکيم» «کل امر حکيم يفرق» کارهاي محکم کي بايد بميرد کي بايد زنده بماند کي حادثه تلخ کي حادثه شيرين شب قدر شبي است که در حکومت‏هاي فعلي خواسته باشيم حساب کنيم مثلا جمهوري اسلامي روز قدر چه روزي است؟ روزي است که رئيس جمهور مي‏رود توي مجلس برنامه بودجه سال را تقديم مي‏کند چون مي‏خواهد پول خرجي يکسال را براي وزارتخانه‏ها و سازمان‌ها بگيرد آن روزي که رئيس جمهور خودش مي‏رود مجلس و مي‏خواهد بودجه يکسال را بگيرد آن روز ساعت روز قدر است از نظر قانوني از نظر قرآن شب قدر آن شبي است که انسان مي‏خواهد خرجي يکسال را بگيرد هرچه ظرف سالم‏تر باشد بيشتر شيرين مي‏کنند چه کنيم شب قدر؟ دعا خوب است گريه خوب است همه چيز خوب است اما يک خوب خوب خوب داريم مي‏شود شب قدر خدا ما را ببخشد من گريه‏ام نمي‏گيرد حال مناجات ندارم چه کنيم که خدا ما را ببخشد؟ يک کليدي، سالهاي قبل هم گفته‏ام امسال هم مي‏گويم خواهش مي‏کنم خواهش مي‏کنم جان اميرالمومنين (عليه السلام) اين حرفي که مي‏زنم عمل کنيد هيچ خرجي هم ندارد نه زمان مي‏برد نه مکان نه حرکت مي‏برد هيچ خرجي ندارد خانم آقا برادران خواهران فرزندان عزيزم چه کنيم خدا ما را ببخشد مي‏گويد يک کليد به تو مي‏دهم شب قدر است هر کسي مي‏خواهد خدا او را ببخشد
گذشت از مردم، کليد بخشش خداوند
قرآن مي‏فرمايد اگر مي‏خواهي تو را ببخشم «وليعفوا» عفو کنيد همديگر را حالا يک کسي فحش داد ببخشش غيبت کرده، آبرويت را ريخته سيلي به تو زده چک اش برگشته ظلم کرد به قولش وفا نکرده عفوش کن شب قدر است بعد مي‏گويد «وليصفحوا» صفح، بگذريد از همديگر مي‏گويد حالا من بگذرم خدايا تو چه مي‏کني مي‏گويد من هم تو را مي‏بخشم «الا تحبون» آيا محبت نداريد دوست نداريد «ان يغفر الله لکم» دوست نداريد خدا تو را ببخشد؟ اگر مي‏خواهيد شب قدر خدا تو را ببخشد تو هم ديگران را ببخش بسم الله الرحمن الرحيم من صيغه‏اش را مي‏خوانم پاي تلويزيون بخوانيد بسم الله الرحمن الرحيم خدايا کساني که به من ظلم کرده‏اند بخاطر اميرالمومنين (عليه السلام) همه را مي‏بخشم قلبتان را پاک کنيد ظرفتان را بشوريد تا خدا شيرش کند با ظرفي که پر از سوسک و پشه است که هيچ چاي ريزي چاي و شربت توي آن نمي‏ريزد.
اگر يک استخر گربه مرده موش مرده سگ مرده توي آن هست که هيچکس توي اين استخر آب نمي‏ريزد نمي‏شود در قلب شما کينه باشد بعد هم بگوئيم خدايا بده بيايد قلبم پر از کينه است ولي بده بيايد چي چي بدهم بيايد ظرف را بشور خدا شيرش مي‏کند قرآن مي‏گويد «يزکيهم» بعد مي‏گويد «يعلمهم» «يزکيهم» يعني ظرف را بشوريد «يعلمهم» يعني شيرش مي‏کنم چه اشکالي دارد شما ببخشيد ببخشيد همديگر را حالا عروسي بوده مادر شوهري بوده معلمي بوده توي پادگان يک افسري بوده حالا يک کسي يک ظلمي کرده مردم قيامت اينقدر گير هستند ديگر گير من و تو نباشند بنده توي تلويزيون حرف مي‏زنم 4 نفر مي‏گويند اين قرائتي خدا پدرت را بيامرزد 4 نفر برو بابا... حالا 4 نفر، بگويم نه خير هر کس پشت سر من غيبت کند نمي‏گذرم بابا بگذر آخر آبروي من را ريخته مردم نمي‏توانند آبروي تو را بريزند مگر شک داري در توحيد خودت در دعا داريم «الهي» در مناجات شعبانيه «الهي» يعني خدايا بيدک به دست توست «لابيد غيرک» نه به دست غير تو «زيادتي و نقصي» يعني نقص من زيا... من خواسته باشم زياد بشوم به دست توست خواسته باشم نقص، ناقص باشم باز هم... کم و زيادي من دست توست (اينطور نيست که... آقا آبروي من را برده آن مي‏خواسته آبروي شما را ببرد اما اگر خدا خواسته باشد به تو آبرو بدهد حتي اگر مثل حضرت امام (رحمه الله عليه) باشي حضرت امام (رحمه الله عليه) را... الان شما مي‏دانيد چند هزار سايت اينترنتي چند هزار، خوب گوش بدهيد چند هزار سايت اينترنتي از افراد و شرکتها و موسسه‏ها و حکومت‏ها چند هزار سايت اينترنتي جمهوري اسلامي را مي‏کوبند و به لطف خدا جمهوري اسلامي روي پاي خودش هست زمان جنگ 43 تا راديو از صدام تجليل مي‏کرد و به جمهوري اسلامي جسارت مي‏کرد صدام محو شد جمهوري اسلامي مي‏ماند اينطور نيست که شما فکر کنيد سايت اينترنتي... حتي اگر همه سايت‏ها... امام (رحمه الله عليه) يکبار فرمود اگر همه مردم کره زمين پشت اين ديوار دعا کنند يا نفرين کنند من دستم توي دست خداست «الهي» خدايا «بيدک» به دست توست «لا بيد غيرک» نه به دست غير تو «زيادتي و نقصي».
بنابراين شب قدر 1-چه کنيم خدا ما را ببخشد؟ کليد بخشش خدا هم اينست که تو هم ديگران را ببخشي بالاخره کم فروشي شده حق و ناحقي شده بگذريد از همديگر گير ندهيد اگر با دل پاک رفتيم دم در مسجد نگوئيم خدا ببين من آمدم بگيرم از تو من بخشيدم تو هم ببخش.
امير المومنين (عليه السلام) کيست؟ مگر ما مي‏توانيم علي (عليه السلام) را بشناسيم ما نمي‏توانيم علي (عليه السلام) را بشناسيم يک مقداري از آقا برايتان بگويم صلواتي بفرستيد پنجاه و پنج تا چيز اينجا نوشته‏ام 70 تا است 55 تاي آن توي اين نامه هست که مخصوص اميرالمومنين (عليه السلام) است يعني روي کره زمين احدي ندارد احدي ندارد
علي(ع)، ولادت در کعبه، شهادت در مسجد
1-تنها کسي که در کعبه متولد شد در مسجد شهيد شد آخر ببينيد الله اکبر چي چي بگويم آدم گيج است گيج است دقت کنيد دقت کنيد بهترين زمانها بهترين مکانها بهترين عبادات بهترين حالات بهترين مرگها بهترين ساعت‏ها بهترين مسجد بهترين حالات سجده بهترن مرگ‏ها شهادت بهترين ساعت‏ها سحر اميرالمومنين (عليه السلام) چي شد گاهي وقتها يک کسي خانه‏اش بهترين هست درخت‌هايش خشک مي‏شود درختهايش خوب هست اتاقش خوب نيست اتاق خانه‏اش خوب است خيابانش خوب نيست همه‏اش خوب است همسايه‏هايش خوب نيستند همه‏اش خوب است بچه‏اش ناجور است بچه‏اش خوب است عروس اش دامادش از... هر کسي يک جوري يک کسي که هر چي هست در قله بهترين زمانها بهترين شبها بهترين مکانها بهترين حالات بهترين بهترين بهترين. خدايا عشق اميرالمومنين (عليه السلام) را روز به روز در ما زياد کن.
ديگرکي؟ اهل سنت اسم بعضي‏ها را که مي‏برند مي‏گويند که (رضي الله عنه) يعني خدا از او چي؟ اما اهل سنت وقتي اسم اميرالمومنين (عليه السلام) را مي‏برند مي‏گويند (کرم الله وجه) يعني خدا صورت او را گرامي داشت چون صورت علي (عليه السلام) حتي براي يک ثانبه به سمت بت توجه نکرد ديگران سابقه بت پرستي داشتند بعد مسلمان شدند و لذا مي‏گويند خدا از سر... خدا از سرشان بگذرد ولي اميرالمومنين (عليه السلام) را مي‏گويند يک ثانيه... هر جا مهمان بود مي‏آمد توي خانه يک چيزي مي‏خورد و مي‏رفت حضرت زهرا (عليها السلام) هم مي‏پرسيد آقا شما امشب مهمان هستي مي‏گويد بله مي‏دانم ميهمان هستم مي‏گويد خوب اگر ميهمان هستي چرا اينجا شام مي‏خوري؟ مي‏گويد يک کمي گرسنه‏ام است نگرانم وقتي مي‏روم ميهماني براي خدا نروم براي پر کردن شکم بروم يک چيزي مي‏خورم که گرسنه‏ام نباشد اگر مي‏روم ديدن... کسي براي رضاي خدا باشد
توجه حضرت علي (ع) به جوانان‏
چقدر به جوانها احترام مي‏گذاشت الله اکبر رفت بازار دو تا پيراهن خريد يک دو توماني يک سه توماني حالا به قول ما سه توماني شيک بود داد به قنبر، قنبر گفت آقا من نوکر تو هستم غلامم فرمود چون جواني جوان خوشش مي‏آيد شيک پوش باشد اين شيک است به جواني ات بهتر مي‏خورد تو دوست داري اين را بپوشي اين را بپوش ما ديگر ازمان گذشته. چقدر راجع به عفت به اميرالمومنين (عليه السلام) گفتند شما چرا به خانم‏ها سلام نمي‏کنيد پيغمبر (صلي الله عليه و آله) به خانم‏ها سلام مي‏کند شما چرا به زنها سلام نمي‏کنيد حضرت علي (عليه السلام) فرمود پيغمبر (صلي الله عليه و آله) 30 سال سنش از من بيشتر بود من جوان هستم اگر يک سلامي به يک خانم کنم آن خانم يک جوابي به من بدهد نکند دل علي بلرزد ما بايد مواظب دلمان هم باشيم. ببينيد توي تاريخ اصلا نمونه دارد؟ «لم يشرک بالله» تنها شخصيتي که جامع اضداد است آخر ببينيد بعضي وقتها يک کسي توي يک... مثلا وزنه بردار است فوتباليست نيست گل مي‏زند آبشار نمي‏تواند بکوبد نمي‏دانم تافتون مي‏پزد سنگکي نمي‏تواند بپزد کت و شلوار مي‏تواند بدوزد قبا بلد نيست بدوزد زلف خوب درست مي‏کند ريش را خراب مي‏کند يعني در يک رشته بلد است باقي رشته‏ها را خراب مي‏کند بلد نيست اما يک کسي که توي... استاد دانشگاه يک رشته خوب درس مي‏دهد باقي رشته‏ها را کم مي‏آورد معلم تمام کمالاتش حضرت علي (عليه السلام) 20 شجاعت چه جرأت و شهامت و چه شجاعتيجاي پيغمبر (صل الله عليه وآله) مي‏خوابد جاي پيغمبر(صلي الله عليه و آله) مي‏خوابد اين جرأت و شهامت.
توجه حضرت علي (ع) به يتيمان‏
از آن طرف بچه يتيم مي‏بيند گريه مي‏کند آخر آدمهاي قوي وشجاع خيلي اشکشان دم دست نيست اين وقتي اشکش... چه جور اشک مي‏ريزد بچه يتيم را ديد شروع کرد صداي بزغاله کردن بع بع!! با دستها و زانوهايش راه رفت با دستها و زانوهايش سر... گفتند يا علي (عليه السلام) صداي بزغاله مي‏کني زشت است فرمود اين يتيم را خواستم بخندانم هيچ جوري نخنديد و... گفت آقا تو رئيس حکومت اسلامي هستي فرمود رئيس حکومت اسلامي صداي بز بکند اما يک يتيم را بخندد روي کره زمين سراغ داريد يک رهبر صداي بزغاله کند براي اينکه يک يتيم بخندد اصلش ببينيد هنوز... قابل تصور نمي‏شود کرد اميرالمومنين (عليه السلام) يعني حضرت امير (عليه السلام) وقتي مي‏گوييم هزار رکعت نماز مي‏خواند هزار رکعت نماز با حال تمام عمرمان ما يک رکعت نماز با حال نمي‏توانيم بخوانيم يعني 70،80 سال عمر ما به اندازه يک دقيقه حضرت علي (عليه السلام) نيست به اندازه يک دقيقه.
عنايت حضرت علي (ع)به دشمن خود
آنوقت ضربت مي‏خورد شير مي‏آورند مي‏گويد نصف شير را ببريد بدهيد به ابن ملجم اه!! مي‏گويد من و قاتل يک جور نصف ليوان ما نصف ليوان مال او شهريار قشنگ مي‏گويد خدا رحمتش کند.
بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من
چو اسير توست اکنون به اسير کن مدارا
اميرالمومنين (عليه السلام) (اول من اسلم و آمن) اول کسي که به پيغمبر (صلي الله عليه و آله) ايمان آورد علي بن ابي طالب (عليه السلام) بود علامه اميني 100 حديث و مدرک نقل مي‏کند از اهل سنت که اول کسي که ايمان آورد علي بن ابي طالب (عليه السلام) بود در جنگ احد شعار دادند «لا سيف الا ذوالفقار» شمشيري نيست شمشير اگر باشد ذوالفقار شمشير است «لا فتي الا علي» جوانمردي نيست جز علي (عليه السلام) يعني روي کره زمين منحصر به فرد است از نظر کمالات اول کسي که با پيغمبر (صلي الله عليه و آله) نماز جماعت خواند از مردان حضرت فرمود «انا مدينة العلم و علي بابها» من شهر علم هستم در ورودي علي بن ابي طالب (عليه السلام) است شب بيست و يکم نه تنها امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) بي پدر شدند بلکه همه ما بي پدر شديم چون پيغمبر (صلي الله عليه و آله) فرمود «انا و علي ابوا هذه الامة» من و علي (عليه السلام) پدر اين امت هستيم شهادت امير المومنين (عليه السلام)يعني شهادت پدر خودمان تنها مردي که روي کره زمين همسرش معصوم است اميرالمؤمنين (عليه السلام) است زنش هم معصوم بود تنها مردي که روي کره زمين دو تا از پسرهايش معصوم هستند اميرالمومنين (عليه السلام) است.
دور مسجد درهايي بود به مسجد فرمود همه درها را ببنديد فقط در خانه علي (عليه السلام) به مسجد باز باشد. شب بيست و يکم شب شهادت اميرالمومنين (عليه السلام) است خدايا به آبروي اميرالمومنين (عليه السلام) از ايمانش از علمش از خلوصش از تربيت بچه هايش از اخلاصش از اشکش از عبادتش از شجاعتش از حلمش... فرمود 25 سال توي خانه بودم مثل آدمي که تيغ توي چشمش باشد استخوان توي گلو دروغ نمي‏گويد تيغ توي چشم، نمي‏گويد فقط تيغ توي چشم مي‏گويد هم تيغ توي چشم هم استخوان توي گلو آخر گاهي ممکن است استخوان توي گلو گير کند ولي چشم سالم است براي يک دقيقه 2 دقيقه ممکن است يک کسي تحمل کند يا يک ساعت يا نصف روز 25 سال تيغ توي چشم استخوان توي گلو ولي براي حفظ مصلحت نظام اسلامي صبر کردم خدايا از صبرش از عقلش از ايمانش همه ما را برخوردار بفرما. کساني که در طول تاريخ ما را با قرآن و اهل بيت آشنا کردند الان نيستند خيلي‏ها سال قبل بودند الان مي‏گويند خوش به حالتان ما که نيستيم شايد هم سال ديگر ما نباشيم ما چه مي‏دانيم سال ديگر هستيم يا نه به امام گفتند آقا بعضي مرده‏ها چشمشان باز است بعضي چشمشان بسته فرمود آنکه باز است فرصت نکرده ببندد آنکه بسته فرصت نکرده باز کند به ما گفته‏اند هر وقت مي‏روي سرنماز فرض کنيد نماز آخري است ما شايد شب بيست و يکم آخرمان باشد جوانمرگ هم ندارد مهم هم نيست مهم اينست که ما پاک بياييم پاک بروييم خدايا تمام گناهان ما را ببخش و بيامرز همه مشکلات فرد و نظام ما را حل بفرما.
رهبر ما دولت ما امت ما مرز ما انقلاب ما آبروي ما ناموس ما جوانهاي ما دين ما دنياي ما هر چه به ما داده‏اي در پناه حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) حفظ بفرما
شب قدر شب ميهماني فرشته‏ها است «تنزل الملائکة» يعني هم فرشته‏ها مي‏آيند زمين ميهمان امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) مي‏شوند چون فرشته‏ها زمان پيغمبر (صلي الله عليه و آله) ميهمان پيغمبر (صلي الله عليه و آله) مي‏شدند بعد از پيغمبر (صل الله عليه وآله) بايد يک لايقي باشد که لياقت اين را داشته باشد که فرشته‏ها بر او نازل بشوند خدايا به ميزبان قسم حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) به ميهمان قسم فرشته‏ها آنچه شب قدر براي خوبها مقدر مي‏کني بخاطر لياقت شان به آبروي اميرالمومنين (عليه السلام) همه آنها را براي همه ما مقدر بفرما.
«والسلام و عليکم و رحمة الله و برکاته»

اعتدال در غم و شادي -3


اعتدال در غم و شادي -3



بسم الله الرحمن الرحيم


ماه رمضان  بحث مان درباره راه ميانه است نه تند نه کند نه افراط نه تفريط «اهدناالصراط المستقيم» خيلي‏ها تند مي‏روند عصباني مي‏شوند هر چه مي‏خواهند فحش مي‏دهند بابا چه خبره؟ سر يک چيز جزئي دو ليتر گريه مي‏کند بابا چه خبره؟ تمام شادي اش را... يعني افراط و تفريط حالا توي شغلها يکمرتبه هجوم مي‏آورند به سمت دانشگاه يکبار هجوم مي‏آورند به سمت تجارت يکمرتبه هجوم مي‏آورند به شغل‌هاي دلالي يکمرتبه هجوم مي‏آورند به... کارهايي که ميزان نيستند تند مي‏روند راه مستقيم يعني راهي که نه چپ نه راست نه کند است نه تند راه اعتدال اين موضوعي است که چند جلسه صحبت کرديم در جلسات حدود 25،26 دقيقه موضوع ما اينست بسم الله الرحمن الرحيم در جستجوي راه مستقيم همانکه 10 بار در نماز بايد بگوئيم «اهدنا الصراط المستقيم» راه مستقيم همان راه اعتدال و ميانه يعني نه افراط نه تفريط.
دوري از افراط و تفريط در زندگي‏
نه افراط نه تفريط نمونه‏هاي زيادي را در جلسه قبل بحث اش را کرده‏ايم گاهي غذا نمي‏خورد گاهي دو پرس مي‏خورد گاهي يک ماه يک ماه درس نمي‏خواند گاهي شب امتحانات از شب تا صبح مي‏خواند افراط و تفريط در مطالعه افراط و تفريط در جوک از صبح تا شب نشسته جوک گوش مي‏دهد انگار حرف حسابي توي مملکت نيست همه حرفهايش، کله‏اش پر از مزخرفات و دلقک بازيها است دو تا کلمه حرف حسابي ندارد بزند همه‏اش روزنامه مي‏خواند مثلا يک صفحه نهج البلاغه را نخوانده يک صفحه قرآن نخوانده همه‏اش با يک نفر رفيق است اصلش با رفيق‏هاي ديگر اصلا رابطه‏اي ندارد فقط با يک همسايه رفت و آمد دارد انگار باقي مردم مثلا ديگر همسايه او نيستند فقط به يک نفر سلام مي‏کند انگار ديگر باقي‏ها آدم نيستند. ميهماني مي‏دهد فقط با يک گروه رفت و آمد دارد اينها افراط و تفريط است همه ما هم به يک نحوي به اين افراط و تفريط گرفتار هستيم به همين خاطر ما همه‏اش در نماز مي‏گوئيم «اهدنا الصراط المستقيم» خدايا ما را به راه مستقيم... در راه مستقيم قرار بده حتي پيغمبر ما (صلي الله عليه و آله) بيش از ما مي‏گفت «اهدنا الصراط المستقيم» چون ما 17 رکعت نماز مي‏خوانيم 7 تاي آن «سبحان الله و الحمدلله» است روزي 10 بار مي‏گوئيم «اهدنا الصراط المستقيم» (پيغمبر ما (صلي الله عليه و آله) نماز شب بر پيغمبر (صلي الله عليه و آله) واجب بود او در نماز شب اش هم مي‏گفت «اهدنا الصراط المستقيم» يعني پيغمبر ما (صلي الله عليه و آله) بيش از ما مي‏گفت خدايا از جاده پرت نشوم) چون ممکن است آدم توي جاده باشد مثل راننده که ممکن است تا الان 30 سال است خوب رانندگي کرده باشد يک لحظه ممکن است بيفتد توي دره يعني راه مستقيم... ممکن است توپ پر باد باشد با يک سوزن خلاص مي‏شود بازي فوتبال به هم مي‏خورد هم بايد پيدا کنيم راه مستقيم را هم بايد وقتي رفتيم ديگر مواظب باشيم کج مان نکنند با شعار کج بشويم با رفيق کج بشويم با نمي‏دانم پول کج بشويم با زور کج بشويم از راه مستقيم کج نشويم.
گريه بجا، نشانه دل پاک‏
در جلسات قبل بحث خنده و گريه بود بعضي‏ها خيلي گريه مي‏کنند بعضي‏ها خيلي مي‏خندند هر دوي اينها مشکل داريم بعضي‏ها که گريه نمي‏کنند چشم شان اصلا اشک ندارد همينطور هر جا مي‏روي نگاه مي‏کند اينطور نگاه مي‏کند اين چشمي که اشک ندارد اميرالمومنين (عليه السلام) فرمود، پيغمبر (صلي الله عليه و آله) به علي (عليه السلام) فرمود يا علي! «جمود العين من الشقاء» کسي که اشک ندارد معلوم مي‏شود آدم شق... شقي است انسان دو تا لامپ دارد لامپ عقل لامپ عاطفه لامپ عقل همانست که با آن استدلال مي‏آورد دليل و برهان و منطق است راه عاطفه همينکه وقتي که يک مظلومي ديد احساسات نشان بدهد تو مي‏گويي آقا کشتند بردند خوردند همينطور نشسته نگاه مي‏کند زدند خوردند بردند همينطور نگاه مي‏کند انگار آجر است معلوم مي‏شود قلب اش سنگ شده قساوت قلب يا علي! «جمود العين من الشقاء» چرا اشک ندارد؟ «ما جفت الدموع الا القسوة القلوب و ما قسوة القلوب الابکثرة الذنوب» مي‏گويد علتي که اشک نيست براي اينکه قلبش... سنگ دل شده سنگ دل شده بخاطر اينکه گناه زياد کرده يعني گناه آدم را سنگدل مي‏کند سنگ دلي چشم را خشک مي‏کند «اعوذ بک من علم لاتد..تدمع» حديث داريم پناه مي‏برم از چشم بي اشک. اشک خيلي... «اشکوا عليک جامده» در مناجات داريم که خدايا من غصه مي‏خورم چرا چشمم اشک ندارد بخصوص جوان بخصوص شبهاي قدر چقدر خوب انسان اگر يکوقت خلافي کرد بنشيند و فکر کند بگويد خدايا من گناه کردم اين حرفها را نبايد بزنم اينجا را نبايد امضا کنم ايشان را نبايد تاييد کنم بد شد «استغفرالله ربي و اتوب اليه» چشم‏ها در روز قيامت گريان است جز چشمي که بخاطر تقوا اشک داشته باشد. خوب اينکه بعضي‏ها اصلا اشک ندارند مثل آجر هستند بعضي‏ها هم به هر مناسبتي سر هر چيز جزئي دارند گريه مي‏کنند با تو حرف مي‏زند داري گريه مي‏کني بابا چته (چيه)؟ من گفتم پلو عدس پول ماش داد اي بابا!! من گفتم پپسي کوک... کا براي من آورد من گفتم نمي‏دانم... سر يک چيز جزئي مثلا اشکش توي دست اش است اينها هم خوب مشکل ديگري دارند خوب...
دلسوزي براي ديگران، نشانه آدميت‏
بني آدم اعضاي يکديگرند که در آفرينش زيک... تو که از محنت ديگران بي غمي نشايد که نامت نهند آدمي. اين انسان بايد غصه بخورد. يک چيزي برايتان بگويم خداوند به حضرت موسي (عليه السلام) گفت مي‏داني چرا تو را پيغمبر کردم؟ گفت نه گفت در تو يک سوزي بود که در ديگران اين سوز نبود اصلا تو وقتي يک مظلوم مي‏ديدي غصه مي‏خوردي مظلوم مي‏ديدي غصه مي‏خوردي اصلا آدم‏هاي بي تفاوت را قرآن حسابي توبيخ کرده توبيخ کرده چرا کمکشان نمي‏کني هم کمک علمي هم کمک نظامي توبيخ از افراد بي تفاوت (- من اتفاقا اينجا الحمدلله هست-) نه دلسوزي نابجا نه بي تفاوتي هر دو افراط و تفريط است بعضي‏ها دلسوزي نابجا است بابا حالا ولش کنيم دک... بابا آخر اين خلاف کرده اگر خلافکار را رها کنيم روز به روز خلافکار زياد مي‏شود اين آدم کشته قرآن مي‏فرمايد که «و لکم في القصاص حياة يا اولي الالباب يا اولي الالباب» اي کساني که عقل داريد شما که عقل داريد بايد بدانيد ما بايد اگر کسي آدم کشت او را بکشيم قصاص کنيم شما حياة زنده هستيد حالا بعضي‏ها دلسوزي دارند بابا حالا اين قاتل مي‏دانيد اين قاتل رواني شده خوب اگر رواني شد آدم راکشت نکشيم اش اگر هر کس کشت بگوييم رواني شده نکشيدش فردا صبح بنده هم يک نفر را مي‏کشم توي دادگاه مي‏گويم ببخشيد آقا من در يک لحظه... خوب... مگر رواني شدن دليل است؟ در ثاني آقايي که مي‏گويي رواني شده او را نکشيد اگر بچه، دختر و پسر خودت هم مي‏کشت حاضر بودي بگويي ولش کنيد بچه من را کشته ولي رواني شده چون پسر من کشته دختر من را کشته رواني شده بچه خودت راهم مي‏کشت حاضر بودي بگويي؟
دلسوزي بي جا نسبت به قاتل و مجرم‏
اينکه...دلسوزي بيجا رواني شده يا مي‏گويند نه بهره‏هاي استفاده، بهره‏هاي اقتصادي ببريد از اين اين آقاي که مثلا دزد است به جاي اينه او را اعدام کنيد بکشيدش يک کارگاه توليدي مثلا خياطي کند نجاي کند خوب اينکه خيلي خوب است خيلي‏ها مي‏خواهند نجاري کنند چوب ندارند مغازه ندارند سر قفلي ندارند مي‏گويد يک آدم مي‏کشيم مي‏رويم زندان آنجا هم کارگاه به ما مي‏دهند هم اره برقي هم چوب اينهايي که دنبال اشتغال مي‏گردند چه بهتر که يک نفر را بکشند مسئله اشتغال شغل شان هم حل بشود اين چه حرفي است که شما مي‏زنيد بفرستيم اش کارگاه استفاده اقتصادي کنيم يا مسئله رواني است. اگر مي‏خواهيد جامعه حيات باشد حيات يعني زنده اگر مي‏خواهيد زنده بمانيد بايد جلوي قاتل را بگيريد اين ت... اين مال... اما بي تفاوتي. بي تفاوتي هم قرآن مي‏گويد بي تفاوتي نظامي يک آيه داريم توي قرآن مي‏گويد شما چرا از نظر نظامي کمک نمي‏کنيد «ما لکم لاتقاتلون في سبيل الله و للمستضعفين» اگر يک گوشه دنيا متضعفي ناله مي‏کشد اگر شما مي‏توانيد کمکش کنيد کمکش کنيد «ما لکم» يعني چرا شما بي تفاوتيد يک آيه داريم که بي تفاوتي علمي شما که مي‏دانيد توي اين منطقه کسي باسواد نيست چرا نرفتي با... باسواد شوي و مردم منطقه را باسواد کني حالا اين آيه مربوط به فقه هم هست «لولا نفر من کل فرقة» چرا از هر فرقه‏اي نمي‏رود ملا بشود دانشمند بشود برگردد به سراغ مردم راه خدا را به مردم ياد بدهد.
يک سوره داريم توي قرآن سوره ماعون «ارايت الذي يکذب بالدين» تا آخرش هم مي‏گويد «و يمنعون الماعون» ماعون يعني چه؟ ماعون يعني چيزهايي که به هم... مثل بيل، ديگ، فرش، نردبان، چيزهايي که يک خانه دارد يک خانه ندارد مي‏گويد اينها... مي‏داند اين همسايه مثلا حالا ميهمان دارد ظرف مي‏خواهد ظرف به او نمي‏دهد ديگ مي‏خواهد به او نمي‏دهد «و يمنعون الماعون» به هر حال ما بايد از... حتي يک آيه داريم که آخر الان باسواد زياد است در صدر اسلام در مکه هيچ باسواد نبود در کل حجاز 17 نفر باسواد بودند در همان زمان يک آيه داريم بزرگترين آيه قرآن است بزرگترين آيات قرآن يعني يک صفحه آيات قرآن است مي‏گويد اگر داد و ستد کرديد حتما يک نفر بنويسد و اگر آمدند پهلوي باسواد گفتند بنويس نگويد حوصله‏ام نمي‏رسد. آقا شما بيا شاهد باش اين داد و ستد شد فردا کسي حاشا نکند چون آنجا که ثبت و کامپيوتر و اينترنت که نبوده که معامله بوده آقا شما هم بيا شاهد باش که اين معامله شد. برو حوصله‏ام نمي‏رسد بابا اگر گفتند بيا شاه...«و لاياب الشهدا اذا مادعوا» چه آيه‏هاي قشنگي است چه آيه قشنگي است «لاياب» نظامي «مالکم لاتقاتلون» «مالکم لاتقاتلون» چرا شما «في سبيل الله» در راه خدا «و المستضعفين» و مستض... اگر مستضعفين کمک خواستند «مالکم لاتقاتلون» چراي نيروي نظامي به آنها نمي‏دهيد «لولا نفر من کل فرقه» چرا از هر فرقه و طائفه‏اي کي نفر نمي‏رود دانشمند بشود برگردد مردم را آگاه کند «لاياب کاتب» وقتي مي‏گويد بيا بنويس ناز نکنيد بنويسيد اگر گفتند بيا شاهد باش «لاياب الشهدا» منع نکند «لاياب الشهدا» گفتند بيا شاهد باش ناز نکند يعني کمک کنيد همديگر را. «و يمنعون الماعون» بابا يک ديگي ن...نردباني، فرشي مي‏خواهد به او بدهيد. يعني افراد نبايد بي تفاوت باشند.
دلسوزي براي مردم، از دوران نوجواني‏
برادرها و خواهرها اگر الان که نوجوان هستيد و جوان هستيد اگر دل تان سوخت فردا به درد مملکت مي‏خوريد بعضي‏ها پدرشان وضع اش خوب است و مي‏داند که توي مدرسه شاگردي دارد بسيار پسر خوبي است دختر خوبي است اما پدرش وضعش مشکل دارد به باباش مي‏گويد آقاجان بيا بنشين مي‏خواهم چند دقيقه صحبت کنيم شما چقدر وضع ات خوب است الحمدلله براي من وز... لباس مي‏خري هر چه مي‏خواهم داري چه اشکال دارد شما يک مقدار پول به من بدهيد يا بيا مدرسه بده به مدير، مدير پدر آن هم شاگرديام را بخواهد مخفيانه به او بدهد بگويد آقا اين 100 تومان اين 50 تومان اين 200 تومان مال شما براي لباس بچه هايت. شما اگر از حالا دلالي کردي يکي از هم شاگردي هايت را همان مقداري که خودت داري به او هم دادي فردا هم اگر وزير و وکيل بشوي به درد مي‏خوري. پيغمبر ما (صلي الله عليه و آله) سه سال اش بود مربي اش يک چيزي پيش سينه‏اش آويزان کرد گفت من اين را آويزان کرده‏ام که تو را حفظ کند گفت آخر اين من را حفظ کند فوري کند و دور انداخت و گفت حافظ من خداست آن کسي که چهل سالگي مي‏خواهد بت‏ها بشکند بايد آثار آن بت شکني در سه سالگي در او باشد شما الان داري مي‏روي خانه اگر ديدي توي کوچه يک پوست خيار است گفتي خوب اين پوست خيار توي کوچه ممکن است يا پوست هندوانه پوست موز ممکن است کسي پايش را روي اين بگذارد و ليز بشود حالا دست من هم که آلوده مي‏شود خيلي خوب با پا با نوک پا اين پوست خيار را کنار زدي اگر امروز يک پوست خيار را از جلوي يک مسلمان برداشتي فردا شهردار خوبي هستي مي‏تواني شهر را تميز کني چون کسي که مي‏خواهد شهر را تميز کند آثارش بايد در نوک انگشت اش باشد اگر امروز گفتي من بايد نماز بخوانم فردا هم مي‏تواني جامعه را به نماز دعوت کني اما اگر امروز با يک بستني تو را بردند نماز هم غافل شدي فردا هم با يک سکه تو را مي‏برند بعد هم با حواله يک ماشين تو را مي‏بردند اصلا بعدش‏ مي‏برند يک چيزي به تو مي‏دهند خلاص. بايد مواظب باشيم خودمان را نفروشيم مفت هم نفروشيم حالا...
رحمت در جاي خود، قاطعيت در جاي خود
نه دلسوزي بي جا نه بي تفاوتي بي جا. بعضي‏ها بيخود رحم دارند بعضي‏ها بيخود سنگ دل هستند بايد رحم و قاطعيت هم کفه باشد در جاي خودش رحم در جاي خودش قاطعيت شاعر يک شعر خوبي دارد مي‏گويد:
ترحم بر پلنگ تيز دندان ستم کاري بود بر گوسفندان
پلنگ را نمي‏شود رحمش کرد خواسته باشي رحم کني به پلنگ گوسفندها را مي‏درد.
خلاصه افراط و تفريط ول کن بابا! چي چي را ول کنم بابا حالا... حق را برده يک صلوات بفرستيد. زمان جنگ بود صدام پيشنهاد کرده بود که صلح کنيم حاجي‏ها هم رفته بودند مکه رفته بودند توي يک مغازه پارچه فروشي پارچه بخرند اين پارچه فروش مکه مي‏گفت صدام مي‏گويد صلح کنيم چرا شما صلح را قبول نمي‏کنيد؟ ما مي‏خواستيم برويم خوب ايرانيها نمي‏توانستند جواب بدهند عربي بلد نبودند يک خورده هم بعضي هاشان ضعيف بودند گفتند آقاي قرائتي بيا بيا بيا!! اين بزاز به ما مي‏گويد چرا صلح نمي‏کنيد به بزازه گفتم چي مي‏گويي؟ گفت هيچي صدام به شما حمله کرده حالا هم مي‏گويد بيائيد صلح کنيم گفتم خوب ب... به يکي از ايرانيها گفتم يک طاقه پارچه را برداريد برويد بيرون بايستيد اينها يک طاقه پارچه برداشتند رفتند بيرون در ايستادند گفت کجا مي‏بريد؟ گفتم بيا صلح کنيم گفت اه!! صلح چيه؟ پارچه را پس بده بعد صلح کنيم گفتم ما هم به صدام همين را مي‏گوئيم مي‏گوئيم آنچه از ايران گرفته پس بدهد بعد صلح کنيم گفت خوب فهميدم گفتم خوب ب... اينکه همه با هم رفيق باشيم همه با کي رفيق باشيم آخر اين وضعش اينست من نمي‏توانم با او رفيق باشم خلاصه بعضي‏ها با همه رفيق هستند افتخار هم مي‏کند مي‏بينيد من را با همه رفيقم بسيار آدم بيخودي هستي بسيار آدمي بي خودي هستي شما نبايد با همه رفيق باشي انسان بايد هم جاذبه داشته باشد هم دافعه افرادي را تحسين کند دستشان را هم ببوسد افرادي را اصلا سلام شان هم نکند. پيغمبر (صلي الله عليه و آله) ما يک خواهر و برادر داشت خواهر و برادر رضاعي يعني از يک مادر شير خورده بودند از نظر شير خواهر و برادر شده بودند يک روز برادر رضاعي آمد و نشست و پيغمبر حال شما خوب است تشکر خيلي محل اش نگذاشت فقط جواب سلامش را داد خيلي هم پيغمبر (صلي الله عليه و آله) ديگر هنوز در حد عادي اين رفت و يک خواهر آمد همان خواهر رضاعي تا آمد سلام احوال شما بفرمائيد نشست و فوري تشک آورد و متکا آورد گفتند يا رسول الله براي آن برادره متکا نياوردي پشت کمرش بگذاري مخدع ولي براي اين خواهره خيلي سنگ تمام گذاشتي اينها هر دو خواهر و برادرهستند چرا برادره آن طور گفت اين برادره احترام پدر و مادرش را نمي‏گيرد ولي اين خواهر من احترام پدر و مادرش را مي‏گيرد احترام پدر و مادرش را مي‏گيرد ما بايد حساب کنيم...
حضرت وارد مسجد شد ديد يک گروه بحث علمي مي‏کنند يک عده نماز مي‏خوانند يک عده دعا مي‏خوانند هر گروهي مشغول يک کاري هستند پيغمبر (صلي الله عليه و آله) نگاه کرد توي مسجد ديد هر گروهي دارد يک کاري مي‏کند گفت خيلي خوب کارهاي همه تان درست است اما من مي‏روم جزو آن گروهي که بحث علمي مي‏کنند با اين عمل اش تشکر کرد. يک مداح آمد خانه امام خميني (رحمة الله عليه) بنيانگذار جمهوري اسلامي از امام صادق (عليه السلام) شعر گفت تولد يک امامي بود اشعار راجع به امام خواند آن امامي که تولدش بود امام صادق (عليه السلام) بود يا امام ديگر نمي‏دانم وقتي مي‏خواست برود امام پول خوبي به او داد يک شاعر ديگر آمد درباره خود امام (رحمة الله عليه) شعر گفت امام (رحمة الله عليه) يک خورده نگاه کرد و پول کمي به او داد اين شاعره،مداحه گفت آقا به آن اينقدر دادي چرا به من اينقدر مي‏دهي گفت او از امام صادق (عليه السلام) گفت او ستايش امام صادق (عليه السلام) را کرد تو ستايش من را کردي من بايد به تو کمتر بدهم حساب امام صادق (عليه السلام) با ما فرق مي‏کند. ما بايد در حب و بغض هايمان خط کش داشته باشيم خط کش داشته باشيم اين به اين دليل آري به اين دليل نه بعضي جا بايد غصه بخوريم بعضي جا نبايد غصه بخوريم مثلا توي قرآن آيه‏اي داريم که «لاتحزن» پيغمبر غصه اينها را نخور يعني اينها ديگر قابل هدايت نيستند گاهي وقتها پيغمبر (صلي الله عليه و آله) حرص مي‏خورد آيه نازل شد چرا حرص مي‏خوري؟ «فلعلک باخع نفسک علي آثارهم ان لم يومنوا بهذا الحديث اسفا» تو داري خودت را مي‏خوري براي اينکه اين دين ندارد شما حرفت را زدي بيانت را گفتي معجزه ات را آوردي استدلال هم کردي «من شاء فليومن و من شاء...» مي‏خواهد ايمان بياورد مي‏خواهد ايمان نياورد.
مردم آزادند اينکه داري خودت را مي‏خوري که مردم چرا گوش به حرف من ندادند شما، مردم آزادند «و ما علي الرسول الاالبلاغ» تو وظيفه ات بلاغ است يعني ابلاغ کني تو حرف حق را بزن خواستند گوش دادند... شما بگو «قد قامت الصلواة» آمدند توي مسجد الحمدلله نيامدند تو ديگر وظيفه‏اي نداري «يا ايها الرسول لايحزنک» غصه نخور اينها را کلمه... بعضي‏ها شادي شان همينطور دم دست شان است مثلا شاد است ولي سر چيز بيخودي در صدر اسلام دو گروه با هم درگير شدند که کدامها بيشترند او گفت فاميل ما بيشتر است او گفت نه خير فاميل ما بيشتر است گفتند دعوا ندارد سرشماري مي‏کنيم شروع کردند سرشماري فاميل الف برنده شد فاميل (ب) باخت آن که باخت طبق يک نقلي گفت زنهاي حامله را دو تا حساب کنيم دو مرتبه سرشماري کردند باز (ب) باخت گفت نه ما خيلي‏ها مان مرده برويم قبرستان مرده هايمان را هم بشماريم اينها رفتند قبر پدرشان... 16،17،18،22،25 آيه نازل شد چه تانه (چي شده) «الهاکم التکاثر» تکاثر يعني سرشماري کثرت، کثرت و سرشماري الهکم شما را به لهو و لعب انداخته «حتي زرتم المقابر» تا اينکه «زرتم» يعني زيارت کرديد «مقابر» يعني مقبره يعني اينقدر گيج هستيد که مي‏رويد مقبره استخوان مرده‏هاي پدرتان را مي‏شماريد. افرادي هستند سر يک چيز بيخودي... شادي شان اينست که حالا...گردو که نيست که مي‏شماري افرادي هستند به هم مثلا چند بار رفتي مکه چند دفعه رفتي کعبه چند دفعه رفتي سوريه چند تا نوه داري چند تا بچه...
يک کسي از يک کسي پرسيد چند سفر آمدي مکه خيلي جواب قشنگي داد گفت آدم از لامپ نمي‏پرسد چند دفعه به سرپيچ زده‏اي اگر لامپ سالم باشد دفعه اول هم که به سرپيش بزنيم کار مي‏کند اگر لامپ سوخته باشد صد دفعه هم به صد تا سر پيچ بزني کار نمي‏کند شما به من بگو آيا روشن شده دل ات يا نه اگر ايمانت بالا رفته... بعضي‏ها فکر مي‏کنند اگر کتاب داشته باشند اينقدر من پري... روز يک جايي بودم سه تا کتابخانه لوکس داشت لوکس چه کتابخانه‏اي يکي گرد و خاک توي آن بود يکي موش توي آن بود يکي سوسک کتاب که آدم را باسوادنمي کند اراده انسان را باسوادمي کند حاج احمد آقا مي‏فرمود امام (رحمة الله عليه) هيچوقت کتابهايش از دويست تا بيشتر نشد امام خميني (رحمة الله عليه)، هم رهبر شد هم مرجع آدم هست چند هزار کتاب دارد مطالعه نمي‏کند گاهي آدم با برگ زرد نماز مي‏خواند گاهي مهر کربلا يک وجب در دو وجب نماز نمي‏خواند. ما در حساب و کتابهايمان بايد مواظب باشيم اعتدال تندروي‌ها را جلويش را بگيريم کندروي‌ها را جلويش را بگيريم حتي در حد مثلا گفته‏اند اينجا... اسلام حد دارد وضو حد دارد گفتند اينقدر بين انگشت تا اين انگشت اينقدر خلاص شستن اين مقدار آب بريزي پاک است باقي اش وسواس است. يک پيش نمازي بجاي «قل هو الله» سوره بقره را شروع کرد به خواندن مردم خسته شدند بعضي قصد فرادي کردند رفتند قصه قصه دعوا شد و رفتند پهلوي حضرت، حضرت فرمود حق ما مردم است شما بايد مراعات کنيد سوره بقره وقتي مي‏خواهي نماز شب بخواني توي خانه تان شوره بقره بخوان اما وقتي مردم کار دارند شما حق نداريد آن سوره طولاني را بخوانيد بايد مواظب ظرفيت مردم باشيد ظ... اعتدال اين آقا مي‏کشد يا نمي‏کشد به ما گفته‏اند بچه را در بچگي 7 سال آزادش بگذار ما گاهي وقتها برنامه‏هاي آموزشي را جوري قرار مي‏دهيم که به بچه 4 ساله مطالب زيادي تزريق مي‏کنيم بابا اسلام اجازه نمي‏دهد اينقدر شما روي يک بچه کوچولو به مغزش فشار بياوريد.
اعتدال درآموزش اعتدال در خنده اعتدال در گريه اعتدال در شوخي اعتدال در حرفهاي حکيمانه بحث امسال ما اينست ميانه روي «اهدنا الصراط المستقيم» بعضي‏ها رفيق هايشان همه رفيق‏هاي هرزه است يک رفيق دانشمند ندارد يک رفيق عبد صالح ندارد دفتر تلفن اش را باز مي‏کني از حرف (الف تا حرف ي) 4 تا آدم حسابي توي دفترش نيست بابا جان با يک اسلام شناس هم تلفن اش را داشته باش فردا ممکن است يک اشکال داشته باشي تو که همه تلفني داري تلفن... تلفن يک اسلام شناس هم داشته باش فردا يک کسي يک سوال کرد بي دين نشوي يک شبهه‏اي کرد بي دين نشوي همينطور که تيغ مي‏رود توي پا نمي‏تواني راه بروي يک تيغ مي‏کنند توي مغزت نمي‏تواني درست فکر کني تيغ را بکش بيرون. افراط و تفريط گاهي يک کسي را دوستش داريم قربانش مي‏رويم گاهي يک کسي را بدمان مي‏آيد هر چه مي‏خواهيم برايش مي‏گوئيم به او تهمت مي‏زنيم. خدايا در فکر در گفتار در عمل در مصرف در تجارت در اقتصاد در تحصيل ورزش تفريح در احترام به افراد در قهر در صلح در تمام کارها ما از همه تندروي‌ها کندروي‌ها افراط وتفريط‌ها نجات و ما در در راه مستقيم راه اعتدال قرار بده.
«و السلام عليکم و رحمه الله»

 اعتدال در تفريح و شادي -2


  اعتدال در تفريح و شادي -2



«بسم الله الرحمن الرحيم»


ماه رمضان  بحث اعتدال را داريم اعتدال يعني ميانه روي «اهدنا الصراط المستقيم» خداوند تعريف اسلام را که مي‏کند مي‏گويد «و کذلک جعلناکم امة وسطا» شما امت وسط هستيد امت وسط يعني نه تند نه کند امت وسط. حالا ميانه روي در چي؟ در عبادت در غذا در رفيق شدن در قهر کردن در صلح در خرج کردن در گريه در خنده در شادي در عروسي عرض کنم که مطالعه عرض کنم که ورزش اعتدال در همه چيزي چون آنچه توي جامعه ما مي‏بينيم بسياري از افراد يا افراطي هستند يا تفريطي پس موضوع بحث ما در سايه آيه «اهدنا الصراط المستقيم» موضوع در جستجوي راه مستقيم، راه مستقيم راه اعتدال راه وسط راه ميانه نه افراط نه تفريط اين موضوعي است که داريم روي آن صحبت مي‏کنيم. يکي از شاخه هايش بحث اين بود که خنده‏ها و گريه‏ها گاهي...
اعتدال ميان خنده و گريه در مجالس ديني
عرض کنم به حضور شما که ناميزان است. ما گاهي وقتها جلساتمان همه‏اش جلسه روضه است آنوقت يک جايي درست مي‏کنند بنام فرهنگسرا مي‏گويند همه‏اش بياييد بخنديد فکر مي‏کنيم يک جا بايد همه‏اش گريه کرد يک جا بايد همه‏اش خنديد فکر مي‏کنيم اگر توي فرهنگسرا حرف حکيمانه و حرف خوب بزنيم و جلسات علمي مفيد رشدي باشد اين ضد تفريح است و فکر مي‏کنيم اگر توي مسجد گاهي يک کسي يک چيزي گفت شاد بود مردم را خنداند اين کار، کار درستي نيست نه خير «وانه هو اضحک و ابکي». خداوند هم مي‏خنداند و هم مي‏گرياند منتهي کنترل بايد باشد يعني بايد سهم همه داده بشود هر چيزي سهمي دارد معلم چقدر سهم دارد؟ مادر سهم اش چيه؟ همسايه سهم اش چيه؟ سهم آزادي چيه؟ سهم اخلاق چيه؟ سهم منطق چيه؟ ما گاهي وقتها مثلا مي‏گوييم که آزاديه! فکر مي‏کنيم حالا که آزاديه مي‏توانيم توي روزنامه به هم فحش بدهيم آنوقت سهم اخلاق از بين مي‏رود به اسم آزادي هتاکي مي‏کنند نه آزادي سهم دارد اخلاق هم سهم دارد منطق هم سهم دارد گاهي وقتها کار شما آزاديه شما آزاديد اين کار را بکن اما اين کار ولو به آزادي جور در مي‏آيد اما با منطق و و عقل جور در نمي‏آيد خوب اين رقمي... علمي نيست عقلي نيست به همان دليلي که آزادي حق است و سهمي دارد منطق و استدلال هم حق است و سهمي دارد اخلاق هم حق است و سهمي دارد بايد همه سهم هايش را داد سهم خنده چيه سهم گريه چيه سهم هايشان را نمي‏دهيم. گاهي مردها به قدري غيرت دارند که اسم خانم شان را هم توي خانه نمي‏برند و خانمش يک چيز ديگري مي‏گويد خوب بگو زهرا خانم نه آدم نبايد اسم زن اش را روبروي مردم ببرد خوب ما اسم زنهاي پيغمبر (صلي الله عليه و آله) را بلد هستيم طوريه؟ اسم دختر پيغمبر(صلي الله عليه و آله) را بلديم طوريه؟ بعضي بقدري غيرتشان بي جاست که حتي حاضر نيستند اسم... بعضي‏ها هم به قدري مثلا غيرت وارفته که ديگر مي‏گويد دختر دير کرد مي‏گويد هر جا هست خواهد آمد اه!! همين اصلا غصه نمي‏خورد که حالا ناموسش آسيب‏پذير باشد ممکن است کسي اغفالش کند گول اش بزند توطئه‏اي برايش بشود بي خيال بي خيال. بعضي خيلي بي غيرتند بعضي خيلي با غيرت، غيرت کنترل بايد باشد خنده، همه چيز بايد کنترل باشد اصلا معناي قانون هم همين است قانون يعني بياييم حساب کنيم اين آقا ماشين اش با چه سرعتي بايد برود اين جاده بدليل اينکه مقدار ماشين اين است عرض جاده هم اينست بخاطر زيادي تردد و بخاطر باريک بودن جاده سرعت توي اين جاده بايد اينقدر باشد عقلاي دلسوز مي‏نشينند مي‏گويند سرعت در اين جاده اينقدر جوب بگو چشم نه خير آزاديه خوب آزاديه گازش بده... دره يا خودت را بکش يا عده‏اي را بکش هر چيزي سهم دارد در جلسه قبل سهم خنده و گريه را داشتيم گفتيم حرفهايمان ماند حالا از اينجا ادامه مي‏دهيم.
شادي در پي گناه، مايه تعجب خدا
يکي از خنده هايي که بد است اينست که يک حديث داريم «عجبت» خداوند مي‏فرمايد تعجب مي‏کنم «من عبد لايدري» تعجب مي‏کنم نه يعني که خداوند تحت تأثير قرار مي‏گيرد يعني جاي تعجب است که انسان مي‏خندد و حال آنکه «لايدري ان راض عنه‏ام ساخط عليه وهو اضحک» اصلا نمي‏داند که من از او راضي هستم يا راضي نيستم مي‏خندد مثل بچه‏اي که قهقهه مي‏خندد نمي‏داند نمره هايش چند است صبر کن اگر کارنامه ات خوب شادي کن يک بچه‏اي که توي خيابان دارد شادي مي‏کند و نمي‏داند نمره‏اش صفر قد در قوري است يا يک نمره خوبي است براي... الکي خوش است. به اميرالمومنين (عليه السلام) گفتند خيلي عبادت مي‏کني چرا اينقدر خودت را خسته مي‏کني فرمود نمي‏دانم حتي يک کارم قبول شده يا نه من عبادت خيلي کردم اما قبول هم شد يا نه شما خيلي توي آشپزخانه ممکن است زحمت بکشي عمده اينست که ميهمان از غذاي شما خوشحال شد يا نه آقا من ده ساعت زحمت کشيده‏ام بله ولي آنچه پخته‏اي باب ميل او نيست مريض بود اصلا سوپ مي‏خواست بيخود اينهمه غذا پختي تمام اينها چربي دارد ترشي دارد و زعفران دارد هم شوهر پول خرج کرد هم زن زحمت کشيد اما هيچکدام باب ميل... ميهمان نيست مهم اينست که او بپسندد اگر او پسنديد مهم است.
خنده‏هاي بي جا، مايه بطالت عمر
امام سجاد (عليه السلام) ديد يک آدم چرت و پرت گو (بطال، بطال يعني حرف چرت و پرت مي‏زند) آدمي که از صبح تا شام هر چه مي‏گويد هرز مي‏گويد اصلا... آدمهايي هستند مي‏گويند برويم خانه فلاني يک جوک بشنويم اصلا به هم مي‏رسند سلام هم... جوک تازه چي؟ اصلا... مثلا نمي‏گويد مشکل مملکت چيه؟ الان نه مشکل سياسي نه مشکل اقتصادي نه مشکل محله نه مشکل روستا اين هيچ غصه ندارد مي‏گويد جوک تازه چي؟ امام سجاد (عليه السلام) به يکي از اينها رسيد ک مي‏گويد جوک تازه چي؟ فرمود که «ان الله يوما يسخروا فيه المبطلون» روز قيامت هستند که اين ياوه گوها و هرزه گوها هي خسارت خواهند کرد عجب چه جوري عمرمان را تلف کرديم گوشت کيلويي چندهزارتومان خورديم چرت و پرت گفتيم. يک دعايي است ماه رمضان سحرهاي ماه رمضان خوانده مي‏شود بنام دعاي ابوحمزه ثمالي اصفهان 30-40 سال است اين دعا را هر شب مي‏خوانند عده‏اي هستند احياء مي‏گيرند و هر شب نماز مي‏خوانند بعد از اصفهان هم شهرهاي ديگر الحمدالله راه افتاده خيلي کار خوبي است توي جمهوري اسلامي چند تا کار خيلي خوب شد يکي اعتکاف شد خيلي کار خوبي شد حفظ قرآن ما الان الحمدالله خيلي حافظ قرآن داريم خيلي حافظ قرآن داريم من يکوقت رفتم يکي از کشورها با ما مصاحبه کردند که ما در کشورمان 500 هزار حافظ قرآن داريم در ايران چند تا حافظ قرآن است ما ديديم خيلي آبروريزي است بگوييم دروغ بگوييم خدا راضي نيست راست بگوييم آدم به هر حال غرور ملي اش اجازه نمي‏دهد که به هر حال ايران در کشورهاي ديگر بايد سرفراز باشد گفتم شما چند تا داريد گفت 500 هزار تا شما چند تا داريد گفتم حالا عددش را من نمي‏دانم اما در ايران روي حافظ قرآن نمي‏دانم چقدر داريم ولي محافظ قرآن خيلي داريم گفت حافظ چيه محافظ چيه؟ گفتم حافظ الفاظ قرآن را حفظ مي‏کند البته کار خوبي است خيلي خوب اما محافظ ممکن است الفاظ قرآن را غلط هم بخواند اما اگر صدامي‏ها خواستند يک وجب کشورش را بگيرند دفاع مي‏کند و لو حسين فهميده... برود زير تانک حسين فهميده حافظ قرآن نبود اما براي حفظ محافظت از دين خودش براي محافظت از قرآن اش براي محافظت از انقلابش خودش را پرپرکرد شما چند تا حسين فهميده داريد ممکن است همه تان چشم هايتان را ببنديد همه قرآن را بخوانيد اما حاضر نباشيد يک سيلي براي اسلام بخوريد ولي خوب...
محافظ قرآن داشتيم حافظ قرآن کم داشتيم الحمد لله حفظ قرآن راه افتاده و قرآن هم بخصوص فصل اش ماه رمضان است فصل اش ماه رمضان است يک آيه قرآن خواندن ثواب يک ختم قرآن دارد حالا لازم هم نيست وسطهاي قران را بخوانيد همان سوره کوچکها را تند تند بخوانيد قل هوالله را که حفظ هستيد يک کسي آمد گفت من همه قرآن را حفظ هستم من ديدم خيلي آبروريزي است من چي چي به اين بگويم گفتم خوب من هم 11 هزار قل هوالله حفظ هستم شما بالاخره اگر هم قرآن حفظ نيستيد آن سوره هايي را که بلدي يک خورده تلاوت قرآن را ماه رمضان زياد کنيد. در دعاي ابوحمزه ثمالي که سحرهاي ماه رمضان مي‏خوانند مي‏گويد خدايا من هر وقت مي‏آيم سرنماز خوابم مي‏گيرد بعضي‏ها هستند تا مطالعه مي‏کنند خوابشان مي‏گيرد بعضي‏ها هستند پاي منبر خوابشان مي‏گيرد. يک واعظ به مردم مي‏گفت من هم حق پدري بر گردن شما دارم هم حق مادري اما حق پدري دارم به گردن شما چون موعظه تان مي‏کنم اما حق مادري‏ دارم اين موعظه لالايي مي‏شود پاي منبر من مي‏خوابيد. يک کسي هم از لبنياتي آمد لبنيات بخرد به اين آقايي که شير مي‏فروخت گفت آقا دو نفر به گردن من حق دارند يکي مادرم به من شير داد يکي امروز تو به من شير دادي تو هم از امروز حق مادري داري.
حضور در مجالس باطل، مايه کسالت در نماز
در دعاي ابوحمزه مي‏گويد خدايا سرنماز کسل هستم چرتم بي نشاطم چرا؟ مي‏گويد به 11 دليل يکي از دليلها اينست که «لعلک رأيتني» شايد من را مي‏بيني «آلف مجالس البطالين» دليلي که نه... مزه عبادت را نمي‏چشيم اينست که «لعلک» خدايا شايد تو «رأيتني» مي‏بيني من را «رأيتني آلف» يعني الفت «آلف»، «مجالس» هم که مي‏دانيد يعني چه «مجالس البطالين» بطالين يعني آنهايي که هي باطل مي‏گويند همه‏اش چرت و پرت مي‏گويند خدايا از بس که ديدي که من الفت گرفتم يعني انس گرفتم با مجلس چرت و پرت گوها چون از بس که گوشم چرت و پرت شنيده ديگر مزه عبادت از من چي؟ گرفته شده مثل ظرفي که چيز آلوده توي آن بکنند بعد آب هم که توي آن مي‏ريزي بخوري آن آب هم بو بر مي‏دارد حالا غير آلوده هم لازم نيست باشد مثلا يک ظرفي ترشي توي آن باشد حنا توي آن باشد آلوده هم نيست چيز خوبي است اما بالاخره وقتي توي ظرف حنا آب کردي بخوري بوي حنا مي‏دهد من ظرف روحم را پر کرده‏ام از چرت و پرت گويي آنوقت اينست که ديگر جا بر نمي‏دارد. مس را که مي‏خواهند سفيد کنند اول اين مس را با يک رقم شني با يک چيزي اين را مي‏سائيدند که بعد آن موادي را که به آن مي‏زنند آن سفيدي را جذب کند من نور جذبم نمي‏شود چون ديوار روحم گرد گرفته آئينه وقتي نشان مي‏دهد که پاک باشد آئينه‏اي که پر از غبار است شما را خوب نشان نمي‏دهد من روحم غبارآلوده شده با ياوه گويي‏ها حديث هم داريم اولين سيلي که خدا به انسان مي‏زند اينست که گناه که کرد مزه عبادت را از او مي‏چکد سه ساعت نشسته حرف مي‏زند ولي تا مي‏خواهد نماز بخواند حال ندارد. الله اکبر بسم الله الرحمن الرحيم الحمدالله رب العالمين الرحمن الرحيم مالک يوم الدين اياک نع... يک نمازي مي‏خواند که امام صادق (عليه السلام) فرمود بعضي‏ها بقدري زشت نماز مي‏خوانند که اگر اينطوري که با خدا حرف مي‏زنند با همسايه شان حرف بزنند همسايه جوابش نمي‏دهد مي‏گويد برو، برو گم شو برو اول بخواب صورتت را بشور بعد با من حرف بزن اين چه رقم با من حرف زدن است؟ (دست توي دماغش مي‏کند دست تو چيزش! مي‏کند دماغش را مي‏خاراند) بقدري زشت نماز مي‏خواند. يک کسي نماز مي‏خواند باريش هايش هم بازي مي‏کرد همچين مي‏گفت «اياک نعبد و اياک نستعين اهدنا الصراط المستقيم صراط الذين انعمت عليهم» امام فرمود ببين اينکه با ريش هايش دارد بازي مي‏کند پيداست حضور قلب ندارد.
امام سجاد (عليه السلام) وقتي نماز مي‏خواند فقط اگر بادي مي‏وزيد عبايش تکان مي‏خورد انگار گنجشک روي دوشش نشسته تکان نمي‏خورد. حديث داريم زن که مي‏رود سرنماز آنچه طلا دارد به خودش آويزان کند مرد که طلا براي او حرام است حتي زنجير طلا حتي حلقه طلا به بعضي جوانها ميگوييم حلقه طلا حرام است مي‏گويد نامزدي است! مي‏گويم خوب اگر نامزدي شد حلال مي‏شود؟ با اسم نامزد که حرام حلال نمي‏شود يک کسي جگر بو مي‏داد روي منقل گربه‏ها جمع شدند فوري گفت بلاله بلاله!!! اين فکر کرد که مثلا اگر بگويد بلاله گربه‏ها مي‏روند؟ اگر به جگر گفتيم بلال که گربه‏ها نمي‏روند که اگر ما به طلاي حرام گفتيم نامزدي، نامزدي حرام را حلال نمي‏کند آنوقت آن عروس خانم هم اجازه ندهد شوهرش گناه بکند يک گناه الکي... آخر گاهي يک کسي گناه مي‏کند چيزي گيرش مي‏آيد اين دائما حلقه طلا دستش است يک گناه الکي عروس خانم به شوهرت بگو که ما امشب پاي بحث تلويزيون آقاي قرائتي نشسته بوديم حالا آقاش هم نمي‏خواهد بگويي قرائتي بگو ما امشب پاي بحث تلويزيون قرائتي نشسته بوديم ايشان گفت که اسلام و همه مراجع مي‏گويند طلا بر مرد حرام است و حال آنکه اينطور شده شما بيا ماه رمضان براي رضاي خدا ديگر اين گناه را انجام نده چقدر ما گناه الکي مي‏کنيم الکي‏ها. خدايا من مي‏روم نماز بخوانم نشاط عبادت ندارم چرا؟ براي اينکه «رأيتني» ببينم هوش تان چطوره؟ «لعلک» يعني چي؟ شايد «رأيتني» ديدي تو من را «آلف» الفت گرفتم انس گرفتم «مجالس البطالين» مجلس آدمهاي باطل گو، ديدي من هرزه مي‏گويم رفته‏ام جلسه هرزه را گرم کرده‏ام اصلا راضي بودن به گناه هم گناه است. حضرت صالح (عليه السلام) شتري داشت اين شتر معجزه الهي بود چون گفتند اگر تو پيغمبري الان از اين کوه يک شتر بيايد بيرون شتر چنين و چناني تو مگر نمي‏گويي من پيغمبرم وصل به قدرت خدا هستم به همان خدا بگو از دل... از دل کوه شتر بيايد بيرون. شتري آمد بيرون اين... گفت خوب اين شتر آب منطقه را مي‏خورد... يک روز شتر آب بخورد يک روز آب مال شما عوض اش شير فراوان براي شما مي‏دهد «هذه ناقة الله هذه» اين «ناقةالله» اين ناقه، شتر مربوط به قدرت خداست «لا تمسوها بسوء» لا تمسوها تماس نگيريد با اين ناقه «بسوء»، «لا تمسوها بسوء» سوء يعني بدي يعني ضربه‏اي ضرري به اين شتر... چرا؟ «فيأخذکم» اخذ مي‏گيرد شمارا عذاب عليم عذاب دردناک شما را مي‏گيرد. اينجا مي‏دانيد چرا اين آيه را نوشتم؟ مي‏خواستم يک نکته بگويم اگر چيزي رنگ الهي داشت مي‏شود مقدس به مقدسات جسارت کنيد عذاب داريد (اين در مقابل يک کسي است که مي‏گفت ما چيزي بنام مقدس نداريم! حالا افرادي پاي تلويزيون هستند مي‏دانند غرض من کيه، يک کسي اينطرف و آنطرف سخنراني مي‏کرد مي‏گفت ما چيزي بنام مقدس نداريم اين آقا مقدسه نه خير هيچکس مقدس نيست) قرآن ببينيد مي‏گويد:«هذه ناقةالله» اين ناقه مربوط به قدرت غيبي الهي است «لا تمسوها بسوء» به اين ناقه سوء و ضربه و ضرري وارد نکنيد چرا؟ اين شتر با همه شترها فرق دارد اين قداست دارد «ناقة الله».
احترام به مقدسات ديني، لازمه ايمان‏
چيزي که مربوط به خداست «بيت الله، عبدالله، عبادالله، کتاب الله، حکم الله» يک چيزي که مربوط به خدا... اين قانون الهي است مقدس است کتاب خداست مقدسه. بابا ابولهب خيلي آدم جنايتکاري است عموي پيغمبر (صلي الله عليه و آله) بسيار آدم پستي است اما تا مادامي که اين ابولهب... بنده الان دستم روي ابولهب بزنم اشکال ندارد ببينيد پاک کردم اما اگر اين ابولهب توي آيه بود« تبت يدا ابي لهب» اين ابي لهب را نمي‏توانم دست روي آن بگذارم اين خدا لعنت اش کند ولي چون اسمش توي قرآن است آيه قرآن است نمي‏شود دست بي وضو به آن زد گرفتي چي شد؟ گاو را مي‏کشند پوست اش را چرم مي‏کنند اين چرم اگر کفش شد دور بينداز روي خاکش بمال اما همين چرم اگر جلد قرآن شد همين چرم را ما مي‏بوسيم آهن اگر در خانه شما شد لازم نيست ببوسي اما اگر همين آهن ضريح پيغمبر (صلي الله عليه و آله) شد مي‏بوسيم چون وصل به رسول الله شد سوال: آيا ما چيزي بنام مقدس هم داريم؟ بله خدا مقدس است و هر چيزي هم که وصل به او شد مقدس است کتاب خدا بنده خدا قانون خدا خانه خدا مقدس است خوب. خنده کنترل بايد بشود (بطال)... البته اين را هم بگويم نمي‏خواهم بگويم جلسه ما همه‏اش علمي و حکمتي باشد چون گاهي وقتها بحث‏هاي علمي هم که مي‏کنند طرف خسته مي‏شود من خودم فوق اش 2 ساعت بتوانم مطالعه کنم بعد از دو ساعت خسته مي‏شوم بايد يک صحنه عوض بشود.
انسان نياز به تفريح دارد خدا انسان را اينگونه آفريد که نياز به تفريح دارد يک جنب و جوشي... اصلا عبادت ما جنب و جوش توي آن هست نماز ما حرکت توي آنست حج ما حرکت توي آنست جهاد ما حرکت توي آنست. خيلي از عبادتهاي ما با حرکت خط کشي مي‏شود مثلا مي‏گويند هر گامي که براي تحصيل برداشتي چقدر ثواب داري يعني... نمي‏گويد هر کلمه‏اي که ياد گرفتي مي‏گويد هر قدمي که براي تحصيل برداشته‏اي يعني برده روي حرکت هر قدمي که براي صله رحم برداشتي نگفته هر عمه‏اي که ديدي! هر نگاهي که به خاله کردي مي‏گويد هر قدمي که براي صله رحم يعني ثواب برده روي قدمها ما مساله حرکت و تنوع و اينها را قبول داريم خود نماز تنوع دارد يک خورده‏اش را ايستاده مي‏گوئيم يک خورده‏اش را رکوع مي‏گوئيم يک خورده‏اش را سجده مي‏گوئيم يک خورده‏اش را همچين مي‏گوئيم يک خورده‏اش را همچين مي‏گوئيم بعد از نماز، خود نماز تنوع دارد تنوع لازمست تفريح لازمست حرکت لازمست همه اينها لازم اما حساب شده. روز قيامت خنده هايي که حزب الله تحقير مي‏شود مثلا يک بچه‏اي به تکليف رسيده تا ديروز با دخترخاله هايش با دخترعمه هايش مي‏گفتند بازي مي‏کردند امروز که به تکليف رسيده اين بچه مثلا مي‏خواهد تقوا داشته باشد فاميل‏ها هو هو!! ديگه حالا مرد شده!! بيا برو!!! اصلا سر به سرش مي‏گذارند که... بابا اين بچه الان سيزده چهارده سالش است مي‏خواهد تقوا داشته باشد ديگر مي‏خواهد نگاه به نامحرم نکند فاميل‏ها سر به سرش مي‏گذارند يا دارد نماز مي‏خواند دارند به او مي‏خندند.
خنده‏هاي تحقيرآميز در دنيا، مايه تحقير در قيامت‏
قرآن براي اينهايي که به خوبها مي‏خندند يک آيه تندي دارد خيلي تند است روز قيامت جهنمي‏ها هي التماس مي‏کنند خدايا! ما را از جهنم نجات بده «قال اخسئوا فيها و لاتکلمون» (اخسا) در فارسي مي‏گوئيم چخ به سگ مي‏گويند چخ «اخسا» يعني به سگ مي‏گويند خفه شو «اخسا» يعني يه جوري که با سگ برخورد مي‏کنند با اين برخورد مي‏کنند بعد مي‏گويد چرا؟ مي‏گويد «انه کان فريق من عبادي» بعضي بندگان خوب من داشتند دعا مي‏کردند «فاتخذتموهم سخريا» شما حزب الله را مسخره کرديد «و کنت منهم تضحکون» تضحکون، ضحک، ضحک يعني خنديدن به خوب‌ها خنديد مواظب باشيد به آدمهايي که بخاطر عبادت بخاطر تقوا نمي‏کنند خنده نکنيد اين خنده‏ها تحقير مقدسات است.
خدايا! هر جا از مرز تو پرت شده‏ايم تا حالا به آبروي خوبان تاريخ ما را بيا...بيامرز. از اين به بعد ما را در راه مستقيمي که افراط و تفريط توي آن نباشد همانطوري که تو دوست داري ما را در آن راه قرار بده.
«و السلام عليکم و رحمة الله»

 اعتدال در تفريح و شادي -1

  اعتدال در تفريح و شادي -1



«بسم الله الرحمن الرحيم»


بحث ما در ماه رمضان راجع به افراط و تفريط است اينهايي که کند مي‏روند تند مي‏روند حالا افراط و تفريط شاخه هايي دارد در مصرف بعضي‏ها خيلي ول خرجي مي‏کنند بعضي‏ها خيلي مشت شان همه... در خنده بعضي‏ها عبوسند بعضي‏ها دلقکاند همه‏اش جوک مي‏گويند تمام برنامه هايي که دلقک توي آن هست گوش مي‏دهند اگر تلويزيون 20 ساعت برنامه شاد داشته باشد گوش مي‏دهد 10 دقيقه برنامه علمي داشته باشد گوش نمي‏دهد رفيق هايش وقتي با هم مي‏نشينند يک حرف حسابي نمي‏زنند همه‏اش چرت و پرت مي‏گويند در لباس در خوراک در مخ... در مسائل مختلف در تحصيل ميانه روي... پس موضوع بحث ما اقتباس در سايه اين آيه «اهدنا الصراط المستقيم» خدايا ما را در راه مستقيم قرار بده راهي که... راه ميانه. در جستجوي راه مستقيم راه اعتدال نه افراط نه تفريط نه تند نه کند موضوع بحث اينست امروز موضوعي که مي‏خواهيم بحث کنيم بحث خنده و گريه است يعني اعتدال درخنده اعتدال در گريه خوب... شادي خوب است اما بدمستي بد است يکوقت انسان خنده‏اش مي‏گيرد خوب انسان است گاهي خنده‏اش مي‏گيرد ديگر اما حالا مثلا بخاطر اين کار بيائيم مثلا اعتدال را از دست بدهيم حالا فرض کنيد ايران برنده شده در فلان بازي فوتبال اين مثلا بيايد وسط خيابان بلند کند از... سقف شيرجه کند توي آسفالت کله‏اش را بشکند اين اعتدال.
سرمستي قارون به پول و ثروت‏
شخصي در قرآن است بنام قارون زمان حضرت موسي (عليه السلام) بود خيلي وضع مالي اش خيلي خوب بود اينقدر پول داشت که قرآن مي‏گويد که دسته کليد گاو صندوق هايش را يعني گنج هايش را دسته کليد گنج‏ها و کنزهايش دسته کليدش را يک گروهي بايد بکشند همراهش اينقدر گنج داشت که کليد گنج هايش سنگيني اش قابل تحمل... دسته کليدش را بايد حمال ببرد حمالها. قرآن مي‏گويد که به او گفتند «لاتفرح ان الله لايحب الفرحين» به قارون گفتند که «لاتفرح ان الله» بدرستي که خدا «لايحب الفرحين» (فرح) را ديشب توي لغت ديديم لسان العرب فرح را يعني بدمستي خلاصه، بدمستي و شادي تند يه جوري که انسان غافل بشود از چيزهايي ديگر اين رقمي مثلا حالا چنان گرم عروسي است که مثلا مي‏گوئيم نماز، اه!! حالا ديگر حرف نماز را نزن امشب عروسي است اه!! ديگر حالا نگاهش به يک پيراهن نو خورد نگاهش به 4 تا زن آرايش کرده 4 تا دسته گل 4 تا نمي‏دانم کف زدن و شادي ديگر حالا مثلا اسم نماز مي‏بري برق او را مي‏گيرد. اينکه انسان يه جوري شاد باشد که خدا را فراموش کند اين را مي‏گويند (فرح) گاهي همين شادي‏ها ناحق است قرآن انتقاد مي‏کند مي‏گويد «تفرحون في الارض بغير الحق» «تفرحون» شما فرح تفرحون يعني فرح شادي «بغير الحق» «بغير الحق» شادي مي‏کنند مثلا به يک چيزي که حق نيست چيه؟! چته؟! حل کردم چي چي حل کردي؟ جدول روزنامه را خوب روزنامه جدول اش چي بود؟ روزنامه گفته بود يک خيابان دو حرفي قديمي تهران را پيدا کنيد من 45 دقيقه جوانيام را دادم خيابان دو حرفي قديمي تهران را توي جدول حل کردم خيابان ري حالا مثلا اگر خيابان سه حرفي بود چي مي‏شد؟ خوب چه مشکل را حل کردي؟ کجا را گرفتي؟ کدام مشکل خودت را حل کردي؟ کدام مشکل جامعه را حل کردي؟ بسياري از تفريح‏هاي ما پايش به جايي بند نيست الکي خوش است ما چند رقم آدم داريم الکي، کلکي، چپکي، الکي خوش دل اش به چيزي خوش است که عرض کنم که... «بغير الحق».
شادي در سايه رشد علمي و فکري‏
شادي خوب است پس حق چي چيه که شاد باشيم قرآن مي‏فرمايد که «للذين آتيناهم الکتاب يفرحون بما» اين آيه... مي‏فرمايد که شادي خوب شادي خوب آنجايي است که اول فکرمان تغذيه بشود گاهي آدم شاد مي‏شود که رنگ کفش اش با رنگ جورابش به هم مي‏خورد مي‏گويد خوب الحمدلله تمام مشکلات مملکت حل شد الان رنگ پيراهنم با رنگ جورابم با رنگ کفشام به هم مي‏خورد شاد است به اينکه مثلا فرض کنيد که الي آخر... با فلاني عکس گرفتم خيلي هم شاد نباش ممکن است فلاني فردا چپه بشه اسباب دردسر هم براي شما بشود که چرا با اين عکس گرفتي قرآن مي‏فرمايد که «قل بفضل الله و برحمته فبذلک فليفرحوا» اگر مي‏خواهيد شاد بشويد «قل» به مردم بگو «بفضل الله» اگر خدا فضلي به تو کرد «و برحمته» اگر خدا رحمتي به تو کرد «فبذلک فليفرحوا» «فبذلک فليفرحوا» اگر مي‏خواهيد شاد باشيد فرحتان اين باشد. شاديد به چه چيزي شاديد؟ خدا فضلي به من کرد چه فضلي؟ مطلب خوبي را ياد گرفتم مطلب خوبي که مفيد باشد... هر مطلبي هم فايده ندارد...
در قرآن علم سه رقم است علم مفيد داريم علم مضر داريم علمي که نه مفيد است نه مضر سه تاي اينها هم توي قرآن آمده علم مفيد حضرت موسي به حضرت خضر (عليهما السلام) گفت اجازه مي‏دهي توي بيابانها عقب تو راه بيفتم به شرطي که توي جاده يک چيزي به من ياد بدهي که توي آن رشد باشد «هل، هل» يعني آيا «اتبعک» تبعيت کنم تو را اجازه مي‏دهي بيايم توي بيابانها توي اين سفر همراهت بيفتم «علي ان تعلمني، علي ان تعلمني» به شرطي که به من «تعلمني مما علمت» از آنچه خدا به تو داده «رشدا، رشدا» اين علم مفيد است حضرت موسي به حضرت خضر (عليهما السلام) گفت من توي بيابانها توي يک سفر عقب تو مي‏آيم به شرطي که چيزي ياد من بدهي که در آن چيز رشد باشد نه رشد کيلويي که سه کيلو هستم بشوم 4 کيلو اينکه رشد مال مرغ است رشد انسان يعني بصيرتم، ديدم باز بشود گاهي انسان يک چيزهايي مي‏داند کوه هيماليا چند متر است؟ خوب مثلا بداني کجا را گرفتي نداني کجا خراب مي‏شود که چي؟ بسياري از درسهايي که ما مي‏خوانيم يک چيزهايي که اگر بدانيم جايي آباد نمي‏شود ندانيم جايي خراب نمي‏شود يک دختر دبيرستاني يک دختر دانشجويي بايد عوامل ترسو شدن بچه‏اش را بداند چطور مي‏شود که بچه ترسو مي‏شود چون همه دخترها مادر مي‏شوند و بايد بدانند چه عواملي بچه را ترسو مي‏کند چه عواملي بچه را شجاع مي‏کند اين علم مفيد است حالا کوه هيماليا را بداني يا نداني نه در خودت اثر دارد نه در نسل ات اما روانشناسي کودک به دردت مي‏خورد. گاهي وقتها مي‏گوئيم بيائيد توي کاردستي برج ايفل درست کنيم دخترها مي‏نشينند توي خانه برج ايفل درست مي‏کنند برج ايفل که درست کني چه مشکلي را حل کردي؟ يک چيزي فرانسه بوده خوب حالا... ولي يک سري هنرهايي است که اگر زن بلد باشد خيلي مشکله! کمکهاي اوليه چه کنيم مثلا بچه حالش به هم نخورد اگر بچه مثلا مشکلي پيدا کرد مثلا يک اطلاعات پزشکي، اطلاعات پزشکي مهمتر است يا برج ايفل؟ خيلي ما توي کتابهاي آموزش و پرورش حرفهايي مي‏بينيم و توي کتابهاي دانشگاه حرف هايي مي‏بينيم که فقط علم است علم خالي است مثل اينکه مثلا يک کسي برود حسينيه جماران بگويد حسينه جماران چند تا موزائيک دارد بابا آدم حسينه جماران مي‏رود مي‏خواهد بداند امام خميني (رحمه الله عليه) چي گفته يا مي‏رود مسجدالحرام هي نگاه مي‏کند به نظر شما اين کعبه چند متر است؟ 18 متر! فکر نمي‏کنم به نظرم 16 متر باشد! اين عوض اينکه حساب کند اين کعبه کجاي کار است کي ساخته هدف چيه مولودکعبه کيه؟ چطور شد حضرت علي (عليه السلام) توي کعبه هست چه قبله گاهي است عامل وحدت است چطور خدا يک کاري کرده که الان تمام رئيس جمهورهاي کره زمين تمام رئيس جمهورهاي کره زمين يک صد تا کنگره پشت سر هم بگذارند بخواهند يک سال مردم را عاشقانه دور يک جايي تاب بدهند نمي‏شود اضافه کار بدهند ماموريت بدهند نمي‏دانم هر کاري بکنند چند هزار سال خدا ميلياردها آدم را دور اين کعبه تاب داده چطور همه رئيس جمهورها براي يک هفته نمي‏توانند مردم را اينطور عاشقانه تاب بدهند چطور خداوند چند هزار سال است مردم را در اين سنگها تاب داده اين اراده خداست چطور يک بيابان بي آب و گياه مظهر اين عظمت شد اين عوض اينکه بنشيند عظمت کعبه را نگاه کند... در نماز عوض اينکه توجه کند به حضور قلب که سرنماز چي مي‏گويد دارد سجاده‏اش را گلدوزي مي‏کند بخصوص اگر عروس باشد اين جانماز عروسها چقدر مجلل است ولي حالا يک رکعت نماز خوب توي اين بخواند يک نماز... بداند مثلا «الله الصمد» «صمد» يعني چه نمي‏داند «صمد» يعني چه ولي از «صمد» صادش گل درست مي‏کند بلبل درست مي‏کند. ميهماني دارد نشسته اين ترب را... از اين ترب گل در مي‏آورد قشنگ همچين عين،... دختر ببخشيد اين ترب خاصيتش چيه خاصيت اين ترب را نمي‏دانم ولي دارم از اين پوستش از اين گل درست مي‏کنم بابا اين يک دقيقه ديگر زير دندانها له مي‏شود شما تمام هنرت مصرف يک دقيقه است جواني ات را فداي يک دقيقه مي‏کني اما اگر بفهمي ترب چه خاصيتي دارد تا آخر عمرت خاصيت ترب را مي‏داني يعني... خاصيت ترب را نمي‏داند اما از صبح دارد گل دست مي‏کند خيلي عمرها تلف مي‏شود آنوقت شاد هم هستيم که مثلا به چي شاد هستيم.
علم مضر قرآن يک آيه دارد براي علم مضر مي‏گويد« يتعلمون ما يضرهم و لا ينفعهم» «يتعلمون، تعلم... ما يضرهم» خوب کجا رفتي کي بود؟ چي چي گفتند هر چه نداني بهتر است خيلي اطلاعات هست مثل خنجر مي‏ماند خنجر اگر زير چانه ات باشد هر چه سرت را بياوري پايين‏تر بيشتر فرو مي‏رود بهتر اينست که چانه ات را بالا بگيري فاصله بگيري. بسياري از اطلاعات را آدم نداند بهتر است علمي خوب است که وقتي آدم فهميد رشد توي آن باشد بعضي علم‏ها نه مفيد است نه مضر قرآن راجع به علمي که نه مفيد است نه مضر آيه داريم نشسته بودند در باره اصحاب کهف صحبت مي‏کردند يکي مي‏گفت 5 تا بوده‏اند يکي مي‏گفت 6 تا بودند يکي مي‏گفت 7 تا بودند مي‏گويد حالا اصحاب کهف چند تا بودند چه خاصيتي دارد. هنر اصحاب کهف اينست که، مسلمانهايي که در کشورهاي کافر زندگي مي‏کنند چه جوري دين شان را حفظ کنند سوره کهف، اصحاب کهف که فيلم اش را هم ساختند. اصحاب کهف يک نسخه است براي اينکه چند تا آدم حزب الهي در يک شهر کفر گير کردند اينها گفتند ما توي اين شهر آب مي‏شويم برويم توي يک غاري توي بيابانها زندگي کنيم که فکرمان هضم نشود. چهار تا مسلمانند در يک کشور کافر مال اقليت‏هاي اسلامي که در بلاد کفر هستند آنها چطور دين شان را... سوره کهف براي دين داري در مناطق کفر است حالا يا 6 تا يا 7 تا يا 8 تا...
لبخندها و شادي‏هاي فتنه آفرين‏
در اسلام شادي داريم منتهي شادي به چي؟ فضل الهي رحمت الهي «فبذلک فليفرحوا» اين هم يکي يک روايت ديروز پيدا کردم اميرالمومنين (عليه السلام) مي‏فرمايد «رب طرب» چه بسا طرب‌ها و شادي «يعود الي الحرب» آخرش به جنگ کشيده مي‏شود يعني شوخي شوخي جدي مي‏شود چه بسا لذت‌هايي که بعدش آتش است. امروز يک تلفن به شما مي‏شود امروز يک لبخند به شما مي‏زنند نامه مي‏نويسد تبريک مي‏گويد گل مي‏آورد امروز با يک برخوردهايي دل شما را مي‏برد اما فردا مي‏بيني آبروريزي شد گناه شد توطئه شد فساد شد او من را براي خودم نمي‏خواست او من را براي خودش مي‏خواست به من خيانت کرد «رب طرب» چه بسا لبخندهايي که «يعود الي الحرب» به فتنه کشيده مي‏شود يعني شما در طرب‌ها و شاديها عاقبت اش هم بايد بدانيد.
بحث چيه؟ افراط و تفريط بعضي‏ها همينطور نشسته‏اند همه‏اش مثل اينکه 10 دقيقه ديگر اعدامش مي‏کنند عبوس فکر مي‏کند عظمت اش اينست که نخندد. ما يک عده آمده بودند پهلومان همه مي‏گفتند و مي‏خنديدند يکي همينطور نشسته بود گفتم اين کيه؟ گفتند ايشان دارد خودسازي مي‏کند گفتم خودسازي يعني عبوس کن؟ بعد يک متلکي به او گفتم. گفتم يک کسي توي خيابان داشت راه مي‏رفت هي نگاهش به شکمش بود گفتند چرا نگاهت به شکم ات است گفت دکتر گفته مواظب شکم ات باش اين اصلا کلمه مواظب شکم ات باش را نمي‏فهميده چيه يعني چيز بيخودي نخور اين مواظب شکم ات باش معنايش اين نيست که نگاهش به شکم... اين معناي خودسازي، فکر مي‏کند معناي خودسازي يعني عبوس. اين دختر مقدسي است خيلي دختر باوقاري است وقتي همه خنديدند ايشان نشسته خوب اين مجسمه است اتفاقا وقتي همه مي‏خندند بايد خنديد. يک کسي يک چيزي گفت همه خنديدند پيغمبر (صلي الله عليه و آله) هم يک لبخندي زد با اينکه حرفش خنده‏اي نداشت...
خنده با تبسم، نه قهقهه‏
داريم «القهقهة من الشيطان» خنده تعادل بايد داشته باشد افراط و تفريط توي خنده و گريه. «خير الضحک التبسم» بهترين خنده‏ها تبسم است قرآن مي‏فرمايد که حضرت سليمان (عليه السلام) وقتي مي‏خواست بخندد تبسم مي‏کرد «فتبسم ضاحکا» «ضاحکا» يعني وقتي مي‏خواست بخندد «فتبسم» تبسم مي‏کرد در وقتي که مي‏خواست بخندد در حالي که خنده رو بود اين خنده‏اش تبسم بود قهقهه نبود.
«کثرة الضحک» اگر کسي افراط... بحث مان «اهدنا الصراط المستقيم» راه مستقيم در حزن و خنده شادي و خنده «کثرة الضحک» کسي که زياد بخندد «توحش الجليس و تشين الرئيس» -ميزان الحکمه ج‏7 ص 3226- خنده زياد وقار و عظمت را کم مي‏کند حيثيت را پائين مي‏آورد «من کثر ضحکه کثر بکاء يوم القيامة» اين هم يک حديث است کسي که زياد بد مستي کند کسي که زياد بخندد اين روز قيامت زياد گريه خواهد کرد چون اعتدالش را از دست داده «کثرة الضحک يمحي الايمان» حديث داريم کسي که زياد قهقهه کند زياد بخندد اين ايمانش آب مي‏شود «و يترک الفقير يوم القيامه و يميت القلب» قلبش سنگ مي‏شود يعني قساوت قلب سنگ دلي مي‏آورد خنده زياد سنگ دلي مي‏آورد انسان را به فقر مي‏کشاند ايمان را محو مي‏کند. جوک گويي چطور؟ اصلا بعضي‏ها دفتر جوک دارند هر چه چرند و پرند است يادداشت کرده سعي مي‏کند که مثلا... مي‏گويد آقاي قرائتي بحث هايت خيلي خوب است مي‏گويم چي؟ مي‏گويد يک جوک هم گفت! من 30 تا حديث گفتم يادنمي گيرد آن جوک را ياد مي‏گيرد گرايش اش... يعني چيزش... چي مي‏گويند پشت بام ضربدر تلويزيون؟ توجه‏اش عقربک روحش به سمت طنز است. امير المومنين (عليه السلام) به امام حسن (عليه السلام) فرمود: «اياک ان تذکره الکلام ما کان مضحکا» نکند دلقک بشوي (و ان حکيت ذلک عن غيرک) يعني حرفهايي را از اين و آن دربياوري بگويي براي اينکه بخنداني طوري نيست آدم گاهي بخنداند طوري نيست.
خنده وگريه، دونعمت الهي‏
خود خدا مي‏خنداند قرآن يک آيه داريم «و انه هواضحک و ابکي» خدا هم مي‏خنداند و هم مي‏گرياند «اضحک» يعني خدا مي‏خنداند خنده‏ها دست اوست گريه‏ها دست اوست خنده نياز بشر است ولي اين نياز عرض کردم مثل گرسنگي پرخوري خوب نيست مواظب باش که دلقک نشوي جوک گو نشوي يعني بنده بايد برنامه‏هاي تلويزيونم يکي دو تا لبخند توي آن باشد اما وقتي من را ديدند نگويند بنشين بنشين قرائتي آمد حالا يک جوک خواهد گفت بگويند بنشين قرائتي مي‏آيد يک حديث مي‏خواند منتهي لاي حديث اش ممکن است ما هم يک چيزي هم بگوئيم مردم بخندند ولي هدف نبايد اين باشد. رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود «اي اباذر ويل»، «ويل» يعني واي «للذي يحدث» واي به کسي که حديث مي‏گويد «فيکذب» اصلا دروغ مي‏گويد «ليضحک به القوم ويل له» عجب دوبار فرمود يکبار فرمود (ويل له) آخرش هم فرمود (ويل له) اول و آخر حديث ويل له، واي به حال کسي که دروغ مي‏گويد براي اينکه مردم را بخنداند يعني براي اينکه امروز يک کيف کند آخرت هميشگي خودم را خراب کنم. آخرت ابدي خودم را خراب کنم براي خنده يک لحظه دنياي يک نفر «ويل له» چقدر باخت چقدر باخت.
مثل اينکه شما مثلا حالا يک شيشه مي‏خواهي پاک کني چاقو بزني مثلا يک قالي ابريشمي را پاره کني براي اينکه شيشه اتاق را پاک کني يک قالي قيمتي دائمي را فداي يک لحظه غبارگيري يک شيشه خيلي خسارت است بخصوص‏.
رعايت حال غمديدگان و مصيبت زدگان‏
يک جايي که نبايد خنديد «من ضحک علي جنازة» مثلا مردم غمناکند مثلا روز عاشورا دارد مي‏خندد يا مثلا محله عزادار است دارد مي‏خندد حالا توي اين محله مرده دفن کرده‏اند پارچه سياه سر يک عروسي مي‏آورد يعني حريم قائل نمي‏شويم وقتي مردم ناراحت هستند شما خودت را تطبيق بده «من ضحک علي جنازة» کسي که بخندد روي يک تشييع جنازه‏اي «اهانه الله يوم القيامه علي رئوس الاشهاد و لا يستجاب الدعاه» اين دعايش ديگر مستجاب نمي‏شود گاهي وقتها مي‏گوييم خدايا ما که هر چه دعا مي‏کنيم مستجاب نشد چرا؟ بخاطر اينکه حديث داريم که يک جايي مردم ناراحت بودند تو داشتي مي‏خنديدي. زير باران زمستان بچه بغل منتظر تاکسي است شما هم مي‏آيي گازش مي‏دهي (هه هه) غش مي‏کند از خنده اين خانم زير باران بچه بغل است اين هم پشت باران قهقهه مي‏خندد اين آقا دارد فکر مي‏کند که به کارش مي‏رسد نمي‏رسد چک اش بر مي‏گردد يا بر نمي‏گردد دارد فکر مي‏کند توي ماشين او هم يک آهنگي گذاشته بي خيال بي خيال حالا فکر مي‏کند همه خيابان هم مال خودش است مي‏داند مردم وضع مالي‏شان خوب نيست مي‏داند که اکثر مردم يا زير فقر هستند يا فقرند يا يک کمي روي فقر يعني وضع مردم خوب نيست اين عالي‏ترين لباسهايش را مي‏پوشد مي‏آيد توي خيابان اصلا ما کار به حلال و حرامي اش نداريم اصلا مي‏شود يک چند لحظه ما راجع به حجاب صحبت کنيم منهاي... اصلا اسلام را بگذاريم کنار. بسم الله الرحمن الرحيم اين را مي‏گذاريم... اسلام را کنار حالا اسلام را گذاشتيم کنار انسان هستيم يا نه؟ يک انسان وقتي ديد همنوع هايشان اين رقم لباس ندارند اين رقم لباس مي‏آيد توي خيابان آيا... غير از اينست که دل همنوع را مي‏لرزاند حالا گيرم دين ندارد گيرم دين ندارد گيرم اسلام گفته هر دختري هر خانمي هر جوري مي‏خواهد بپوشد بپوشد آخر بايد حساب کرد وقتي مردم ندارند کوتاه بيا. امام صادق (عليه السلام) فرمود وضع مردم چه جور است؟ گفتند وضع مردم خوب نيست گفت اگر وضع مردم خوب نيست چرا ما نان گندم مي‏خوريم؟ آرد جو و گندم قاطي کنيد ناني که مي‏خوريم مخلوط باشد از جو و گندم چون قديم آرد جو ارزانتر از آرد گندم بود البته من نمي‏دانم چرا نان جو خيلي بهتره ارزش نان جو بر نان گندم حديث داريم ارزشش فرق بين نان جو با نان گندم فرق امام صادق (عليه السلام) است با باقي مردم يعني اينقدر که امام‏ها از ما بهترند نان جو از نان گندم بهتر است خيلي نان جو سفارش شده ولي خوب نرخ اش قديم پايين بود حالا نرخ دست من نيست بعد به امام صادق (عليه السلام) گفتند اصلا وضع بدتر شد گفت اگر وضع بدتر شد ديگر اصلا گندم مصرف نکنيد فقط نان جو بخوريم يعني اگر هم ماه رمضان يک کسي زخم معده دارد روبروي مردم چرا روزه مي‏خوري حالا گيرم تو يا مسافري يا عذر داري حالا مثلا روبروي مردم سيگار مي‏کشي که چي؟ اينها بي اعتنايي به افکار عمومي است...وقتي وضع مردم خوب نيست شما با اين قيافه بيرون نيا خوب...
خنده‏هاي بي جا و نابجا
بعضي خنده‏ها براي تاکيد يک کار غلطي است «من ضحک في وجه عدولنا من النواصب و القدريه لا يقبل الله منه طاعة اربعين سنه» يک کسي راه باطلي دارد شما آن کسي که راهش باطل است با خنده تشويق اش مي‏کني اميرالمومنين (عليه السلام) فرمود کسي که خنديد توي صورت کسي که دشمن ماست خط اش غير خط ماست اگر خنده کردي توي صورت دشمن ما چهل سال عبادت بکني قبول نمي‏شود بايد مواظب باشيم اينطور نيست که هر جا بايستيم تماشا کنيم اگر يک بي گناهي را دارند مي‏زنند اعدام مي‏کنند اگر بي گناهي را دارند اعدام مي‏کنند شما ايستادي و نگاه کردي روز قيامت گير هستي يا بايد دفاع کني از مظلوم يا اگر نمي‏تواني دفاع کني بلند شو برو اينکه نشسته‏اي و داري تماشا مي‏کني... اگر سر يک سفره‏اي شراب مي‏خورند ولو شما شراب نمي‏خوري نشستن شما هم حرام است ولو شما نخوري. يک گروهي دارند قمار بازي مي‏کنند شما نشسته‏اي نگاه به قمار مي‏کني گرچه شما بازي نمي‏کني اما نگاه به سفره قمار گناه است قرآن بخوانم قرآن داريم اگر يک جلسه‏اي دارند حرف‌هاي هرزه‏اي مي‏زنند حق نداري بنشيني «فلا تقعدوا معهم» «فلا تقعدوا معهم» آيه قرآن است حق نداري آنجا بنشيني بلند شو برو «حتي يحوضوا في حديث غيره» تا حرفشان را عوض کنند اگر يک جلسه‏اي دارند حرفهاي هرزه اي مي‏زنند نشستن تو آنجا... آقا ما که راضي نبوديم نشسته بوديم خوب چرا نشستي؟ حتي آيه مي‏فرمايد «و اما ينسينک الشيطان» اگر يکوقت يادت رفت همينکه يادت آمد بلند شو ممکن است انسان غافل بشود يک نيم ساعتي هم بنشيند ممکن است نيم ساعتي هم بنشيند ولي يک... اه اه!!! من توي جلسه گناه نشسته‏ام؟ پاشو برو فاميل است، فاميل باشد خوب حالا من که نمي‏توانم جلسه شان را به هم بزنم چه اشکال دارد قرآن يک آيه دارد که مي‏فرمايد روز قيامت از اهل بهشت از اهل جهنم مي‏پرسند چطور شما جهنمي شديد «ما سلککم في سقر» چرا شما رفتيد جهنم؟ مي‏گويد که «و کنا نخوض مع الخائضين» يک جاي فاسدي بود ما هم نشستيم گفتيم خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو «و کنا نخوض مع الخائضين» هر جوري زدند ما هم همان جور رقصيديم خودمان را با شرائط موجود تطبيق داديم مي‏گويد خوب نبايد اين کار را بکنيد بايد از خودت اراده داشته باشي بايد از خودت اراده داشته باشي. ما سه تا دختر داريم ببينيد شما جزو کدامهائيد سه رقم اصلا...
نقش‏هاي جوانان در جامعه‏
سه رقم جوان داريم حالا چه پسر چه دختر بعضي پسر و دختر شل هستند انواع دختر و پسرها يک رقم شل مثل هوا، هوا شل است آب شل است توي هر ظرفي شکل همان ظرف در مي‏آيد بعضي دختر و پسرها ميزانند، ميزان يعني خودش فکر دارد مي‏گويد اين کار غلط است حالا اگر همه هم از اين طرف رفتند من از اين طرف نمي‏روم بعضي‏ها اماماند يعني رهبرند دختر است ولي رهبر است يعني يک جوري حرکت مي‏کند که باقي‏ها را عوض مي‏کند اگر مردم تو را عوض ات کردند شلي مثل مثل اينکه ليوان آب شکل آب را شکل خودش مي‏کند ليوان شکل هوا شکل خودش مي‏کند اگر شما را با فيلم و جوک و طنز و... اگر کسي شما را شکل خودش کرد معلوم مي‏شود آدم شلي هستي يعني بي اراده شل و بي اراده اگر نه او راه خودش را مي‏رود شما هم جزو او نشدي پاشدي رفتي اتاق ديگر براي خودت بودي معلوم مي‏شود آدم ميزاني هستي اگر نه يک حرکتي کردي که او را عقب خودت بردي معلوم مي‏شود امامي سه رقم آدم داريم خلاصه بحث امروز ما اين بود. خنده در اسلام داريم شادي در اسلام داريم اما شادي يکي، شادي که باطل تقويت نه شادي که به قهقهه کشيده بشود نه شادي که دلقک بازي باشد نه شاديکه توي آن دروغ باشد نه و من دروغ بگويم که مردم را بخندانم نه تبسم شادي بدون گناه. اصل شادي قبول اما بدمستي اش غلفت هرزه گي اش دست انداختن تاييد راه باطل اينها شادي‏هاي راه ممنوع است پس در اسلام شادي هم کنترل دارد کجا بله کجا نه «اهدنا الصراط المستقيم» راه مستقيم نه افراط نه تفريط بحث ادامه دارد دنباله‏اش را جلسه ديگر انشاءالله.
خدايا! هرچه از راه مستقيم منحرف شده‏ايم تا حالا گذشته ما را ببخش و بيامرز.
از اين به بعد در تمام حرکات و افکار و گفتار و کردار و رفتار ما را در راه رضاي خودت قرار بده.
«اللهم صل علي محمد و آل محمد»
«و السلام عليکم و رحمه الله»


امام زمان (ع)، انتظار


امام زمان (ع)، انتظار



«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم»

  گفتيم رابطه ما با امام رابطه علمي و عاطفي و عملي و رفتاري يعني از نظر مغز و فکر بايد امام را بشناسيم. از نظر دل و عشق و عاطفه بايد مريد، مخلص‏اش و عاشق و مطيع‏اش باشيم. از نظر عمل هم بايد گوش به حرف امام بدهيم اين سه زاويه علمي، عاطفي، رفتاري دو جلسه صحبت کرديم. حالا اين جلسه سوم انسان اگر کمالي ببيند عاشق‏اش است شما يک آدمي را توي خيابان مي‏بيني نمي‏شناسي مي‏گويند آقا مي‏دانيد ايشان کيه؟ ايشان چنين است، چنان است، چنين است، چنان است وقتي کمالاتش را برايت گفتند شما تا... سلام عليکم نمي‏داني کيه اصلاً بچه کجاست. هيچ نمي‏داني و همينکه فهميدي شخصي است با کمال و با فضيلت نسبت به کمالاتش کرنش مي‏کني.
امام زمان (ع)، مظهر تمام کمالات‏
انسان عاشق کمال است و امام زمان و حضرت مهدي (عجّل الله تعالي فرجه شريف) مجسمه تمام کمالات است. آن وقت اگر انسان بداند که بالاخره... ببينيد توي يک خانه راحت مي‏خوابند مي‏گويند يک نفر مثل شير بيدار است، مثل شير بيدار است اگر انسان دستش به يک طناب محکمي باشد خودش را انداخت توي دريا و اين طناب بند به يک لنگري بود هر چه هم موج بيفتد اين توي موجها مي‏خندد با اينکه توي موج آدم بايد بترسد چرا مي‏خندد؟ چون دستش به «فقد استمسک العروة» «العروة» يعني ريسمان «وثقي» يعني محکم «العروة الوثقي» يعني ريسمان محکم «استمسک» يعني گرفته محکم کسي يک ريسماني را گرفت توي موج هم مي‏خندد.
امام حسين (عليه السلام) مي‏گويند دم ظهر عاشورا صورتش باز شد، شفاف شد، مثل گل ديد لحظاتي بيشتر به ملاقات با خدا باقي نمانده. اينهايي که يک مدتي مسافرند وقتي برمي‏گردند توي شهرش به کوچه که مي‏رسند نگاه مي‏کند به پشت سرش، اگر کسي توي کوچه نباشد چه جور مي‏رود؟ مي‏دود نگاه مي‏کند اگر کسي او را نبيند مي‏دود. من خودم يک سال و خورده‏اي بود پدر و مادرم را نديده بودم. خدا رحمت‏شان کند طلبه نجف بودم يادم است که وقتي آمدم کاشان همچين دلم هي هر چه به دم خانه‏مان مي‏رسيدم هيجان قلبم بيشتر مي‏شد. کوچه آخر نگاه کردم با اينکه عمامه سرم بود ديدم کسي توي کوچه نيست، دويدم انسان اگر يک کمالي را ببيند روي آن پر مي‏زند به همين خاطر هم گفته‏اند در هر جلسه‏اي فضائل اهل بيت را بگوئيد تا کمالهاي کامل‏هاي واقعي توي دلتان بيايد. سراغ کامل‏هاي مصنوعي نرويد، چرا من اين گل مصنوعي را گذاشتم اينجا؟ علت اينکه من اين گل مصنوعي را گذاشتم اينجا، چون اين مسجد است و در مسجد دستم به گل طبيعي نمي‏رسد، آنهايي سرشيشه‏اي مي‏مکند که دستشان به سينه مادر نرسد، آنهايي گِل مي‏جوند که دستشان به بيسکويت نرسد) کساني عاشق ديگران مي‏شوند که کمالات واقعي را نبينند.
شرايط ملاقات امام زمان (ع)
حضور معنوي امام در دلها و حضور جسمي‏اش در بين جوانان. چرا آقا را نمي‏بينم؟ روايتي است مفصل چون من چون توي اين جلسه مي‏خواهم خيلي حرف بزنم، فشرده مي‏خواهم صحبت کنم به اميد اينکه بعد اينها کتاب بشود روايتي را ديدم که امام مي‏فرمايد مي‏دانيد چرا ما را نمي‏بينيد: «و لو أن اشياءنا وفقهم الله لطاعة» اگر شيعيان ما خدا توفيق‏شان بدهد اگر دلهايشان يکي بود «بالوفاء عليهم» اگر اينها هم دل بودند نسبت به دين وفادار بودند «لما تأخر عنهم اليمن بلقاءنا» لقاء ما، ملاقات ما، از ملاقات ما محروم نمي‏شدند دليل اينکه شيعيان ما، ما را نمي‏بينند چون دلهايشان متحد نيست بعضي وفادار نيستند «ولتعجلت لهم السعادة بمشاهدتنا» اگر اينها هم دل بودند يک وفادار بودند، دو اينها زود ملاقات ما مي‏آمدند. شخصي خيلي دنبال امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) مي‏گشت. مسجد کوفه، مسجد سهله، اينطرف، آن طرف خودش را به آب و آتش مي‏زد اول اين را بگويم ما وظيفه نداريم کارهايمان را تعطيل کنيم برويم دنبال ديدن امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) کما اينکه وظيفه نداشتند ياران امام صادق (عليه السلام) بروند دنبال ديدن امام صادق (عليه السلام). کما اينکه وظيفه نداشتند افرادي زمان امام حسين (عليه السلام) کارهايشان را ول کنند بروند امام حسين (عليه السلام) را پيدا کنند. آنچه مهم است شناخت و اطاعت است. البته زيارت و ملاقات يک ارزش است اما اينکه کارمان را ول کنيم دنبال آقا بگرديم يک همچين تکليفي ما نداريم. زيارت امام ارزش است. اما حديث و آيه‏اي نگفته کارت را تعطيل کن دنبال آقا بگرد حديث مي‏گويد: «اتقوالله» تقوا داشته باش. خود امام به شما توجه مي‏کند. شخصي خيلي خودش را به آب و آتش زد که آقا امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) را ببيند تا بالاخره از طريقي فهميد که امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) فلان روز، فلان شهر و فلان خانه تشريف دارند، آمد ديد بله يک پيرزني يا جوان زني مرده و يک سيد بزرگواري هم آنجا نشسته و گفت آقا چقدر خودت را به اين طرف و آن طرف مي‏زني. گفت آقا مي‏خواهم امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) را ببينم گفت مثل اين پيزرن باش. امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) مي‏آيد توي خانه شما. گفت اين کيه؟ گفت زماني که رضا شاه لعنتي حجاب را برداشت اين زن 7 سال از خانه بيرون نيامد که پاسبانهاي زمان رضا شاه چادر از سرش نکشند. 7 سال از خانه بيرون نيامد به خاطر تقوا. اين رقمي تقوا داشته باشيد، امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) به شما توجه مي‏کند.
لازم نيست ما برويم جمکران، البته جمکران رفتن يک ارزش است اما خيلي‏ها از خود بنده پرسيدند که آقاي قرائتي چه کنيم امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) را ببينيم گفتم ولله چشمت گناه نکند، لياقت ملاقات پيدا مي‏کني. شما اگر توي يک ظرفي حنا درست کردي، ديگر ظرف حنا را آبش کنند، بوي حنا مي‏دهد با ظرف حنا و سدر آدم آب... با چشمي که بوي گناه مي‏دهد مشکل هست.
رابطه عاطفي با امام زمان (عج)
خوب... وظيفه ما رابطه عاطفي ما با آقا در مجله انتظار مقاله‏اي است که سردبير محترمش نوشته. من ديروز مقاله را مي‏ديدم حدود 30 تا رابطه عاطفي هست حالا من چون مي‏ترسم... بخشي از آن را گفتيم سلام کردن چون امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) زنده است وقتي سلام مي‏کني و مي‏گويي السلام عليک يا مهدي (عجّل الله تعالي فرجه الشريف). مي‏گويد والسلام عليکم و رحمة الله. سلام به اولياء خدا کار خداست. خدا به اوليائش سلام کرده «سلام علي ابراهيم» آيه قرآن است. «سلام علي نوح في العالمين» آيه قرآن است. «سلام علي موسي و هارون» آيه قرآن است. خدا به اولياء سلام کرده پس ما هم به اولياء سلام کنيم و جواب گرمتر مي‏شنويم. دعا کردن يک که ما براي امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) دعا کنيم. «اکثر دعا بتعجيل» زياد دعا کنيد که خدا ظهور را نزديک کند (حضرت مهدي (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) را ديدند که پرده کعبه را گرفته مي‏گويد خدايا آن وعده‏اي که دادي وفا کن، خدايا ظهور من را نزديک کن، خودش دعا مي‏کند به ما هم گفته: «اکثر» دعا کنيد. وظيفه ما اين است که از خدا بخواهيم «و أعني علي تأديه حقوقه عليه» در دعاي ندبه هست خدايا کمک کن حق امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) را ادا کنم. امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) به گردنم من حقي دارد. امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) از ما چه توقعي دارد.
الان حضرت مهدي (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) از ما چه مي‏خواهد. يکي از محترمين سيد متفي عالم به من گفت که من خواب حضرت مهدي (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) را ديدم. چون خوب چون هم عالم است، هم عادل است هم حدوداً 30، 40 سال است او را مي‏شناسم خيلي آدم با تقوا و وارسته‏اي است. گفت من خواب امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) را ديدم به من گفتند آماده باش آقا مي‏آيد در باز شد آقا آمد زبانم گير کرد. شک کردم آقا اين است؟ اين نيست؟ بعد ديدم زبانم قفل شده بعد به من گفتند آماده باش آقا مي‏آيد، بالاخره گفتم يا حجة ابن الحسن (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) تو از ما طلبه‏ها چه مي‏خواهي؟ گفت برويد چند تا از اين بچه‏ها را جمع کنيد، صداي ما را به گوش اين نسل نو برسانيد. اسم شخصي را برد گفت جلسات فلاني مورد نظر من است. آن هم شخصي بود، طلبه‏اي بود يک مشت جوانها را جمع کرده بود براي آنها اصول دين مي‏گفت. قرآن و تفسير مي‏گفت، گفت کار ايشان مورد نظر من است برويد از آن طلبه ياد بگيريد. الان هم در زمان ما تعليمات ديني لازم است، کافي نيست نماز جمعه لازم است، کافي نيست، معارف دانشگاه لازم است، سياسي عقيدتي لازم است، اما کافي نيست. بهترين کار تربيتي اين است که جلساتي بدون ترم و واحد پاس کردن نمي‏دانم نمره و مدرک و کارشناسي ارشد و کارشناسي غيرارشد و سرگرد مي‏خواهد سرهنگ بشود، سياسي و عقيدتي اين کارها بايد بشود. اما آن چيزي عميق است که طرف با پاي خودش بدون ترس و نمره، بدون اضافه کار گوينده براي خدا بگويد و شنونده براي خدا چي؟ گوش بدهد.
مثل امام (رحمة الله عليه) و حسينيه جماران امام (رحمة الله عليه) براي خدا مي‏گفت: حسينيه جماران هم روي عشق گوش مي‏داد.اين گفتگو بار دارد. ولي درسي که براي نمره و پول بگويي براي نمره و پول بخواني اين چيزي توي آن نيست يک چيزهايي مي‏خوانند، حفظ مي‏کنند و نمره مي‏گيرند، الان هم جاي آن جلسات عميق خالي است.)
پرداخت سهم امام زمان (ع)
حديث داريم امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) با کساني که زکات نمي‏دهند برخورد مي‏کند. کسي که زکات نمي‏دهد مانند زناکارش دانسته. روايت داريم بعد حديث داريم در منتخب الاثر، آيت الله صافي نقل کرده از مراجع قم مي‏فرمايد در آن زمان کساني را مي‏بيني که ثروت زيادي دارند از اول عمرشان که پولدار شدند تا الان هيچ زکات ندادند. البته زکات در فرهنگ قرآن زکات فقط آن 9 چيز نيست. زکات يعني حق خدا را ندادند. حالا خمس هم شايد شامل بشود. بسيار آدمهايي داريم که وضع مالي‏شان خوب است اصلاً حساب سال ندارند. در آن روزگاري که امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) ظهور کند، ثروتمندان بايد حق خدا را بدهند اگر ممانعت کنند گرفتار قهر ولي خدا و حضرت مهدي (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) مي‏شوند روز ظهور امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) روز پايان گرسنگي و فقر است گرچه به قيمت محو شدن ثروتمندان و مرفهان بي‏درد و بي‏تفاوت باشد. همه تبعيض‏ها بايد از بين برود. اموال عمومي بين همه مردم بايد مساوي تقسيم بشود. در آن روزگار امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) اصلاً فقيري پيدا نمي‏شود تا زکات بگيرد بعد از آنکه تقسيم عادلانه شد. امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) رابطه عاطفي، فريادرس بسياري از درماندگان است. در سفرهاي حج هر سال دو سه تا خاطره اينطوري خود ما ديديم که افرادي در چه شرايطي درمانده شدند و شخصي آمده اينها را نجات داده بعد هم معلوم شده که او خود آقا بوده چون حديث داريم هر سال حضرت مهدي (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) در مکه است. فريادرسي درماندگان، شفاي مريض‏هايي که به امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) متوسل شده‏اند، ديدارهاي معتبر البته بعضي از اينهايي که اخيراً دکان درست کرده‏اند،
بعضي از زنها، بعضي از مردها مي‏گويند من امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) را مي‏بينم، خواب ديدم خيلي‏شان دکان است، خيلي‏شان دروغ است. يک مشت عوام هم دور اينها جمع مي‏شوند، ولي خوب افرادي مثل سيد بحرالعلوم مرجع تقليد بود، جد آيت الله العظمي بروجردي که مسجد اعظم را ساخت. شيخ مفيد... اين آدمهايي که 80 سال سابقه علم و تقوي دارند ممکن است ببينند. اما اينکه هر کسي ادعا کند، خيلي‏شان دکان است، الان هم در تهران هم داريم در جاهاي ديگر هم داريم آدمهايي که مي‏گويند که... بخصوص حديث داريم که اگر کسي مي‏گويد من هر وقت بخواهم امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) را مي‏بينم اين قطعاً قطعاً قطعاً دروغ مي‏گويد بله ممکن است گاهي آدم امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) را ببيند اما اينکه بگويد ديدن اختيارش دست من است اينها قطعاً دروغ مي‏گويند بله... مواظب باشد.
محبت امام زمان (ع) به يارانش‏
روايت داريم به خاطر وجود حضرت مهدي (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) بسياري از بلاها از جان شيعه برطرف مي‏شود. پيام‏هايي داده که پيام هايش رهنمود دارد. بسياري از گره‏هاي کور علمي را خود آقا باز مي‏کند. شفاي بيماران، باز کردن گره‏هاي علمي، پاسخ به سؤالات در زمان غيبت ما را به فقيه عادل سپردن، عرض کنم.... حتي حديث داريم شما که دعا مي‏کنيد امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) به دعاي شما آمين مي‏گويد، آمين گفتن به دعاي.... اينها مسائلي است که... يک صلواتي بفرستيد «اللهم صل علي محمد و آل محمد». يک خاطره برايتان بگويم روايت داريم که اگر کسي حج بر او واجب بشود و حج نرود لحظه مردن به او مي‏گويند تو به دين اسلام نبايد بميري. حالا خواستي يهودي بميري، مسيحي بميري، به دين ديگر بمير. مسلمان حق نداري بميري...ت... يهوديان هم... اين حديث. يکي از مراجع تقليد آيت الله العظمي سيد محسن حکيم ايشان در نجف دارد درس مي‏گويد. اين عرضي که بنده مي‏کنم از يکي از علماي تهران، يکي از علماي ايران است که از باباش نقل مي‏کند مي‏گويد بابام درس آقاي حکيم نشسته بود. آيت الله حکيم امروز، بايد بحث حج را بگويد.
گفت آقا اين روايتي که داريم هر که حج نرود يا يهودي مي‏ميرد يا مسيحي من راجع به اين روايت مي‏خواهم يک قصه بگويم. ناقل قصه مرجع تقليد آيت الله العظمي حکيم، مرجع تقليد، من واسطه سوم هستم. آيت الله العظمي حکيم نقل مي‏کند که بين دو نفر يک رفاقتي بود سالها با هم رفيق بودند تصميم گرفتند هر کدام مردند به خواب زنده بيايد بگويد آن طرف قبر چه خبر است. يکي از اين رفقا مرد و هر شب ايشان حمد و قل هو الله و صدقه و تبري و فاتحه و اينها و منتظر بود به خواب بيايد و خبر بياورد، خبر مي‏آورد بعد از يک سال و خورده‏اي. گفت تو بنا شد به وعده وفا کني تا مردي خبر بدهي، من يک سال است منتظر تو هستم بالاخره آن خبره... آن طرفها چه خبره؟ گفت آقا من يک سال است زندان بودم گفتم اِه! تو از بزرگان دين هستي تو هم زندان بودي؟ گفت راستش را مي‏خواهيد من واجب الحج شده بودم، اما فکر مي‏کردم واجب الحج نيستم. مکه نرفتم، لحظه مرگ گفتند حق نداري مسلمان بميري. ديدم نفس آخر... مي‏گفت پيغمبر (صلّي الله عليه و آله) آمد، اميرالمؤمنين (عليه السلام) که دقيقه آخر آمد، حضرت مهدي (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) هم آمد. حضرت مهدي (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) گفت چون ايشان از ياران مخلص ما است، حالا مکه نرفته، شما صبر کنيد ايام حج من به نيابت ايشان مي‏روم مکه شما ايشان را بازداشت کنيد من امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) هستم به نيابت ايشان امسال مي‏روم مکه بعد از اينکه عمل حج تمام شد ايشان را آزادش کنيد، يک سال چيزش کنيد... بازداشت. مي‏گفت يک سال بازداشت بودم تا شخص حضرت مهدي (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) به نيابت من حج انجام داد.
«و لا ناسين لذکري» يک حديث ديدم که اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود هر وقت شما غصه مي‏خوريد من هم غصه مي‏خورم، هر وقت شما شاد مي‏شويد، من هم شاد مي‏شوم يعني اينطور رابطه، رابطه قوي است.
قيام امام زمان (ع) با شمشير
خوب... يک سؤال هست اينکه، اينکه اين جمله‏اي که شما مي‏گوئيد امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) با شمشير ظهور مي‏کند در روايات داريم که آيا در برابر اين همه سلاحهاي مدرن با شمشير الان چه سلاح‏هايي که اين شهر را... نمي‏دانم اسلحه‏هاي ميکروبي و شيميايي و اتمي تازه اين حالاست. ممکن است امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) اُه!! نمي‏دانيم کي ظهور مي‏کند شايد سال ديگر ظهور کرد، شايد 5 هزار سال ديگر ظهور کرد تا زمان امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) ما نمي‏دانيم چه مي‏شود.
الان که الان است شمشير در مقابل بمباران خاصيتي ندارد آن زمان معلومه شايد ممکن است يک اسلحه‏هاي ديگر هم اختراع بشود. پس اين جمله «يخرج بالسيف» يعني چه؟ يعني حضرت مهدي (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) با شمشير «سيف» يعني شمشير الان شمشير کارآيي ندارد تا آن زمان معلوم نيست چه خبر بشود اين «يخرج بالسيف» دو تا معنا دارد، شمشير علامت است مثل گنبد، گنبد علامت مسجد است نه اينکه مردم روي گنبد نماز مي‏خوانند. يک نماز هم در تاريخ کسي روي گنبد نخوانده. اين علامته الان همان پادگان که هواپيماي بمب افکن در آن هست، همان در پادگان، دم درش آن سربازي که ايستاده چي دستش است؟ سرنيزه نه يعني توي اين پادگان سرنيزه است، توي پادگان اف 14 و اف 16 و نمي‏دانم فردا ممکن است اف چند بشود، ممکن است اف باشد ولي اين سرنيزه علامت قدرت است، پس ممکن است شمشير علامت قدرت باشد يعني ديگر با تقيه نمي‏خوانيم يعني تاريخ موعظه از بعضي‏ها گذشته پس يا شمشير علامت است، يک پاسخ يا کلمه شمشير رمز است چي امروز مي‏گويند؟ نماد شمشير نماد است، نماد است مثل يک مجسمه‏اي که درست مي‏کنند مثلاً مي‏گويند اين نماد است يا شمشير، يا ممکن است اسلحه‏هاي مدرن برود جلو برود جلو برود جلو برود جلو برود جلو تا با يک دکمه بشود دنيا را به هم ريخت اما خود اينهايي که اختراع کردند مي‏بينند اين نشد بيايند دو مرتبه يک قوانيني بگذارند که تمام اسلحه‏ها، استفاده از تمام اسلحه‏ها ممنوع، کشتار جمعي همه ممنوع. بيائيد دو مرتبه جنگ تن به تن باشد، جنگ تن به تن اصلاً جنگهاي امروز که جنگ نيست که توي جنگهاي امروز يک، جنگهاي امروز سن مطرح نيست. بمباران مي‏کنند، يک وقت مي‏بيني دهها، صدها کودک... بشريت مطرح نيست.
گاهي وقتها دامها، گله‏ها، گاوها، درختها، آب و خاک مطرح نيست. يک وقت مي‏بيني... اصلاً نسل امروز مطرح نيست، يک وقت آن چيزي مي‏ريزند که تا دهها سال توي بچه‏هاي آينده هم اثرش مي‏ماند. اينکه جنگ نشد که خوب آقا با من دعوا کرده من اين را جوري شيميايي‏اش کنم که نسل‏اش هم از بين برود. اين آقا گناه کرده بزش چکار کرده، ميش‏اش چکار کرده، باغش چه گناهي کرده، خانواده‏اش چه گناهي کرده، پيرزن توي خانه‏اش چه گناهي کرده. توي اين جنگها اصلاً عاطفه مطرح نيست. عاطفه مطرح نيست، جوانمري مطرح نيست. اصلاً آن آقايي که بمب مي‏اندازد شناخت ندارد، نمي‏داند کيه همينطور گفته‏اند برو آنجا را بمباران کن. شناخت مطرح نيست در اين جنگهاي بمباران فرصت توبه مطرح نيست، فرصت موعظه مطرح نيست، فرصت وصيت مطرح نيست. جنگ، جنگ تن به تن است، جنگ تن به تن من اين را مي‏شناسم، اين هم من را مي‏شناسد. ممکن است همان لحظه بگويم آقا ببخشيد من عذرخواهي مي‏کنم، توبه مي‏کنم، همان جا هم ممکن است من موعظه‏اش کنم. بگويم آقا اين کار را نکن، همان جا پشيمان بشود. ممکن است يک کسي وصيت داشته باشد من آقا مي‏خواهي من را بکشي بکش ولي من به فلاني بدهکارم، من فلاني، فلان بابا من را مي‏کشي به بچه‏ام کاري نداشته باش. به باغم کاري نداشته باش، به زن و بچه‏ام کاري نداشته باش. به پيرمرد، پدر پير و مادر پيرم کاري نداشته باش.
توي اين جنگهاي بمباران هيچي مطرح نيست. من تعجب مي‏کنم چرا اسم اينها را مي‏گذارند مدنيت، وحشي‏گري از زمان ما بالاتر نبوده. صد رحمت به زمان جاهليت، زمان جاهليت يکي يکي مردم را مي‏کشتند، يک قبيله‏اي، قبيله ديگر را مي‏کشت، نسل‏کشي نبود که جنگ اصلي جنگ تن به تن است. جنگ تن به تن توي آن جوانمردي است، شناخت است، فرصت است، تجاوز به ديگران نمي‏شود. من خود اينکه به جبهه آمده مي‏کشم او را.
عدالت، حتّي در جنگ‏
پس ببينيد «يخرج بالسيف» معنايش اين است يا شمشير رمز و نماد است يا اينکه يا شمشير رمز جنگ عادلانه عادلانه است. جنگ غيرشمشير عادلانه نيست. همينطور بمباران مي‏کنند، يک شهر را زير و رو مي‏کنند. آثار بمباران مثلاً ژاپن بعد از 50 سال هم توي نسل‏شان ماند. اينکه جنگ نيست که نسل دوم و نسل چهارم و نسل پنجم چه گناهي کرده‏اند. اصلاً جنگ حقيقي جنگ شمشير است. اين جنگهاي مدرن ما همه‏اش وحشي‏گري است. پس امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) با شمشير ظهور مي‏کند. يعني جنگ امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) جنگ عقل است، يعني جنگي است همراه با عقل، همراه با معرفت و شناخت، همراه با انصاف. اينکه مي‏گويند امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) مي‏کشد، عرض کردم افرادي را مي‏کشد که جز زور هيچ منطقي را قبول ندارند. ولي امام (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) مهر هم دارد.
امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) با اين اختراع چه مي‏کند؟ امام خميني (رحمة الله عليه) با مخترعين چه کرد. بسياري از خلبانهايي که با پول شاه رفتند آمريکا دوره تخصصي ديدند همينکه انقلاب شد همان خلبان آمد سن و تخصص و قدرتش را در اختيار جمهوري اسلامي امام خميني (رحمة الله عليه) گذاشت. حديث داريم امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) که ظهور مي‏کند، متخصصين کره زمين مي‏آيند خودشان و تخصص شان را در اختيار امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) قرار مي‏دهند. امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) را مي‏شناسيم؟ ما نمي‏شناسيمش ولي امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) ما را مي‏شناسد. مگر مي‏شود او ما را بشناسد و ما او را نشناسيم؟ بله قرآن مي‏گويد برادارن يوسف (عليه السلام)، يوسف (عليه السلام) را توي چاه انداختند. آمد زندان مدتي توي خانه بود و مدتي هم زندان بود. نمي‏دانم چند سال هم قحطي شد. خلاصه قصه حدوداً سي چهل سال طول کشيد. بعد که آمدند يوسف (عليه السلام) را ديدند قرآن يک آيه داريم در سوره يوسف مي‏گويد: «فعرفهم» يعني يوسف (عليه السلام) برادرها را شناخت. «و هم له منکرون» ولي برادرها يوسف (عليه السلام) را نشناختند.
لذا حديث داريم امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) ظهور که مي‏گند مي‏گويند اِه!! ما اين را چند بار ديگر ديده بوديم «يمشي في الاسواق» توي بازارها راه مي‏رود. ميان مردم است او مردم را مي‏شناسد و مردم او را نمي‏شناسند خوب...آيا ملاقات با امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) ممکن است؟ امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) الان هم که غايب است توي جامعه هست در زي... در دعاي ندبه داريم «بنفسي انت» «بنفسي انت» يعني اي امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) جان من قربانت «من مغيبٍ» با اينکه غايبي «لم يخل منّا» با اينکه غايبي تو از ما دور نيستي، غايبي ما نمي‏شناسيمت، اما منزوي نيستي. بنابراين اگر کسي مي‏خواهد بگويد هر وقت من مي‏خواهم امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) ببينم قطعاً دروغکي است. در جلسه قبل گقتم دليل اينکه افراد امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) را نمي‏بينند امام فرمود به خاطر اينکه گناه مي‏کنيد «فما يحبسناعنهم» ما را از شما حبس نمي‏کنند يعني فاصله‏اي که بين ما و شما افتاده «ما يتصل منّا، مما نکرهُ» اعمال زشتي شما انجام مي‏دهيد خبر عمل زشتتان را خدا به من مي‏رساند بخاطر عمل زشتي که انجام دادي و خبرش به ما رسيد توفيق ملاقات من را پيدا نمي‏کند.
روايت است بحار، جلد 55، صفحه 177 «فما يحبسنا» ما را از شما حبس نمي‏کنند يعني مانع بين من و شما نمي‏شود «الا ما يتصل منا» مگر اخباري که به ما متصل مي‏شود خبرهايي که مي‏رسد «مما نکره» خبرهاي غم‏آوري که از طرف شما به ما مي‏رسد.
رجعت خوبان، در زمان ظهور
آيا در زمان امام زمان (عليه السلام) يک عده زنده مي‏شوند؟ بله اسمش چيه؟ رجعت، مگر مي‏شود؟ خوب بله‏
مي‏شود چه جوري؟ در اينکه باشد يا ثابت باشد دست خداست موي ابرو و مژه 80 سال توي صورت شما ثابت است يک سانتي موي سر و صورت هر هفته در حال تغيير و تحول است يک پوست و يک گوشت، يک آب و يک نان خدا اراده کرده، يک مو ثابت، يک مو متغير. همان خدايي که در هر صورتي مويي را ثابت و مويي را متغير در اين جهان انساني را ثابت، باقي انسانها را متغير مي‏تواند اين درختهاي هر پائيزي برگش زرد مي‏شود، هر بهاري سبز مي‏شود، زمين هر سال مي‏ميرد، هر سال زنده مي‏شود باران مي‏آيد «يحيي به الارض بعد موتها» آيه قرآن است يعني زمين مرده زنده مي‏شود. درخت مرده زنده مي‏شود طوري هم نيست خدايي که روز قيامت مي‏خواهد همه را زنده کند مثل س... شيريني‏فروشها وقتي مي‏روي شيريني بخري يا ميوه‏اي را بخري، يک خورده‏اش را مي‏گويند بچش مي‏خوري مي‏گويي خوب است، مي‏گويي پس حالا دو کيلوش را بده، اگر آن کسي که مي‏خواهد يک مرتبه يک ميوه‏اي بدهد به شما ممکن است يک خورده‏اش را قبلاً به شما تحويل بدهد. خدايي که مي‏خواهد روز قيامت همه را زنده کند حالا 4 نفر هم قبل از قيامت زنده کند.
نمونه از کدام دين بگويم از دين عيسي (عليه السلام) بگويم؟ از دين عيسي (عليه السلام) برايتان مي‏گويم يکي از معجزات عيسي (عليه السلام) اين بود که مرده‏ها را زنده مي‏کرد. پس در همين دنيا مرده زنده مي‏شود يک از عُزَير بگويم. عُزَير پيغمبري بود از قريه‏اي مي‏گذشت گفت خدايا اين قريه مخروبه‏اي که مردمش نابود شدند چگونه زنده مي‏شوند؟ خدا همان جا «فأماته الله مأته عام» صد سال مرگش داد. پيغمبر را حضرت عذير را «ثم بعثت» «امات ثم بعثت» يعني خدا پيغمبر را مرگش داد بعد صد سال بعد توي قرآن است در قرآن داريم عذير مرد و زنده شد. يک عيسي (عليه السلام) مرده را زنده مي‏کرد «محيي الموتي باذن الله» زنده شدن که... در زيارت جامعه داريم: «مقر برجعتکم» يعني من قبول دارم اي امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف)! اي اهل بيت شما يک رجعتي خواهيد داشت. پس رجعت يعني چند نفر افراد البته مال همه نيست يک افراد خاصي با يک شرائط خاصي دو مرتبه زنده مي‏شوند. کاري هم ندارد در زيارت عهد، دعاي عهد داريم که اي خدا اگر من قبل از ظهور امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) مردم، آقا که ظهور کرد دو مرتبه من را زنده کن. بله... طوري هم نيست در دعاي عهد هم داريم.
دعا براي امام زمان (ع)
مسئله آخر اينکه ياد امام زمان (عليه السلام) نبايد هر وقتي گير کرديم ما هر وقت گير مي‏کنيم مي‏گوئيم يا الله. زن را مي‏برند اتاق زائو يا الله. مادر دخترش دارد کنکور امتحان مي‏دهد (اللهم صل علي محمد و آل محمد، اللهم صل علي محمد و آل محمد، اللهم صل علي محمد و آل محمد) چته؟! يکي از اين صلواتها را قبل مي‏فرستادي. ما هر وقت گير مي‏کنيم مي‏گوئيم يا الله قرآن انتقاد مي‏کند مي‏گويد چرا هر وقت گير مي‏کنيد مي‏گوئيد يا الله «فاذا رکبوا في الفلک دعوا الله» همينکه کشتي مي‏خواهد غرق بشود يا الله «فلما نجاهم» جفتک مي‏زند چرا وقتي کشتي‏ات غرق مي‏شود يا الله مي‏گويي.
خوب ما هميشه بگوئيم يا الله، ياد موسمي مورد انتقاد است، ياد موسمي که فرعون هم يا الله گفت، فرعون تا ديد غرق مي‏شود گفت چه؟ گفت که «تبت الان» خدايا من الان توبه کردم. اصلاً قرآن مي‏گويد: «و ليست التوبه» اگر آنهايي که مي‏خواهند دم مرگ هم مي‏گويند استغفر الله فايده ندارد. خوب زودتر مي‏گفتي استغفر الله. پس ببينيد توبه دقيقه آخر فايده‏اي ندارد. فرعون هم دقيقه آخر توبه کرد ياالله وقت غرق خاصيتي ندارد. ما هم وقتي ياد امام زمان (عليه السلام) مي‏کنيم بايد هميشه يادش باشيم هر روز برايش صدقه بدهيم، پول که مي‏اندازي کميته امداد براي صدقه سلامتي خودت بگو براي سلامتي آقا امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) و همه مسلمانها هر روز دعا کنيم. توي هر خانه‏اي يک کتاب باشد، توي هر خانه‏اي يک کتاب باشد با کارنامه حضرت آشنا بشويم، خودمان را براي رساندن به آن قله آماده کنيم.
زيارت آل ياسين بخوانيم، دعاي ندبه گاه و بيگاه. لااقل بخوانيم در کنار هر نمازي «اللهم کن لوليک» بگوئيم. صلواتها که مي‏فرستيم اينکه مي‏گوئيم ياد حضرت مهدي (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) هميشه بايد باشد چون قرآن ياد اهل بيت را جاسازي کرده. همه ما توي نمازمان در تشهد مي‏گوئيم: «اللهم صلّ علي محمّد و آل محمّد» و صلوات سني‏ها پررنگ‏تر از شيعه‏ها است. بد نيست تشهد سني‏ها را برايتان بخوانم: «اشهد ان لا اله الا الله» را که گفتند به صلوات که مي‏رسند ما فقط صلوات خالي مي‏فرستيم آنها نه، صلوات پررنگ صلوات سني‏ها بر اهل بيت بيش از ما است، مي‏گويند: «اللهم صلّ علي محمد و اهل بيته و آل محمد و بارک علي محمد و آل محمد کما بارکت علي ابراهيم و آل ابراهيم و ترحم علي محمد و آل محمد» هو! آن برکتي که به ابراهيم (عليه السلام) دادي به محمد و آل محمد هم بده. آن ترحمي که به ابراهيم (عليه السلام) کردي به... ببينيد حالا من دقيق هم نمي‏دانم ممکن است يک کلمه‏اش هم اشتباه کردم ولي من اين را شنيدم توي نمازهايشان ديدم که صل... بعد امام شافعي که رهبر شافعي هست مي‏گويد اي محمد و آل محمد درود بر شما به قدري عزيز هستيد که خدا واجب کرده در هر نمازي در تشهد اسم شما را ببريم و نمازي که اسم شما برده نشود آن نماز قابل قبول نيست.
پس خدا خواسته که ما ياد اهل بيت باشيم در هر نماز چه شيعه و چه سني. اينکه ما هر وقت گير مي‏کنيم بگوئيم يا صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) درست نيست ياد موسمي از خدا درست نيست. هر وقت گير مي‏کنيم بک يا الله، قرآن سر مي‏گيريم، وقتهاي ديگر هم قرآن را باز کن، يک صفحه‏اش را بخوان، بچه‏ها وقتي امتحان دارند درس مي‏خوانند اين معلوم مي‏شود عاشق درس نيست، عاشق نمره است. آدمي عاشق علم است.
بنده پيشنهادم اين است بسياري از جاها مي‏شود تابستان هم درس را تعطيل نکرد، برويد توي خط خميرگيرها، خميرگيرها چهار بعد از نصف شب پا مي‏شوند (بلند مي‏شوند) تا ساعت 7 کارشان تمام است مي‏شود جاهايي که هوا داغ است درس را بگذاريم 3 بعد از نصف شب تا ساعت 8 صبح، 8 صبح هم هوا داغ مي‏شود بروند استراحت. مگر ماه رمضان شما سحرخيز نيستيد؟ هوا که داغ شد برنامه را عوض کنيد شما مثل اداره دخانيات اتريش مي‏خواهي 8 بيايي خوب 8 هوا داغ است، خوب چرا روي ميخ نشستي، مي‏گويي آخ پاشو آن طرف بنشين شما چرا ساعت 8 مي‏آيي که بگويي هوا داغ است، سحر درس بخوان که هوا داغ نيست، ما مي‏توانيم يک تغييري بدهيم منتهي نمي‏خواهيم تغيير بدهيم.
«والسلام عليکم و رحمة اللَّه و برکاته»

 امام زمان (عليه السلام)، شناخت


  امام زمان (عليه السلام)، شناخت



«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم»

: «اللهم کن لوليک الحجة بن الحسن صلواتک عليه و علي آبائه في هذه الساعة و في کل ساعة ولياً و حافظا و قاعداً و ناصرا و دليلاً و عينا حتي تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فيها طويلا».
معرفت، محبّت و اطاعت از امام زمان (ع)
بحث امامت که حالا شامل همه امام‏ها مي‏شود سه شاخه دارد. رابطه علمي، عاطفي، عملي. پس بحث را شروع کنيم. موضوع: امامت رابطه ما با امام: 1-رابطه علمي و شناخت و معرفت. 2-رابطه عاطفي و مودت عشق. 3-رابطه عملي و رفتاري. کمي توضيح بدهم رابطه معرفت همه‏اش داريم: «من مات و لم يعرف امام زمانه» اگر کسي بميرد و امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف)اش را نشناسد يا در روايت داريم: «عارف بحقه» اين معرفت خيلي مهم است، اصلاً اگر امام را آدم نشناسد دين ندارد يک دعايي هست باز اين دعا را خيلي از ايرانيها حفظ هستند، آنهايي هم که حفظ نيستند الان حفظ مي‏کنند. انشاء الله مي‏گويد: «الهم عرفن نفسک» خدايا خودت را به من بشناسان.
شناخت حجّت، عامل دوري از گمراهي‏
بعد مي‏گويد: «فانک» بدرستي که تو: «ان لم تعرفني نفسک» اگر خودت را به من نشناساني «لم عرف نبيک» «لم عرف نبيک». نمي‏توانم پيغمبرت را بشناسم بعد مي‏گويد: «اللهم عرفني نبيک» خدايا پيغمبرت را به من بشناسان بعد مي‏گويد: «فانّک ان لَم تعرفني نبيک لم اعرف حجتک» بعد مي‏گويد: «اللهم عرفني حجتک فانک ان لم تعرفني حجتک و لم تعني» مي‏گويد خدايا خودت را به من بشناسان، تو را نشناسم پيغمبرت را هم نمي‏شناسم، پيغمبرت را نشناسم امام هم نمي‏شناسم. بعد مي‏گويد که اگر امام را نشناسم «فانک» بدرستي که تو «ان لم تعرفني» اگر من را امام‏شناس نکني «ان لم تعرفني حجتک ضللت ان ديني» خدايا خودت را به من بشناسان «نفسک» يعني خودت خدايا خودت را به من بشناسان. حالا آقايان که سوادشان کم‏رنگ است دعاشان اينطور باشد. خدايا خودت را به من بشناسان، پيغمبرت را به من بشناسان، امام را به من بشناسان، اگر نشناسي کج مي‏روم، فارسي‏اش است ببينيد خودت را به من بشناسان، پيغمبرت را به من بشناسان حجت، امام بشناسان. بعد مي‏گويد اگر حجتت را نشناسم «ضللت عن ديني» انحراف وقتي است که انسان امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف)اش را نشناسد. شناخت نه شناخت در حدي که امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) پسر امام حسن عسکري (عليه السلام) است خوب اين که شناس...، شناخت شناسنامه‏اي است يک شناختي که حالا يک نمونه‏اش را برايتان مي‏گويم، خوابت برده، چرتت گرفته شما وقتي چرتت گرفت نمي‏تواني ابروت را نگ.... يعني نمي‏تواني ببخشيد چي اسمش است؟ پلکت را نمي‏تواني نگه داري هر چه مي‏خواهي خودت را نگه داري مي‏بيني مي‏افتد پائين يعني من و شما به قدري عاجزيم که همينکه يک خورده چرت آمد توان نگهداري پلک نداريم.
زيارت جامعه، براي شناخت امام
امام کيست؟ امام کسيست که در زيارت جامعه مي‏گوئيم «بکم» يعني بواسطه شما «يمسک السماء ان تقع علي الارض» شما پلکت را نمي‏تواني نگه داري، ولي با امام آسمانها و کرات آسماني در مدار خودشان... مستقرند. گرفتي چي شد مثل آدمي که نمي‏تواند يک قرقره بخرد. يک آدم ديگر يک کشور را معامله مي‏کند با چک‏اش ببينيد اين چقدر گداست آن چقدر پولدار است ما.. يک بار ديگر تکرار مي‏کنم توان ما جوري است که وقتي خوابمان گرفت توان حفظ پلک نداريم.
امام را خداوند به او عنايتي کرده است خداوند به امام قدرتي داده که مي‏فرمايد: «بکم» يعني اي امام‏ها توسط شما «يمسک السماء» آسمانها ما سکه دارد يعني مي‏تواند خودش را نگه دارد يک وقت آدم به قدري عاجز است که بچه‏اش گوش به حرفش نمي‏دهد. يک وقت مي‏شود مثل حضرت امام (رحمة الله عليه) بنيانگذار جمهوري اسلامي که وقتي مي‏گويد جبهه نياز به نيرو دارد ده‏ها هزار جوان مي‏روند جان مي‏دهند و حال آنکه جوان هم هست باباش در خانه را مي‏زنند مي‏گويد تو برو باز کن مي‏گويد ديروز من در را باز کردم تو امروز برو باز کن يعني پسر داريم در خانه را به روي باباش باز نمي‏کند، جوان داريم، صد هزار تاش به عشق امام (رحمة الله عليه) شهيد مي‏شود اين شناخت امام است. براي امام‏شناسي بنده بهترين راه را زيارت جامعه مي‏دانم. جمله جمله آدم ببيند چي چي مي‏گويد اين. علم امام، لطف امام، عبادت امام، آقا يک چيزي را برايتان بگويم ببينيد فرق بين ما و امام چيه. کل عمر ما يک رکعت نماز با حال نمي‏خوانيم که خاطرمان جمع باشد از بسم الله تا کفواً احد حواسمان جمع است. يک رکعت نماز در عمر 80 سال ما شايد نباشد. آن وقت حضرت امير (عليه السلام) هزار رکعت نماز شب مي‏خواند. شبانه روز که هزار رکعتش حواسش جمع بود، حالا ما حساب مي‏کنيم 63 سال عمرش است، حالا از 10 سالگي 53 سال، 10 سالگي بچه، کوچک که بچه بود از 10 سالگي مسلمان شد ضربدر 365 حالا ماشين حساب باشد بهتر است ببينيد حضرت امير (عليه السلام) چند روزش گذشت. حالا اگر همه ايامش هم نباشد بخشي از ايامش بگو يک شبش اصلاً کار به عمر حضرت علي (عليه السلام) نداريم. بابا يک شب اگر هزار رکعت نماز خوانده باشد. هزار رکعت نماز با توجه خوانده ما 80 سال يک رکعت نماز با توجه نمي‏خوانيم يعني اينطور بگويم 80 سال ما يک هزارم يک شب حضرت علي (عليه السلام) نيست. اينه (اين است). قدرت آسمانها را نگه مي‏دارد. عبادت ما يک هزارم يک شبش نمي‏شود اين معرفت است. رابطه علمي و شناختي، علم غيب چيه؟ بعضي از آدمهاي بي‏معرفت ممکن است دو ليتر هم گريه کنند اما دم بزنگاه راجع به رهبر الهي کوتاه مي‏آيند، آدمهاي خوبي هستند، نماز شب ممکن است بخوانند و، ولي آنجا که مثلاً آقا يک چيزي مي‏گويد مي‏گويند حالا تا ببينيم يکي از اينها زمان امام صادق (عليه السلام) ظاهراً بود اين راجع به امام صادق (عليه السلام) آخر بعضي‏ها هم هستند که واقفيه هستند ما يک گروهي داريم توي دين بنام واقفيه، واقفيه يعني واقف، توقف کرد يعني آقاياني که متوقف شدند.
در انقلاب از واقفيه نباشيم‏
امام کاظم (عليه السلام) توي شهرها نماينده داشت که خمس و سهم امام را جمع کند، جمع که شد بياورد خدمت امام کاظم (عليه السلام) تحويل بدهد. امام کاظم (عليه السلام) که از... شهيد شد. ايشان گفت آقا اصلاً بعد از امام کاظم (عليه السلام) ديگر امامي وجود ندارد تا پولها را خودش بخورد مثل يک کسي پيرمردي را مي‏بينيم مي‏گوئيم اصلاً ايشان وارثي ندارد، پسري ندارد. حالا ممکن است بچه داشته باشد، خارج از ايران باشد براي اينکه يکي از اين اطرافيها مالش را بخورد مي‏گويد ايشان اصلاً خدا بهش (به او) بچه نداده. اصلاً بچه‏اي ندارد تا بتواند ارث را بخورد. به او مي‏گويند واقفيه يعني چه؟ گفت امامت در امام هفتم متوقف شد. بعضي‏ها هم تا امام (رحمة الله عليه) بنيانگذار جمهوري اسلامي ممکن است بيايند بعد از امام (رحمة الله عليه) واقفيه مي‏شوند يعني آنجا وا مي‏ايستند يک جا مي‏ايستند مثل اينکه در عبادت قرآن مي‏گويد بعضي‏ها «يؤمن ببعض و يکفر ببعض» يک جاي دين را قبول دارند، يک جاي ديگرش را قبول ندارند، دين پزشکي نيست، پزشکي آدم مي‏تواند بگويد من متخصص قلب هستم کاري به کليه ندارم. من متخصص حلق و بيني هستم کاري به اعصاب ندارم. من متخصص شکسته‏بندي‏ام، ارتوپدي‏ام، کار به... پزشکي مي‏شود تخصص باشد. اما مسلماني تخصص نيست که آقا من متخصص در يکي هستم، باقي کارها را آمادگي ندارم پس شناخت، رابطه علمي امام را بشناسيم. (يکي از اينها زمان امام صادق (عليه السلام) حالا من نمي‏دانم شک کردم امام صادق (عليه السلام) بود يا امام کاظم (عليه السلام) يک دو تا برادر بودند يکي شان آمد خدمت امام، امام فرمود که داداشت کو؟ گفت ايشان احتياطاً خانه شما نمي‏آيد، کارش از اين مسائل، حرفها حوصله‏اش نمي‏رسد، احتياط مي‏کند توي خانه نشسته، مشغول قرآن خواندن و مثلاً احتياط مي‏کند، امام فرمود که بهش بگو پشت در يادت هست که دختري آمد. يک کنيزي ظاهراً بود تو در را باز کردي تا نگاه کردي ديدي کنيز خوشگلي است، دست انداختي توي سينه‏اش، سينه‏اش را فشار بدهي، اگر خيلي دين داري پشت در بايد تقوا داشته باشي، ديدن امام تقوا لازم ندارد که حالا احتياطاً توي خانه نشسته‏اي تو اگر خيلي دين داري آنجا دين داشته باش. از اين معلوم مي‏شود امام کارهاي ريز افراد را مي‏داند. معرفت امام، عبادتش 80 سال ما يک هزارم يک شبش بود، قدرتش، خدا در ايشان قدرتي قرار داده که چنين بشود آيا مي‏شود؟ بسمه تعالي بله مي‏شود منتهي مَثل زشت است بزنم حالا از امام، امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) از همه امام‏ها معذرت مي‏خواهم الان چيز ديگري توي ذهنم نيست و معلم وقتي مي‏خواهد چيزي را ياد بدهد با ضرب المثل ممکن است مسئله خيلي هم قشنگ نباشد برجهاي بلندي که الان مي‏سازند روي قله‏اش يک خورده الماس مي‏گذارند. الماس است که شيشه را مي‏برد؟ها؟ يک ذره الماس مي‏گذارند و مي‏گويند اين يک ذره الماس فلان خطر را از اين برج دور مي‏کند يا کاميونهايي... مَثل کاميون بزنم راحتتر است کاميونها يک زنجير آويزان مي‏کنند که مي‏گويند اين زنجيري که به.... آويزان است نمي‏دانم فلان خطر را از کاميون... چطور خدا در زنجير يک اثر مي‏گذارد که خطر را از کاميون و در «بگوئيد» الماس اثري مي‏گذارد که خطر... همين انگشتر عقيق که مي‏گويند اين انگشتر عقيق، فيروزه فلان خطر را از انسان دور مي‏کند. اول آدم نمي‏فهميد آدم حالا مي‏فهمد) وقتي مي‏گويند امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) صحبت مي‏کند همه شرق و غرب او را مي‏بينند و صدايش را مي‏شنوند تا قبل از اختراع تلويزيون آدم نمي‏ف.... نه امام‏ها اينطور باشند همه انبياء اينطور باشند ببينيد
آقا الان تلفن همراه آمده شما دکمه‏اش را مي‏زني با آن طرف دنيا حرف مي‏زني نه فقط با ايران، با آن طرف دنيا حرف مي‏زني. بالاتر مي‏رود، تکنولوژي اصلاً ممکن است شما دکمه‏اش را بزني غير از اينکه حرف مي‏زني عکس‏اش را ببيني (حالا از اين بالاتر مي‏شود ما دکمه‏اش را بزنيم خودش از کانادا بيايد بغل ما؟ ديگر اين نمي‏شود اين نمي‏شود يکي از بزرگان 80 ساله حالا اسمش را ببرم همه‏تان مي‏شناسيد. 80 سالش است تقريباً خيلي مهم است، خيلي خيلي مهم است. ايشان مشکلي پيدا کرده بود و بيمارستانها و پزشکهاي ايران گفتند برود خارج چون خيلي وجودش عزيز بود. بنده خدا را بردند خارج و يک عمل جراحي روي بدنش کردند و روزي که مي‏خواستند بياورندش يک چيز کليشه‏اي هست. دکتر آمد بهش بخواند.
گفت 1-شما تا (حالا خيلي مهم است از بزرگان است، خيلي بزرگ است، خيلي بزرگ است شايد توي ايران مثلاً 20 تاش (تاي آن) نباشد) گفت 1-شما حق خوردن شراب تا 6 ماه نداريد. حالا يک دستوري است مال باقي مريض‏ها منتهي اين نمي‏فهميد که اين با باقي مريض‏ها فرق دارد. برنامه‏هاي کليشه‏اي اين پيرمرد هم گفت بابا اينکه نمي‏شود ما 6 ماه شراب نخوريم، مسخره‏اش کرد گفت نه نمي‏شود ندارد حتماً گفت تا سه ماه هم حق نداري برقصي. گفت اين ديگر حتماً نمي‏شود. اين ديگر حتماً نمي‏شود. آخرش گفتند آقا حاليته (مي‏فهمي) بابا اين غير از آن است، آخر آدم بايد بداند به کي چي چي مي‏نويسد. يک کسي يک مشکل مملکتي داشت نوشته بود به رئيس جمهور بعد هم نوشته بود رونوشت معاون اول رونوشت رئيس مجلس رونوشت رونوشت پانزدهمين رونوشت علامه محمد تقي جعفري جهت پيگيري گفتند بابا علامه جعفري يک فقيه است، يک ملا است فيلسوفي، آخر اين که مسئول پيگيري... پياز گران شده به علامه جعفري چه؟ متأسفانه الان همه چيز به هم بند شده يعني دوا (دارو) نيست مي‏گويند تقصير فلاني است. همه را به هم بند مي‏کنند يعني تقوا به قدري ضعيف شده که با ديدن يک مسئله همه را زير سؤال مي‏بريم بابا خدا لعنت کند هر که مقصر است و بناي بر مقصري خودش هم دارد چون گاهي مقصر است توجه ندارد يا در فکر جبرانند. بعضي‏ها هم مقصرند، هم از اين تقصير و از اين بدکاري لذت مي‏برند، اصلاً کيف مي‏کنند که مردم زجر بکشند همان خواست آمريکا خدا آنها را لعنت کند ولي حالا اگر يک مشکلي پيش آمد بايد مثلاً گفت مثلاً چنين و چنان است. حالا... غرضم حالا به مناسبت اين که نمي‏شود يک خورده رفتم توي خاکي برگردم سرجايم) تکنولوژي جوري است که با تکان دستت با آن طرف دنيا حرف مي‏زني بالاتر غير از اينکه حرف مي‏زني، خودش را مي‏بيني. بالاتر وجودش حاضر مي‏شود، قرآن مي‏گويد بله ما يک همچين تکنولوژي داريم اِه!! اِه!! ندارد.
انتقال تخت بلقيس در کمتر از يک چشم به هم زدن‏
«و قال عفريت من الجن» يکي از دست اندرکاران حضرت سليمان (عليه السلام) گفت: «انا آتيک» من مي‏توانم کاخ بلقيس را از يک کشوري بياورم اينجا. «قبل اين يرتد اليک طرفک» قبل از آنکه مژه چشمت... البته يکي گفت: «قبل أن تقوم من مقامک» يعني تا اينجا نشسته‏اي مي‏آورم يک ربع، بيست دقيقه‏اي که نشسته‏اي مي‏آورم. آيه جمله اولش اين است مي‏گويد: من کاخ را مي‏آورم «قبل أن تقوم من مقامک» قبل از آني که «قبل أن» اين آيه قرآن است «تقوم» قيام کني «من مقامک» از جاي خودت تا نشسته‏اي مي‏آورم. يکي ديگر گفت نه خير «قبل أن يرتد اليک طرفک» يعني تا چشمت به هم مي‏خورد من آوردم. الله اکبر آن وقت اين آدمي که مي‏گويد من نه فقط تلفن همراه صدايش را مي‏شنوي عکس‏اش را مي‏بيني، خودش را مي‏بيني. قرآن اشاره کرده که در زمان حضرت سليمان (عليه السلام) بعضي از علومي مطلع بودند که کاخ را در يک ثانيه از کشوري... اين گراهاي قرآني است توي قرآن يک همچين گراهايي داريم که اولياء خدا يک همچين قدرتي دارند. يک روز امام جواد (عليه السلام) بود ظاهراً، به نظرم امام جواد (عليه السلام) بود يا امام رضا (عليه السلام) خدا... سلام و صلوات خدا بر ائمه ما. از امام پرسيدند آقا گاهي مي‏خواهم يک حديث نقل کنم نمي‏دانم امام صادق (عليه السلام) گفته، امام کاظم (عليه السلام) گفته. گفت همه ما يکي هستيم هر چه از ما صادر بشود همه ما يکي هستيم، يک حديث داريم که امام فرمود هر چه از ما صادر مي‏شود از پيغمبر (صلي الله عليه و آله) صادر شده و هر چه از پيغمبر (صلي الله عليه و آله) صادر شده از خدا صادر شده «و ما ينطق عن الهوي» نطق‏اش بر اساس هوي و هوس نيست اگر اين نبود خيلي ما مشکل داشتيم. (خدا رحمت کند حاج احمد آقا فرزند امام (رحمة الله عليه) را مي‏گفت مجلس يک قانوني تصويب کرد که اين قانون خوب نبود گفتيم چي؟ گفت قانون وضع کرد که هر کسي کلمات امام (رحمة الله عليه) را نقل مي‏کند بايد عين آن کلمات را نقل کند و گرنه زندان است، خيلي‏ها مي‏دانند امام (رحمة الله عليه) گفته ولي مي‏ترسند پس و پيش بگويند بروند زندان. آن وقت حرفهاي امام (رحمة الله عليه) همينطور فراموش مي‏شود. حرف امام (رحمة الله عليه) که هست که حالا يا گفته پلوعدس يا گفته عدس‏پلو اينها مي‏گفتند نه اگر کلمه جابجا بشود، جرم قانوني دارد. البته مجلس هم به خاطر اينکه مي‏خواستند حرفهاي امام (رحمة الله عليه) تغيير پيدا نک... يعني آنها از حفاظت مکتب فکر امام (رحمة الله عليه) اين قانون را وضع کردند. اما حاج احمد آقا نظرش اين بود که اين قانون باعث مي‏شود که مردم از ترس حرفهاي امام (رحمة الله عليه) را نقل نکنند حالا اگر جوري مي‏شد که قال الصادق (عليه السلام) را کسي قال الباقر (عليه السلام) بگويد ظلم است. آدم همه‏اش را مي‏ايستاد نمي‏توانست چه بگويد حالا... البته به شرطي که امام گفته باشد. آخر بعضي‏ها از پاي پيش خودشان مي‏گويند امام گفته ما سراغ داريم يک کسي مي‏گفت امام خميني (رحمة الله عليه) گفته. گفتيم ولله به حضرت عباس امام نگفته. گفت ببين حرف حسابي هست يا نه خوب بعد امام (رحمة الله عليه) خواهد گفت گفتيم بابا اين ديگر ولايت فقيه نيست. اين ولايت بر فقيه است، خوب بعضي‏ها مي‏گويند ولايت فقيه، ولايت فقيه يعني هر چه فقيه گفته ما انجام مي‏دهيم. ولايت بر فقيه يعني يک چيزي را بر فقيه تحميل مي‏کنيم. ما الان داريم مثلاً پشت سر اين آقا نماز نمي‏خواند مي‏گوئيم چرا؟ مي‏گويد اين آقا توي خط من نيست، بابا تو اگر حمد و سوره‏اش درست است گناهي هم از او نديدي، برو به او اقتدا کن، ممکن است سليقه سياسي‏اش به تو نخورد، مگر هر کسي مي‏خواهي پشت سرش نماز بخواني بايد فکر سياسي‏اش هم مثل تو باشد؟ اين قدر تنگ‏نظر نباش که نه ما بايد برويم مسجدي که آقاش هم به ما بخورد پس او نماز را براي جماعت نمي‏خواني آقايي مي‏خواهي که نوکر تو باشد، پيش نماز بايد عادل باشد، عادل هم نه به اين معنا که در عمرش گناه نکند ممکن است خود آقا از خودش گناه سراغ داشته باشد. شما از او گناه سراغ نداشته باشي، شما از او گناه نديدي، برو افتدا کن ولو از خود آقا بپرسي، حضرت آقا ببخشيد در عمرت گناه نکردي؟ خوب چرا در عمرش ممکن است از خودش ممکن است هر کسي در خودش گناه سراغ داشته باشد. خوب احاطه علمي امام کيست؟ پيغمبر کيست؟ تازه آن کسي که تخت را در يک چشم به هم زدن آورد اين يکي از دست اندرکاران... يکي از اطرافيان حضرت سليمان (عليه السلام) بود.خود سليمان (عليه السلام)... رابطه عاطفي، يک صلوات بفرستيد برويم سراغ رابطه عاطفي. «اللهم صل علي محمّد و آل محمّد»
رابطه عاطفي يعني ما پيغمبر را دوست داشته باشيم البته دوستي هم بار دارد اينجا اگر مفاتيح باشد... يک مفاتيح سريع به من برسانيد. عرض کنم که اينکه مي‏گويند مودّت، ولايت، محبتّت اصلاً کلمه ولايت را برايتان معنا کنم. يک بار هم مقام معظم رهبري اين را معنا فرمودند. ولايت از وَلَي هست ولي يعني پشت سر آمدن ولايت يعني به قدري من تو را دوست دارم که هر چه بگويي من عقب‏ات مي‏آيم اين معناي ولايت است (تشکر از کسي که مفاتيح را آورد)ولايت معنايش اين است ما در دعاي ندبه داريم که... يک صلوات بفرستيد برايتان پيدا کنم: «اللهم صل علي محمد و آل محمد» ببينيد آقا يک استادي بگذاريد يک مثل بزنيم که خوب همچين باز شود قصه قدرت مثل خيلي عجيب است، خيلي گره‏هاي کور را مي‏شود با يک مثل باز کرد. خيلي گره‏هاي کور را با يک مثل مي‏شود حل کرد. معلم سر کلاس درس مي‏دهد به بچه‏ها مي‏گويد بچه‏ها من از شما مزدي نمي‏خواهم جز يک چيزي مزد من اين است، حقوق از مدرسه هم نمي‏گيرم پول از دولت هم نمي‏گيرم من براي خدا براي شما درس مي‏دهم فقط يک مزد مي‏خواهم مزدم اين است که درس من را خوب ياد بگيريد مزد مي‏خواهد ولي مزدش چه چيزي است، به سود شاگرد است يا استاد؟ شاگرد تقريباً اينطور مي‏گويد مي‏گويد که «فقل» بله «ثم جعلت اجر محمد صلواتک عليه و آله»
محبّت اهل بيت، اجر رسالت پيامبر
در دعاي ندبه داريم مي‏گويد خدايا اجر محمد (صلي الله عليه و آله) را «المودة في القربي» اجر پيغمبر (صلي الله عليه و آله) را مودّت، علاقه به اهل بيت گذاشتيم. خوب حالا پس چطور باقي انبياء گفتند ما پول نمي‏خواهيم چرا پيغمبر (صلي الله عليه و آله) مي‏گويد ما مزد مي‏خواهيم، باقي انبياء گفتند: «لا اسئلکم عليک اجرا» در سوره شعرا پنج تا از پيغمبرها را نقل کرده که همه پيغمبرها نوح (عليه السلام) و چي و چي همه پيغمبرها مي‏گفتند مردم ما از شما اجر نمي‏خواهيم. فقط پيغمبر ما تنها پيغمبري است که گفت من اجر مي‏خواهم منتهي اجرم چيه؟ علاقه به اهل بيت بعد مي‏گويد آيه قرآن، آيه بعد مي‏گويد: «ما سئلتکم من اجرٍ» آن سؤالي که کردم گفتم مزد مي‏خواهم «هو لکم» آن اجري هم که مي‏خواهم سودش مال خودتان است مثل معلمي که مي‏گويد مزد نمي‏خواهم من يک مزد مي‏خواهم. مزد اين است که خوب درس بخوانيد «هو لکم» حالا به نفع شما چطور؟ مي‏گويد: «ما سئلکم عليه من اجر الا من شاء أن يتخذ الي ربه سبيلا» من مزد نمي‏خواهم يک مزد من اگر مي‏خواهيد بدهيد بچه‏ها اهل بيت من را دوست داشته باشيد. دو- اهل بيت چيه؟ «شاء ان يتخذ الي ربه سبيلا» اهل بيت اين است که در راه خدا برويد. پس ببينيد رابطه عاطفي ما که مي‏گويند دوست داشته باشيد اين دوست داشتن رمز کشش است. پيغمبر و امام يعني ه... الان امام سجاد (عليه السلام) بحث را مي‏شنويد. امام سجاد (عليه السلام)... تولد امام سجاد (عليه السلام) بحث را مي‏شنويد، روز قبلش هم تولد امام حسين (عليه السلام) بوده، تولد ابوالفضل (عليه السلام) بوده. تولد امام حسين (عليه السلام) بود در آينده هم تولد ام.. اصلاً امام‏ها پدر ما هستند «انا و علي ابوها هذه الامة» من پدر... اصلاً قرآن مي‏گويد ابراهيم (عليه السلام) پدر شماست «ملة ابيکم ابراهيم» پس انبياء پدر ما هستند رابطه امام و ما رابطه پدر و پسري است خوب... يک آيه داريم توي قرآن که مي‏فرمايد: «و رحمتي وسعت کل شي‏ء» آيه قرآن است يعني رحمت خدا گسترده است همه چيز را مي‏گيرد. امام اين آيه را که خواند فرمود آن رحمتي که بر همه چيز گسترده است ما اهل بيت هستيم يعني ما اهل بيت محبت‏مان به همه چيز... خيلي خدا عجيبيه، محبت اهل بيت.
دعاي امام، حتّي درباره دشمن خود
صحيفه سجاديه مال کيه؟ امام سجاد (عليه السلام) چند تا دعا توي آن هست، يک دعا مال مرزدارها اينجايي که لب مرزند، حکومت دست کيه؟ يزيد و بني‏اميه ارتش دست کيه؟ ارتش هم دست يزيد و بني‏اميه، اين ارتش بني‏اميه کي‏ها بودند؟ همانها بودند که آمدند کربلا. امام حسين (عليه السلام) را کشتند ياران يزيد، حزب يزيد آمد کربلا امام حسين (عليه السلام را کشت بعد که مي‏رود لب مرز مي‏ايستد همين امام سجاد (عليه السلام) به مرزدارها دعا مي‏کند، اينها شيعه که نشدند که؟ مي‏دانيد مي‏خواهد بگويد چه؟ مي‏خواهد بگويد محبت ما جوري است که حتي به دشمن هم محبت داريم. امام حسين (عليه السلام) فرمود اين هم جزء لشکر يزيد است آخر حر قبلاً جزو لشکر يزيد بود اين... اين هزار نفرها آب خوردند اين يکي دير آمد اين را هم آب بدهيد. يکي از ياران امام حسين (عليه السلام) خيلي حال نداشت، آخر آدم به دشمن‏اش آب بدهد. گفت خيلي خوب دهانت را باز کن، اين هم دهانش را باز کرد اين هم مشک همينطور.... امام حسين (عليه السلام) فرمود بابا اين که نمي‏تواند درست بخورد. بده من مشک را خود امام حسين (عليه السلام) گرفت. مشک را لبه‏اش را گرفت قطره، قطره که اين بتواند قورتش بدهد حر از آن دور زيرچشمي امام حسين (عليه السلام) را ديد الله اکبر بعضي‏ها مي‏گويند دليل بر اينکه حر توبه کرد، اين محبتي بود که امام حسين (عليه السلام) داشت که با دست خودش به دشمن‏اش آب مي‏دهد. امام سجاد (عليه السلام) به مرزبانهايي که چند هفته پيش کربلا بودند دعا مي‏کند، اين... ببينيد چقدر روح بزرگ است پدر امت است. اينکه مي‏گويند امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) با شمشير مي‏آيد، شمشير امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) مال کساني است که جز منطق زور چيز ديگري حاليشان نيست مثل اسرائيلي‏هاي امروز اين صهيونيسم امروز مثلاً قابل نصيحت است؟ سازمان ملل مي‏تواند کنترلش کند؟ آمريکا مي‏تواند کنترلش کند؟ اصلاً چه قدرتي مي‏تواند اسرائيل را سرجايش بنشاند؟ خوب اسرائيل جز منطق زور چيزي نيست ولي... امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) سر تا پا مهر است. يک جمله داريم دقيقه آخر است بگويم: «و لا ناسين لذکرکم» امام مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرمود ما لحظه‏اي شما را فراموش نمي‏کنيم. حديث ديدم که امام فرمود روزي صد بار من به شما دعا مي‏کنم. محبت و مودت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) «و لا ناسين لذکرکم» شمشير او مال کساني است که زبانشان فقط زبان شمشير است وقتي شب مي‏روند افطار کنند در را مي‏زنند يتيم، مسکين، اسير سه شب اهل بيت غذايشان را مي‏دهند مسکين و يتيمي که غذايشان را مي‏دهند چه نژادي بودند؟ گزينش نبود در محبت بايد عمومي برخورد کرد. ابراهيم (عليه السلام) مکه را ساخت گفت خدايا به مؤمنين بده بخورند. فرمود اين چه دعايي است؟ من به کافرها هم مي‏دهم بخورند چقدر تنگ نظري تو. آيه‏اش اين است: «وارزق اهله من الثمرات من آمن» «من آمن» يعني هر که ايمان دارد «وارزق اهله من الثمرات» هر که ايمان دارد از ثمرات مکه بخورد، خدا فرمود چرا همچين دعا مي‏کني؟ «و من کفر فامتعه» من کافر هم باشد کاميابش مي‏کنم، حساب قيامت جداست.اما در دنيا همه بايد آب و برق و گاز و جاده داشته باشند. اينکه حالا چون کافر است به او ندهيد بخورد اينطور نيست. توجه امام به همه مردم توجه پدر است نسبت به پسر. محبت، رابطه علمي، رابطه عاطفي، رابطه عملي‏اش ماند.
خدايا! روز به روز معرفت ما را يک بعدش؟ محبت ما را دو، سوم رفتار ما را آن طوري که اهل بيت دوست دارند قرار بده.
عيدي ما را تعجيل ظهور آقا امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) استجابت دعاها رفع مشکلات قرار بده.
کساني که در طول تاريخ واسطه بودند که ما پيغمبر و اهل بيت‏اش را بشناسيم، قرآن و دين را بشناسيم و الان نيستند همين الساعه همه شان را با محمّد و آل محمّد محشور بفرما
الان که اسلام در دست ما است ما را نسبت به اسلام و نسبت به خون شهدا و نسبت به نسل آينده خائن قرار نده.
توفيق بده درست بشناسيم، درست عمل کنيم به نسل آينده منتقل کنيم
«والسلام عليکم و رحمة اللَّه و برکاته»

 خطبه حضرت زينب (سلام الله عليها) در کوفه و شام ..شب رحلت حضرت زينب کبري (سلام الله عليها)

  خطبه حضرت زينب (سلام الله عليها) در کوفه و شام



«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم»
مشکلي که الان زنان و دختران ما دارند چيه؟ م.. م... مشکلي که مردان ما دارند چيه؟ الان مشکل جامعه ما اين است که زود مي‏بُرند، مهمترين مشکل روحي و رواني نسل امروز و مهمترين مشکل اين است که زود قيچي مي‏شوند. يأس اين مهمترين مشکل چيه؟ يأس، بريدن، انزوا و گوشه‏گيري، ترس و خفقان. يک حادثه کوچکي براي يک خانواده رخ مي‏دهد، از چي شروع کند در را به هم مي‏زند، حداقل‏اش گريه مي‏کند، شام و نهار و صبحانه نمي‏خورد، مدرسه نمي‏رود، سرکار نمي‏رود، از خانه همسر بيرون مي‏رود، زبانم لال ممکن است از خانه... برود خانه فاميل، تلفن را قطع مي‏کند، نامه نمي‏نويسد، سر يک چيز جزئي فوري قيچي مي‏شوند، يعني مي‏شکنند.
شکست ناپذيري و مقاومت‏
درسي که زينب کبري (سلام الله عليها) به ما داد، هيچ چيزي او را نشکست. خيلي مهم است دو تا پسر داشت در کربلا شهيد شدند، شکسته نشد، برادرش را شهيد کردند، روبروي چشم‏هايش برادر ديگرش حضرت ابوالفضل (عليه السلام)، جواناني مثل علي‏اکبر بچه شيرخواره، هر حادثه‏اي که ديد شکسته نشد جسمش شکست‏ها! جسم‏اش شکست، اينکه شکسته نشد چي؟ روحشه (روحش است) اين يعني آن، آني که الان تمام دکترهاي روانشناس توش ماندند تمام کشورها توش ماندند، همه علما و همه اساتيد حوزه توش ماندند. همينکه افراد زود مي‏شکنند. حتي من را مرگم بده! چي؟ حتي بعضي زنهاي مذهبي من در مکه ديدم با چشم خودم با همين دو تا چشم خانمي را که گفت خدايا کاش نمي‏آمدم مکه! من ديدم عجب! چه حادثه‏اي رخ داده که اين زن شکسته شد بريد، مأيوس شد. گفتم خانم چه حادثه‏اي رخ داده؟ گفت من مدتي است آسانسور زدم نمي‏آيد پائين! يعني اينقدر لطيف شده که ساده‏ترين مسئله را تحمل نمي‏کند.
گل پيراهنش، گل بشقابش، آن طوري که مي‏خواهد نباشد، اعصابش خورد مي‏شود، اعصابش خورد مي‏شود، بخاطر اينکه مثلاً من گفتم پلوعدس اين پلوماش آورد. من گفتم پپسي اين کانادا خريد. من گفتم موکت سبز، رفته موکت قهوه‏اي خريده. من گفتم نمي‏دانم برويم خانه مادرم اين گفت برويم خانه مادرش. مادرم مادرش يعني سر ساده‏ترين مسئله دخترهاي تحصيل کرده، ديپلمه‏ها، فوق ديپلمه‏ها، ليسانسها، حتي بعضي از دخترهايي که توي حوزه علميه درس مي‏خوانند مي‏بيني سر يک مسئله جزئي زندگيشان تلخ مي‏شود. ما طلبه داريم شکسته شده مثلاً سر يک مسئله‏اي حالا بنا بوده ببرنش (او را ببرند) مکه يک نمره کم آورده بنا بوده قاضي بشود توي امتحان مثلاً رأي نياورده، کانديدا شده، رأي نياورده. اصلاً مثلاً خودش را کانديدا مي‏کند، رأي نمي‏آورد ديگر از آن شهر قهر مي‏کند بابا شهر که اشکالي ندارد حالا تو صد تا رأي کم آوردي، چرا از شهر مي‏روي بيرون. آدمهايي داريم وکيل، وزير، سفير، آخوند، کت شلواري، تحصيل کرده. مشکلي که امروز خيلي‏ها بهش (به آن) گرفتار هستند اين است که مي‏شکنند. زينب کبري (عليها السلام) خانم نشکن بود.
وضعيت شام در زمان معاويه‏
حالا من مي‏خواهم يک چند تا جمله بگويم اول برايتان بگويم شام کجاست، کوفه کجاست، شام پيغمبر (صلّي اللّه عليه و آله) را نديد. اميرالمؤمنين (عليه السلام) را نديد از روز اول صداي اسلام را که شنيد با سيماي معاويه ديد آخر يک وقتي مثلاً آدم يک چيزهايي را مي‏بيند بعد يک چيزهايي مثلاً سبزي را مي‏بيند بعد بهار هم مي‏بيند. پائيز هم مي‏بيند، افرادي هستند از اول که متولد مي‏شوند در پائيز به دنيا مي‏آيند هر چه مي‏بينند برگ زرد است. اصلاً اسلام شام با پائيز بود يعني اسلام را در سيماي معاويه ديدند بعد هم يزيد. اين اسلام اينه و لذا يک خفقاني بود که هر چه معاويه مي‏گفت کسي لب از لب تکان نمي‏داد. معاويه مي‏خواست مردم را امتحان کند گفت يک روز چهارشنبه بگوئيم مي‏خواهيم نماز جمعه بخوانيم ببينيم کسي جرأت مي‏کند بگويد امروز جمعه نيست، چهارشنبه رفتند نماز جمعه خواندند و يک نفر جرأت نکرد بگويد امروز چهارشنبه است اينقدر وحشت.
معاويه يک مشت لشکر داشت که اميرالمؤمنين (عليه السلام) به يارانش مي‏فرمود دوست دارم ده تاي شما را بدهم يکي از علاقمندان به معاويه را بگيرم يعني آنها علاقه‏شان به معاويه اينقدر بتون آرمه و سفت بود. در يک ماجراي قضاوت قاضي حکم داد که اين شتر ماده مال فلاني است. صاحب شتر گفت بابا اين شتر ماده نيست، نر است. معاويه گفت اگر قاضي حکومت من به نر گفت ماده يا به ماده گفت نر، کسي حق ندارد بگويد چيز ديگر يعني به چهارشنبه بگويد جمعه به جمعه بگويند چهارشنبه به نر بگويند ماده به ماده بگويند نر کسي جرأت حرف زدن نداشت. حالا در يک همچين کشوري در دمشق يک زني مثل زينب کبري (عليها السلام) اين همه داغ ديده، آمده خطبه مي‏خواند توي خطبه‏اش مفصل است يک جمله‏اش را برايتان معنا کنم مي‏فرمايد که در کوفه در شام هم يک خطبه دارد.
حمد خدا، اولين کلام زينب (س) در برابر يزيد
خطبه شام‏اش را برايتان معنا کنم مي‏گويد که: «الحمد اللّه ربّ العالمين» اول حرفش مي‏گويد خدا را شکر ما وقتي شکم‏مان سير است مي‏گوئيم خدا را شکر. زينب (عليها السلام) در حال گرسنگي هم گفت خدا را شکر. در حالي که همه سختي‏ها ديده، پياده و سواره از کربلا تا کوفه از کوفه تا شام ده‏ها روز اسارت، در به دري داغ خطر نيش همه را تحمّل کرده باز مي‏گويد: «الحمد للّه» اين خيلي در سه بعد صلوات مي‏فرستد بعد شروع مي‏کند مي‏گويد آيه قرآن مي‏خواند مي‏گويد: «ثم کان عاقبه الّذين اساؤا السواي أن کذبوا بآيات الله» اي کساني که گناه کرديد شما کافر از دنيا خواهيد رفت، عاقبت شماها که آمديد حسين (عليه السلام) را کشتيد بد عاقبت و همه‏تان کافر مي‏ميريد (در پايتخت ببينيد يک کسي بيايد مثلاً در رشت که مرکز برنج است در مازندران، گيلان که مرکز برنج است يک چهارپايه بگذارد توي خيابان بگويد مرگ بر برنج. در پايتخت برنج بگويد که مرگ بر برنج، خيلي جسارت است کسي مثلاً بيايد توي مدرسه فيضيه که مرکز طلاب و روحانيون است آنجا مثلاً يک دري وري بگويد خيلي جرأت مي‏خواهد بچه‏هاي ما مرگ بر شاه مي‏گفتند ولي شاه تهران بود. مرگ بر شاه اهواز کسي برود توي صورت شاه به شاه نگاه بکند بگويد مرگ بر شاه، اين خيلي جگر مي‏خواهد اين هم ممکن است يک کسي بگويد در رود (فرار کند، نه) يک کسي سخنراني کند اين هم نه يک زن، اين هم نه يک سري همه داغ و اسارت ديده، يک زني که اين همه ضربه ديده در مقابل حکومت اين رقمي حرف مي‏زند، خيلي مهم است.
کافرها با جنايتي که کرديد برادرم را کشتيد کافر مي‏ميريد. آن وقت کلمه‏اش حمد است، دومين کلمه‏اش قرآن است انس زينب کبري (عليها السلام) با قرآن زينب کبري (عليها السلام) دختر فاطمه (عليها السلام) است. فاطمه زهرا (عليها السلام) در سخنراني کوتاهي که کرد در مسجد حدوداً 54 تا آيه قرآن خواند خيلي مهمه. تسلط و انس «أظننت يا يزيد» توي کاخ يزيد توي کشور يزيد مي‏گويد گمان کردي «أظننت يا يزيد حيث اخذت علينا اقطار الارض و آفاق السماء....» يزيد تو فکر کردي ما را کشتي ما خوار شديم؟ تو فکر کردي، تو فکر کردي، تو فکر کردي، خوب همه حرفهايش را مي‏زند. اللّه اکبر بعد مي‏آيد مي‏گويد که: «لا يحسبنّ الّذين کفروا انما نملي لهم خيرا» آيه قرآن مي‏خواند يزيد فکر نکن دو سه روز زنده‏اي به نفعت است، خدا گذاشته پيمانه‏ات سر برود پدرت را در بياورد. فکر نکن چند روزي «أمن العدل يا بين الطلقاء» تو عادل هستي؟
تحقير دشمن، در عين اسارت به دست دشمن‏
يزيد اصلاً مي‏داني بابات کيه؟ تو بابات کسي بود که اسير جدم شد، شما بردگاني بوديد که پيغمبر (صلّي اللّه عليه و آله) جد من شما را آزاد کرد. تو برده هستي، تو کافر هستي، تو را خدا مهلتت داده، پيمانه‏ات سرد شود، بعد داغانت کند خيلي مهمه، خيلي مهمه. بعد مي‏فرمايد همينطور صحبت مي‏کند، صحبت مي‏کند تا آخر حرفهايش مي‏گويد: «اني لاستصغر قدرک» اللّه اکبر، اللّه اکبر، اللّه اکبر چه جمله‏اي است!! «اني» بدرستيکه من زينب (عليها السلام) «له» يعني قطعاً «استصغر» صغير مي‏کنم «استصغر قدرک» قدر تو پهلوي من خيلي کم است، تو بسيار پستي، يزيد پست تو پهلوي من خيلي پستي. يک زن اين همه...ها چاي کم رنگ شده، خانم قهر کرده سر يک چيزي که گفتند برو ميني‏بوس، گفته ميني‏بوس حالا اتوبوس آوردند گفته ش... مثلاً شب ساعت 8 مي‏آيم شوهرش ساعت 9 آمده، قهر مي‏کند اين همه مشکل ديده نه مأيوس شد نه قيچي شد نه منزوي شد نه ترسيد «اني لاستصغر قدرک» يزيد من خيلي تو را پست مي‏شمارم «واستصغر تقريعک» خيلي تو را لايق مي‏دانم که تو را بکوبم خاک توي سرت کنم «واستکبر توبيخک» من توبيخ تو را خيلي بزرگ مي‏دانم يعني تو استحقاق داري بزرگترين توبيخ‏ها را بشنوي. تو استحقاق داري بزرگترين تحقيرها را از من بشنوي. خيلي مهمه ماشاءاللّه، ما شاءاللّه. سخنراني‏اش طولانيه من... چون همه اينهايي که پاي تلويزيونند حوصله‏هايشان يک جور نيست مردم خيلي کم‏حوصله شدند. هي ساندويچ مي‏خورند، چون حوصله پختن ندارند، اخيراً آب ميوه مي‏خورند ديگر حوصله جويدن هم ندارند چون يک مشت مردم خيلي کم حوصله هستند من با وزن کم حوصله‏ها حرف مي‏زنم. مفصله آخرش مي‏گويد: «فکد کيدک» کد يعني کيد و حليه فکد، کد کيد. هر چي نقشه داري بکار ببر مي‏خواهم ببينم ديگر چه مي‏تواني بکني. حسين (عليه السلام) را کشتي بکش. زير سم اسب کردي؟ بکن. بچه‏هايش را اسير کردي؟ سرهايشان را سر ني کردي؟ توي کوفه و شام ما را گرداندي «فکد کيده» کار ديگر هم اگر دستت هست بکن «و سع سعيک» هر چه سعي و تلاش و کوشش داري کم‏اش نگذار «و ناصب جهدک» نهايت جهد و اجتهاد و جهد و کوشش‏ات را بکار ببر «فواللّه لا تمحوا ذکرنا» به خدا قسم زينب (عليها السلام) و حسين (عليه السلام) از تاريخ محو نمي‏شوند خيلي نشکنه.
مهم‏ترين مشکلات جوانان، احساس ضعف در برابر مشکلات
الان اگر بگويند داروي، يعني همه روانشناسها و روانپزشکها و تمام اينهايي که مشاوره مي‏دهند که بچه‏ات قهر کرد، بچه‏ات... در کنکور رد مي‏شود، رد شد حالا مي‏گويد آيه و حديثي داريم که مي‏گويد سعادت در دانشگاه است. دانشگاه توفيقه هر که رفت الحمد للّه اما نمي‏شود گفت تو نرفتي دانشگاه پس بدبختي نه خير ما ميليونها آدم خوشبخت داريم که دانشگاه نرفتند و صدها آدم هم داريم که مدرک دانشگاهي دارند، خيلي هم خوشبخت نيستند، البته آدم هم بايد خوب درس بخواند، دانشگاه هم توفيقه. ارزش دانشگاه سرجاش. اما نه اينقدر ارزش ندارد که اگر کسي رد شد خودش فکر کند يکي از ورشکستگان تاريخ است و پدر و مادر و بستگانش هم احساس کنند ديگر اين از گردونه خارج است نه آقا. داروين، من دو سه بار گفتم اين را، داروين در دو تا دانشکده رد شد، هم دانشکده پزشکي هم دانشکده علوم ديني، دين مسيحيت کشيش ولي خوب رفت رشته‏اي در رشته ديگر موفق شد. يکي از مراجع تقليد ازش (از او) پرسيدند چطور مرجع تقليد شدي گفت من چند تا منبر رفتم خراب کردم، هر چي گفتم پاي منبر مي‏خنديدند گفتند چطوري خنديدند؟ گفت يک بار من رفتم روي منبر بگويم صلوات بلند ختم کنيد گفتم يک بسم‏اللّه بلند ختم کنيد پاي منبر خنديدند هر وقت من را مي‏ديدند مي‏گفتند بسم‏اللّه بلند ختم کنيم؟ ديگر هيچي: يعني گاهي وقتها آدم در يک رشته شکست مي‏خورد بعد مي‏رود قم درس مي‏خواند مي‏شود مرجع تقليد، همين مرجع تقليد همان است که توي منبر شکست خورد.
حديث داريم بازاري‏ها اگر در يک رشته‏اي شکست خورديد نگوئيد ما بدبختيم، شغل‏ات را عوض کن ممکن است در يک شغل ديگر بسيار خوشبخت باشي در رياضي شکست خوردي در خياطي ممکن است پيراهن عروس بدوزي ده‏ها هزار تومان. کسي که در رياضي شکست خورد معنايش اين نيست که در خياطي شکست بخورد. هر کاري دستت است بکن. زينب (عليها السلام) کيست؟ زينب (عليها السلام) داروي مشکلات نسل نو امروز زمان است. نسل ظريف، نسل ضعيف، نسل شکست‏پذير. زينب کبري (عليها السلام) ياد بگيريم ازش (از او) اصلاً اين فلسفه‏اي که مي‏گويند روضه بخوانيد يعني آدم مي‏رود روضه مي‏بيند عجب چقدر اينها صبر کردند؟! چقدر اينها صبر کردند؟! «فواللّه لا تمحوا ذکرنا و لا تميت وحينا» تو وحي من را نمي‏تواني بميراني «و لا تدرک عملنا و لا ترحضوا عنک عارها فهل رأيک الي فند» (تو مي‏داني اصلاً خلي!) اللّه‏اکبر. يک زينب (عليها السلام) اين همه داغ ديده آمد توي کاخ به يزيد مي‏گويد: تو خلي «هل رأيک الي فند» مي‏داني رأيت سست است؟ يعني تصميم‏هايت آبکيه! «و ايامک الي عدد» مي‏داني ايام حکومتت چند عدد، چند روزي بيشتر نيست «و جمعک الي بدد» مي‏داني اين جاويد شاه، جاويد شاه دو سه روز ديگر پراکنده مي‏شوند صدام ديدي پوک شد، شاه ديد پوک شد مي‏داني که هر چه زور داشته باشي اينهايي که بله قربان گو هستند پخش مي‏شوند؟ خطر رها مي‏کند «هل رأيک الي فند» حالا عبارتش را... ريتم داردها! اصلاً موسيقي دارد ببينيد جملاتش را «هل رأيک الي فند ايامک الي عدد جمعک الي بدد» عدد، فند، بلد ريتم دارد سخنراني ريتم دارد «اذا الشمس کورت، اذا النجوم انکدرت و اذا البحار عشرت و اذا البحار سجرت و اذا... العشار عطلت و اذا المؤدهُ سئلت بأي ذنب قتلت» ريتم دارد. «قل هو اللّه احد، صمد، يلد، يولد» ريتم دارد. «ربّ العالمين، الرّحمن الرّحيم، مالک يوم الدّين، نستعين، مستقيم، ضالّين» قرآن آهنگ دارد حالا «والحمداللّه» خدا را شکر چرا؟ «ختم اوّلنا بالسعادة» اول کار ما سعادت است «و آخرنا الشهادة» اول شهادت، آخر شهادت. مي‏داني يزيد کي هستي؟ «ألا لعنة الله علي الظالمين» الا يعني آگاه باش. لعنت خدا بر تو. زينب کبري (عليها السلام) نشکنه. اين جرأت زينب (عليها السلام) در کجا؟ شام يا کوفه، شام.
سخنراني حضرت زينب (س) در برابر کوفيان بي‏وفا
اما زينب کبري (عليها السلام) يک سخنراني هم کوفه کرد. دو سه کلمه هم از کوفه برايتان بگويم. صلواتي بفرستيد «اللهم صلّ علي محمّد و آل محمّد» باز در کوفه فرمود: «الحمد الله» خدا را شکر. فکر نکنيد که حالا که در کربلا آن حادثه را رخ داديد من شکسته شدم باز هم خدا را شکر. اميرالمؤمنين (عليه السلام) شب جمعه توي دعاي کميل مي‏گويد: «صبرت علي عذابک فکيف اصبر علي فراقک» عذابم هم بکني طوري نيست اما دلتنگ تو مي‏شوم مثل يک مادري که پا مي‏شود مي‏رود يک شهرستاني، استاني ديگر بچه‏اش را در دانشگاه يا پادگان ببيند بعد مثلاً توي پادگان يا دانشگاه مي‏گويند امروز بچه‏ها رفتند اردو يا مرخصي. اين مادره مي‏گويد ببين اين همه گرما، سرما مشکلات طوري نيست اما حالا آمديم در پادگان در دانشگاه بچه‏مان نيست. مي‏گويد: «صبرت علي عذابک» عذابي که توي سفر کشيدم صبر مي‏کنم «فکيف اصبر علي فراقک» حيفش که بچه‏ام را نديدم. اميرالمؤمنين (عليه السلام) مي‏گويد توي جهنم مي‏خواهي بسوزاني بسوزانيد، آتش جهنم را تحمّل مي‏کنم اما باز هم دوستت دارم اين معرفت را ما که نمي‏فهميم. يعني بزرگهاي ما هم نمي‏فهمند خود ز..ر.. هم.. يعني چه؟ «الحمداللّه» بعد مي‏گويد: اما يا «يا اهل الکوفه» مردم کوفه «يا اهل الخطل و القدر و الحزل» باز ريتم دارد «خطل، قدر، حزل» اي کلک بازها، حقه‏بازها. خيلي است‏ها! يک زن اسير توي خيابان به قاتلين برادرش که هنوز شمشيرهاشان خون ازش (از آن) مي‏چکد مي‏گويد منافق، دروغگو، خيلي مهمه، خيلي مهمه. مي‏دانيد مثل شما مثل کيست؟ «انما مثلکم کمثل التي نقضت غزلها من بعد قوة انکاسا» يک زني بود پنبه‏ها را پشم‏ها را نخ مي‏کرد بعد دو مرتبه نخ‏ها را مي‏ريسيد برمي‏گرداند پنبه مي‏کرد. مي‏گويد مثل شما مثل همان هستيد يعني آنچه بافته بوديد خراب کرديد «تتخذون ايماناً دخلت» آيه قرآن است شما قسم‏هايتان را سپر براي کلک و حقه‏بازي قرار داديد. هي شروع مي‏کند آي چه چيزهايي مي‏گويد! «اتبکون» آن وقت کوفه گريه کردند که اِه!! راست مي‏گويد ما رفتيم حسين (عليه السلام) را کشتيم! چه غلطي کرديم. فرمود حالا گريه مي‏کنيد: «اتبکون» حالا گريه مي‏کنيد «عجل» بله گريه کنيد «والله فبکوا» بايد تا آخر عمر گريه کنيد «فانّکم احرياء بالبکاء» هيچکس سزاوارتر از گريه از شما نيست «فبکوا کثيراً» گريه کنيد بعد شروع مي‏کند صحبت کردن همينطور «أفعجبتمام تمطر السماء دما» اگر از آسمان خون ببارد تعجب نکنيد مي‏دانيد چه کرديد؟ «و العذاب الاخرة اخزي» غذاب آخرت خيلي رسوايي‏اش بيشتره در کمين شماست «أتريدون ويلکم» خاک توي سرتان کند فهميديد چه کرديد «رأي کبدٍ لمحمد» مي‏دانيد جگر گوشه پيغمبر (صلي الله عليه و آله) را قطعه قطعه کرديد مي‏دانيد چه کرديد؟ «أي دم له سفکت» مي‏دانيد چه خوني را ريختيد «لقد شيئاً ادّاتکاد السماوات يتطرف..» آسمانها اگر تکه تکه بشود حق دارد، زمين اگر تکه تکه بشود حق دارد، کوه‌ها اگر قطعه قطعه بشود حق دارد. اللّه اکبر «لقد جئتم شيئاً ادّا تماد السماوات يتفطرن منه و تنشق الارض و اتخذه الجبال» شروع کرده چه خطبه‏اي. خلاصه‏اش جمع کنم حوصله همه اينهايي که پاي تلويزيون هستند نمي‏رسد.
همسر فرعون الگوي مقاومت در برابر طاغوتها
زينب کبري (عليها السلام) زني بود نشکن همه مردان تاريخ بايد از اين زن عبرت بگيرند، حالا شما نگو دختر فاطمه (عليها السلام) بود. ما زن نشکن ديگر هم داريم، يک زن نشکن ديگر هم بگويم که خدا توي قرآن گفته همه مردها امام‏تان اين خانم است. مگر زن مي‏تواند امام بشود؟ بله زن مي‏تواند الگو بشود يعني زن مي‏تواند به جايي برسد که خدا به تمام مردان تاريخ بگويد از اين خانم ياد بگيريد. خانم کيه؟ خانم عربي‏اش را مي‏نويسم شما معنا کنيد «ضرب» يعني چه؟ «ضرب اللّه مثلاً» خداوند يک مثل زده، خدا يک نمونه مي‏خواهد نقل کند يک نمونه، يک مثل خدا نقل کرده «للّذين» يعني چه؟ «للّذين آمنوا امراة فرعون» خدا يک مثل زده براي کي مثل زده. يک نمونه نقل کرده براي «الّذين آمنوا» گفته نگفته «الّتي» الّتي، الاتي يعني خانم‏ها «الّذين» يعني مردها «الّذي» يعني مرد. «الّتي» يعني خانم. «الّذين» يعني مردها. «الاتي» يعني زنها. نمي‏گويد: «للّاتي» مي‏گويد: «للّذين آمنوا» يعني همه مردهاي با ايمان اگر خواستند آدم حسابي بشوند از اين خانم ياد بگيرند، آن ديگر دختر فاطمه (عليها السلام) نبود. خوب زن فرعون چي بود؟
زن فرعون طلا ديد جذب نشد، کاخ ديد جذب نشد حتي به ش... مي‏گفت خدايا من را از اين کاخ و باغ و طلا نجات بده. «نجني». اينکه مي‏گويم آيه قرآن است «نجني» يعني نجات بده «من فرعون» خدايا من را از فرعون نجات بده، کجا مي‏خواهي بروي؟ «ربّ» خدا «ابن لي» بنا کن براي من «بيتاً في الجنة» من بهشت مي‏خواهم، کاخ فرعون نمي‏خواهم همه مردم فرعون را که ادعاي خدايي و ربوبيت مي‏کرد مي‏پرستيدند اما زنش قبول نداشت مي‏گويد اين زن، زن نمونه است. زنده باد زني که کاخ و باغ و ج... جذبش نکند. زنده باد زني که مصيبت و مشکلات خوردش نکند. زينب (عليها السلام) را ما بيشتر به اينکه در کربلا مصيبت ديد بعنوان يک زن داغديده حساب مي‏کنيم، شما هيچ مي‏دانيد دانشمنده؟
برايتان بگويم يک قصه بعد از شهادت امام حسين (عليه السلام). هيچکس رابطه با امام نداشت چون امام حسين (عليه السلام) را کشتند، بدنش را زير سم اسب، سکوت يک چند تا شيعه بودند اينها وقتي مي‏خواستند سؤال کنند، اينها مي‏ترسيدند بروند سراغ امام زين العابدين (عليه السلام)، مي‏رفتند خانه حضرت زينب (عليها السلام). زينب کبري (عليها السلام) علوم امام سجّاد (عليه السلام) را مي‏گرفت به خانم‏ها مي‏داد، خانم‏ها به مردهايشان مي‏گفتند خط امامت در يک مدتي که رابطه با امام سجاد (عليه السلام) ممنوع بود رابطه بين علوم آسماني و مردم حضرت زينب (عليها السلام) بود اين نقش علمي دادگاش. عبادت زينب (عليها السلام) را برايتان بگويم کارش به جايي رسيده بود که امام حسين (عليه السلام) به زينب (عليها السلام) مي‏گفت توي نماز شب به من دعا کن. خيلي است‏ها! امام معصوم مثل امام حسين (عليه السلام) به زينب (عليها السلام) مي‏گويد توي نماز شب به من دعا کن «لا تنسني» فراموش نکن من را در نماز شب‏ات.
يک چيزي هم براي شوهر زينب (عليها السلام) بگويم. زينب کبري (عليها السلام) که دو تا بچه‏هايش در کربلا شهيد شدند، آمدند مدينه بعد از اسارت کوفه و شام يک جلسه فاتحه گرفتند مردم که مي‏آمدند شوهر زينب (عليها السلام)، شوهرش عبداللّه بود اسمش عبداللّه بود. لب در که مي‏گفتند تسليت مي‏گفتند آقا نمي‏رفت جبهه بچه‏ات... الان هستند بعضي‏ها متلک مي‏گويند به جانبازها. نمي‏رفتي جبهه، چرا رفتي جبهه تا جانباز شدي. چرا مثلاً شوهرت يا بچه‏ات را فرستادي جبهه که حالا خانواده شهيد بشوي، يک نيشي زدند به شوهر حضرت زينب (عليها السلام) که چرا بچه‏ها رفتند همراه مادرشان کربلا و شهيد شدند، حالا اگر بود الان فوق‏ليساني بود، يک جايي هم استخدام شده بود، حقوق هم داشت، خانه و ماشين و زندگي و تلفن... حالا بچه‏ات روي ويلچر نشست نبايد برود تا اين افراد وارد شدند توي جلسه فاتحه متلک گفتند به خانواده شهيد که پسر تو نبايد برود جبهه عبداللّه چنان برخورد کرد که اين آقايي که آمده بود فاتحه بخواند از مجلس عزا بيرونش کرد (يعني اين هم پايداري و مردي که اصلاً قرارداد اين بود که من زن تو مي‏شوم به شرطي که مرا از امام حسين (عليه السلام) جدا نکني يک سري جاها اين رقمي است. اميدوارم که دختران ما، زنان ما با حوادث نشکنند. اين حوادث براي همه بوده، براي همه بوده فقر براي همه بوده، مصيبت براي همه بود منتهي ما گاهي وقتها امروز زندگي طرف را مي‏بينيم فوري عکس برمي‏داريم شما چرا عکس برمي‏داريد. عکس که برمي‏داري نم... از عکسها نمي‏شود قضاوت کرد شما ممکن است عکس من را ببينيد در حال خنده تا مي‏روم بخندم فوري عکس مي‏گيريي. مي‏گويي ببين قرائتي را ديدي روز عاشورا داشت مي‏خنديد بابا من قبلش کلي روضه رفتم، گريه کردم حالا هم يک چيزي ديدم خنده‏ام گرفت اين آقايي که مي‏بينيد سوار اين ماشين است‏ها! شما اگر بدبختي‏هايش را برايت بگويد مي‏گويي آدم سوار الاغ بشود بهتر از اين است که اين همه غصه داشته باشد از زندگي مردم فيلم برداريد نه عکس فهميديد چي مي‏گويم؟ عکس يعني در يک لحظه خوش عکس بر مي‏داريد آن وقت همه‏اش فکر مي‏کنيد ايشان دائماً (بگوئيد) خوشه (خوش است) اما اگر گريه‏هايش را ديده باشي بدبختي‏هايش را ديده يعني اگر نان و کبابش را عکس گرفتي، نان خالي‏اش را هم عکس بگير، پهلوي هم بگذار و الا ممکن است شما ببينيد که بنده فرض کنيد زير يک درخت نشسته‏ام و مي‏گويم و مي‏خندم بگويي اين شيخه! اين هم جمهوري اسلامي ببينيد آخونده چه جوري دارد مي‏خندد خوشه!! بابا بيا از من بپرس توي اين يک ماه چند ساعت تفريح کردي توي اين يک ماه هفت ساعت تفريح کردم اين الان توي ساعت هفتم رسيدي عکس گرفتي از زندگي مردم هر که مي‏خواهد باشد تمام را حساب کنيد، اشکش را با خنده‏اش کارش و اينها را حساب کنيد.
قضاوتها، قضاوت جمعي باشد زود با يک برخورد قضاوت نکنيد. ما 12 تا امام داريم هر کدام يک جوري بودند ما تمام دوازده تا برايمان الگو است. امام حسن (عليه السلام) يک شيوه زندگي داشت امام حسين (عليه السلام) يک شيوه اين امامان ما شيوه‏هاش فرق مي‏کند چون هر کدام در يک شرايطي در يک حکومتي با يک مردمي بودند. يک وقت مردم مريض‏اند. مرض جهل نمي‏دانند، يک وقت نه مي‏دانند جرأت نمي‏کنند مرضشان مرض ترس است، براي مرض ترس يک نسخه بايد داد براي مرض جهل يک نسخه بايد داد عين لباسي که آدم تابستان يک لباسي مي‏پوشد، زمستان يک لباس. شرائط امامت‏ها فرق مي‏کند و لذا کل اين دو قرن و خورده‏اي که از اميرالمؤمنين (عليه السلام) تا امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) هست اين 200 سال با هم مجموعاً يک زندگي کامل‏اند يعني هر زماني زندگي ما با يکي از اين قطعات شباهت دارد يکبار زمان حسيني است يکبار زمان حسني است يکبار زمان جعفري است، يکبار زمان باقريه، يکبار زمان حسيني است، يکبار زمان رضوي است (عليهم السلام) زمان امام رضا (عليه السلام) بحث توي مد بحث مباحثه با چي... به قول چيز مي‏گويند گفتگوي تمدنها امام رضا (عليه السلام) مي‏نشست تمام سران کشورها و س... سران اديان مي‏آمدند حرف مي‏زدند و امام رضا (عليه السلام) بحث مي‏کرد و ثابت مي‏کرد که من منطقم و استدلالم از همه شما... يعني يکوقت زمان، زمان بحث است چرا؟ براي اينکه مأمون‏الرشيد توي تمام بني‏اميه و بني‏عباس باسوادترين آدمها به هارون الرشيد... مأمون الرشيد بود. خيلي آدم علم دوستي بود حالا يا واقعي يا منافقانه، همه‏اش جلسات دانشمندان راه مي‏انداخت و توي جلسه دانشمندان امام رضا (عليه السلام) بايد از آن پوست پرتغال آن مربا را درست کند، مرباي گفتگو که معلوم بشود استدلال... يک وقت مثل امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) است که رژيم بني‏اميه سقوط کرده، رژيم بني‏عباس هنوز پا نگرفته، يک مدتي فراغت دارند حوزه علميه راه انداختند، هر زماني يک شرائطي دارد خوشا بحال کسي که زندگي‏اش را از مرجع تقليد بپرسد که الان وظيفه ما چيست؟ شرائط هم ما نمي‏توانيم تشخيص بدهيم بايد کسي تشخيص بدهد که هوي و هوس نداشته باشد يک 50، 60 سالي هم توي علم و تقوا خيس خورده باشد عادل باشد، مرجع تقليد باشد هوس هم نداشته باشد آن وقت بگوئيم آقا الان در اين زمان وظيفه ما چيست؟ اگر در اختيار خودمان باشيم قاطي پاتي مي‏کنيم يک جايي که بايد عصباني باشيم، يک جايي که بايد موضع بگيريم، يک جايي که بايد شل بگيريم، يک جايي که بايد سفت بگيريم، قاطي مي‏کنيم به همين خاطر گفته‏اند، حوادث واقعه را بايد تقليد کرد که آقا در اين شرائط وظيفه شرعي ما چيه؟
خدايا! تو را به آبروي زينبي (عليها السلام) که نشکست، هيچ حادثه‏اي او را نشکست، ايماني به ما بده که هيچ حادثه تلخ و شيريني ما را نشکند (الهي آمين).
افرادي که گرفتار منزوي شدند اي... انشاء الله بحث امشبم براي اينهايي که قهر کردند رفتند خانه پدرشان، رفتند خانه برادرشان سرچيزهايي جزئي شکسته شدند، زشت است يک زن مثل زينب (عليها السلام) اين همه حادثه نمي‏شکند، يک زن سر... يک مرد، سر يک چيز جزئي زندگي‏اش را به هم مي‏پاشاند. سر يک کلمه، سر يک چيز جزئي زندگي‏اش متلاشي مي‏شود. خدايا از آن روحيه‏هاي زينب کبري (عليها السلام) که هيچ حادثه‏اي او را نشکست، آن روحيه‏ها را به مرد و زن ما مرحمت بفرما.
«والسلام عليکم و رحمة اللَّه و برکاته»

مقام زن و عوامل موثر در زندگي‏

  مقام زن و عوامل موثر در زندگي‏



«بسم الله الرحمن الرحيم»


زن، مورد الهام خداوند و فرشتگان‏
اما مقام زن، زن مي تواند مورد الهام قرار بگيرد «و اوحي اليام موسي» «اوحي ايام موسي» فعلا بخش اول را دارم صحبت مي کنم «و اوحي اليام موسي» به مادر موسي (عليه السلام) وحي کرديم که چه کند، پس زن مي تواند به جايي برسد که خداوند بهش الهام کند البته زنهايي که بايد شناخته شده باشندها! اخيرا يک مشت زنها هستند دکان درست کردند مي گويند من حضرت زهرا (عليها السلام) را خواب ديدم امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) پريشب آمد خانه مان يک مشت زن ساده هم دور اينها را مي گيرند و خانه‏اش مي روند و نذرش مي کنند توسل و... اصل اينها دروغه يعني هر صدتايي شايد 5/99 ش دروغ باشه دکان است بنده يک جو ايمان به اينها ندارم يک ذره چه مردش چه زنش. ما يکبار ديديم که بعضي از آدمهاي خيلي سرشناس مريد يک کسي شدند و گفتند ايشان امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) را رابطه دارد با امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) بيا برويم خانه‏اش گفتم بنده خانه‏اش نمي آيم خلاصه آنرا برداشتند آوردند دو سه سوال کردم از او توي خانه مان فهميدم اين هم دکان درست کرده دکان است آقا دکان.
ولي حرف راست هم داريم منتهي آدمها بايد شناخته شده باشند «و اوحي اليام موسي». داريم که فرشته با زن صحبت مي کند «و قالت الملائکة يا مريم» ملائکه با مريم (عليها السلام) گفتگو کردند «و قالت الملائکة يا مريم» آيه قرآن است فرشته‏ها با مريم (عليها السلام) صحبت کردند زن مي تواند به جايي برسد که خدا به پيغمبر (صلي الله عليه و آله) مي گويد واجب است تاريخ اينرا براي مردم بگويي اِه!! پيغمبر (صلي الله عليه و آله) بيان کننده تاريخ اين خانم بشود؟ بله «و اذکر في الکتاب مريم» همانطور که توي قرآن مي فرمايد: «و اذکر في الکتاب ابراهيم» مي گويد پيغمبر (صلي الله عليه و آله) هم بايد تاريخ ابراهيم (عليه السلام) را براي مردم بگويي هم بايد تاريخ... يعني زن مي رسد به جايي که پيغمبر (صلي الله عليه و آله) بازگو کننده تاريخ او باشد. زن مي تواند به جايي برسد که آمين اش دعاي پيغمبر (صلي الله عليه و آله) را مستجاب کند پيغمبر (صلي الله عليه و آله) بنا بود در يک ماجرايي نفرين کند براي اينکه نفرينش مستجاب بشود حضرت زهرا (عليها السلام) را با خودش برد. نه زن عادي حتي کنيز ما 12 تا امام داريم 6 تا از امام‏هاي ما مادرش کنيز است يعني حتي زن برده که کنيزه مي تواند مادر امام معصوم باشد.
سعي صفا و مروه، يادگار هاجر
زن کنيز مي تواند به جايي برسد که تمام پولدارهاي کره زمن بروند جاي پايش آنجايي که او راه رفت راه بروند حاجي هايي که مي روند مکه يک جايي هست به نام سعي و صفا و مروه يک خيابان 400 متري سر پوشيده است آن ورش کوه صفا اين ورش کوه مروه بين ش حدودا 400 متر است توي اين 400 متر حدود 40 مترش ور مي جهند همچ... هيجاني راه مي روند مي گويند چون اينجا کنيزي بود به نام هاجر اينجا به خاطر عطش بچه ش که ديد اينجا حضرت ابراهيم (عليه السلام) آمده ايشان را گذاشته با يک بچه نوزاد بين چند تا کوه هيچي آب نيست هيچ گياهي نيست خدا گفته بود اين کار را بکن مي خواست امتحان کند اين زن جوان و اين بچه نوزاد را گذاشت و رفت بچه گريه کرد تشنه‏اش شد عجب يک زن توي بيابان، کوهستان، هوا داغ هيچکه نيست اين پرنده پر نمي زند دويد رفت روي کوه صفا ببيند چشمه آبي، درختي، کلاغي، کبوتري هيچي نيست دويد رفت کوه مروه دويد، دويد، دويد، دويد 7 بار به اين 40 متريه که مي رسيد اين 40 متر مقابل بچه‏اش بود هيجاني مي دويد بال مي زد و همه حاجي‏هاي کره زمين آية الله و پرفسور و مبتکر و مخترع پير و جوان همه حاجيها و همه پولدارهاي تاريخ بايد بروند جاي کنيز ورجهند که يک زماني يک کنيزي اينجا سوخت حواست جمع کن زن مي تواند به اينجا برسد. زن مي تواند پيشنهاد کارهاي اقتصادي داشته باشد.
دختران شعيب (عليه السلام) به پدر پيشنهاد کردند «يا ابت استاجره» بابا جان اين جوانه، موسي (عليه السلام) جوان خوبيه قوي است براي کارگري بگيرش و حضرت شعيب (عليه السلام) هم پذيرفت (در خانه داري زن مي تواند به قدري آشپزي اش خوب باشد که در چند لحظه يک گوساله بزرگ را سرخ کند حضرت ابراهيم (عليه السلام) دوتا ميهمان برايش آمد به چلوکبابي تلفن نکرد قرآن مي گويد که تا ديد ميهمان آمد «فراغ، راغ الي اهله فجاء، فجاء بعجل سمين» در آيه ديگري دارد «بعجل حنيذ» حضرت ابراهيم (عليه السلام) دوتا ميهمان برايش آمد تا ميهمان برايش آمد ميهمانها تا نشستند «راغ» نمي گويد «ذهب»، «راغ» يعني جيم شد آخر آدم وقتي پا مي شود مي گويد بروم يک چاي بياورم ميهمانه مي گويد نه، نه نه خواهشم مي کنم تشريف داشته باشيد اگر يک کاري مي خواهي بکني جيم شو يعني يک جوري برو که ميهمان نفهمد که داري مي روي چيزي بياوري بگويي پاشم بروم يک ميوه‏اي بياورم پاشم بروم شربت بياورم مي گويد نه خواهش مي کنم بنشين «راغ» يعني جيم شد نگفته «ذهب» جيم شد کجا رفت؟ رفت پهلوي حاج خانم اين «فاء» يعني سريع هر جا مي گوئيم «فاء» اي... «فاء» يعني فوري اين «فاء» کلمه «فاء» يعني فوري «ثم» يعني بعد از مدتي يکوقت مي گويم «ثم راغ» يعني کي دو سه ساعت نشست بعد پاشد رفت. رفت توي آشپزخانه يک چند ساعت کشيد بعد يک گوساله آورد اين «فاء» يعني فوري، فوري پاشد پذيرايي کرد يعني پذيرايي از ميهمان بايد فوري باشد. پذيرايي از ميهمان بايد فوري باشد يکي هم فوري «فجاء بعجل» «عجل» يعني گوساله «سمين» يعني چاق «حنيذ» يعني سرخ کرده يک آيه مي گويد گوساله چاق بود جاي ديگر قرآن مي گويد گوساله سرخ کرده بود نمي گويد گوشت گوساله حن... مي گويد خود گوساله البته نگوئيد آقا دوتا ميهمان يک گوساله مي خواستند چه کنند؟ اسراف اينست که دور بريزيد اما اگر يک پذيرايي کردي باقي ش تا دانه آخر خورده شد اسراف نيست. شرائط هم آن زمان فرق مي کرده حالا البته گوشت خيلي گران است و خيلي خانه‏ها، خيلي خانه‏ها نمي توانند گوشت بخورند حالا مهم کدبانو بودن است که يک زن چقدر چابکه در چابکي ساره چه سريع توانست يک گوساله را سرخ کند در هجرت هاجر در صبر زينب (عليها السلام) در همه کلمات زهرا (عليها السلام) در پاکدامني همه نمونه‏هاي الگوهاي خوب را ما داريم.) خوب مقام زن حالا شما اينجا بگو خوب حاج آقا شما راجع به مقام زن صحبت مي کني.
ديه، جبران مالي است، نه ارزش شخصي‏
بعضي جا اسلام مثلا گفته که مثلا ديه زن نصف مرد است اين توهين به شخصيت نيست نه ديه که مال شخصيت شما نيست يک کسي يک مرجع تقليد را بکشد يک مخترع را بکشد کسي علي بن ابي طالب (عليه السلام) را بکشد مثلا ابن ملجم علي بن ابي طالب (عليه السلام) را کشت خوب حالا بايد بگوئيم شخصيت علي (عليه السلام)! حالا که او علي (عليه السلام) را کشته ما بايد سه تا او را بکشيم نه بابا علي (عليه السلام) فرمود نکند بگوئيد علي (عليه السلام) شخصيت مهمي داشته پس خيلي بکشيم «ضربةً بضربه» يعني او يک ضربه زد شما هم چي... اين حقوق شهروندي است يکي است زن و مرد ح... شخصيت شان يکي است و لذا اگر بگوئيم خوب شما فکر مي کنيد که حالا که مثلا گفتند مثلا مرد را اگر کسي بکشد فرض کنيد 20 ميليون زن 10 ميليون همين اسلام پيداست که اسلام به زن توهين کرده نه آقا اين ده ميليونه پول شخصيت نيست اگر پول شخصيت بود پس بايد هر کس هر مرجع تقليدي را بکشد بايد چند ميليون 100 ميليون، 500 ميليون بدهد اگر يک مبتکري را کشت اگر يک دکتر متخصصي را کشت بايد... اين پول، پول شخصيت نيست پول جبران خسارت است معمولا در تاريخ هم گذشته هم الان هم آينده معمولا نان آور خانه مردها بودند و کسي که نان آور را بکشد ضربه به نان آور زده و لذا بايد 10 ميليون بدهد نگو آقا بعضي خانم‏ها حقوقشان مثل مردهاست يا بيشتر از مردها هميشه قانون که وضع مي کنند روي افراد نادر قانون وضع نمي کنند مثلا بگويند هواي تابستان داغه پس مدرسه‏ها تعطيل نگوئيد آقا يکي از روستاهاي همدان خنکه خيلي خوب حالا ممکنه ده جا هم خنک باشد دماوندي، توسرکاني، ملايري، يک جاي مثلا 4 تا روستاي خنک 4 تا شهر خنک...
ولي ما وقتي قانون وضع مي کنيم نبايد موارد استثنايي را در نظر بگيريم بايد موارد کلي را در نظر بگيريم در کلي... مرد نان آور خانه است و کشتن مرد يعني کشتن نان آور کشتن نان آور ضربه اقتصادي مي خورد به خانواده بنابراين گفته‏اند يک خورده از نظر اقتصادي پولي بيشتر قاتل بدهد پس پول بيشتر که قاتل مي دهند به خاطر شخصيت نيست اگر به خاطر شخصيت بود هر کس علي (عليه السلام) را کشت بايد همه اموال دنيا را بدهد. مال شخصيت که نيست. اين مال اين يا مثلا ارث من بارها گفتم توي تلويزيون شايد چند بار دو سه بار شايد گفته باشم اگر مي گويند زن ارثش نصف مرد است اين به خاطر اينکه بار اقتصادي روي دوش زن نيست زن اگر هرچه هم پول و درآمد داشته باشد مي تواند پولهايش را پس انداز کند به شوهر بگويد تو بايد خرج من را بدهي شوهره مي گويد بابا تو پدرت پولداره ارث به تو رسيده خودت درآمد داري مي گويد آقا همه درست اما از نظر قانون اسلام خرج من با شماست خوب شما آنرا چرا نمي گوئيد؟ بار خانه و بار زندگي و بار نفقه روي دوش مرد است (بهش گفتند خوب مرد اگر مرد... آن زن نصفه‏اي هم که دارد مي تواند قايم کند من اينرا چون گفتم نمي خواهم... حالا تکرار هم مي کنم طوري نيست ببينيد مثلا 30 تومان مردم کره زمين دارند اين 30 تومان 20 تومانش مي رسد به پسرها 10 تومانش مي رسد به دخترها ارث زن نصف است به دختر خانم مي گوئيم دختر خانم شما چقدر داري؟ مي گويد10 تومان مي گوئيم خوب اين ده توماني که داري از اين خرجي که به گردنت نيست برو پس انداز کن خوب من چه کنم؟ بيا با اين پسره ازدواج کن اين مال پسراست تو هم برو کنارش پسر و دختر اينجا باشيد خوب 10 تومانت را قايم کن بيا سراينجا بن... پهلوي پسر اين 20 تومان وارد زندگي هر دو مي شود بنابراين دخترخانم ده تومان از آنجا هوش مي کشد 10 تومان هم اينجا يواشکي قايم کرده اسلامي که گفته ده تومان باري روي دوشش نيست مثل اينکه شما يک نان داريد مي گذاريد توي سفره مي رويد سر سفره نان مي خوريد اين هم مال اين. يا مثلا گواهي زن نصف مرد است اصلاء گواهي دادن حق نيست آخر يک چيزي که حق شماست بگو حق من را گرفت خيلي چيزها حق نيست که تکليفه بايد بگوئيم خوب الحمدلله مثلا شما بيائيد گواهي بدهيد که فلاني دزدي کرده يا دزدي نکرده اين يک تکليف است که اگر شما مي دانيد باري به مظلومي از بين مي رود برو ش... هرچه ديدي با چشم هايت شهادت بده. شهادت دادن تکليفه وقتي تکليف را از روي دوش ات بر... از روي دوش ات بايد بگويي الحمدلله رب العالمين.)
نفي قضاوت از زن، نفي تکليف است‏
يا مثلا قضاوت، قضاوت که حق نيست آقا چرا زن قاضي نشود؟ بابا قضاوت که حق نيست قضاوت تکليف است اگر گفتند زن قاضي نباشد يعني خانم اين تکليف را از روي دوش شما... صدهزار مرتبه شکر صدهزار مرتبه شکر. امر به معروف و نهي از منکر تکليف است مسجد الان بايد ش... تطهير بشود مسجد نجس شده بايد مسجد را واجب شستن مسجد واجب است بنده مي آيم مسجد را مي شورم مي گويند مي گويند آقا ببخشيد شما تشريف نياوريد ما شيلنگ گرفتيم و مسجد را شستيم مي گوئيم الحمدلله چون يک تکليفي بود و اين تکليف را ديگري انجام داد. بله يکوقت شله زرد مي دهند توي مسجد فرهني مي دهند به مردم به زن...هاي تبعيض بود چرا به ما فرني نداديد؟ چرا به پلو نداديد؟ بله يک چيزي حق باشد از شما بگيرند شما داد بزنيد اما شستن مسجد يک حق نيست يک تکليف است. وقتي گفتند اين تکليف روي دوش زنها نيست بايد گفت صدهزار مرتبه شکر ولذا در روايت هم مي گوئيم مي گويند «ليس علي المراة» نمي گويد: «ليس للمراء» حالا اين يک خورده آخوندي مي شود طوري نيست ادبيات عرب بلديد ديگر «ليس» ليس يعني چي؟ بارک الله «ليس علي المراة» يعني بر ز... به گردن خانمي نيست در روايت نمي گويد «ليس للمراة» اگر مي گفت به نفع زن نيست يعني ببين اينجا اسلام حق ما را خورد مي گويد به گردنش نيست يعني يک تکليفي بوده ما اين تکليف را...
جاهايي که اسلام گفته زن نباشد قاضي نباشد، قاضي نباشد يعني تکليف از گردنش... خوب، علاوه بر اينکه قاضي عرض کردم در جلسه قبل همه ش صبح تا شب نگاهش به آدمهاي بزهکار خلافکار و آنجا بايد بگير، ببند، بزن خوب اين يک کار خشونت طلب است حيف است اعصابت را... يا مثلا در مشورت ببيند سفر مردها در تاريخ بيشتر است يا زنها؟ سفر مردها بيشتره درگيري مردها بيشتره و هرکس سفر و درگيريش توي جامعه بيشتر باشد تجربه‏اش هم بيشتر است بالاخره زن به دليل حاملگي به دليل زايمان بدليل ايام ويار به دليل ايامي که بايد توي خانه استراحت کند به دليل شير دادن بچه به دليل بچه داري به دلائلي رابطه‏اش با جامعه کمتر است و آن بچه پروري هم کار مهمي است) تربيت نسل مهم، مهم است. مي گويند يکي از دانشمندان گفته بود همان دستي که گهواره را تکان مي دهد دارد دنيا را تکان مي دهد فکر نکن دارد گهواره تکان مي دهد دارد دنيا را تکان مي دهد حرف نمي دانم افلاطون يا کسي است يادم نيست حرف کيه يکي از دانشمندان گفته بود که... نگاه نکنيد به زن دارد گهواره را تکان مي دهد اين دارد دنيا را تکان مي دهد. بنابراين جاهايي را که اسلام گفته زن کنار اينها يک باري است از روي دوش خانم‏ها برداشته. ايام تولد حضرت زهرا (عليها السلام) بحث را گوش مي دهيد عروس و داماد، خدمت رساني که مي گويند اين را مي گويند خدمت رساني در تاريخ يک عروس داشتيم که توي راه عروسي فقير را ببيند پيراهن عروسي اش را بدهد به فقير يک نسخه بيشتر توي تاريخ نيست اين را مي گويند خدمت در تقسيم کار گفتند يا رسول الله (صلي الله عليه و آله) شما تقسيم کار کنيد حضرت فرمود که کارهاي توي خانه مال زهرا (عليها السلام) کارهاي بيرون خانه مال علي (عليه السلام) اينقدر زهرا (عليها السلام) خوشحال شد چون هرچه زن سرو صدا کمتر بشنود براي اعصابش تمرکز فکرش براي پاکدامنيش بهتر است نه اينکه حالا بيايد بيرون حرام باشد نه يک جايي هم زهرا (عليها السلام) آمد توي مسجد سخنراني کرد يک سخنراني کرد مسجد رفت روي هوا زينب کبري (عليها السلام) يک سخنراني کرد کوفه و شام تکان خورد يک جايي بايد زن بيايد جلو و يک زن کار صد تا مرد را مي کند (اما اگر لازم نيست خودمان را به دردسر نيندازيم خوب اين نان آن هم مي تواند بخرد من چرا بروم توي صف نانوايي که اينقدر رنگارنگ ببينم اينقدر حرفهاي رنگارنگ بشنوم او به او نيش مي زند او به او سربه سر مي گذارد اينقدر حوادث تلخ ببينم ديدن رنگاورنگها و حوادث تلخ اگر زن حامله باشد روي بچه‏اش اثر... اصلا بعضي فيلم‏ها روي بچه اثر مي گذارد بعضي نگاها روي بچه اثر مي کند بعضي شنيده‏ها بعضي گفته‏ها اينها همه روي بچه اثر مي گذارد کمااينکه شنيدن حق هم اثر مي گذارد يکي از علما وقتي مي خواست درس بدهد يک بچه نوزادي داشت مي آورد مي نشاند و وقتي مي گفت مي خواهم مي گفت مي خواهم صداي قال الصادق و قال الباقر (عليه السلام) که به طلبه‏ها مي گويم مي خواهم اين صدا به گوش بچه... بچه من مي خواهم با حديث خوابش ببرد حالا.) اما چند دقيقه آخر بحث چون روز زن هست چه کنند زن و شوهرها... زندگي شان شيرين بشود من اينجا 10 تا چيز را نوشتم که اين ده تا چيز زندگي را شيرين مي کند اميدوارم خانم خودم پاي تلويزيون نباشد چون اگر باشد مي گويد حاج آقا چرا خودت عمل نمي کني حالا حاج خانم اگر پاي تلويزيون هستي خاموش کن تل... صلواتي بفرستيد (اللهم صل علي محمد و آل محمد)
صداقت، مهم‏ترين عامل شيريني زندگي‏
عواملي که زندگي را شيرين مي کند 1-صداقت و همدلي به هم راست بگويند بعضي وقتها کينه‏ها به خاطر اينست که به هم دروغ مي گويند بعد مشتشان باز مي شود مي گويد تو به من دروغ گفتي راست بگوئيد منتهي براي راست گفتن هم بايد کمک هم کنيد يک مردي بود مي گفت ن...نفهمد زنم که من خمس مي دهم بهش گفتم چرا؟ گفت اگر بفهمد خوب گفت من گفتم يک گردنبند بخر براي من نخريدي حالا رفتي پول هايت را مي دهي به آخوندها يعني مثلا زن حالا که پول را به آخوندها که آخوند خرج خودش نمي کند آن آقايي که خمس اش مي دهد بايد بشناسد که آخوند زاهدي باشد مردم به هر آخوندي پول نمي دهند اگر آخوندي ماشين اش چنين باشد خانه‏اش چنين باشد بهش نمي دهند مي روند خانه عالمي که مي بينند اين زندگي اش با 30 سال پيش با 50 سال پيش فرق نم... به آن آخونده پول مي دهند به هر آخوندي پول نمي دهند حق هم با مردم است. بله يک وقت سير رشد طبيعي است حالا يک آخوندي پيکان داشته پژو شده خوب بالاخره اگر ايشان توي بازار هم بود يک بازاري هم بعد از 10 سال 20 سال پيکانش پژو مي شود ولي يکوقت مي بيني اِه!! اين تا ديروز هيچي نداشت اين دو سه ساله چقدر پولدار شد اين از کجا آمد آنوقت اينرا ديگر سوظن است، سوءظن است بنابراين به آن مرجع زاهدي که به آن مرجع تقليدي که مي دانند هوي‏ و هوس ندارد علمش و تقواش فوق است هوي‏ و هوس هم ندارد پول را مي دهند به او. حالا شما واقعا حضرت عباسي گردنبند شما مهمتر است يا کمک به او و توج... يک کاري بکنيد راست بگويند. (آقا اينجا... خيلي خدا رحمت کند يک خانمي من ديدم در يک جايي مرحوم شد مادر دو شهيد هم بود شوهرش گفت از مکه آمدم دو تا ساک آوردم گفتم خانم ببين اين ساک مال تو و فاميل هايت سوغاتي است اين ساک هم مال من و فاميل هايم تو بردار هر جا مي خواهي تقسيم کن من هم ساک خودم... گفت خدا قبول کند دست شما درد نکند اصلا نگفت نه درش را باز کن ببينم براي فاميل هايت چي آوردي ببينيد گاهي وقتها زن يک حساسيت هايي نشان مي دهد مرد را دروغگوش مي کند و عکس مرد يک حساسيت هايي نشان مي دهد که زن را دروغگوش مي کند) يک کاري کنيم با هم شفاف حرف بزنيم. دوم: گذشت، گذشت بعضي‏ها روحشان خيلي تنگ است مثل رينگ دوچرخه به اولين موج تاب برمي دارد بعضي‏ها روحشان بزرگ است مثل لاستيک تراکتور هرچه هم از موج رد شود تاب بر نمي دارد روحشان بزرگ است گذشت، حالا بابا يک چيزي گفت ديگر نه من مي خواهم بدانم چرا گفت؟ آقا حالا گفت، گفت که گفت ديگر آبروي من را ريخته نيستي تو ولله بالله به خدا قسم با اين حرفها کسي آبروي کسي را نمي ريزد. ماه شعبان يک مناجات است مناجات شعبانيه حضرت امام (رحمةالله عليه) روي اين تکيه داشت ائمه ما تکيه داشتند در مناجات شعبانيه مي گويد «الهي» يعني خدايا «بيدک» به دست توست «لا بيد غيرک زيادتي و نفسي» زيادي نفس من به دست تو است اين خانم اين آقا با اين حرفهايش نمي تواند از من کم کند 43 تا راديو، 43 تا راديو زمان جنگ از امام (رحمةالله عليه) بد مي گفت و از صدام تجليل مي کرد الان مرده امام (رحمةالله عليه) از زنده صدام عزتش بيشتر است حتي پهلوي بعثي‏هاي عراق بعثي‏هاي عراق هم مي گويند صدام به ما خيانت کرد يعني الان حزب بعث مي گويد خائن ولي خود صدام گفته بود اگر توي دنيا چند تا مرد باشد يکي ش امام (رحمةالله عليه) است يعني صدام مي گفت امام (رحمة الله عليه) مرد است بعثي‏ها مي گويند صدام نامرده خائن است مردانگي نکرد 43 تا راديو مگر ام... عزت ما دست آمريکاست مگر عزت ما دست اروپاست مگر عزت ما به اينست که با ما رابطه داشته باشند يا رابطه نداشته باشند. گذشت.
توسعه در زندگي به دور از اسراف‏
توسعه دور از اسراف اينها از عوامل چيزه... از چيزهايي که زندگي را شيرين مي کند توسعه در زندگي به دور از اسراف گاهي وقتها مرد هم دارد مي تواند حالا مثلا اين فرش را عوض کند ماشين را عوض کند خانه را عوض کند يک خورده خانم را مثلا يک مکه‏اي ببرد نمي دانم روستايي... مي گويد نه بگذار اين بايد همينطور هميشه اين گوشه بشين پاشو باشد يعني مرد دارد و خرج نمي کند خوب زندگي به هم مي خورد تا مادامي که اسراف نيست خرج کن. يک کسي آمد خدمت امام باقر (عليه السلام) ديد اين خانه امام باقر (عليه السلام) خيلي قشنگه اين چه فرشي و چه پرده‏اي و امام يک همچين خانه‏اي!؟ اين گيج شد امام نگاه کرد ديد اين چشم‌هايش دارد تا به تا مي شود وقتي مي خواست برود امام باقر (عليه السلام) تنگ گوشش گفت فردا هم بيا فردا که آمد امام باقر (عليه السلام) اينرا برد توي يک اتاق ساده گفت ديروز... گفت هر دو اتاق من است منتهي من خانمم مهريه از من طلب داشت مهريه خانمم را دادم بهش ايشان هم رفته اتاق خودش را قشنگ کرده اين اتاق من است آن هم اتاق خانم ديروز من گفتم برويم اتاق خانم خيلي اين ور آن ور نگاه کردي حالا اشکالي دارد مثلا خانم اتاقش قشنگ باشد اگر امکان دارد و حرام نيست و اسراف نيست مرد زندگي ش را توسعه بدهد تا مادامي که ح... اسراف نباشد.
انصاف و اعتماد، از عوامل موثر در زندگي‏
انصاف، گاهي وقتها تلخي‏ها انصاف اينکه واجب نبود شما چرا زور گفتي بي انصافي از طرف مرد يا زن زندگي را به هم مي زند انصاف داشته باشيد يکبار ميهمان بردي برو تا ماهي ديگر شنبه ميهمان دوشنبه ميهمان چهارشنبه ميهمان پنج شنبه ميه... بابا اين کنيز هم باشد قيچي مي شود اسير که نياوردي خوب انصاف داشته باش. هر روز لباسهاش را عوض مي کند مي گويد بايد بشوري بايد اتو کني خوب اين انصافه؟ يا مثلا بچه‏ها توي خانه شلوغ مي کنند خوب حالا کي مَرده... مثلا... بعضي وقتها همه بار را مي اندازند روي دوش مرد يا ب... يا به عکس خانم درآمدي داري مي داني شوهرت حقوقش کم است خوب انصاف داشته باش يک خورده پول را بده به آن اين بي انصافي اين مي گويد مال خودم آن مي گويد مال خودم. اعتماد مسئله مهم است بس... دلگرمي مي آورد، تشويق و تشکر، تشويق و تشکر گاهي زندگي‏ها با يک تشکر... دست شما درد نکند، متشکرم حتي آدم از بچه‏اش تشکر کند آرايش زندگي را دلگرم مي کند مرده آمده خانه قصاب است دستش بوي پي مي دهد سيگاري است صورتش بوي سيگار مي دهد خوب زن چه گناهي کرده که بايد بوي سيگار بشنود بوي پي بشنود (خانم هم هرچه لباس شيک دارد براي عروسي مردم گذاشته يکمرتبه لباس شيک. مرد داشت مي دويد خانه گفتند کجا؟ گفت زنم از عروسي بر مي گردد مي خواهم تا لباس اش را نکنده من هم يکبار نگاه کنم با آن لباسها چون هرچه لباس شيک است براي مردم مي پوشد. داشت مي دويد مرده گفتند کجا مي دوي؟ گفت زنم از عروسي برمي گردد مي خواهم قبل از اينکه لباس کهنه هايش را براي من بپوشد يکبار هم من نگاهش کنم.) آرايش زندگي را شيرين مي کند. احترام به بستگان زندگي را شيرين مي کند احترام به بستگان، احترام به بستگان همديگر احترام به نظريه‏ها حرفهايي که مي زند البته اگر منطقي است بگويد اين حرفت درست است چَشم اگر هم منطق... حرف نزن اين چرت و پرت‏ها بگو آق... خانم ببينيد اين حرفي که زدي به اين دليل درست نيست اگر حرفتش درست نيست با استدلال بهش بگو اگر هم درسته بگو چَشم اينها عواملي است که زندگي را شيرين مي کند از طرفي انتظار نابجا، متلک، تحقير، زن که حرف نمي زند، بابات فلانيه، بعضي‏ها خورد مي کنند.
يک داماد بد يعني کلمه بد جزء لقب بد... ديگر نمي توانم لقب ديگري به اين پسره بدهم يک پسر بده، بده بد آمد خانه عروس به جهازيه عروس نگاه کرد گفت آه!! کميته امداد بهت داده چنان اين عروس در هم شکسته شد، چنان اين عروس در هم شکسته شد خوب اين داماد تا آخر عمرش رشد نمي کند چرا عروس را شکستي؟ حالا فقير بوده کميته امداد کمکش کرده آنوقت تو بايد بشکني اش آي اين سماوره را هم که... اينکه خاله ات آورده آنهم که دختردائي ات آورده پس پدرت چي چي بهت داد؟ مادرت چي بهت داد؟) اينها خيلي مي سوزاند زندگي را چيزهايي که زندگي را بهم مي زند متلک، به رخ کشيدن خوبي‏هاي من، من فوق ليسانسم تو سيکلي بابا ول کن کدام هاتان آدميد اينقدر تحصيلکرده داريم که شعور ندارد اينقدر آدمهايي داريم که تحصيلاتشان پائين است شعورشان بالاست. تحصيلکرده‏اي که تحصيلاتش را به رخ بکشد پولداري، زورداري، عنوان داري که به رخ بکشد اين حرفها نيست که... حالا اگر مرد مرجع تقليد شد بايد زنش را تحقير کند «ان اکرمکم عندالله اتقکم» يکوقت مي بيني روز قيامت او خيلي راحتتر از تو است چه مي داني؟ به سلمان فارسي گفتند ريش تو بهتر است يا دم سگ فرمود هر کدام از پل صراط بگذرد.
احترام متقابل و دوري از تحقير و تمسخر در خانواده‏
تحقير، متلک، به رخ کشيدن خوبيهاي خودش، به رخ کشيدن عيب‌هاي آن بابا پاشو قابلمه سوخت پريشب هم سوزاندي پاشو سماور را آبش کن آن هفته هم سماور را سوزاندي يعني يک عيب را مي گيرد هي اين عيبها را... حتي به بچه‏اش پاشو استکان را بشور تو تجديد شدي پاشو تو که ديروز تجديد شدي، سوزاندي، بردي، خوردي، نمي دانم کساني... حديث داريم کساني که هي نيش بزند اين لجاجت را تحريک مي کند اين تربيت نيست طرف را بيشتر عصباني و لجوج مي کند پيش داوري‏هاي عجولانه قبل از آنکه بررسي کنيم بگوئيم حق با کيه؟ حرفها را گوش بدهيم ببينيم چي، چيه قصه گاهي وقتها قضاوت... کجا بودي؟ خانه خواهرت بودي اصلا بابا من رفته بودم عيادت حالا الان خانه خواهرم باشم بله خانه خواهرم بودم دوم حالا قبل از آنکه... چون با خواهر من بد است مثلاها! يا من با خواهرش بدم تا دير مي کنم مي گويد آنجا بودي با کي تلفن مي کردي؟ خوب بپرس با کي تلفن مي کردي بعد دعوا کن اين اول دعوا مي کند بعد مي گويد کجا بودي؟ قضاوت‏هاي عجولانه، متلکها، بالا بردن خود، کوچک شمردن آنها، بي احترامي به بستگان انتظار نابجا، متلک، اينها زندگي را خراب مي کند و اين چيزهايي که نوشتم زندگي را شيرين مي کند بيائيم از زهرا (عليها السلام) ياد بگيريم.
خدايا! به آبروي زهرا (عليها السلام) زندگي ما را شيرين قرار بده
همه بي همسرهايي که در خانه‏ها هستند براي همه بي همسرها همسر خوب مقدر بفرما همه اينهايي که همسر دارند بچه دار نمي شوند اولادهاي صالح سالم بهشان مرحمت کن همه اينهايي که دنبال يک شغل مي گردند يک شغل حلال خوب نصيبشان کن
همه اينهايي که مريض دارند به آبروي زهرا (عليها السلام) شفاشان بده
آنهايي که به گردن ما حق دارند زنان تاريخ و مردان تاريخ که در اسلام ما، تولد ما، آموزش ما، تربيت ما، انقلاب ما، آبروي ما هر زن و مردي که به گردن ما حق دارد ما را پاسدار خونها و خدمات آنها قرار بده.
«والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته»

 حجاب و پوشش در اسلام‏

  حجاب و پوشش در اسلام‏



بسم الله الرحمن الرحيم‏

  موضوع بحثمان مساله توجه به پوشش، بي‏توجهي به پوشش. کساني که وضع حجابشان کم‏رنگ است، اول اين را به شما بگويم فکر نکنيد که حالا کسي اگر فُکل بود خداي ناکرده اين بي‏عفّتيه يا ناپاکه يا بي‏دينه يا... اين لقب‏ها هيچکدام در شأن ايشان نيست. بسياري از زناني داريم، دختراني داريم که با اين که مثلاً موهاي سرشان پيداست، اما تقوا دارند. حالا اين کارشان مثال مثلاً فرض کنيد که مردهايي که ريششان را مي‏تراشند، نه مي‏شود مي‏گفت خيل وقتها نماز شب هم مي‏خواند، مکه هم مي‏رود همه عباداتش را انجام مي‏دهد، حالا اصلاح صورتش آنطور که اسلام مي‏خواهد نيست. اگر يک دختري يک خانمي فوکلي است يک وقت نسبت بي‏ديني هرزگي، لاابالي، اين کلمات زشت را اگر بگوييم...گفتن اين کلمات زشت گناهش بيش از کار او است مواظب باشيد که شأن افراد حفظ باشد.
اقسام زناني که پوشش کامل ندارند
اين جلسه هم من تقاضا مي‏کنم همه خواهرها و برادرها چه آنهايي که حجابشان نمره بيست است، چه آنهايي که حجابشان نمره ده است،شانزده است،دوازده است، همه باهم اين بحث را گوش بدهيم. اگر حرفي زدم که واقعاً با عقلتان جور درآمد، وجداناً پذيرفتيد حتي اگر مسلمان هم نباشيم حتي خواهرهايي که... بعضي همه خواهرها گوش بدهند اگر زناني بودند که مسلمان هم نيستند جزو اقليت‏هاي مذهبي هستند اين بحث بحثي است که آنها را هم راضي مي‏کند. افراديکه حجابشان کم‏رنگ من نوشتم (دليل دارد يعني به يکي از اين) دليل وضع حجابشان خوب نيست:
1-گاهي يا فکر مي‏کند عيبي ندارد؛ مثل کسي که غذايي مي‏خورد فکر مي‏کند غذا سالمه يا... حالا مثلاً مي‏گويد چِشه بعضي اين‏طورند، بعضي‏ها نمي‏دانند که اينکار عواقبش چيه، مثل يک کسي که مثلاً بادام را با دندانش مي‏شکند. اين الان نمي‏داند آن يک کسي بگويد آقا اين فشاري که دندان مال بادام شکستن نيست؛ مال پسته و فندق شکستن نيست؛ فشاري که مي‏آيد دندان تَرَک بر مي‏دارد بعد غذا مي‏رود لاش بعد اين غذا دندان کرم خوردگي دارد، پوسيدگي سياه مي‏شود، بعد بايد بدهي پر کني چقدر وقتت را مي‏گيرد. چقدر پولت را مي‏گيرد. آن مواردي که باهش (با آن) پُر مي‏کني بايد از خارج بيايد. اين همين کار شماها را وابسته به خارج مي‏کند تو فکر نکن يک فندق شکستن فندقي که امروز مي‏شکني چند سال بعد وابسته مي‏شوي که دلار برود خارج، فلان مواد بيايد، يعني کار ساده نيست خروج دلار است وابستگي به غرب و شرق است. اتلاف وقت است درد مي‏کشي خواسته باشي اين را بتراشند، جايش را پر کنند، ولي خوب اين است ناآگاهانه همين‏طور مي‏گويد بابا دندانم سالم است تق مي‏شکند.
برخي آثار شوم بدحجابي را نمي‏دانند
گاهي افراد عوارض را نمي‏دانند که خانم با اين وضعي که آمدي بيرون چه کارهايي مي‏شود کرد چه خطراتي دارد حالا من خطراتش را مي‏گويم پس بعضي‏ها فکر مي‏کنند عيبي ندارد آثار شوم را نمي‏دانند. بعضي‏ها يک کمبودي دارند، مي‏خواهند خودشان را مطرح کنند.
خودنمايي، از عوامل بدحجابي
امام کاظم‏عليه السلام فرمود: افرادي که در قيافه - البته مال زنها نيست ها! - مردها هم همين طورند حتي مسجدي‏ها، مثلاً بيخودي يک عطسه‏اي مي‏کند که با همه عطسه‏ها فرق مي‏کند. خوب مريضي خوب مثل باقي‏ها عطسه کن آ... يک جوري آمين مي‏گويد که با همه آمين‏ها... امام کاظم‏عليه السلام فرمود: هر کسي دست به يک حرکتي مي‏زند استثنايي، اين پيداست يک مشکل روحي دارد، عقده‏اي است، مي‏خواهد با اين حرکت خودش را توي جامعه مطرح کند کمبود دارد حالا کمبود با بند کفش است، فُکل دارد با عمامه با ريشه با بلند کردن چرخ موتور است با سوت است با عطسه با آميني با هر چي.
گاهي وقتها روي هوي و هوس است خوشش مي‏آيد مي‏گويد ببين من مي‏دانم فساد دارد ولي حالا دوست دارم هوس. پس بعضي عقده است، بعضي هوسه، بعضي جهله، خبر از... يعني جاهل است نمي‏داند عوارض‏اش را. بعضي مي‏گويد که خواهي نشوي رسوا... چون دوخ...دوستانش اين رقمي باشد. بعضي‏ها خانوادگي است چون مادرش اين رقميه اين هم اين رقمي تربيت شده، بعضي‏ها مي‏خواهند با نظام درافتند مي‏گويند حالا که نظام طرفدار حجاب است ما براي مخالفت با نظام اين کار را مي‏کنيم يعني مثلاً هدف سياسي دارند بعضي‏ها به خاطر تبليغات سوءي که شده هر چه هست زير سر چادري‏هاست هر چه هست... يعني يک جوري تبليغات مي‏کنند که...
ارائه الگوهاي نامناسب از بانوان چادري
توي فيلم‏ها حتي يک زن مجرم را به صورت چادري نشان مي‏دهند آنوقت آن زن چادر را مثلاً يک زن خيلي... تبليغات مي‏کنند و حال آنکه الان برگشته الان خانم‏هاي محجب اين که فوق تخصص پزشکي هستند فوق... خانم‏هاي با کمالي که استاد دانشگاه هستند اين الان الحمد لله برگشته خيل از د... دخترهاي بي چيز... خبري هم بجاي ايشان است فوق‏اش ديپلم فوق، فوق‏اش فوق ديپلم يا ليسانس دارد آنهايي که فوق تخصص دارند خيلي کمالاته لباسشان کلاس‏اش بالاتره ولي خوب يک تبليغات سوءي شد فکر مي‏کند که مثلاً بي‏حجابي ترقي است فکر مي‏کند روشنفکريه يک کسي يک انگشتر يک ميليون و نيمي دست کرده بود دوستانش بهش گفتند آخر چرا؟ گفت من با اين جذب مي‏کنم مردم را گفتند خوب اين ضد قرآن است قرآن مي‏گويد: «ادع الي سبيل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم» با حرف حکيمانه با موعظة دلسوزانه مردم را جذب کن تو مي‏خواهي با انگشترت... اين رقم جذب جذب تفکر معاويه است که مي‏گفت معاويه بود که مي‏گفت من با کاخم مردم را جذب مي‏کنم علي بن ابيطالب عليه السلام با زهدش مردم را جذب کرد.
بعضي‏ها هم عرض کنم به حضور جنابعالي که فکر مي‏کند که خوب حالا من اين گناه را مي‏کنم مي‏گويد بابا حالا مگر چادري‏ها با حجابها مگر غيبت نمي‏کنند بگذار آنها آن غيبت را بکنند من هم او آن گناه را مي کند ما هم اين گناه را بکنيم حالا شما فکر مي‏کنيد که حالا همه گناهان همين فُکل من است خيلي از اينها چادرهاي گناهشان، گناهانشان از گناه فُکل من بيشتره فکر مي‏کند حالا يک گناه ساده است که... اجمالا اينها دلايل چيزه يکبار ديگر مي‏گويم يا بي‏خبريه مي‏گويد عيبي ندارد... و جهله يا روانيه، عقده‏ايه يا نفسانيه ميل هوي و هوس است يا اجتماعيه دوستانش بدحجابند نمي‏خواهند با حجاب بشود يا خانوادگيه مادرش اين طوره اين هم اين طور شده يا سياسيه مي‏خواهد با اين رقمش با نظام در افتد يا تبليغاتيه تبليغات سوءي کردند يا وهمي است و هم خيال گرفتدش که مثلاً اين رقم لباس علامت روشنفکريه اينها دلايل اينکه عده‏اي توي جامعه ما... ولي اينها هيچکدام دليل را اين که حالا مثلاً ما بگوييم اينها بي‏دين‏اند خدا نکرده نه بي عفت‏اند نه اينها اين حرفها نيست حالا.
عرض کنم به حضور شما که من يک نامه اي برايتان بخوانم بعد هم مفاسد خطرات اين را برايتان بگويم اين نامه را عرض کنم من چند سال پيش نوشتم ولي ديشب توي يادداشت‏هايم ديدم گفتم بخوانم چون به هر حال ما که امکان تکثير نداريم.
غفلت از ارزش خود، زمينه خودنمايي
بسم الله الرحمن الرحيم اين به خانم خطاب به همه دخترها و همه و همه و همه و همه رقم دخترهايي که توي خيابانها هستند چون دامنه مطالعات و مقدار تحصيلات شما را نمي‏دانم از همه استدلالهاي فني، عملي دوري مي‏کنم بي‏مقدمه حرفم را شروع مي‏کنم خيلي هم با شما بيگانه نيستم 24 سال است شب‏هاي جمعه در تلويزيون در خانه شما هستم حرف را شروع مي‏کنم بزرگترين خطر براي انسان غفلتاست غفلت از خدا غفلت از معاد از جواني غفلت از استعدادها غفلت از ارزشها از کرامتها، غفلت از دوستان جامعه غفلت از محرومين، غفلت از توطئه‏ها بزرگترين خطر براي انسان اين است که غافل باشد هر چيز و هر کس ما را غافل کن ما را به خطر نزديک کرده و هر کس ما را هشدار بدهد و از غفلت بيرون بياورد آن دوست واقعي ماست.
دوست ما خداوند است که به ما هستي داد و هستي را... و به عقل، فکر، داد ما را هدايت کرد قدرت تشخيص و انتخاب داد طبيعت را تسخير ما کرد و همان است که کار نيکوي ما را چند برابر مي‏خرد که يک عبادت را ده برابر پاداش مي‏دهد ولي گناه را يکي به يکي ثواب را يکي به ده تا دوست دوم ما پيغمبر صلي الله عليه وآله وسلم عزيز است که با بوسيدن دست دخترش فاطمه زهرا عليها السلام در عصري که دختران را زنده توي گور مي‏کردند به زنان مقام داد براي زنان حق مالکيت، حق راي دادن، حق تحصيل، حق انتخاب همسر، حق نظارت بر همه امور حق امر به معروف و نهي از منکر قرار داد و زن را مثل مرد براي رسيدن به همه کمالات شايسته دانست اين هم دوست دوم دوست اول خدا دوست دوم پيغمبر صلي الله عليه وآله وسلم دوست سوم ما رزمندگان و شهدايي هستند که با قبول جراحت، اسارت، شهادت، بي‏خوابي‏ها در مرزها، جاده‏ها، شهرها و روستاها، کشور را امن ساختند تا من و شما هر شب در منزل به راحتي استراحت کنيم دشمن ما کيست؟ اينها دوستان ما بودند.
برهنگي، نتيجه اولين گناه بشر
دشمن ما شيطان است که با وسوسه خود آدم و حوا را فريب داد و آنان را به کاري وادار کرد که موجب کنار رفتن پوشش بهشتي آنان گرديد آري برهنگي اولين برنامه شيطان و اولين نتيجه عصيان انسان بود که آدم و حوا خدا گفت اين غذا را نخور خورد يک مرتبه لباسهايش ريخت برهنگي سيلي الهي است که اولين سيلي را آدم و حوا خورد.
دشمن ما تفکري است که زن را براي هوس‏بازي، تفنن کاميابي مي‏خواهد عکس او را تبليغات اجناس خود قرار مي‏دهد خواهرم، دخترم از شما مي‏پرسم چرا دشمنان ما پيشرفت‏هاي عملي خود را از ما دريغ مي‏کنند چرا فرمول اف 16 را ياد دانشجوهاي ما نمي‏دهند نه اف 16 حتي فرمول پپسي کولا را هم ياد نمي‏دهند چرا دشمنان ما پيشرفتهاي علمي خود را از ما دريغ مي‏کنند به ما ياد نمي‏دهند اما نسبت به آنچه دختران و پسران ما را فاسد مي‏کند بخشش مي‏کنند سي دي که بچه‏هاي ما را هرزه کند سي دي‏اش مجاني است و ارزان توي فلکه پخش‏اند اما فرمول هواپيماسازي را ياد نمي‏دهند.
در استقلال کشور و دفاع از ميهن زنان پوشيده بيشتر فرزندان خود را به جبهه فرستادند يا زنان غيرپوشيده در اقتصاد کشور صادرات کشور توليدات کشاورزي صنايع دستي بيشتر اينها توليد زنان با حجاب است يا بدحجاب اين هم مال اقتصادي همين الان اگر به کشور عزيز ما هجومي شود مرد و... مردان و زنان با ايمان زدوتر فرار مي‏کنند يا عناصر سست ايمان اغفال دختران پوشيده را راحت‏تر يا دختران، اغفال، اغفال دختران پوشيده راحت‏تر است يا دختران بدحجاب اگر برادر شما به خواهرهاي مي‏گويم خانم اگر برادر شما بناي ازدواج داشته باشد و شما را وکيل کند که يک دختر خوب را برايش انتخاب کنيد آيا شما به سراغ دختري مي‏رويد که هر روز چشم هزاران جوان هرزه بر او افتاده يا کسي را انتخاب مي‏کنيد که عفاف و حجاب او کاملتر و از چشم هوس‏بازان دورتر باشد خود شما اگر داداشت بگويد يک دختر برايم پيدا کن دختري را انتخاب مي‏کنيد که چشم‏هاي هرزه بهش نگاه کرده يا دختري که عفيف است.
ضررهاي علمي بدحجابي و پوشش نامناسب
برويم سراغ علمي آيا افت تحصيلي، نگراني، اضطراب، امراض رواني، امراض مقاربتي فرزندان سر راهي، سقط جنين، فرار از خانه، ولخرجي، بهانه‏گيري، اسراف، تجمل‏گرايي گناه بي‏بند و باري در ميان دختران با تقوا بيشتر است يا دختران رها. خواهرم، دخترم حجاب از ضروريات اسلام است و شما به حمد الله فرزند اسلام هستيد فرزند امير المؤمنين عليه السلام هستيد فرزند پيغمبر صلي الله عليه وآله وسلم هستيد که فرمودند (انا و علي ابوا هذه الامة) پيغمبر صلي الله عليه وآله وسلم فرمود من و علي پدر اين امت هستيم شما فرزند ابراهيم عليه السلام هستيد (ملة ابيکم ابراهيم) فرزند فاطمة زهرا عليها السلام هستيد امروز هزاران خواهر شما با حجاب کامل به عالي‏ترين درجات علمي فوق تخصص دارند در صحنه‏هاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي درخشيده‏اند. خواهرم، دخترم اگر از هر چيز انکار کني مرگ را که نمي‏توان انکار کرد من وشما دير يا زود بايد پاسخگوي همه کارهاي خود باشيم کمال آفرينش ما در بندگي خداست نه در اسارت هوسها کي گفت ما آزاديم؟ نه مرد آزاد است نه زن ما بنده خدا هستيم مگر مي‏شود گفت من آزادم؟ شماوقتي آزاديد که خودت، خودت را درست کردي وقتي يک کارگري را آوردي توي خانه چون من پول کارگر دادم آزاد نيست اگر گفتم اين در را خراب کن اينجا را بساز اينجا را ميخ بکوب اينجا راميخ نکوب او نمي‏تواند بگويد من آزادم نه خير چون حقوق‏ات را من مي‏دهم تو تحت... ما بنده خدا هستيم آزادي ما در چهارچوب اراده خداست. در حجاب کامل کي راضيست؟ خدا، پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم، امامان عليهم السلام،... مردم باايمان، خانواده‏هاي با شهدا در بي‏بند و باري کي راضي است؟ شيطان، افراد لا ابالي، جوانهاي چشم‏چران هرزه. فکر رضاي کي باشيم رضاي خدا يا رضاي هرزه‏ها و....
خواهرم دخترم مگر خود شما جواهرات قيمتي را در پوشش قرار نمي‏دهيد تا از دسترس نااهلان دور بماند چه گوهري گرانتر از خود شما چرا خود را ارزان در جلوي هر چشمي قرار مي‏دهيد؟ مگر نه اين است که کساني که به شما نگاه بد مي‏کنند شما را براي خودشان مي‏خواهند نه شما را براي کمالات خودت.
آثار منفي جلوه‏گري در جامعه
خواهرم، دخترم اگر جلوه‏گري و دلربايي امروز شما علاقه مردي را به همسرش کم کرد شما با اين قيافه آمديد توي خيابان يک مردي به شما نگاه کرد ديد شما از خانمش بهتري برمي گردد خانه بداخلاقي مي‏کند اگر جلوه‏گري و دلربايي امروز شما علاقه مردي رابه همسرش کم کرد فردا يک زن زيباي ديگري با جلوه‏گري خود دل شوهر شما را از شما کم خواهد کرد. خواهرم، دخترم چه بسا لباس آرايش فريبنده‏اي که دل فقراي بسياري را به درد مي‏آورد با اين تنوع يقينا شما راضي نخواهيد بود براي خودنمايي هم‏نوعان فقير و تهيدست را دچار ناراحتي و پريشان‏خاطر کنيد.
خواهرم، دخترم شرق به خاطر بي‏ايماني از هم فروپاشيد غرب هم به خاطر بي‏تقوايي از هم فرو خواهد پاشيد به هوش باشيم و چنين تمدني را الگوي خود قرار ندهيم. خواهرم، دخترم اشتباه مي‏کند کسي که خيال مي‏کند بي‏حجابي نشانه تمدن است خيال مي‏کند نگاه آلود... خيال مي‏کند نگاه آلوده ديگران به او به سود اوست خيال مي‏کند جلوه‏گري گناه ساده‏اي است و نمي‏داند همين کار به ظاهر ساده ممکن است دانشجويي را در فصل امتحانات دچار شکست کند و يا راننده‏اي را به تصادف کشاند و يا آرامش خانواده‏اي را به نگراني تبديل کند اين... حالا بعد هم نوشتم که اين اولين نامه‏اي است که براي شما نوشتم و خدا مي‏داند به خاطر پاک ماندن شما و جامعه وقت شما را گرفتم اگر در اين سط... سطرها سودي ديديد يکبار ديگر اين نامه را بخوانيد به خواهران ديگر هم بدهيد اين نامه را من نوشتم و يک ميليوني تکثير کرديم داديم چون ديدم که با تک‏تک که نمي‏توانيم توي خيابان حرف بزنيم گفتيم يک نامه بنويسيم. واما مفاسد بي‏حجابي من ديشب اينها را دسته‏بندي کردم مفاصد شخصي، مفاسد اجتماعي، مفاسد سياسي، مفاسد ديني و اخلاقي مفاسد خانوادگي، مفاسد اقتصادي. خوب يک صلواتي بفرستيد بحث را شروع کنيم. (اللهم صل علي محمد و آل محمد).
مفاسد شخصي، مفاسد اجتماعي، مفاسد اقتصادي، مفاسد سياسي، مفاسد ديني و اخلاقي که اين حق‏اش اين است که بالا باشد که از همه مهمتر است مفاسد خانوادگي حالا مفاسد شخصي:
1-تلف کردن عمر چقدر وقت انسان سر اين کارهاي تنوع‏طلبي مي‏گذرد اين حالت تنوع است... اسلام با زيبايي موافق است ها! قرآن مي‏فرمايد: (زينا لکم) ما آسمانها را زينت کرديم زيبايي ارزش است ولي تنوع که هر ساعتي آدم يک لباس يک رقم کفش يک رقم قيافه اين تنوع چقدر تلف عمر مي‏کند آن وقت عمري که اين قدر عزيز. نمي‏دانم که اين حديث راگفتم توي تلويزيون يا نه حالا اگر گفتم يکبار ديگر هم بشنويد آرايش گاهي آمد صورت امير المؤمنين عليه السلام را اصلاح کند لب‏ها تکان مي‏خورد گفت يا علي عليه السلام لبت را نگه دار من موي روي لبت را قيچي کنم فرمود: مي‏خواهي قيچي بکن مي‏خواهي قيچي نکن من اگر لبم را نگاه دارم يک سبحان الله عقب مي‏افتم يعني يک ثانيه نبايد عمر من حرام بشود چه طور مي‏گويند يک قطره آب بيخود مصرف نشود گاهي وقتها يک خانم مثلاً دلش مي‏خواهد عکس‏ها رااز اين طرف بردارد آن ور بگذارد تا حالا با نخ قرقره بيضي درست کرده بود حالا مي‏خواهد لوزي درست کند بعد مي‏خواهد دايره درست کند يک خانم 3 ساعت با نخ قرقره دور يک عکس. توي کارهاي هنري خوبه منتهي به شرطي که يک پولي هم از توش دربياد.
يک وقت آدم يک کار هنري مي‏کند بعد به سوي کشيده مي‏شود مشکلي را از خودش يا جامعه‏اش يا خانواده‏اش حل مي‏کند اما اين نخ بيضي باشد يا لوزي باشد که چي؟ خود باختگي از... و عدم استقلال فکري اين خود باختگي خيلي بده من اين قدر غصه اين جوانها را مي‏خورم شلوارهايي که پاشان مي‏کنند به رانشان تنگ مي‏دوزند مي‏خواهد بنشيند اذيت مي‏شود رانش توش تنگ افتاده آن وقت ساق پا که باريک است گشاد دوخته يعني براي کلفته تنگ مي‏دوزند براي باريک گشاد يعني خودش را شکنجه مي‏دهد بابا تو مخ که داري الحمد لله خوب فکر کن کجاي بدنت چه لباسي مي‏خواهد. کجاي بدنت... خانم يک کفشي پاش کرده زجر مي‏کشد ها! يعني خودش با پول خودش را شکنجه مي‏کند. خوب بابا خانم تو که مخ داري هر جوري راحتي زندگي کن آخر اين کفش که براي تو راحت نيست چرا خودت با پول خودت را... پول مي‏دهد سيگار مي‏کشد خوب بابا آدم پول مي‏دهد هواي سالم مي‏خورد تو پول مي‏دهي دود تلخ مي‏خوري؟ آخر آدم پول بدهد دود تلخ بخورد آخر اين هم شد کار مثل اي...ها! پول بده دود تلخ بخور شلواري بکن شکنجه شي کفشي پا کن شکنجه شي پول بده دود تلخ بخور. اين يک رقم خودباختگي است يعني اجازه نمي‏دهد که آدم بفهمد که چه مي‏کند آن وقت بجاي رقابت در علم و هنر رقابت در پشم و نخ و طلاست ببينيد غافل شدن از ارزش‏ها پس اينها را من بنويسم مفاسد شخصي:
1-تلف عمر، تلف کردن عمر يک.
2-خودباختگي تو يک شخصيت هستي چرا خودباختگي. مسأله ديگر رقابت‏هاي منفي، رقابت‏هاي منفي بجاي اين که رقابت باشد در اين که فلاني اين کمال را دارد اين مقدار کتاب خوانده، درس خوانده تخصصي ياد گرفته رقابتش اين است که او موهايش را زرد کرده من هم بروم زرد کنم او موهايش را قرمز کرده من هم قرمز کنم. اصلا... با رنگ لباس و با اينها چي حالا؟ بله بعد دغدغه بجاي آرامش خودش ايجاد دغدغه دارد آدمي تنوع‏طلب... تنوع دو رقم که نيست 10 رقم که نيست 20 که ندارد که هر چي بروي عقب‏ات... هر روزي يک رنگي مي‏شود.
مقام معظم رهبري فرمود که کوتاه بياييم نسبت به آمريکا تا کجا کوتاه بياييم يک وقت مي‏گويد کوتاه بياييد در اينکه مثلاً مرگ بر آمريکا نگوييد قرآن يک آيه دارد مي‏گويد: (لن ترضي عنک اليهود و لا النصاري حتي تتبع ملتکم) تا دربست تابع اينها نشويد اينها (لن ترضي) هرگز از شما راضي نمي‏شوند تا کجا؟ تنوع تا کجا؟ بعد انسان بجاي اينکه يک موجودي مستقل و مقاوم بشود موجود دکوري زود رنج مي‏شود يعني انسان تنوع‏طلب مي‏شود انسان زودرنج يعني اگر يک لحظه به تنوع‏اش نرسد شيشه مي‏شکند با شوهرش بداخلاقي مي‏کند اصلا بساط خانه را به هم مي‏زند به خاطر اين که مثلاً من گفتم گل‏اش اين رنگ باشد تو گل‏اش اين رنگه. من گفتم اين چنين باشد تو آن چنين شد اينها مفاسد شخصي‏اش مفاسد اجتماعي: بهم خوردن روابط خانوادگي ببينيد يک خانمي با يک مردي دارند زندگي مي‏کنند نمره شکل‏شان هم 14 است 15 است 16 است هر چه مي‏خواهد نمره بدهد يک نمره‏اي دارند باهم زندگي مي‏کنند مرده مي‏آيد بيرون اُه!! در و ديوار خانم‏هاي رنگا و رنگ و متنوع وقتي نگاهش به هزار تا خانم خورد بالاخره بعضي از اين خانم‏ها تنوعش، زيباي‏اش، لوکسي‏اش، شيکي‏اش از خانم توي خانه بهتره مي‏گويد اِه!! اگر اين زنه پس ما با عجب اُمُلي داريم زندگي مي‏کنيم اگر اينها زنند پس او کيه؟ اصلا ديگر وقتي برمي گردد آن گرمي خانواده‏ها از بين مي‏رود اين مفاسد اجتماعيش است. آن وقت مفاسد باز کردن راه براي متلک وقتي هر ساتي يک رنگي شد يکي متلک مي‏گويد، توطئه، هجوم، سوء قصد.
اصلا مساوات اگر کسي هر رنگ لباس دارد توي خانه براي شوهرش بپوشد بيرون که مي‏آيند لباس ساده بپوشند لباس ساده بيرون به مساوات نزديکتر است اما تنوع‏هاي رنگ و رنگ مساوات را به هم مي‏زند خوب.
مسأله مفاسد سياسي اصلا اين تنوع‏ها يک چراغ سبز است به بيگانه اگر هر ساعتي يک فيلمي را براي ما پخش کردند که چيزي را نشان دادند و ما را عقب خودشان بردند اين پيداست ما خودمان را در اختيار کي گذاشتيم؟ يک وقت يکي از بزرگان اروپا گفته بود آمريکا کشور ما را دُم سگ کرده آخر دُم سگ در اختيار سگ است هر جوري مي‏خواهد دُم‏اش را تکان مي‏دهد يکي از کشورهاي سران کشورهاي اروپايي گفته بود. گفته بود آمريکا با ما برخوردي مي‏کند که ما دُم سگ باشيم يعني هر جوري او مي‏خواهد ما را تکان مي‏دهد. فتيله چراغيم در اختيار هر کس پايين و بالا کند ما که فتيله چراغ نيستيم در بعضي حوزه‏ها فواره درست مي‏کنند فواره‏اش يک اُردک سيماني است که آب مي‏کند توي... با لوله‏کشي از حلق‏اش مي‏آيد بيرون اين اُردکه خودش نمي‏فهمد اين آبي که از حلق‏اش مي‏آيد بيرون چه جوريه قصه ما اُردک سيماني که نيستيم اراده داريم تصميم داريم که آقا اين کار ار بکنيم يا اين کار را نکنيم اين که انسان دنبال تنوع‏ها برود اين کي چراغ سبزي است به استعمار رنگ‏پذيري، مدپرستي اينها ميزان نفوذ....
گاندي هند را از اين نجات داد که گفت آقا ما ديگر به بيگانه چراغ سبز نشان نمي‏دهيم مفاسد اخلاقي و ديني: تجمل‏پرستي که آمد خداپرستي کمرنگ مي‏شود چون آدم يک دل و دو دوستي بر نمي‏دارد قرآن هم مي‏گويد اين که يک دل دو دوستي بر نمي‏دارد آيه قرآن است که قرآن مي‏فرمايد در يک دل دو تا دوستي قرار نمي‏دهيم تجمل‏پرستي که آمد ديگر خداپرستي کمرنگ مي‏شود اصالت به تن که آمد ديگر اصالت به روح داده نمي‏شود وقتي گفت اصل اين است که تن اصل تن است جسم من تن من اصل من است اين تنم بايد اندامم چنين باشد لباسم چنين باشد هر چه به فکر تن باشي از فکر روح... وقتي کفش خريدي 30 هزار تومان ديگر به کتاب... کتاب پنج هزار تومان؟! خوب بله کسي که کفش‏اش ده هزار تومان شد ديگر پولي براي خريدن کتاب ندارد.
قديمي‏ها کفش‏شان گيوه بود ولي چرم را خرج کتاب مي‏کردند جلد کتابهاي قديمي چرمي بود الان چرمها آمده پا کفش‏ها همه وِرني شده برق مي‏دهد اما کتابها شده مقوا يعني مقوا رفت مال مغز شد چرم آمد مال پا شد يعني چرم مال مغز بود نخ مال پا، کفش گيوه الان چرم... اصالت تن به جاي اصالت روح. کمرنگ شدن حيا بسترسازي براي گناهان.
هوي و هوس، سرچشمه آلودگي‏ها
حضرت فرمود: (انما بدءوا وقوع الفتن اهواء تتبع) خطبه پنجاه امير المؤمنين عليه السلام مي‏فرمايد اول فتنه‏ها يک هوي و هوس است يک تنوعه، يک متلکه، يک لبخند، يک جاذبه هاست که اين جز... اين آغاز شروع است (انما بدءوا وقوع الفتن) بدء يعني ابتداء، ابتداي فتنه‏ها هوي و هوس‏هاست و ناديده گرفتن اهداف انبياء اهداف شهداء.
مفاسد خانوادگي چقدر زن و شوهر داريم که به هم نق مي‏زند. به بچه گفتند برو اتاق ننه و بابا بخواب گفت نمي‏روم بخوابم گفت چرا؟ گفت براي اين که بابام خُرخُر مي‏کند بابام غُرغُر مي‏کند او خُرخُر مي‏کند او غُرغُر مي‏کند حالا چقدر توي خانه‏ها غُرغُر و نق‏نق است به خاطر اين که با خانم يا اين آقا حالا فرق نمي‏کند ها! مَرده گاهي تنوع‏طلب است مَرده هواس‏اش پرت شده اين تنوع در مرد و زن چقدر زندگي‏هاي شيرين را به هم مي‏زند پس مفاسد خانوادگي دارد و مفاسد اقتصادي به جاي اين که...آخر تنوع خرج دارد وقتي مي‏خواهد پول بياورد پول حلال که نمي‏شود آدم هر روز يک رنگ لباس آن وقت مجبوره دست به يکسري کارهايي بزند به سراغ درآمدهاي حرام برود تا بتواند به تنوع‏هايش برسد آن وقت مفاسد اقتصادي پر کردن جيب بيگانه به جاي اين که پر کردن شکم گرسنه باشد.
هر چه شيک‏پوش‏تر باشيم توليد کمتر مي‏شود يعني کم کارترين افراد شيک‏پوش‏ترين افرادند البته باز اسلام شيک‏پوشي را در يک مواردي جايز دانسته است اين شيک‏پوشي توي خيابانها و اينها به هر حال ما را از تنوع و تجمل و تبرج، تبرج اين مي‏گويند توي قرآن داريم تبرج، تبرج از برج است مي‏گويند فلاني برج ساخته برج يعني ساختمان جلوه در تبرج يعني خانم يا آقا جوري کند که مثل برج توي جامعه جلوه کند اين تبرج در اسلام درست نيست حتي نسبت به پيرزن‏ها مي‏گويد شما پيرزن‏ها مي‏توانيد حجابتان يک خورده سبک‏تر باشد ولي به شرطي که باز تبرج نکنيد. حجاب حضرت زهراء عليها السلام حتي براي بعد از شهادتش غصه مي‏خورد که من نگرانم وقتي از دنيا بروم بدنم را بگذارند روي تخته و مردها بدن مرا ببينند. آنوقت ام‏سلمه همسر پيغمبر صلي الله عليه وآله وسلم فرمود من در فلان منطقه بودم يک تابوت ديواري درست کرد يک حجله‏اي آمد گفت اين رقمي آن وقت حضرت زهراء خوشحال شد تشکر کرد که من نمي‏خواهم حتي مرده من را زنها، مردها ببينند و اين مانعي ندارد که حضرت زهراء بيايد توي مسجد و سخنراني هم بکند زينب کبري عليها السلام در کوفه و شام سخنراني کند و رژيم بني امية را واژگون بکند اينها معنايش اين نيست که زن بي‏سواد باشد، ترسو باشد، حق‏اش را نگيرد حق نظارت، حق انتخاب همسر، حق مشورت، حقِ حقِ خيلي حق داده تمام حقوق زن سر جاش تمام کمالات زن سر جاش منتهي اين معناش تنوع و جلوه‏گري نيست. اين تنوع‏ها و جلوه‏گري‏ها جيب پدر و شوهر را خالي مي‏کند جيب بيگانه را پر مي‏کند مساوات را به هم مي‏زند دل فقرا را آتش مي‏زند چشم‏هاي هرزه را سير مي‏کند خانواده‏ها را از هم متلاشي مي‏کند انسان را دست به درآمدهاي حرام مي‏زند و به جاي اين که به فکر روح باشد به فکر تن است به جاي اين که رقابت‏هاي مثبت داشته باشد به فکر رقابت‏هاي منفي است اينها آثار اين تجمل‏گرايي است اختيار با خودتان است اسلام نظرش اين است که زن خودش را بپوشاند حتي يک تار مويش پيدا نباشد توي خانه هم براي شوهرش ازدواج، آرايش حلال و اگر هم خواستگار براي دخترها پيش آمد نگويند حالا ليساني... ازدواج کند بعد هم ليسانس‏اش را بگيرد چه اشکال دارد ازدواج را هم سرعت ببخشيم دختر هايمان را هي نگه نداريم.
خدا يا تو را به حق محمد صلي الله عليه وآله وسلم و آل محمد صلي الله عليه وآله وسلم تو را به حق حضرت زهرا عليها السلام تمام دخترهاي ما را از همه آفات حفظ بفرما.
ناموس ما و زنان ما از همه آفات مردان ما را از همه آفات انقلاب ما را از همه آفات حفظ بفرما.
مرزها را حفظ کن. دين ما را حفظ کن. رهبر ما را به سلامت بدار و حفظ کن.
دولت ما را حفظ کن. جوانهاي ما را حفظ کن.. بدخواهان ما را شرشان را به خودشان برگردان.. گمشده‏ها و گمراه شده‏ها را نجات بده.. اموات ما را بيامرز.. مريض‏هاي ما را شفا بده.. عاقبت ما را ختم به خير بفرما..
(و السلام عليکم و رحمة الله)

 زن و مرد(تفاوت‏ها و شباهت‏ها)

  زن و مرد(تفاوت‏ها و شباهت‏ها)



«بسم الله الرحمن الرحيم»


چون در آستانه تولد بي بي هستيم حضرت زينب (سلام الله عليها) خواستم يک بحثي براي مشترکات و متفرقات بين زن و شوهر داشته باشم زن و شوهر در چي با هم شريکند در چه حقوقي با هم شريکند در چه چيزهايي از هم جداند (جدا هستند) و آن جايي که جداند چرا زن جداست اما... پس موضوع بحث ما مشترکات يعني جايي که زن و شوهر با هماند چيزهايي که با هم شريکند چيزهايي که با هم تفاوت دارند. شرکتها، تفاوتها، مشترکات، تفاوتها اما مشترکات در باره زن و مرد البته گروهي هستند که مي گويند زن و مرد نبايد تفاوتي داشته باشد خوب اين از دروغهاي عالم است‏.
تفاوت‏هاي زن و مرد در طبيعت و خلقت‏
خود زنها هم مي دانند که يک در يک کارهايي مرد قويتر است خود زنها هم مي دانند در يک کارهايي زن قويتر است در کارهايي که دلسوزي مي خواهد آمادگي (بگوييد کي بيشتره) در کارهايي که دلسوزي مي خواهد آمادگي زنها بيشتر است در چيزهايي که خشونت مي خواهد آمادگي مرد بيشتر است يعني اگر دزدي آمد توي خانه مرد زودتر به پا مي خيزد اگر بچه گريه کرد زن زودتر بيدار مي شود يعني برخورد با دزد را مرد آمادگي اش بيشتر است عاطفه و محبت به نوزاد را زن بيشتر... يک کارهايي که عاطفه و محبت و دلسوزي مي خواهد زنها جلوتر از مردها هستند. يکسري کارهايي که برخورد دارد و در تمام دنيا هم همينطور هست و بوده و خواهد بود چون يک چيزي را شما اگر ليمو ترش را هر چه بگي خرماست نه خير آن ليمو ترش است و آن هم خرما است آن هم خاصيت خودش را دارد.
هر دو هم در طبيعت وجودشان لازم است با شعار نمي شود مثلا چيزها را جابجا کرد خوب اما مشترکات در ماهيت مشترکند در هويت، ماهيت جنسشان در جنس قرآن مي فرمايد که: «خلقکم من نفس واحده» «من نفس واحده» يعني زن و مرد هر دو از يک روحاند اينطور نيست که يکي ش جوهرش... ماهيت يکي ش طلا باشد يکي ش نقره ذاتش يکي است.
ماهيت يکسان زن و مرد
ماهيت يعني جنس از يک جنساند «خلق لکم من انفسکم ازواجا» باز مي گويد «من انفسکم» از نفس خودتان باز آيه ديگري مي فرمايد که «خلقکم من نفس واحده» (سوره نساء، آيه 1) باز... «من نفس واحده» جاي ديگر قرآن آمده (سوره اعراف، آيه 189) اين يک. دوم در اولواالالباب مثل هم هستند در (اولوا الالباب بودن) (لب) يعني عقل. اولوا الالباب يعني در تفکر بله عقلشان غير از تعقل است ها... ببينيد عقل با تعقل فرق دارد عقل يعني عقل دارد تعقل يعني اين عقل را بکار مي گيرد ممکن است کسي عقل داشته باشد ولي از عقلش... مثل آدمي که پول دارد ولي از پولها استفاده نمي کند فکر دارد منتهي از فکرش استفاده نمي کند.
در سوره آل عمران که بعداز سوره بقره هست آيات آخر سوره (آل عمران) در نکاتي دارد که اين نکات هم من اولين دفعه از يک خانم ياد گرفتم در يک سفري در فرودگاه يک خانمي آمد از اين خانمهاي تحصيلکرده اين را گرفت من گفتم آيه را خواندم تفسيرش را هم بلدم نوشتم اما توجه به اين نکته نکردم و بنابراين اين را من از خود يک خانم يادم داده نمي دانم خانمه کي بود به عايشه مي گويند يک خاطره خوبي از پيغمبر (صلي الله عليه و آله) بگو عايشه مي گويد خاطرات پيغمبر (صلي الله عليه و آله) خيلي خاطره... يعني همه‏اش خاطره هاش خوب است اما يک خاطره اين است که ايشان سحرها پا مي شد مي آمد به اطراف آسمان نگاه مي کرد آيات آخر سوره آل عمران را مي خواند آيات آخر سوره آل عمران از آيه 189 است تا آيه... صفحه آخر سوره تقريبا مي گفت حضرت مي آمد زير آسمان و مي گفت، مي گفت که «ان في خلق السموات و الارض» در آفرينش آسمانها و زمين و اختلاف «الليل و النهار» در اين گردش شب و روز «لايات لا ولي الالباب» در شب و روز در آسمانها و زمين در گردش شب و روز نشانه هايي است براي اولي الالباب يعني صاحبان فکر، صاحبان فکر مي آيند و به آفرينش نگاه مي کنند فکر مي کنند «يذکرون الله قياما و قعودا» (ايستاده و نشسته و خوابيده فکر مي کنند در آسمانها و زمين بعد هم مي گويند خدايا اين آفرينش ياوه و بيهوده و عبث آفريده نشده.
بعد شروع مي کند اينکه اولي الالباب چه مي کند مطالبي را مي گويد که اولي الالباب دعا مي کنند مي گويند: «ربنا انک من تدخل النار فقداخذيته» خدايا هر کس را داخل جهنمش کني خوارش کردي اين خودش يک نکته است هر کس برود توي جهنم تازه خوار شده يعني پيداست خواري و ذلت سخت‏تر از آتش است مي گويد هر کس را توي دوزخ ببري خوارش کردي و ظالمين ياوري نخواهند داشت صفحه طولاني است تا خلاصه مي فرمايد که اينها دعاهايي مي کنند صاحبان عقل... به آسمانها نگاه مي کنند به زمين نگاه مي کنند به گردش يک... نگاه مي کنند) ايستاده و نشسته و خوابيده خدا را ياد مي کنند با خدا گفتگو مي کنند مناجات مي کنند دعا مي کنند حالا خدا چه مي کند: «فاستجاب لهم ربهم» خداوند استجاب، مستجاب مي کند دعاشان و مي گويد: «اني، أني» بدرستيکه من: «لا اضيع» ضايع نمي کنم: «عمل عامل منکم من ذکرا و انثي من... من عمل شما را ضايع نمي کنم چه مرد چه زن اين کي؟ پشت سر اولي الالباب مي گويد صاحبان عقل کساني هستند که به آسمان نگاه مي کنند فکر مي کنند ايمانشان بر اساس فکرشان است با خدا گفتگو مي کنند دعا مي کنند دعاشان را مستجاب مي کند بعد در استجابت دعا مي گويد من خداوندم و عمل هيچ زن و مردي را ضايع نمي کنم.
تساوي زن و مرد در کسب کمالات و پاداش الهي
اين دنبال اولي الباب است اين هم يک نکته منتهي اين را من در يک جلسه قبل هم گفتم که اگر در نهج البلاغه يا جاي ديگر داريم که زن ناقص العقل است اين نقص نه يعني کمبود نقص يعني تفاوت ببينيد خداوند اصلا نمره نوزده و نيم خلق نکرده آنچه خدا آفريده نمره‏اش 20 است (بگو آقا زهرمار هم نمره‏اش 20 است گفتم در آن جلسه بله زهر مار هم نمره‏اش 20 است زهرمار مثل آب دهان مي ماند آب دهان هر کس توي دهان خودش نمره‏اش 20 است منتهي اگر آمد بيرون تف مي شود و بد مي شود زهرمار در بدن مار نمره‏اش 20 است ابرو در جاي خودش نمره‏اش 20 است کف پا هم در جاي خودش نمره‏اش 20 است هر چيز هر چيزي را مي خواهند نمره بدهند بايد در جاي خودش باشد) هر چيزي در جاي خودش «الذي احسن»
پس بنابراين زن اولي الالباب است بدليل آيات سوره چي بود؟ آل عمران. مسأله ديگر زن و مرد مي توانندبا همديگر زندگي شيريني داشته باشند «من عمل صالحا من ذکر او أنثي و هو مؤمن» چه مرد چه زن اگر ايمان داشته باشند کار درست انجام بدهد «فلنحيينه حياة طيبه» حيات طيبه بهش مي دهيم حيات طيبه زندگي دلپسند زندگي دلپسند خانه و ماشين و تلفن نيست‏ها آدمهايي هستند چه خانه هايي و روي چه فرشهايي زندگي مي کنند اما زندگي شان دلپسند نيست خوب آيه زياد داريم «من يعمل...لمن يعمل من الصالحات من ذکر او انثي» «من عمل صالحا من ذکر او انثي».
تقريبا بالاي 40 مرتبه خدا وقتي مرد آورده اسم زن هم برده گفته زن، مرد، «مومنين»، «مومنات»، «مسلمين»، «مسلمات»، «صائمين»، «صائمات»، «ذاکرين»، «ذکرات»، «منافقين»، «منافات» يعني زن و مرد در حدود چهل جاي قرآن دوش به دوش هم راه مي روند هم در کمالات مي توانند مثل هم باشند هم در فساد مي توانند مثل هم باشندما چهار رقم زن و شوهر داريم زن و شوهري که همفکرند در کارهاي خوب مثل اميرالمومنين علي (عليه السلام)و فاطمه (سلام الله عليها) حضرت خديجه (عليها السلام) و پيامبر (صلي الله عليه و آله) (مثل ابراهيم (عليه السلام) و ساره مثل ابراهيم (عليه السلام) و هاجر مثل امام حسين (عليه السلام) و زينب (عليها السلام) که خواهر و برادر بودند يعني گاهي مي توانند دوش به دوش در کارهاي خير باشند پس اين يک رقم زن و شوهر هم فکرند در کار خير.
همراهي زن و مرد در رسيدگي به محرومان‏
«يطعمون الطعام» امير المومنين (عليه السلام) و فاطمه (عليها السلام) هر دو روزه گرفتند لب افطار تا رفتند افطار کنند يک شب يتيم در را زد يک شب اسير يک شب... «يطعمون الطعام علي حبه مسکينا و يتيما و.... و لسيرا» اسير، يتيم، مسکين هم زهرا (عليها السلام) غذايش داد و هم علي (عليه السلام) هم زهرا (عليها السلام) شهيد شد هم علي (عليه السلام) امير المومنين علي (عليه السلام) گاهي هر دو در... اين يک رقم زن و شوهر. بنويسم اين را 4 نوع زن و مرد 1-همفکر و همکار در خوبيها. 2-همفکر و همکار در بديها. 3-مرد خوبه زن بده. 4-شما بگوييد زن خوبه مرد بد.
چهار تاي آن را هم قرآن دارد. آنکه هر دو در خوبيها خوباند گفتم نمونه‏هاي زيادي دارد يک نمونه‏اش «ويطعمون الطعام» هم اميرالمومنين (عليه السلام) غذايش راداد هم زهرا (عليها السلام). آنجايي که هرد دو بداند «تبت» چي؟ «يدا ابي لهب» آخرش مي گويد «و امرته...» هم ابولهب بدجنس بود هم زنش ابولهب کارشکني مي کرد زنش هم مي گويند تيغ مي ريخت جلوي راه پيغمبر (صلي الله عليه و آله) که اين تيغها به پاي پيغمبر (صلي الله عليه و آله) فرو برود بدجنس بدجنس.
همراهي زن و مرد در فتنه و فساد
هم ابولهب هم زنش هر دو بدجنس. مرد هروئين مي آورد زن مشتري پيدا مي کند مرده ترياک وارد مي کند زنه هم تلفن چي ش است مرده ترياک و هروئين مي آورد زنه توي خانه قايم مي کند. مرده توطئه گر است زنه هم کمکش مي کند. گاهي مرده خوب است زنه بد (بگوييد) حضرت نوح و حضرت لوط (عليهما السلام) دوتا پيغمبر بودند دو تا زن بدجنس داشتند زن پيغمبر بود بدجنس بود چهارمي اش را هم شما بگوييد (آفرين) آسيه، آسيه زن فرعون، فرعون بد بود آسيه خوب بود اين خيلي نقش مهمي داشت يک! حرکتي کرد اين آسيه خانم، وقتي فرعون نشسته بود کنار رودخانه ديد يک جعبه روي آب است دويدند رفتند جعبه را گرفتند در جعبه را باز کردند ديدند يک نوزاد است فرعون بهش گفته بودند امسال پسري متولد مي شود حکومتت را زيرورو مي کند گفته بود هر زني زاييد بکشيد (پسرزاييد) ديد اين پسراست خواست بکشد فوري آسيه خانم آمد فرمود «لا تقتلو» «لاتقتلوا» نکشش «عسي ان ينفعنا» شايد «عسي ان ينفعنا» نفع «ينفعنا» شايد نفعي براي ما داشته باشد «او نتخذوه ولدا» ما بچه دار که نمي شويم اين را بعنوان ولد ولود اين را به عنون بچه خودمان مي گيريم اين آب آورد... يک نهي از منکر کرد «لاتقتلوا...» نکشش چون کشتن منکر بود گفت نکش.
نقش زن خوب در کنار همسر بد
اين نهي از منکر اين خانم نقش اش اين بود که يک نفر را از مرگ نجات داداين نوزاد معصوم را از مرگ نجات داد بعد اين نوزاد شد موسي (عليه السلام) موسي (عليه السلام) بني اسرائيل را از شر فرعون نجات داد يعني يک نفر را نجات داد بعد آن يک نفر يک جامعه‏اي را نجات داد اين اثر امر به معروف است. گاهي يک نهي از منکر... امر به معروف هم همينطور است گاهي يک عملي انجام مي دهد برکات زيادي دارد. علامه مطهري شهيد به من زنگ زد گفت برو توي صدا و سيما. روزهاي اول انقلاب بود گفتم آخر من هم صداوسيما را بلد نيستم هم تهران را گفت: آدرس داد بدهم آنجا بگويم کي! يک نامه‏اي به من بده. آخر... گفت... برو آنجا من مي گويم کي بياد جلويت برو آنجا دم آن زنجير وايست دم جام جم يک زنجيري بود رفتيم آنجا وايستاديم
شخصي آمد و گفت که شما قرائتي هستيد گفتم بله گفت که بيا تو همان روز اولي بود که با قطب زاده با هم واردشديم قطب زاده‏به من گفت که آمدي چه کني؟ گفتم که مطهري گفت بيا گفت اينجا جاي آخوند نيست اينجا جاي هنر است بهش گفتم من هنرمندم گفت کي بايد تشخيص بدهد؟ گفتم شما تشخيص بده گفت چه مي تواني بکني؟ گفتم اگر هنر معنايش اين است که با برنامه‏هاي مفيد شما را بخنداند الان شما ساعت بگذار تا دو ساعت شما را مي خندانم به جوري که هر چه بخواهيد لبتان را جمع کنيد نگذارم گفتند اگر اين کار را کردي جايت تلويزيون است هنرمندهاي تلويزيون را جمع کردت توي يک اتاق ما هم رفتيم نه با حرف دلقکي‏ها! آخر بعضي‏ها مي خندانند با دلقک بازي نه من با حرفهاي حکيمانه اينها را شروع کردم خنداندن به هم نگاه کردند و گفتند خيلي خوب شما مي توانيد توي تلويزيون باشيد فقط عمامه ات را بردار چون گفتيم دو تا آخوند بيايد سومي هر کس باشد پايش را مي شکنيم گفتم آن دو تا آخوند کيه؟ گفتند امام (رحمه الله عليه) و طالقاني سومي محال است گفتم شما بغضي داريد شما بگو اگر حرفش مفيد بود باشد مفيد نبود نباشد کاري به اينکه يکي يا دو تا يا ده تا... شما ملاکت حرف، برنامه مفيد و غيرمفيد باشد مفيد است باشد مفيد نيست نباشد ملاک را روي ارزشها... کاري نداريم مطهري من را هل داد توي تلويزيون الان 24 سال است هر چه حديث مي خوانم هر چه آيه مي خوانم تمام خيرات و برکاتي که مردم ايران از حديث و آيه از طريق بنده شنيدند شريکش...تازه آقاي مطهري راجع به بنده مثلا شايد يک ساعت کار کرد يک ملاقاتي با امام (رحمة الله عليه) کرد برنامه بنده را هم ديد و تلفن هم کرد حالا يکي دو ساعت البته خودم را قياس کردم خيلي بد شد خودم را پهلوي بزرگهاي گذاشتم.
مي خواستم بگويم گاهي وقتها آدم يک کسي را نصيحت مي کند که حيف است برو درس ات را بخوان يک کسي از درس خواندن منصرف شده آدم با او حرف مي زند اينرا دل گرمش مي کند بعد اين آقا دل گرم مي شود درس مي خواند درس مي خواند...الان يکي از مراجع ما حالا بگويم اسمش را همه ايران مي شناسندش ايشان در يک جلسه‏اي با استادش بحث مي کرد طلبه‏اي بود يک بنده خدايي توي جلسه نشسته بود ديد عجب طلبه باسواديه؟! اين قدر جوان اينقدر تيز اينقدر تيز هوش آمد گفت آقا اگر شما خواستيد رشد بيشتري بکنيد من مي توانم امکانات برايت جور کنم‏ها! تو...مثل آدمي که شنايش خوب است ولي حوض اش کوچک. آن زمان نجف مهمتر از قوم بود الان قم خيلي مهمتر از نجف است آن زمان گفت شما را آقا من امکاناتش را جور مي کنم شما برو نجف اين بنده خدا تلاش کرد با يک زحمتي حالا پول خرج کرد تلاش کرد اين بنده خدا را طلبه تيزهوش را فرستاد نجف الان يکي از مراجع فعلي است مقلد هم زياد دارد يعني ببينيد گاهي وقتها يک آدم مثلا مي بيند اين آدم عجب حالا، کار مفيدي مي کند مي گويد آقا شما مي خواهيد چه کتابي را مطالعه کنيد اين کتابي که مطالعه مي کني من مي خواهم بخرم در اختيارت مي گذارم. گاهي يک نفر، يک نفر را عروس مي کند يک نفر، يک نفر را داماد مي کند يک نفر، يک راهنمايي مي کند يک نفر، يک کتاب را در اختيار يک کسي مي گذارد يک نفر به يک کسي وام مي دهد آبرويش در معرض خطر است وام بهش مي دهد.
يکي از افرادي که تحقيق کرده و اخيرا راجع به زن مطالبي نوشته بود مي گفت من 100 رقم کتاب راجع به حقوق زن جمع کرديم يعني اينقدر زنها عزيزند 100 تا کتاب براي حقوق زن نوشته شده ولي يک کتاب براي حقوق مرد نوشته شده 100 تا کتاب براي حقوق زن نوشته شده البته يکي از دوستان طلبه بود که مي گفت من بررسي کردم و جمع بندي کردم کتاب نامه زن ولي براي حقوق مرد يک کتاب خوب البته زن بدجنس هم داريم «المنافقون و المنافقات» هم داريم «الخبيثات الخبيثين» «و الخبيثون للخبيثات» اينها هم داريم حالا...حق مالکيت دارد زن مي تواند مالک بشود «للرجال نصيب ممااکتسبوا و للنساء نصيب ممااکتسبن» زن هرچه کار بکند درآمدش مال خودش است. پدر و مادر در ارث بردن از بچه يک جورند اولادي که مرد يک ششم به...پدر مي رسد يک ششم به مادر مي رسد هر دو مورد احسانند «و بالوالدين احسانا» پدر و مادر هر دو اولادها بايد نسبت به هر دو تواضع کنند «و اخفض اهما» هم براي پدر هم براي مادر بايد بال تواضع را پهن کرد. همينطور که ما بايد نعمتهايي که خدا به خودمان داده بگوئيم الحمدلله رب العالمين نعمت‏هاي پدر و مادر را هم بايد بگوئيم الحمدلله رب العالمين چون قرآن مي فرمايد که حضرت سليمان (عليه السلام) گفت «رب» خدايا «اوزعني» به من الهام کن کمکم کن به ذهنم بينداز «ان اشکر» شکر کنم چي چي را شکر کنم؟ «نعمتک التي انعمت علي و علي والدي» توفيقم بده که شکر کنم هم نعمتهايي که به خودم دادي و هم نعمت هايي که به والدينم دادي چون بسياري از نعمتهاي ما از طريق پدر ما...مثلا اگر پدر و مادر ما خل بودند اگر پدر و مادر ما يک مشکلي داشتند آنها منتقل مي شد. آمد پهلوي حضرت و گفت آقا زنم خيلي شکلش خوبه اما يک خورده خله فرمود مواظب باش بچه دار نشوي چون آن خلي ممکنه منتقل بشود.
روحيات مادر، محمد حنفيه رفت جبهه هي يک جور ديگر بود مثل امام حسن (عليه السلام) شجاع نبود مثل امام حسين (عليه السلام) نبود اميرالمومنين (عليه السلام) زد به کتفش گفت برو کنار «ادرکک عرق من امک» آن مادرش زهرا (عليها السلام) بوده که بچه هايش شجاع شدند تو مادرت کسي ديگر که ترسو بار آمديد اين پيداست «ادرکک عرق»، «عرق من امک» يعني يک رگ از مادرت داري که جگر نداري امير المومنين (عليه السلام) بعد از شهادت حضرت زهرا (عليها السلام) که مي خواست زن بگيرد مي گفت مي خواهم زنم شجاع باشد که بچه‏ام ترسو نباشد. البته شجاع، بعضي زنها يک جايي خوب شجاعند يک جايي کم مي آورند مثل مردها. پس زن و مرد در يک چيزهايي با هم مشترکند يک صلواتي بفرستيد مشترکاتش را بخوانم (اللهم صل عل محمد و آله محمد)
سوره احزاب در بسياري از آيات اينها را کنار هم گذاشته مي فرمايد که «ان المسلمين و المسلمات» مردان مسلمان زن...«والمومنين و المومنات» با هماند «القانتين و القانتات» زنهاي متواضع مردهاي متواضع «و الصادقين و الصادقات» زن و مردي که صداقت دارند «و الصابرين و الصابرات» زن و مردي که صبر دارند «والخاشعين و الخاشعات» زن و مردي که خشوع دارند «و المتصدقين و المتصدقات» زن و مردي که هر دو از پولشان به فقراء کمک مي کنند «والصائمين و الصائمات» زن و مردي که هر دو اهل روزه هستند «و الحافظين و الحافظات» زن و مردي که هر دو عفت خودشان را دامن خودشان را پاک مي کنند پاک نگه مي دارند «و الذاکرين و الذاکرات» زن و مردي که هر دو ياد خدا هستند بعدا مي فرمايد «اعد الله لهم مغفرة و اجرا عظيما» فرق نمي کند يعني زن و مرد هر دو در کمالات معنوي مي توانند دوش به دوش هم باشند.
اين مال مشترکات. اما تفاوتها يک جاهايي هم زن و مرد با هم تفاوت دارند به قول مرحوم مطهري مي فرمايد که اسلام با تساوي حقوق مخالف نيست با تشابه حقوق مخالف است لاز...وقتي مي گوئيم تساوي حقوق معنايش اين نيست که ت...ممکن است مساوي باشد اما تساوي نداشته باشد يعني ممکن است که مثلا اين آقا دو تا ميهمان دارند برايش يکي را مثلا خيار و هنداونه پهلويش مي گذاريم يکي را مثلا انگور و انجير حالا قيمت ميوه‏ها هم مثل هم مثلا فرض کنيد يکي باشد بگويند آقا تفاوت، نه اينجا...تشابه نيست ولي مساوي است چون اين قبلا شير خورده آدمي که قبلا شير خورده خيار و هندوانه نبايد رويش بخورد خيار با شير سازگار نيست بنابراين تو چون شير خوردي انگور و انجير بخور تو...ممکن است به دليلي تفاوت باشد اما اين تفاوت تبعيض نيست آنکه بد است تبعيض است يعني حق کشي. خوب. حالا از باب نمونه مثلا در اسلام گفته که طلاق در اختيار مرد باشد البته الان اين عقدهايي که مي خوانند زن در وقت عقد شرط مي کند که در مواردي بتواند خودش، خودش را طلاق بدهد.
اما حالا ما بحث طلاق را پنج شاخه مي کنيم ببينيم مساله طلاق را، طلاق چندتا 1-اصلا طلاق نباشد بگوئيم اصلا طلاق نباشد. 2-به دست مرد باشد 3-به دست زن باشد. 4-به دست هر دو باشد مي شود گفت اصلا طلاق نباشد حالا اگر زن و شوهري واقعا تفاهم ندارند خوب چرا تا آخر عمر همديگر را بسوزند قرآن داريم که بعضي وقتها واقعاً تفاهم ندارند اگر تفاهم ندارند خوب، بگوئيم اصلا طلاق نباشد گاهي وقتها هم ظلم به مرد است هم به زن نمي توانند با هم تفاهم...اينها پيوند نمي خورند مثلا اسفناج و گلابي. اسفناج گلابي هم اسفناج ويتامين دارد هم گلابي اما اينها قابل پيوند نيستند اگر بگوئيم اصلا نباشد اين ظلم به هر دو است ظلم به هر دو چون گاهي وقتها طلاق به نفع هر دو است بگوئيم بدست هر دو باشد بيائيم سراغ چهار اگر به دست هر دو باشد اين باز هم ديگ جوش نمي آيد چون گاهي وقتها يکي گير مي دهد زنه مي خواهد طلاق بگيرد مرده نمي گذارد يا مرده مي خواهد طلاق بدهد زنه نمي گذارد باز اينها گير مي دهند مثل ماشيني که مي خواهد حرکت کند يک لاستيکش خانه يکي ديگر است اگر به دست هر دو باشد اين هم به همديگر گير مي دهند، گير پيدا مي کنند.
بايد يا به دست مرد باشد يا به دست زن حالا در زندگي هايي که ما مي بينيم و شما در خانه تان ديديد اصولا بيشتر وقتها زن متقاضي طلاق است آمار هم اينطور نشان مي دهد چون زن احساساتش از مرد بيشتره و پيشنهاد طلاق اينطور که آمار نشان داده پيشن...بسياري از وقتها زن گفته طلاقم دهيد زود هم مي گويد طلاقم بدهيد اگر طلاق به دست زن باشد آمار طلاق بالا مي رود بايد به دست مرد باشد منتهي مرد ممکن است سوءاستفاده کند اينجا اسلام جلوي سوءاستفاده‏اش را مي گيرد در عقدنامه هايي که الان داريم چهارده تا امضا مي کنند عروس 14 تا هم داماد که در مواردي که زن، مرد معتاد شد زن بتواند خودش را آزاد کند دست به يک شغل زد که در شانش نبود مي تواند.
نقش مرد در حفظ خانواده
بايد طلاق دست مرد باشد چون مرد احساساتش جوش، زودتر، يعني ديرتر تصميم مي گيرد زن چون هيجانيست البته هيجاني بودن به نفعش هست آن سوز و شور و احساسات زن به نفع زن است اگر آن سوز نباشد تربيت بچه به پا نمي گيرد بايد آن رقم باشد گاهي وقتها مثلا مي گويند پس چرا ما را مثلا محروم کردند ما چرا قاضي نيستيم؟ بعضي کشورها زنها را قاضي کردند بعد از مدتي همين زنها رواني شدند چون صبح به صبح هرچه نگاه مي کند دزد، مجرم، قاتل، ترياک فروش، هروئيني از صبح که بيدار مي شود اين خانم همه‏اش نگاه به قيافه‏هاي رنگارنگ بعد هم بايد بگويد بزنيد، بکشيد، اعدام کنيد، کارهاي خشن آن گريه مي کند اين تحت تاثير عواطف قرار مي گيرد گفتند زن دلسوز است خدا اين سوز را در دلش قرار داده براي تربيت نسل آينده آنوقت به خاطر اين سوز نمي تواند با آدمهاي خشن سفت برخورد کند بسياريشان استعفا دادند بسياريشان مرض رواني گرفتند اينهايي که مي گويم از خودم نيست‏ها! اينها همه‏اش مستند است.
تفاوت در مسئوليت، تبعيض نيست‏
و در ثاني اگر يک چيزي را کنار گذاشتيم معنايش اين نيست که بد است يعني اگر شما شکستني گذاشتي کنار مس آوردي جلو بايد شکستني بگويد من تحقير کنم؟ بابا چون ذات تو لط...لطيف است شکستن براي تو زودتر مي شکني تا مرد بنابراين کنار گذاشتند البته مردهايي هستند که لطيفند آن مردها هم به درد نمي خورند در مشورت داريم که با بعضي از مردها مشورت نکن مرده ترسو است مشورت نک...نه نه نه مي ترسيم نه نه نه شنا مي خواهي بروي غرق مي شوي دريا غرق مي شوي رانندگي تصادف مي کني با مرد ترسو مشورت نکن مردي اگر به شما گفتند ولي ترسوه، بخيله، با او مشورت نکن کم عقله با او مشورت نکن. از آن طرف به زنها گفته اگر زني را مي بيني تجربه نشان داده که آينده نگر است با اين زن مشورت بکن بعضي آيات قرآن مي گويد با خانم هايتان مشورت کنيد «و اتمروا بينکم بالمعروف» يعني با خانم تان مشورت کنيد «تشاور بينهما» توي قرآن دارد که راجع به بچه هايتان با زن تان مشورت کنيد خود پيغمبر (صلي الله عليه و آله) با زن هايش مشورت مي کرد. اصلا يک جاهايي فقط حرف زن معتبر است حرف مرد معتبر نيست.
بچه به دنيا آمده نمي دانيم مرده به دنيا آمده يا زنده چون ارثش فرق مي کند اگر مرده به دنيا آمده يا زنده خيلي جاها زنهاي همسايه شهادتشان قبول است ولي مرد قبول نيست بعضي جاها مرد حرفش معتبر است بعضي جاها زن حرفش معتبر است بعضي جاها بايد با مشورت باشد. خلاصه‏اش قرآني که پيغمبر (صلي الله عليه و آله) به زنها مي گويد کوثر و حالا آيات قرآني داريم که چقدر زنها را تجليل کرده انشاءالله در جلسه بعد خواهم گفت آياتي که فقط از زنها تجليل کرده و نظام جمهوري اسلامي که حدود 100 تا کتاب براي ارزش زن نوشته شده حق راي دارد، حق وکيل شدن دارد، حق تعليم و تربيت حق مالکيت، حق امر و نهي کردن.
حضرت زينب (س)، نمونه زن کامل‏
نمونه زن را شما در سيماي زينب کبري (عليها السلام) مي بينيد که توانست از نظر عرفان به جايي برسد که امام حسين (عليه السلام) بهش بگويد خواهر جان توي نماز شبهايت براي من دعا کن يعني زن به مقامي برسد که امام حسين (عليه السلام) بهش بگويد التماس دعا توي نماز شب من را دعا کن. زن به جايي برسد که مقام علوم امام سجاد (عليه السلام) را بگيرد و به مردم پمپاژ کند چون امام سجاد (عليه السلام) حوزه علميه نداشت درس و بحث نداشت خفقان بود بعد از شهادت امام حسين (عليه السلام) علوم امام سجاد (عليه السلام) را مي گرفت و تزريق مي کرد يعني رابطه علم خلق...علم امام و مردم زن بود دعاي نماز شبش، صبر و بردباريش آنوقت انقلابي بودن سخنراني اش که توانست رژيم بني اميه را واژگون کند.
خدايا! تو را به حق محمد (صلي الله عليه و آله) و آل محمد (صلي الله عليه و آله) به ما توفيق بده زنهاي ما، مردهاي ما قدر خودشان را داشته باشند در سايه اسلام دوش به دوش هم بتوانيم در کارهاي خير همکار باشيم.
«والسلام عليکم و رحمة الله»

 نماز، سبك شمردن

  نماز، سبك شمردن



بسم الله الرحمن الرحيم

  شب شهادت امام صادق(عليه السلام) است  يك حديثي از حضرت را تحت عنوان سبك شمردن مطرح كنيم و چه چيزهايي سبك شمردن آن گناه است.
سبك شمردن مسئله‌ي ممنوعي است آدم حق ندارد خودش را سبك كند. آدم چه حقي دارد كه اسم بچه‌اش را غلام بگذارد يعني نوكر، در تواضع ما حق نداريم كه خودمان را سبك كنيم. ديگران را هم حق نداريم تحقير كنيم «وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ» همزه/1 واي به حال كساني كه مسخره مي‌كنند «وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ» حجرات/11 لقب همديگر را زشت نبريد. سلام به بچه‌ها هم مي‌گويد بزرگ حديث داريم وقتي حضرت بچه‌ها را صدا مي‌زد با كنيه صدا مي‌زد ولي ما به بزرگها هم مي‌گوئيم بچه مثلاً مي‌گوئيم بچه‌هاي سپا، بچه‌هاي هيئت، حضرت سليمان وقتي مي‌خواست بگويد فلاني كجاست نمي‌گفت فلاني نيست مي‌گفت من را چي شده كه او را نمي‌بينم «مَا لِي لَا أَرَى الْهُدْهُدَ» نمل/20 نمي‌گويد كجا بودي مي‌گويد من خدمت شما نرسيدم. بعضي بزرگان به هم مي‌رسند مي‌گويند ما توفيق‌مان كم شده است خدمت شما نمي‌رسيم.
به يك نفر گفتند بچه دار شده‌اي گفت خداوند توفيق تربيت يك نفر از بندگانش را به من سپرده است. در جنگ يكي از ياران حضرت ناسزايي گفت به يكي از ياران معاويه امام علي ع فرمود «إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ»(نهج‏البلاغه، خطبه‏206) من كراهت دارم كه تو فحش بدهي. «وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا» أنعام/108 به بت پرستها فحش ندهيد چون آنها هم به خداي شما فحش مي‌دهند.
با انتخاب برو زير كار اما اگر خواستند به تو تحميل كنند زير بار نرو خودت برو زير دوش اما اگر خواستند يك ليوان آب به تو بپاشند قبول نكن. من خودم از بلندي مي‌پرم پائين اما اگر كسي خواسته باشد من را هُل بدهد زير بار نمي‌روم چون توي آن تحقير است. بعضي پدر و مادر‌ها حرفهاي زشتي به بچه هايشان مي‌گويند اسلام مي‌گويد اگر كسي حرف ناروايي زد حق داريد او را شلاق بزنيد، هر كلمه‌اي كه مسلماني را تحقير كند انسان حق شكايت دارد. اسلام گاهي بخاطر سبك كردن برخوردهاي انقلابي مي‌كند مثلاً مي‌گويد مرتد را بكشيد چون دين را سبك شمرده است در صورتي كه هر كافري را نمي‌گويد بكشيد.
بعضي خدا را تحقير مي‌كنند قرآن آيه‌اي دارد مي‌فرمايد بعضي از يهوديها مي‌گويند «إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاءُ» آل عمران/181 خدا فقير است، حالا خدا فقير است چيه؟ خدا مي‌گويد به من قرض بدهيد «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا» بقره/245 مي‌گويند خدا كه قرض مي‌گيرد معلوم مي‌شود كه خدا فقير است تواضع هم نمي‌شود كرد خداوند گفته قرض بده براي اينكه تو را آرام كند مثل اينكه مي‌گوئيم آقا خانه‌ات را رو به خورشيد بساز شما فكر مي‌كني كه خورشيد به خانه شما نياز دارد در صورتي كه همه‌تان خانه هايتان را پشت به خورشيد بسازيد در خورشيد اثري ندارد. اگر همه كافر بشوند براي خدا فرقي نمي‌كند «إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ» إبراهيم/8 شاعر هم مي‌گويد گر جملـــه كائنات كافر گرددند بر دامن كبريايش ننشيند گرد.
بعضي خدا را نشناخته‌اند «أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ» توبه/65 آيات خدا را مسخره مي‌كنيد؟ روز فتح مكه حضرت فرمود همه كفار را عفو كردم جز سه نفر گرچه پرده كعبه را بگيرند و زار زار گريه كنند گفتند اين سه نفر چه جوري بودند؟ فرمود اينها من را تحقير مي‌كردند هجو مي‌كردند. امام فرمود سلمان رشدي اگر عابد دهر هم بشود بايد كشته شود چون رسول الله را تحقير كرد.
به حرم مي‌گويند حرم چون حريم دارد، خدا به موسي مي‌گويد درست است كه پيغمبر هستي اما «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِي الْمُقَدَّسِ طُوًى» طه/12 كفش هايت را در بياور، چه خبره؟ و آمده‌اي در وادي مقدس تور سينا هستي، مقدسات حريم دارد.
اگر كسي به امامي جسارت كرد شما حق داري كه او را بكشي نياز به قاضي و دادستان هم نيست اگر آگاهانه بود يكوقت حالي‌اش نيست اين. . . اسم خدا مقدس است «سَبِّحْ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى» أعلى/1 هم ذات او مقدس است و هم اسم او ولذا دست بي وضو نمي‌شود به اسم خدا زد.
روايت داريم قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «فَضْلُ الْقُرْآنِ عَلَى سَائِرِ الْكَلَامِ كَفَضْلِ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ»(مستدرك‏الوسائل، ج‏4، ص‏237) فضل قرآن بر ساير سخنان مثل فضل خدا بر خلق‌اش است قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «الْقُرْآنُ غِنًى لَا غِنَى دُونَهُ وَ لَا فَقْرَ بَعْدَهُ»(وسائل‏الشيعة، ج‏6، ص‏168) قرآن بي نياز است يعني همه چيزي توي قرآن است قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ مَأْدُبَةُ اللَّهِ فَتَعَلَّمُوا مَأْدُبَتَهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ»(مستدرك‏الوسائل، ج‏4، ص‏232) وسيلــة ادب خداوند است قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «الْقُرْآنُ أَفْضَلُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ دُونَ اللَّهِ فَمَنْ وَقَّرَ الْقُرْآنَ فَقَدْ وَقَّرَ اللَّهَ وَ مَنْ لَمْ يُوَقِّرِ الْقُرْآنَ فَقَدِ اسْتَخَفَّ بِحُرْمَةِ اللَّهِ حُرْمَةُ الْقُرْآنِ عَلَى اللَّهِ كَحُرْمَةِ الْوَالِدِ عَلَى وَلَدِهِ»(مستدرك‏الوسائل، ج‏4، ص‏236) كسي قرآن را سبك بشمارد، سبك شمردن قرآن چيه؟ شما روزنامه مي‌خواني اما هفته به هفته قرآن نمي‌خواني اين استخفاف است.
استخفاف به فتوي، امام صادق(عليه السلام) فرمود اگر بين دو نفر دعوا شد رفتند پيش قاضي طاغوت حتي اگر حق‌ات را بگيري حرام است براي اينكه از راه طاغوت حق‌ات را گرفته‌اي مثل اينكه شما آب را توي ظرف شراب بريزي و بخوري باز هم گير هستي براي اينكه از اين ظرف استفاده كرده‌اي براي اينكه هم حق تو بايد حق باشد و هم وصول آن حق باشد مثل اينكه آدم برود مكه با الاغ دزدي، گفتند پس چه كنيم فرمود برويد نزد عالمي كه صاحب نظر باشد در حرام و حلال بعد مي‌فرمايد من كه امام هستم اين شخص را بر شما حاكم قرار دادم اگر او طبق احكام الهي قضاوت كرد اگر كسي از او قبول نكرد حكم خدا را سبك شمرده است اين مجتهد را رد نكرده امام صادق(عليه السلام) را رد كرده است و كسي كه امام را رد كند كافر است. اسلام به مثلثي اعتقاد دارد مثلث عمل و نيت و شيعه، همه‌اش بايد درست باشد.
شخصي از دنيا رفته بود وصيت كرد كه اموال خرمايش را بدهند به فقرا وراث هم تقسيم كردند حضرت فرمود اين از نظر عمل شكم‌هاي زيادي را سير كرد. اما اگر يك خرما را با دست خودش مي‌داد اين بهتر بود. براي اينكه بعد از مرگ ولو شكم‌هاي زيادي سير شد اما سخاوت ايشان زياد نشد.
سبك شمردن مردم، روايت داريم كه خداوند چند چيز را ميان مردم پنهان كرده است يكي اينكه اولياء خودش را در ميان مردم پنهان كرده است آدم نمي‌داند كه اولياء خدا كي‌ها هستند آيه‌اي داريم كه روز قيامت مي‌پرسند اين لات و لوتها كجا هستند؟ مي‌گويند رفتند بهشت، اِه! اِه ندارد تو اينها را بد مي‌دانستي اينها آدمهاي خوبي بودند «مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنْ الْأَشْرَارِ» ص/62 اينها قيافه‌شان اشرار بود ما چه مي‌دانيم، شايد همان كسي كه او را تحقير مي‌كنيم از اولياء خدا باشد.
هيچ عملي را تحقير نكنيد شايد همان عمل پايبند تو شد. بدترين گناه چيست؟ حضرت باقر ع فرمود: «اتَّقُوا الْمُحَقَّرَاتِ مِنَ الذُّنُوبِ»(كافي، ج‏2، ص‏270) بدترين گناه گناهي است كه آدم انجام بدهد و بگويد اينكه چيزي نيست. علي بن يقطين نور چشم امام كاظم(عليه السلام) بود از مكه رفت مدينه خواست امام را ملاقات كند حضرت به او راه نداد گفت آقا من وزير هستم شيعه هستم نماينده امام هستم عامل نفوذي هستم در دربار، شما به من راه نمي‌دهيد؟ فرمود نه، گفت چرا؟ فرمود براي اينكه يك چوپان آمد توي اتاق تو كار داشت شما وقتي فهميدي ك چوپان است گفتي ولش كن بخاطر چوپاني او را تحقير كردي‌اي علي بن يقطين امسال مكه نرو چون من كه امام هستم به تو راه نمي‌دهم حج تو هم قبول نيست گفت آقا چه خاكي به سرم كنم؟ فرمود بايد چوپان را راضي كني، از مدينه برگشت كوفه در خانـــه آن چوپان را زد اين وزير سرش را گذاشت روي خاك گفت پايت را بگذار روي صورت من تا تكبرم بشكند چوپان را راضي كرد برگشت امام در خانه را به رويش باز كرد سبك شمردن خيلي مهم است.
امام رضا(عليه السلام) با يك برده سياه پوست مشورت كرد برده گفت آقا شرمنده نكن شما امام هستي من يك برده هستم شما با من مشورت مي‌كني؟ امام فرمود چه اشكالي دارد كه خداوند چيزي به مغز تو الهام كند كه به مغز ديگران الهام نكند.
ما سه قشر را تحقير مي‌كرديم يكي بچه‌ها بودند يكي زنها و يكي هم كشاورزها ما زمان شاه اين سه گروه را تحقير مي‌كرديم امام آمد فرمود رهبر من همان پسر سيزده ساله است به زنها هم گفت مرد از دامن زن به معراج مي‌رود حتي در يكي از سخنراني هايش فرمود رهبر من زنهاي قم هستند يكي هم فرمود عشائر ذخاير مردم هستند روستايي‌ها ولي نعمت ما هستند.
ما فقط يك گير داريم كه انشاء الله آن هم دارد حل مي‌شود و آن هم اينكه توي مسجدهاي ما نسل منقرض بودند يعني مسجدها محل بازنشستگان كشوري و لشگري بود يعني از پنجاه سال به بالا اين هم الحمدلله يك تكاني خورده است و الان جوان شده‌اند قرآن مي‌فرمايد مسجد بايد مثل سنگر فرماندهان باشد «لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ» أعراف/46 مي‌گويند مسجد بايد جوري باشد كه وارد آن نشوند مگر با ترس مثلاً يك عامل نفوذي وقتي مي‌خواهد برود توي سنگر فرماندهي چطور مي‌ترسد مي‌گويد مسجد هم بايد اينطور باشد كه وقتي بيگانه توي آن مي‌آيد بترسد.
خدا به پيغمبر مي‌گويد به مردم سلام كن «فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ» أنعام/54 مردم محترم هستند. استخفاف فقير داريم قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «مَنِ اسْتَخَفَّ بِفَقِيرٍ مُسْلِمٍ فَلَقَدِ اسْتَخَفَّ بِحَقِّ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَسْتَخِفُّ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»(من‏لايحضره‏الفقيه، ج‏4، ص‏13) اگر كسي را بخاطر فقر تحقير كني حق خدا را تحقير كرده‌اي خدا روز قيامت تو را خوار مي‌كند. اين تك‌ها همه پاتك دارد «إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنْ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ» مطففين/29 مجرم به مومن مي‌خندد.
امام صادق(عليه السلام) لحظه آخر عمرشان بود فرمود تمام بستگان را دعوت كنيد بعد فرمود «إِنَّهُ لَا يَنَالُ شَفَاعَتَنَا مَنِ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاةِ»(كافي، ج‏3، ص‏270) هر كس نماز را سبك بشمارد شفاعت ما شامل او نمي‌شود. پيغمبر فرمود: «لَيْسَ مِنِّي مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلَاتِهِ لَا يَرِدُ عَلَيَّ الْحَوْضَ»(من‏لايحضره‏الفقيه، ج‏1، ص‏206) كسي كه نماز را سبك بشمارد از ما نيست و به خدا قسم وارد حوض كوثر نمي‌شود آدم بهترين حرفهايش را دقيقـــة آخر عمرش مي‌زند هميشه آدم آخرين حرفهايش بهترين حرفهايش است يعني عصاره عمرش را. . . حضرت امير تا ضربت مي‌خورد مي‌فرمايد فزت يعني تمام شصت و سه سال دنبال فوز مي‌گشتم و الان رسيدم قطعنامه عمر آدم كلمات آخر انسان است قطعنامه عمر امام صادق(عليه السلام) اين بود كه به خدا قسم اگر كسي نماز را سبك بشمارد از ما نيست.
موارد استخفاف نماز: با هر لباسي نماز خواندن، لباس نماز بايد تميز باشد، غلط خواندن نماز، با عجله خواندن، در محيط آلوده خواند، دير خواندن، گاهي خواندن و گاهي نخواندن، من يكوقت نامه‌اي نوشتم به وزار كه يك معاون قوي هر دو ماه يك ساعت بيايد راجع به نماز وزارت خانه با او صحبت كنيم هفته اول معاونين آمدند دو ماه دوم معاونين شدند مشاورين دو ماه سوم مشاورين شدند مدير كل‌ها دو ماه چهار مدير كل‌ها شدند معاون مدير كل خلاصه رسيد به روابط عمومي و حالا رسيده به تلفن چي يعني هنوز نرسيده خواهيد رسيد اگر رهبر به وزير بگويد بيا نمي‌گويد معاون برود خودش مي‌رود ولي وقتي مي‌گوئيم نماز مي‌گويد خيلي خوب حالا كسي برود اين استخفاف است.
«والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته»

حبط عمل در قرآن


حبط عمل در قرآن



بسم الله الرحمن الرحيم

بحث ما در مورد تأثير و تأثر عمل در يکديگر است. يک کاري در کار ديگر اثر مي‎گذارد. گاهي يک حالت در عمل اثر مي‎گذارد و گاهي يک عمل در حالت اثر مي‎گذارد. شما گاهي اوقات دو كار را پشت سر هم انجام مي‌دهيد. كار دومي كه شما انجام مي‌دهيد يا كار اول شما را كامل مي‌كند و يا كار شما را خراب مي‌كند و اين چند فراز دارد. گاهي عمل در حالت اثر مي‎گذارد. گاهي عمل در روح اثر مي‎گذارد. گاهي روح در عمل اثر مي‎گذارد. گاهي روح در روح اثر مي‎گذارد و گاهي هم عمل در عمل اثر مي‎گذارد. گاهي عمل در روح اثر مي‎گذارد مثلاً شما يک کارهايي مي‎کنيد و سنگدل مي‎شويد. غذاهاي خاصي را مي‎خوريد و قساوت قلب پيدا مي‎کنيد. اول دل شما صاف بود. اما در اثر گناه پي در پي سنگدل شديد. عمل در روح اثر مي‎گذارد. گاهي روح در عمل اثر مي‎گذارد. مثل اينکه اگر انسان نشاط داشته باشد، بهتر نماز مي‌خواند و اگر نشاط نداشته باشد نمازش را خوب نمي‌خواند. حالت در عمل اثر دارد. روح در روح اثر دارد. حالت در حالت اثر دارد. مثلا روح انسان گرايش دارد به اينکه با اشراف و اغنياء بنشيند. اين برخورد باعث مي‌شود كه انسان کم کم منش خاصي پيدا کند و طبيعت او خاص ‎شود. عمل در عمل اثر مي‎گذارد. روح در روح اثر مي‎گذارد. بحث اين جلسه‌ي ما درباره‌ي چيزهايي است که باعث مي‎شود عمل خوب انسان از بين برود. به از بين رفتن عمل خوب حبط مي‎گويند. اينکه يک کسي در طول ماه رمضان گناه نمي‌كند اما بلافاصله بعد از تمام شدن اين ماه، با يك كار اشتباه تمام رشته‌ها را پنبه مي‌كند، حبط كرده است. يکي از عوامل حبط راضي نبودن از خداست. امام باقر(ع) مي‌فرمايد: «مَنْ سَخِطَ الْقَضَاءَ مَضَى عَلَيْهِ الْقَضَاءُ وَ أَحْبَطَ اللَّهُ أَجْرَهُ»(كافي، ج‏2، ص‏62) خداوند اصولي را مقدر کرده است كه اگر شما غيظ کني و راضي نباشي، خدا به خاطر غيظ شما برنامه خودش را به هم نمي‎زند. غيظ شما فقط باعث مي‌شود که اجر شما از بين برود. بنابراين به چيزي كه خداوند مقدر كرده است، بايد گفت: « رضا برضاك» آن زمان كه امام حسين(ع) روي دوش پيغمبر(ص) سوار مي‌شد، راضي بود. وقتي هم كه در قتلگاه كربلا بدنش زير سم اسبان رفت، باز هم راضي بود. کارمندان بانک هم همينطور هستند. يک روز رئيس بانک مي‎گويد: امروز در اين باجه بايست و پول بده. يک بار هم مي‎گويد: امروز در اين باجه بايست و پول بگير. آن كارمند نه آن روزي که پول مي‎دهد سکته مي‎کند و نه آن روزي که پول مي‎گيرد خوشحال مي‌شود. هر طور بگويند، انجام مي‎دهد. حضرت ابراهيم(ع) در دعاهاي خود مي‎گفت: خدايا من و ذريه‌ام را «أُمَّةً مُسْلِمَةً»(بقره/128) طوري قرار بده که تسليم بشويم.
سعايت به معني بدگويي به افراد مهم است. افرادي سعايت مي‎کنند. يعني نزد افراد مهم مثل: فرماندار، بخشدار، وکيل، وزير، حاکم، قاضي، امام جمعه، استاندار مي‎روند و مي‎گويند: فلاني چنين است و با اين كار ريشه‌ي شخص را مي‌زنند. اگر کسي براي کسي بزند، عبادت‌هايي که كرده است، هدر مي‎رود. پيامبر(ص) فرمود: «مَنْ سَعَى بِأَخِيهِ إِلَى سُلْطَانٍ وَ لَمْ يَنَلْهُ مِنْهُ سُوءٌ وَ لَا مَكْرُوهٌ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ»(ثواب‏الأعمال، ص‏285) اگر کسي نزد حاکمي برود و سعي كند كه با حرف هايش براي ديگري بزند، اگرچه آن حاکم ضرري به اين آقا نزد و فقط حرف‌هاي او را بشنود تمام اعمال اين آقا از بين مي‎رود. يک روز يک نفر عکسي را نزد من آورد و گفت: فلاني را ببين كه در اتاق کار خود نشسته است و با اين خانم حرف مي‎زند. در حالي كه اين خانم چادر از سرش افتاده است باز هم با او صحبت مي‌كند. گفت: خيلي تلاش كردم تا اين آقا را از كارش عزل كردم. گفتم: معلوم مي‎شود که تو يک دوربين مخفي داشته‌اي و در کمين بودي تا ببيني چه کسي گناه مي‎کند و فيلمبرداري کني! اگر گناهي را ديديم بايد برويم اطلاع بدهيم نه اينکه برويم از روزنه در نگاه کنيم و دوربين را آماده باش قرار دهيم. از اين كار معلوم مي‌شود كه تو مي‎خواهي سعايت کني. افشاء کردن يک موارد خاصي دارد. اصل اسلام اين است که تجسس حرام است. اگر گناهي را ديديم بايد اطلاع بدهيم اما به بعضي‎ها كه اصل باشند. سعايت باعث مي‎شود که تمام اعمال از بين مي‎رود. مي‎دانيد چرا اين بحث را مي‎کنم؟ براي اينكه شبهاي قدر را پشت سر گذاشته‌ايم و من مي‎ترسم كه هرچه بافته‎ايد، پنبه کنيد. قالي بافي چند ماه طول مي‌كشد اما حفظ آن دهها سال کار دارد. در زايمان مادر نه ماه زجر مي‎کشد اما بعد از نه ماه، بايد سي سال بچه داري كند. يعني هميشه حفظ چيزي از خود آن مهمتر است. عبادت هايتان را با سعايت كردن از بين نبريد. براي همديگر نزنيد. چند وقت ديگر انتخابات مجلس است. خدا مي‎داند كه چه خواهيم کرد؟ من مي‌خواهم يك مطلبي را بگويم. گرچه گوش نمي‎دهند ولي مي‎گويم. من آدمي را‎ ديدم که براي تبليغاتش در انتخابات خيلي پوستر و عکس مي‎زدند و بعد هم تمام اين عكس‌ها پاره مي‎شد. وقتي يکي از نماينده‎ها مي‎خواست کانديدا بشود، گفتم: نمي‌شود يك دفتري درست كنيد و پشت اين دفتر از خودتان تبليغ كنيد. با اين كار هم خودتان را معرفي كرده‌ايد و هم به طبقات محروم كمك مي‌كنيد. ما بايد سعي كنيم كه مسير تبليغات را مسير مفيدي قرار بدهيم.
ظلم به کارگر: از عواملي که باعث مي‎شود که کارهاي انسان حبط بشود، ظلم به کارگر است. پيامبر(ص) فرمود: «مَنْ ظَلَمَ أَجِيراً أَجْرَهُ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ»(من‏لايحضره‏الفقيه، ج‏4، ص‏11) اگر کسي به کارگرش ظلم کند، خدا تمام عمل او را از بين مي‎برد.
نگاه بد: اگر زن شوهردار به مردي نگاه کند و چهره‌ي آن مرد را ببيند، تمام كارهاي خوب آن خانم از بين مي‌رود. پيامبر(ص) فرمود: «اشْتَدَّ غَضَبُ اللَّهِ عَلَى امْرَأَةٍ ذَاتِ بَعْلٍ مَلَأَتْ عَيْنَهَا مِنْ غَيْرِ زَوْجِهَا أَوْ غَيْرِ ذِي مَحْرَمٍ مِنْهَا فَإِنَّهَا إِنْ فَعَلَتْ ذَلِكَ أَحْبَطَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ كُلَّ عَمَلٍ عَمِلَتْهُ»(أعلام‏الدين، ص‏417) اگر زني به مرد نامحرم نگاه كند، تمام کارهاي خوب اين خانم از بين مي‎رود. فحشا عمل را از بين مي‎برد. پيامبر(ص) فرمود: «مَنْ رَمَى مُحْصَناً أَوْ مُحْصَنَةً أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ»(ثواب‏الأعمال، ص‏285) اگر كسي براي زن شوهردار يا مردي كه زن دارد شايعه درست كند و تهمت ناروا به آنها بزند، تمام كارهاي آن شخص به خاطر اين تهمت از بين مي‌رود. حديث داريم که حضرت فرمود: هرکس يک «سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ»(كافي، ج‏2، ص‏506) بگويد ده درخت در بهشت به مجموع درخت‌هاي او اضافه مي‎شود. يک نفر گفت: پس باغ من چقدر درخت دارد. خدا مي‎داند كه ما چقدر الله اکبر گفته‌ايم. حضرت فرمودند: گاهي هم يک آتش مي‎فرستيم و همه را مي‎سوزانيم. در استخر خيلي آب مي‎رود اما به خاطر سوراخ‌هايي كه دارد داخل آن آب زيادي نمي‎ماند. و لذا قرآن مي‎گويد: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها»(انعام/160) مي‌گويد: «مَنْ جاءَ» نمي‎گويد: «مَنْ عَمل» مگر نمي‎گويد: هرکس عملي را انجام دهد، ده برابر به او مي‌دهيم. مي‎گويد: کار خوبتان را بياوريد. خيلي‎ها کار خوب انجام مي‎دهند اما نمي‎توانند اين کار خوب را بردارند و تا قيامت ببرند. وسط راه از دستشان مي‎افتد. «جاءَ» يعني بردار و بياور. حضرت علي(ع) داشت در كوچه مي‎رفت. در کوچه ديد كه کسي داخل خانه‌اش اين آيه را مي‎خواند و زار زار گريه مي‎کند. «أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ»(زمر/9) حضرت فرمود: همين كسي كه با اين حال اين آيه را مي‎خواند، جزء خوارج است. يک کسي به مسجد پيغمبر(ص) آمد و يک نمازي خواند. همه مسلمانها گفتند: ديدي او چه نمازي خواند؟ او به معراج رفت و برگشت. حضرت فرمود: او يکي از خوارج است. حضرت علي(ع) فرمود: «لَا يَبْقَى لَهُ عَمَلٌ إِلَّا حَبِطَ وَ يَبْقَى عَلَيْهِ مُوَالَاتُهُ لِأَعْدَاءِ عَلِيٍّ ع وَ جَحْدُهُ وَلَايَتَهُ»(تأويل‏الآيات‏الظاهرة، ص‏178) اگر کسي منکر ولايت بشود عملش حبط مي‎شود.
ترک نماز: پيامبر(ص) فرمود: «مَنْ تَرَكَ صَلَاتَهُ حَتَّى تَفُوتَهُ مِنْ غَيْرِ عُذْرٍ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ»(جامع‏الأخبار، ص‏73) اگر کسي نمازش را بدون عذر تعطيل کند، عملش حبط مي‎شود. گاهي وقتها مي‌گوييم: عروسي بود بعدا مي‎خوانيم. مريض هستيم بعدا مي‎خوانيم. مگر مريض مي‎تواند كه نمازش را نخواند. از حضرت امام(ره) در حال نماز فيلمي‎ دارند. ايشان سرم به دستش است. زير کتف ايشان را گرفته‌اند. حال ايشان بدتر مي‎شود و به جايي مي‎رسد که ديگر نمي‎تواند خم بشود. مهر را برمي‎دارند و به پيشاني ايشان مي‎گذارند و ايشان «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ» را مي‎گويد. نماز در هيچ حالي ساقط نمي‎شود. به راننده گفتم: براي نماز نگه دار. اما آن راننده نگه نداشت. ما او را جريمه‎ کرديم و سه روز ماشين او را نگه داشتيم و براي همين كار پنجاه هزار تومان جريمه‎ شد. مي‌گويند: مگر زور است؟ بله براي نماز زور است. چون نماز به اندازه يک چمدان ارزش دارد. اگر چمدان شما بيفتد و شما بگويي نگه دار و او نگه ندارد، او را جريمه مي‎کني يا نه؟ اگر شما براي نماز ساکت بشويد، معلوم مي‎شود که غيرت شما براي چمدان بيش از نماز است. مشكل از ما است. مشكل از راننده نيست. راننده اگر بفهمد كه ما جدي هستيم، نگه مي‎دارد. اگر بفهمد كه ما مسلمان آبکي هستيم، او هم آبکي جواب مي‎دهد. نماز چيزي نيست که از آن بگذريم. آشکار کردن زشتي‌ها حتي براي مرده زشت است. اگر مرده شور هنگامي ‎که مرده را مي‎شويد، عيبي از مرده ببيند، نبايد آن را نقل کند. چون آبروي مسلمان، آن هم مرده را برده است. مي‎گويند: از گناهان اين است که انسان نبش قبر کند. مسلمان آبرو دارد. مرده‎اش هم آبرو دارد. بعضي از مادرها وقتي که مهمان دارند مي‎گويند: اين دختر را مي‎بيني. اين بچه، جان من را به لبم رسانده است. خدا انشاء الله مرگش بدهد. اين دختر هم روبروي مهمان رنگ به رنگ مي‎شود. گاهي وقتها مادرها ميدان پيدا مي‎کنند و روبروي مهمان بچه‌شان را کنف مي‎کنند. مادر حق دارد بچه‎اش را تربيت کند اما حق ندارد آبروي او را بريزد. پدر حق دارد كه بچه‎اش را بزند ولي حق ندارد كه آبرويش را ببرد. شما حق داريد كه مجرم را شلاق بزنيد ولي حق نداريد كه به او احمق بگوييد. شما هم به خاطر اين حرفي كه زديد بايد شلاق بخوريد. خيلي از کلماتي که ما به هم مي‎گوييم قابل تنبيه هست.
منت: از چيزهايي که عمل را از بين مي‎برد، منت است. من بودم که شما را به اينجا رساندم. من بودم كه براي شما وام گرفتم. من براي دختر شما جهيزيه‎ خريدم. هرکس بگويد: من! خدا حال او را مي‎گيرد. «فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‏»(نازعات/24) فرعون مي‎گفت: من پروردگار هستم. خدا حال او را گرفت. نمرود مي‎گفت: «أَنَا أُحْيي‏ وَ أُميتُ»(بقره/258) من هرکس را بخواهم اعدام مي‎کنم و هرکس را بخواهم زنده مي‎کنم. حتي فرشته‎ها گفتند: «وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ»(بقره/30) ما هستيم که اهل سبحان الله هستيم. اين آدم خونريز و فاسد است. او را خلق نکن. خدا حال فرشته‎ها را هم گرفت و کاري کرد که فرشته‌ها گفتند: «لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا»(بقره/32) هر کاري مي‎خواهي بکني بکن. تو درست مي‎گويي. اصلاً کسي که بگويد: من! خدا حال او را مي‎گيرد. يکي از رييس‎هاي دانشگاه فرد حزب اللهي است. دانشجو‌ها مي‎خواستند نماز بخوانند اما روحاني نبود. ايشان خودش جلو رفت و پيش نماز شد. اساتيد دانشگاه پشت سر او ايستادند. ايشان مي‎گفت: من يك خورده قنوت را طولاني كردم. غرور من را گرفته بود. آن بنده‌هاي خدا خسته شدند و به ركوع رفتند. همين كه من خواستم ذكر ركوع را بگويم، هر كاري كردم اين ذكر به ياد من نيامد. در مدت عمرم اولين بار بود که پيشنماز شده بودم. مي‎گفت: به قدري حال من گرفته شد كه گفتم: چشمت کور! اين به جاي آن! خدا زود انتقام مي‎گيرد. پيامبر(ص) فرمود: «مَنْ عَيَّرَ مُؤْمِناً بِشَيْ‏ءٍ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَرْكَبَهُ»(كافي، ج‏2، ص‏356) اگر کسي مؤمني را مسخره کند. نمي‎ميرد مگر اينکه خودش به همان مرض مبتلا ‎شود. کسي در گفتن «وَ لاَ الضَّالِّينَ»(فاتحه/7) وسواسي بود. مي‎گفت «ولا الض ولاالض» يکي پشت سر او گفت: مرض! مرض! او را مسخره كرد. خود او هم به اين مرض وسواسي «ولاالض» گرفتار شد. تحقير مسئله مهمي‎است. مجرم را شلاق بزنيد ولي به او نيش نزنيد. به همين دليل حضرت زينب کبري(س) گفت: شام بدتر از کربلا بود. چون در کربلا برادرش را کشتند ولي در شام به او نيش زدند. روز فتح مکه پيغمبر گفت: همه‌ي کفار را ببخشيد. همه‌ي بت پرستها آزاد هستند. فرمود: فقط سه نفر را بگيريد و بکشيد. گفتند: مگر اين سه نفر چه کردند؟ گفت: اينها نيش مي‎زدند. به همين خاطر امام فرمود: سلمان رشدي توبه ندارد حتي اگر عابد دهر باشد. مسئله تحقير خيلي مهم است. پيامبر(ص) فرمود: «مَنِ اصْطَنَعَ إِلَى أَخِيهِ مَعْرُوفاً فَامْتَنَّ بِهِ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ ثَبَّتَ وِزْرَهُ وَ لَمْ يَشْكُرْ لَهُ سَعْيَهُ»(من‏لايحضره‏الفقيه، ج‏4، ص‏17) اگر کسي به برادر ديني خود خدمتي بکند اما منت بگذارد، تمام اعمالش از بين مي‌رود. امام صادق(ع) فرمود: «أَيُّمَا امْرَأَةٍ قَالَتْ لِزَوْجِهَا مَا رَأَيْتُ قَطُّ مِنْ وَجْهِكَ خَيْراً فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهَا»(من‏لايحضره‏الفقيه، ج‏3، ص‏440) اگر خانمي ‎به شوهرش بگويد: من از تو خيري نديدم. اين خانم هرچه اعمال خير انجام داده است از بين مي‌رود. معلوم مي‎شود كه اعمال ما گوني باروت است كه با يک جرقه منفجر مي‎شود. امام صادق(ع) فرمود: «مَنْ شَكَّ أَوْ ظَنَّ وَ أَقَامَ عَلَى أَحَدِهِمَا أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ إِنَّ حُجَّةَ اللَّهِ هِيَ الْحُجَّةُ الْوَاضِحَة»(كافي، ج‏2، ص‏400) اگر كسي را وهم بگيرد و او روي وهم خود شماتت كند تمام اعمال او از بين مي‌رود. دوست من مي‎گفت: خانم من خواب ديده است که من رفتم و يک زن ديگر گرفتم. يک ماه با من قهر است. مي‎گويم: خانم آخر من چه خاکي بر سرم بريزم که تو اين خواب را ديده‌اي. سوء ظن سه قسمت مي‎باشد: 1- سوء ظن به خدا كه ممنوع است. 2- سوء ظن به مردم كه اين هم ممنوع است. 3- سوء ظن به خودت كه جايز است. به خودت سوء ظن داشته باش و بگو: من قابل نيستم. البته اين حرف تو به ظاهر نباشد. چون گاهي وقتها مي‎گويد: من قابل نيستم يعني من قابل هستم. آدمهايي هستند كه وقتي وارد جلسه‌اي مي‎شوند اول پايين مي‌نشينند كه بعد با تعارف بالا بروند. اين شخص دنده‌اش مي‎خوارد که بالا برود. اما پايين مي‎نشيند تا به او بگويند: خواهش مي‌كنم بفرماييد بالا بنشينيد. آدم نبايد عمل خودش را زياد بداند. امام زين العابدين در صحيفه سجاديه مي‎گويد «وَ اسْتِقْلَالِ الْخَيْرِ وَ إِنْ كَثُرَ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي، وَ اسْتِكْثَارِ الشَّرِّ وَ إِنْ قَلَّ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي»(صحيفه سجاديه، دعاى 20) خدايا به من توفيق بده كه کار خيرم را صغير بشمارم. خدايا به من توفيق بده كه کار شرم را زياد بدانم. يعني بدي هايم را زياد ببينم و خوبي هايم را کم ببينم. علت اينکه ما مي‎گوييم: فلاني حجت الاسلام است، براي اين است كه ما سواد او را در تعداد كتاب‌هايي كه خوانده است مي‌دانيم. نگاه نکنيم كه چند ميليون کتاب مطالعه کرده است. نگاه كنيم كه چقدر بي سواد است. به کارهاي نکرده‎‌ي خودمان نگاه کنيم تا ببينيم چقدر راه داريم که برويم. به کارهاي انجام داده نگاه نکنيم تا غرور ما را بگيرد. گفتيم: عمل در عمل اثر دارد. بسياري از افراد زحمت مي‎کشند اما به خاطر اينکه راضي به قضاي خدا نيستند، سعايت مي‎کنند. يعني نزد مسئولي مي‎روند و زير آب کسي را مي‌زنند. به کارگر ظلم مي‎کنند. نگاه بد مي‎کنند. به پاکدامني تهمت مي‎زنند. با اميرالمؤمنين(ع) دشمني دارند. نماز را ترک مي‌كنند. منت مي‌گذارند. اين کارها باعث مي‎شود که اعمال خير از بين برود. اينها گوشه‌هايي از عوامل حبط عمل است. در قرآن حدود چهارده، پانزده آيه داريم كه درباره‌ي حبط عمل است. خدا آيت الله مدني را رحمت کند. ايشان مي‎گفت: وقتي ما كاري را با ريا شروع كنيم كار ما از همان ابتدا خراب مي‌شود ولي اگر ما از همان ابتدا كار خود را براي خدا انجام دهيم ديگر هيچ وقت به مشكل نمي‌خورد و خراب نمي‌شود.
«والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته»